@AdabSar
ایرانِ عزیز خانهی ماست
میهن، وطن، آشیانهی ماست
این خانهی ششهزارساله
از ماست به موجبِ قباله
آن روز که خاکِ آن سرشتند
بر سنگ قبالهاش نوشتند [۱]
وین کهنهقباله را گواهان
هستند مِهان و پادشاهان
از کوروش و اردشیر و دارا
میراث رسیده است ما را
سنگی که در این بِنا به کار است
از خانه خدا بر آن نگار است
خشتی که فتاده بر زمین است
از خون دلاوری عجین است
دشتی نه که نیست رزمگاهی
راهی نه که نیست شاهراهی
از ساحل هیرمند تا وَخش [۲]
رُستَمْش سپرده با پی رَخش
میجوی نشانه ها به هر مرز
از خسرو و توس و گیو و گودرز
میکاو زمین و بین به هر گام
شمشیر قباد و خُودِ بهرام
در هر قدمی و هر بدستی
پایی بفتاده است و دستی
آن کوه که بنگری به هامون
پرورده به دامن آفریدون [۳]
آن قله که برده سر بر افلاک [۴]
آورده به بند پای ضحّاک
آن بحر مهیب بی کرانه
خوردهست ز شاه تازیانه [۵]
آن بارگه بلندبنیاد
از خسرو دادگر کند یاد [۶]
آن صفّه مقام شهریاریست
وان بقعه مزار نامداریست
این ناموران و پاکجانان
بخشندهسر و جهانسِتانان
از کوشش و کار و دانش و داد
کردند چنین خجسته بنیاد
با نام نکو جهان سپردند
رفتند و به دیگران سپردند
پس دست به دست از پدرها
گردید و رسید با پسرها
امروز که ای ستوده فرزند
هستی تو بر این سرا خداوند
«غافل منشین نه وقت بازیست
وقت هنر است و سرافرازیست» [۷]
از پا منشین و جا نگهدار
گر سر بدهی سرا نگهدار
این پند شنو ز خانهبردوش
ور خانه بود خرابه مفروش
#حبیب_یغمایی
پینوشت:
۱. فَردید(منظور) سنگنوشتههای باستانی است.
۲. آمودریا(جیحون) را ایرانیان در گذشته «وَخش» مینامیدند. چنانکه هم اکنون نیز یکی از شاخههای این رود «وَخشآب» نامیده میشود.
۳. البرز کوه
۴. دماوند
۵. خشایارشا در لشگرکشی به یونان فرمان داد بر تنگهی داردانل دو پل بستند. خیزآبِ(موجِ) دریا پُلها را ویران کرد. شاه در خشم شد و فرمان داد دریا را کیفر کرده و سیسَد(سیصد) تازیانه بزنند.
۶. ایوان خسرو(مدائن)
۷. این بیت از نظامی گنجوی است
@AdabSar
ایرانِ عزیز خانهی ماست
میهن، وطن، آشیانهی ماست
این خانهی ششهزارساله
از ماست به موجبِ قباله
آن روز که خاکِ آن سرشتند
بر سنگ قبالهاش نوشتند [۱]
وین کهنهقباله را گواهان
هستند مِهان و پادشاهان
از کوروش و اردشیر و دارا
میراث رسیده است ما را
سنگی که در این بِنا به کار است
از خانه خدا بر آن نگار است
خشتی که فتاده بر زمین است
از خون دلاوری عجین است
دشتی نه که نیست رزمگاهی
راهی نه که نیست شاهراهی
از ساحل هیرمند تا وَخش [۲]
رُستَمْش سپرده با پی رَخش
میجوی نشانه ها به هر مرز
از خسرو و توس و گیو و گودرز
میکاو زمین و بین به هر گام
شمشیر قباد و خُودِ بهرام
در هر قدمی و هر بدستی
پایی بفتاده است و دستی
آن کوه که بنگری به هامون
پرورده به دامن آفریدون [۳]
آن قله که برده سر بر افلاک [۴]
آورده به بند پای ضحّاک
آن بحر مهیب بی کرانه
خوردهست ز شاه تازیانه [۵]
آن بارگه بلندبنیاد
از خسرو دادگر کند یاد [۶]
آن صفّه مقام شهریاریست
وان بقعه مزار نامداریست
این ناموران و پاکجانان
بخشندهسر و جهانسِتانان
از کوشش و کار و دانش و داد
کردند چنین خجسته بنیاد
با نام نکو جهان سپردند
رفتند و به دیگران سپردند
پس دست به دست از پدرها
گردید و رسید با پسرها
امروز که ای ستوده فرزند
هستی تو بر این سرا خداوند
«غافل منشین نه وقت بازیست
وقت هنر است و سرافرازیست» [۷]
از پا منشین و جا نگهدار
گر سر بدهی سرا نگهدار
این پند شنو ز خانهبردوش
ور خانه بود خرابه مفروش
#حبیب_یغمایی
پینوشت:
۱. فَردید(منظور) سنگنوشتههای باستانی است.
۲. آمودریا(جیحون) را ایرانیان در گذشته «وَخش» مینامیدند. چنانکه هم اکنون نیز یکی از شاخههای این رود «وَخشآب» نامیده میشود.
۳. البرز کوه
۴. دماوند
۵. خشایارشا در لشگرکشی به یونان فرمان داد بر تنگهی داردانل دو پل بستند. خیزآبِ(موجِ) دریا پُلها را ویران کرد. شاه در خشم شد و فرمان داد دریا را کیفر کرده و سیسَد(سیصد) تازیانه بزنند.
۶. ایوان خسرو(مدائن)
۷. این بیت از نظامی گنجوی است
@AdabSar
@AdabSar
من نمیخواهم که بعد از مرگ من افغان کنند
دوستان گریان شوند و دیگران نالان کنند
من نمیخواهم که فرزندان و نزدیکان من
ای پدرجان! ای عموجان! ای برادرجان کنند
من نمیخواهم پی تشییع من خویشان من
خویش را از کار وا دارند و سرگردان کنند
من نمیخواهم پی آمرزش من قاریان
با صدای زیر و بم ترتیلِ الرحمن کنند
من نمیخواهم خدا را گوسفندی بیگناه
بهر اطعام عزاداران من قربان کنند
من نمیخواهم که از اعمال ناهنجار من
ز ایزد منان در این ره بخشش و غفران کنند
آنچه در تحسین من گویند بهتان است و بس
من نمیخواهم مرا آلودهی بهتان کنند
جان من پاک است و چون جان پاک باشد باک نیست
خود اگر ناپاکتن را طعمهی نیران کنند
در بیابانی کجا از هر طرف فرسنگهاست
پیکرم را بی کفن، بی شستشو پنهان کنند
#حبیب_یغمایی
@AdabSar
من نمیخواهم که بعد از مرگ من افغان کنند
دوستان گریان شوند و دیگران نالان کنند
من نمیخواهم که فرزندان و نزدیکان من
ای پدرجان! ای عموجان! ای برادرجان کنند
من نمیخواهم پی تشییع من خویشان من
خویش را از کار وا دارند و سرگردان کنند
من نمیخواهم پی آمرزش من قاریان
با صدای زیر و بم ترتیلِ الرحمن کنند
من نمیخواهم خدا را گوسفندی بیگناه
بهر اطعام عزاداران من قربان کنند
من نمیخواهم که از اعمال ناهنجار من
ز ایزد منان در این ره بخشش و غفران کنند
آنچه در تحسین من گویند بهتان است و بس
من نمیخواهم مرا آلودهی بهتان کنند
جان من پاک است و چون جان پاک باشد باک نیست
خود اگر ناپاکتن را طعمهی نیران کنند
در بیابانی کجا از هر طرف فرسنگهاست
پیکرم را بی کفن، بی شستشو پنهان کنند
#حبیب_یغمایی
@AdabSar
👍1