نشسته بود
بر پلکان ماه
در واگنهای ذهن
و تگرگ جابجا میکرد
از پژواک عابران راه،
گل پیچک...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌱🌕✨☄
بر پلکان ماه
در واگنهای ذهن
و تگرگ جابجا میکرد
از پژواک عابران راه،
گل پیچک...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌱🌕✨☄
کافههای نگاه تو
به طعم قهوههای ترک
در فنجانهای گلی،
مردی را بر صندلیهای شعر
به تماشای جهان
مسافر کرده است...
#امید_کوشکی
@AdabSar
☕️☕️☕
به طعم قهوههای ترک
در فنجانهای گلی،
مردی را بر صندلیهای شعر
به تماشای جهان
مسافر کرده است...
#امید_کوشکی
@AdabSar
☕️☕️☕
همآواز زخمخوردهام
بهارش
در بند اتاق
پیر میشود...
آسمان،
آشیان پرندهایست
که مرگ را
در پرهایش گشوده است...
#امید_کوشکی
@AdabSar
🌾🌤🕊
بهارش
در بند اتاق
پیر میشود...
آسمان،
آشیان پرندهایست
که مرگ را
در پرهایش گشوده است...
#امید_کوشکی
@AdabSar
🌾🌤🕊
🏳🏳🏳
🕊🕊
🌬
هر شب
جسد جنگ را
در عمق گرامافون اتاقم
دفن میکنم،
و بر دوش مثنویهای صلح
خیاط تانک و تفنگ را
وسط مدالهای افتخار
به تاریخ میدوزم.
و هر صبح
شبیه یک تیمارستان
پشت نردههای ذهنم
اضطراب جهان را
پرسه میزنم،
تا جنگ تمام شود
تا صلح به خانه برگرد
تا آواز
آزاد
در خیابان قدم بزند...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🎶🎶🎶🎶
🕊🕊
🌬
هر شب
جسد جنگ را
در عمق گرامافون اتاقم
دفن میکنم،
و بر دوش مثنویهای صلح
خیاط تانک و تفنگ را
وسط مدالهای افتخار
به تاریخ میدوزم.
و هر صبح
شبیه یک تیمارستان
پشت نردههای ذهنم
اضطراب جهان را
پرسه میزنم،
تا جنگ تمام شود
تا صلح به خانه برگرد
تا آواز
آزاد
در خیابان قدم بزند...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🎶🎶🎶🎶
🌥⛅️🌤☀️
@AdabSar
به باران نمیرسد
دست آب...
رودها خشکیده
و
ماهیها دود میشوند
لب ساحل
تندیس بطالت کلبه
روییده...
آه!
هیچ کس
سرور شنبههای سبز را
به آغاز نمیبرد...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌇🌅🌄🏕
@AdabSar
به باران نمیرسد
دست آب...
رودها خشکیده
و
ماهیها دود میشوند
لب ساحل
تندیس بطالت کلبه
روییده...
آه!
هیچ کس
سرور شنبههای سبز را
به آغاز نمیبرد...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌇🌅🌄🏕
بر یال بلند شعرهایم
تو را
شیهه میکشم،
گم شدهام در اسب نگاهت
چرا به پیدایم نمیآیی؟
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌬🍃🌾🍂
تو را
شیهه میکشم،
گم شدهام در اسب نگاهت
چرا به پیدایم نمیآیی؟
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌬🍃🌾🍂
در سقوط فصلها
به لمس آسمان
دست افراشتهای،
تا ز بیم آوار
زمین آرام بماند...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌱🌴🍂❄️
به لمس آسمان
دست افراشتهای،
تا ز بیم آوار
زمین آرام بماند...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌱🌴🍂❄️
صندلیهای بیزمزمه
زمستان برگها را
دچار میشوند
در پیراهن باد
اینجا
هیچ پرندهای
به بهار نمیرسد!
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🍃🍂🍃
زمستان برگها را
دچار میشوند
در پیراهن باد
اینجا
هیچ پرندهای
به بهار نمیرسد!
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🍃🍂🍃
گم شدهام
در شیههی اسبی بیسوار
که در جادهای خاکی
چهار نعل
غبار میکند...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🐎🐎🐎🐎
در شیههی اسبی بیسوار
که در جادهای خاکی
چهار نعل
غبار میکند...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🐎🐎🐎🐎
🌬🌾🌤☀️
@AdabSar
آفتاب که بتابد
پوست مه اندود باد
برف پیادهرو
و شب نگاه،
هر سه
محو میشوند.
قلم نور
در پیراهن پنجخانه جهان
خطوط شوم فاصله را
پاک خواهد کرد.
آفتاب که بتابد
ساحل
پیکرش را
به دریا میسپارد،
و زمان
قایق خستگیهایش را
پارو میشود.
آفتاب که بتابد
گلبرگ پنجره
خاموشی نام اره را
در جنگل
فریاد میشود
و تمام درختان
به خانهشان
باز میگردند.
آفتاب که بتابد
برجکهای دیدهبانی
ورودهای ممنوع
کوچههای بنبست
دیوارهای بلند
قفسهای منزوی
همدیگر را در آغوش میگیرند
و جهان شب
برای همیشه
تمام میشود...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌬⛅️🌤☀️
@AdabSar
آفتاب که بتابد
پوست مه اندود باد
برف پیادهرو
و شب نگاه،
هر سه
محو میشوند.
قلم نور
در پیراهن پنجخانه جهان
خطوط شوم فاصله را
پاک خواهد کرد.
آفتاب که بتابد
ساحل
پیکرش را
به دریا میسپارد،
و زمان
قایق خستگیهایش را
پارو میشود.
آفتاب که بتابد
گلبرگ پنجره
خاموشی نام اره را
در جنگل
فریاد میشود
و تمام درختان
به خانهشان
باز میگردند.
آفتاب که بتابد
برجکهای دیدهبانی
ورودهای ممنوع
کوچههای بنبست
دیوارهای بلند
قفسهای منزوی
همدیگر را در آغوش میگیرند
و جهان شب
برای همیشه
تمام میشود...
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🌬⛅️🌤☀️
💣🔫⚔☠
@AdabSar
کدام بود
اولین خیابانی
که تانکها در آن رژه رفتند
اولین گلوله را
چه کسی شلیک کرد؟
اولین ویلچر جهان را
چه کسی سوار شد؟
همیشه
جنگ تا پایان
ادامه میابد
اما میزهای صلح
نصفه رها میشوند.
همیشه
یک نفر هست
که اسلحه دارد
و غبار عربدهاش
قیمت نان را
جابجا میکند.
بردههایی که برای فروش
به بازار رفته
دیوار چین را
تمام،
و اهرام ثلاثه را ساختند
اما نامشان
در گینس
ثبت نشد.
تمام دختران زنده بگور
باکره بودند.
بمبها
چنگیزهای تاریخ را
همیشه
بازمیگردانند.
تفنگها
همیشه
بیشترین گلوله را
به تن کتابها
میزنند.
چرا
هیچکس
تجربه پرواز
شاهینی را
ترجمه نمیکند؟
چرا تمام بدیها
همیشه
خوب پیش میروند!
اما
خوبیها را
باید
تصور کرد
خیال کرد
آرزو کرد
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🍃🌿🌾🕊
@AdabSar
کدام بود
اولین خیابانی
که تانکها در آن رژه رفتند
اولین گلوله را
چه کسی شلیک کرد؟
اولین ویلچر جهان را
چه کسی سوار شد؟
همیشه
جنگ تا پایان
ادامه میابد
اما میزهای صلح
نصفه رها میشوند.
همیشه
یک نفر هست
که اسلحه دارد
و غبار عربدهاش
قیمت نان را
جابجا میکند.
بردههایی که برای فروش
به بازار رفته
دیوار چین را
تمام،
و اهرام ثلاثه را ساختند
اما نامشان
در گینس
ثبت نشد.
تمام دختران زنده بگور
باکره بودند.
بمبها
چنگیزهای تاریخ را
همیشه
بازمیگردانند.
تفنگها
همیشه
بیشترین گلوله را
به تن کتابها
میزنند.
چرا
هیچکس
تجربه پرواز
شاهینی را
ترجمه نمیکند؟
چرا تمام بدیها
همیشه
خوب پیش میروند!
اما
خوبیها را
باید
تصور کرد
خیال کرد
آرزو کرد
#امید_کوشکی
#شعر_ایران
@AdabSar
🍃🌿🌾🕊
👍1
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار