💫
طبیب، رنگ مرا خوب دید و هیچ نگفت
گرفت نبضم و آهی کشید و هیچ نگفت
شنید دختر ایران خبر ز آزادی
عرق ز هر سر مویش چکید و هیچ نگفت
به پیر میکده رمزی ز رادیو گفتم
درون خرقه به حیرت خزید و هیچ نگفت
به ناله مرد فقیری میان کوچه ز جوع
توانگری همه را میشنید و هیچ نگفت
ز خوابگاه غنی دید عکسی آهنگر
به فکر غرق شد و دم دمید و هیچ نگفت
ز منمبارزی صنف، کارگر چو شنید
سیاه شد، لب خود را گزید و هیچ نگفت
ز رنج کارگران خواجه را خبر کردم
پیالهی می خود سر کشید و هیچ نگفت
به پیش شیخ گشودم کتاب لاهوتی
برهنهپا سوی مسجد دوید و هیچ نگفت!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
طبیب، رنگ مرا خوب دید و هیچ نگفت
گرفت نبضم و آهی کشید و هیچ نگفت
شنید دختر ایران خبر ز آزادی
عرق ز هر سر مویش چکید و هیچ نگفت
به پیر میکده رمزی ز رادیو گفتم
درون خرقه به حیرت خزید و هیچ نگفت
به ناله مرد فقیری میان کوچه ز جوع
توانگری همه را میشنید و هیچ نگفت
ز خوابگاه غنی دید عکسی آهنگر
به فکر غرق شد و دم دمید و هیچ نگفت
ز منمبارزی صنف، کارگر چو شنید
سیاه شد، لب خود را گزید و هیچ نگفت
ز رنج کارگران خواجه را خبر کردم
پیالهی می خود سر کشید و هیچ نگفت
به پیش شیخ گشودم کتاب لاهوتی
برهنهپا سوی مسجد دوید و هیچ نگفت!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
💫
عاشقم، عاشق به رويت، گر نمیدانی بدان
سوختم در آرزويت، گر نمیدانی بدان
با همه زنجير و بند و حيله و مکر رقيب
خواهم آمد من به کويَت، گر نمیدانی بدان
مشنو از بد گو سخن، من سُست پيمان نيستم
هستم اندر جستجويت، گر نمیدانی بدان
گر پس از مردن بيایی بر سر بالين من
زنده میگردم به بويت، گر نمیدانی بدان
اينکه دل جای دگر غير از سر کويت نرفت
بسته آن را تار مویت گر نمیدانی بدان
گر رقيب از غم بميرد، يا حسد کورش کند
بوسه خواهم زد به رويت، گر نمیدانی بدان
هيچ میدانی که اين لاهوتی آواره کيست؟
عاشق روی نکويت گر نمیدانی بدان!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
عاشقم، عاشق به رويت، گر نمیدانی بدان
سوختم در آرزويت، گر نمیدانی بدان
با همه زنجير و بند و حيله و مکر رقيب
خواهم آمد من به کويَت، گر نمیدانی بدان
مشنو از بد گو سخن، من سُست پيمان نيستم
هستم اندر جستجويت، گر نمیدانی بدان
گر پس از مردن بيایی بر سر بالين من
زنده میگردم به بويت، گر نمیدانی بدان
اينکه دل جای دگر غير از سر کويت نرفت
بسته آن را تار مویت گر نمیدانی بدان
گر رقيب از غم بميرد، يا حسد کورش کند
بوسه خواهم زد به رويت، گر نمیدانی بدان
هيچ میدانی که اين لاهوتی آواره کيست؟
عاشق روی نکويت گر نمیدانی بدان!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
💫
نشد يک لحظه از يادت جدا دل
زهی دل، آفرين دل، مرحبا دل
ز دستش يک دم آسايش ندارم
نمیدانم چه بايد کرد با دل
هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر برگشت از راه خطا دل
به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
فلاکت دل، مصيبت دل، بلا دل
از اين دل دادِ من بستان خدايا
ز دستش تا به کی گويم خدا دل؟
درون سينه آهی هم ندارم
ستمکِش دل، پريشان دل، گدا دل
به تاری گردنش را بسته زلفت
فقير و عاجز و بی دستوپا دل
بشد خاک و ز کويت برنخيزد
زهی ثابتقدم دل، باوفا دل
ز عشق و دل دگر از من مپرسيد
چو عشق آمد، کجا عقل و کجا دل؟
تو "لاهوتی" ز دل نالی، دل از تو
حيا کن، يا تو ساکت باش يا دل
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
نشد يک لحظه از يادت جدا دل
زهی دل، آفرين دل، مرحبا دل
ز دستش يک دم آسايش ندارم
نمیدانم چه بايد کرد با دل
هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر برگشت از راه خطا دل
به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
فلاکت دل، مصيبت دل، بلا دل
از اين دل دادِ من بستان خدايا
ز دستش تا به کی گويم خدا دل؟
درون سينه آهی هم ندارم
ستمکِش دل، پريشان دل، گدا دل
به تاری گردنش را بسته زلفت
فقير و عاجز و بی دستوپا دل
بشد خاک و ز کويت برنخيزد
زهی ثابتقدم دل، باوفا دل
ز عشق و دل دگر از من مپرسيد
چو عشق آمد، کجا عقل و کجا دل؟
تو "لاهوتی" ز دل نالی، دل از تو
حيا کن، يا تو ساکت باش يا دل
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
@AdabSar
بت نازنینم، مه مهربانم
چرا قهری از من، بلایت به جانم؟
عزیزم چه کردم که رنجیدی از من؟
بگو تا گناه خودم را بدانم
ز من عمر خواهی؟ بگو تا ببخشم
به من زهر بخشی؟ بده تا ستانم
فلک مات بود از توانایی من
که اکنون چنین پیش تو ناتوانم
ز درس محبت، بهجز نام جانان
بهچیزی نگردد زبان در دهانم
من آخر از این شهر باید گریزم
که مردم بهتنگ آمدند از فغانم
چه دستان کنم تا روم جای دیگر؟
که این مملکت شد پر از داستانم
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
بت نازنینم، مه مهربانم
چرا قهری از من، بلایت به جانم؟
عزیزم چه کردم که رنجیدی از من؟
بگو تا گناه خودم را بدانم
ز من عمر خواهی؟ بگو تا ببخشم
به من زهر بخشی؟ بده تا ستانم
فلک مات بود از توانایی من
که اکنون چنین پیش تو ناتوانم
ز درس محبت، بهجز نام جانان
بهچیزی نگردد زبان در دهانم
من آخر از این شهر باید گریزم
که مردم بهتنگ آمدند از فغانم
چه دستان کنم تا روم جای دیگر؟
که این مملکت شد پر از داستانم
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
@AdabSar
نشستم دوش من با بلبل و پروانه در یک جا
سخن گفتیم از بیمهری جانانه در یک جا
من اندر گریه، بلبل در فغان، پروانه در سوزَش
تماشا داشت حال ما سه تن دیوانه در یک جا
ز بیم غیر پی میکنم، از من مشو غمگین
اگر بینی مرا با دلبری بیگانه در یک جا
همه اسرار ما را پیش جانان برد "لاهوتی"
نمیمانم دگر با این دل دیوانه در یک جا
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
نشستم دوش من با بلبل و پروانه در یک جا
سخن گفتیم از بیمهری جانانه در یک جا
من اندر گریه، بلبل در فغان، پروانه در سوزَش
تماشا داشت حال ما سه تن دیوانه در یک جا
ز بیم غیر پی میکنم، از من مشو غمگین
اگر بینی مرا با دلبری بیگانه در یک جا
همه اسرار ما را پیش جانان برد "لاهوتی"
نمیمانم دگر با این دل دیوانه در یک جا
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
@AdabSar
گر چرخ به کام ما نگردد
کاری بکنیم تا نگردد
گوییم به او مطیع ما گرد
یا میگردد و یا نگردد
گر گشت خوش است ورنه ما دست
از او نکشیم تا نگردد
هرگز قدِ مردمان آزاد
با هیچ فشار تا نگردد
در پنجهی اقتدار مردان
نبود گرهی که وا نگردد
گر مرد فنا شود به گیتی
هرگز اثرش فنا نگردد
پروردهی ناز و نعمت آگاه
از حالِ دلِ گدا نگردد
لاهوتی اگر بمیرد از رنج
تسلیم به اغنیا نگردد
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
گر چرخ به کام ما نگردد
کاری بکنیم تا نگردد
گوییم به او مطیع ما گرد
یا میگردد و یا نگردد
گر گشت خوش است ورنه ما دست
از او نکشیم تا نگردد
هرگز قدِ مردمان آزاد
با هیچ فشار تا نگردد
در پنجهی اقتدار مردان
نبود گرهی که وا نگردد
گر مرد فنا شود به گیتی
هرگز اثرش فنا نگردد
پروردهی ناز و نعمت آگاه
از حالِ دلِ گدا نگردد
لاهوتی اگر بمیرد از رنج
تسلیم به اغنیا نگردد
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
طبیب، رنگ مرا خوب دید و هیچ نگفت
گرفت نبضم و آهی کشید و هیچ نگفت
شنید دختر ایران خبر ز آزادی
عرق ز هر سر مویش چکید و هیچ نگفت
به پیر میکده رمزی ز رادیو گفتم
درون خرقه به حیرت خزید و هیچ نگفت
به ناله مرد فقیری میان کوچه ز جوع
توانگری همه را میشنید و هیچ نگفت
ز خوابگاه غنی دید عکسی آهنگر
به فکر غرق شد و دم دمید و هیچ نگفت
ز منمبارزی صنف، کارگر چو شنید
سیاه شد، لب خود را گزید و هیچ نگفت
ز رنج کارگران خواجه را خبر کردم
پیالهی می خود سر کشید و هیچ نگفت
به پیش شیخ گشودم کتاب لاهوتی
برهنهپا سوی مسجد دوید و هیچ نگفت!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
طبیب، رنگ مرا خوب دید و هیچ نگفت
گرفت نبضم و آهی کشید و هیچ نگفت
شنید دختر ایران خبر ز آزادی
عرق ز هر سر مویش چکید و هیچ نگفت
به پیر میکده رمزی ز رادیو گفتم
درون خرقه به حیرت خزید و هیچ نگفت
به ناله مرد فقیری میان کوچه ز جوع
توانگری همه را میشنید و هیچ نگفت
ز خوابگاه غنی دید عکسی آهنگر
به فکر غرق شد و دم دمید و هیچ نگفت
ز منمبارزی صنف، کارگر چو شنید
سیاه شد، لب خود را گزید و هیچ نگفت
ز رنج کارگران خواجه را خبر کردم
پیالهی می خود سر کشید و هیچ نگفت
به پیش شیخ گشودم کتاب لاهوتی
برهنهپا سوی مسجد دوید و هیچ نگفت!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
طبیب، رنگ مرا خوب دید و هیچ نگفت
گرفت نبضم و آهی کشید و هیچ نگفت
شنید دختر ایران خبر ز آزادی
عرق ز هر سر مویش چکید و هیچ نگفت
به پیر میکده رمزی ز رادیو گفتم
درون خرقه به حیرت خزید و هیچ نگفت
به ناله مرد فقیری میان کوچه ز جوع
توانگری همه را میشنید و هیچ نگفت
ز خوابگاه غنی دید عکسی آهنگر
به فکر غرق شد و دم دمید و هیچ نگفت
ز منمبارزی صنف، کارگر چو شنید
سیاه شد، لب خود را گزید و هیچ نگفت
ز رنج کارگران خواجه را خبر کردم
پیالهی می خود سر کشید و هیچ نگفت
به پیش شیخ گشودم کتاب لاهوتی
برهنهپا سوی مسجد دوید و هیچ نگفت!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar
طبیب، رنگ مرا خوب دید و هیچ نگفت
گرفت نبضم و آهی کشید و هیچ نگفت
شنید دختر ایران خبر ز آزادی
عرق ز هر سر مویش چکید و هیچ نگفت
به پیر میکده رمزی ز رادیو گفتم
درون خرقه به حیرت خزید و هیچ نگفت
به ناله مرد فقیری میان کوچه ز جوع
توانگری همه را میشنید و هیچ نگفت
ز خوابگاه غنی دید عکسی آهنگر
به فکر غرق شد و دم دمید و هیچ نگفت
ز منمبارزی صنف، کارگر چو شنید
سیاه شد، لب خود را گزید و هیچ نگفت
ز رنج کارگران خواجه را خبر کردم
پیالهی می خود سر کشید و هیچ نگفت
به پیش شیخ گشودم کتاب لاهوتی
برهنهپا سوی مسجد دوید و هیچ نگفت!
#ابوالقاسم_لاهوتی
@AdabSar