@AdabSar
یا بیا آسوده خاطر کن ز این تنها مرا
یا برو بگذار با خود یکدمی تنها مرا
تا شدم بازیچهی دستِ دلِ خودخواهِ خود
میکشد گاهی در اینجا گاه در آنجا مرا
زندگی چون قایقی بر روی دریای غم است
کِی رساند قایقِ غم ساحلِ دریا مرا؟
نیست آرامی ز توفانِ بلای روزگار
میبرد چون موج گه پایین و گه بالا مرا
رهگذار عشق باشم زین دیار نیستی
احتمال رفتن است امروز یا فردا مرا
لحظهای گر دل شود آرام از دست زمان
لحظهای دیگر برآید بانگِ واویلا مرا
چند با درد و غمت ای روزگارا ساختن؟
سوختم، آزاد کن ای چرخ بیپروا مرا
کو رفیقِ یکدلی کو محرمی کو را زبان
کو یکی یاری در این دوران وانفسا مرا
هرچه میخواهی ز من امروز یا فردا بپرس
چون نخواهی کرد دیگر بعد از این پیدا مرا
«آذرا» رسم و ره عشق است رنج روزگار
عشقبازی میکند آخر بلندآوا مرا
#آذر_اصفهانی
@AdabSar
یا بیا آسوده خاطر کن ز این تنها مرا
یا برو بگذار با خود یکدمی تنها مرا
تا شدم بازیچهی دستِ دلِ خودخواهِ خود
میکشد گاهی در اینجا گاه در آنجا مرا
زندگی چون قایقی بر روی دریای غم است
کِی رساند قایقِ غم ساحلِ دریا مرا؟
نیست آرامی ز توفانِ بلای روزگار
میبرد چون موج گه پایین و گه بالا مرا
رهگذار عشق باشم زین دیار نیستی
احتمال رفتن است امروز یا فردا مرا
لحظهای گر دل شود آرام از دست زمان
لحظهای دیگر برآید بانگِ واویلا مرا
چند با درد و غمت ای روزگارا ساختن؟
سوختم، آزاد کن ای چرخ بیپروا مرا
کو رفیقِ یکدلی کو محرمی کو را زبان
کو یکی یاری در این دوران وانفسا مرا
هرچه میخواهی ز من امروز یا فردا بپرس
چون نخواهی کرد دیگر بعد از این پیدا مرا
«آذرا» رسم و ره عشق است رنج روزگار
عشقبازی میکند آخر بلندآوا مرا
#آذر_اصفهانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
یا بیا آسوده خاطر کن ز این تنها مرا
یا برو بگذار با خود یکدمی تنها مرا
تا شدم بازیچهی دستِ دلِ خودخواهِ خود
میکشد گاهی در اینجا گاه در آنجا مرا
زندگی چون قایقی بر روی دریای غم است
کِی رساند قایقِ غم ساحلِ دریا مرا؟
نیست آرامی ز توفانِ بلای روزگار
میبرد چون موج گه پایین و گه بالا مرا
رهگذار عشق باشم زین دیار نیستی
احتمال رفتن است امروز یا فردا مرا
لحظهای گر دل شود آرام از دست زمان
لحظهای دیگر برآید بانگِ واویلا مرا
چند با درد و غمت ای روزگارا ساختن؟
سوختم، آزاد کن ای چرخ بیپروا مرا
کو رفیقِ یکدلی کو محرمی کو را زبان
کو یکی یاری در این دوران وانفسا مرا
هرچه میخواهی ز من امروز یا فردا بپرس
چون نخواهی کرد دیگر بعد از این پیدا مرا
«آذرا» رسم و ره عشق است رنج روزگار
عشقبازی میکند آخر بلندآوا مرا
#آذر_اصفهانی
@AdabSar
یا بیا آسوده خاطر کن ز این تنها مرا
یا برو بگذار با خود یکدمی تنها مرا
تا شدم بازیچهی دستِ دلِ خودخواهِ خود
میکشد گاهی در اینجا گاه در آنجا مرا
زندگی چون قایقی بر روی دریای غم است
کِی رساند قایقِ غم ساحلِ دریا مرا؟
نیست آرامی ز توفانِ بلای روزگار
میبرد چون موج گه پایین و گه بالا مرا
رهگذار عشق باشم زین دیار نیستی
احتمال رفتن است امروز یا فردا مرا
لحظهای گر دل شود آرام از دست زمان
لحظهای دیگر برآید بانگِ واویلا مرا
چند با درد و غمت ای روزگارا ساختن؟
سوختم، آزاد کن ای چرخ بیپروا مرا
کو رفیقِ یکدلی کو محرمی کو را زبان
کو یکی یاری در این دوران وانفسا مرا
هرچه میخواهی ز من امروز یا فردا بپرس
چون نخواهی کرد دیگر بعد از این پیدا مرا
«آذرا» رسم و ره عشق است رنج روزگار
عشقبازی میکند آخر بلندآوا مرا
#آذر_اصفهانی
@AdabSar
💫
تا فکر تو افتاده در اندیشهی ما
عشق تو گرفته تا رگ و ریشهی ما
هرلحظه به رنگ تازهای آید دل
صدرنگ شده دلِ هنرپیشهی ما
#آذر_اصفهانی
@AdabSar
تا فکر تو افتاده در اندیشهی ما
عشق تو گرفته تا رگ و ریشهی ما
هرلحظه به رنگ تازهای آید دل
صدرنگ شده دلِ هنرپیشهی ما
#آذر_اصفهانی
@AdabSar