💫
به لب چشمه سرشب به شتاب آمده بود
کوزه بر دوش، پی بردن آب آمده بود
خوی وحشینگهان ده بالا را داشت
آب از دیدن او در تب و تاب آمده بود
در هوا از نفسش عطر گل سنجد ریخت
شادی انگیز تر از بوی گلاب آمده بود
پیر مردان همه گفتند که همزاد پریست
بس که شاداب زجوبار شباب آمده بود
کوزه در آب فرو رفته و از قهقهاش
اشک در چشم بلورین حباب آمده بود
رقص را در گذر باد به ریواس تنش
مخملی بود که از کوچه خواب آمده بود
عصمتش راه به هر دزد نگاهی میبست
گرچه سکر آور و سرمست و خراب آمده بود
#خسرو_احتشامی
@AdabSar
به لب چشمه سرشب به شتاب آمده بود
کوزه بر دوش، پی بردن آب آمده بود
خوی وحشینگهان ده بالا را داشت
آب از دیدن او در تب و تاب آمده بود
در هوا از نفسش عطر گل سنجد ریخت
شادی انگیز تر از بوی گلاب آمده بود
پیر مردان همه گفتند که همزاد پریست
بس که شاداب زجوبار شباب آمده بود
کوزه در آب فرو رفته و از قهقهاش
اشک در چشم بلورین حباب آمده بود
رقص را در گذر باد به ریواس تنش
مخملی بود که از کوچه خواب آمده بود
عصمتش راه به هر دزد نگاهی میبست
گرچه سکر آور و سرمست و خراب آمده بود
#خسرو_احتشامی
@AdabSar
💫
به لب چشمه سرشب به شتاب آمده بود
کوزه بر دوش، پی بردن آب آمده بود
خوی وحشینگهان ده بالا را داشت
آب از دیدن او در تب و تاب آمده بود
در هوا از نفسش عطر گل سنجد ریخت
شادی انگیز تر از بوی گلاب آمده بود
پیر مردان همه گفتند که همزاد پریست
بس که شاداب زجوبار شباب آمده بود
کوزه در آب فرو رفته و از قهقهاش
اشک در چشم بلورین حباب آمده بود
رقص را در گذر باد به ریواس تنش
مخملی بود که از کوچه خواب آمده بود
عصمتش راه به هر دزد نگاهی میبست
گرچه سکر آور و سرمست و خراب آمده بود
#خسرو_احتشامی
@AdabSar
به لب چشمه سرشب به شتاب آمده بود
کوزه بر دوش، پی بردن آب آمده بود
خوی وحشینگهان ده بالا را داشت
آب از دیدن او در تب و تاب آمده بود
در هوا از نفسش عطر گل سنجد ریخت
شادی انگیز تر از بوی گلاب آمده بود
پیر مردان همه گفتند که همزاد پریست
بس که شاداب زجوبار شباب آمده بود
کوزه در آب فرو رفته و از قهقهاش
اشک در چشم بلورین حباب آمده بود
رقص را در گذر باد به ریواس تنش
مخملی بود که از کوچه خواب آمده بود
عصمتش راه به هر دزد نگاهی میبست
گرچه سکر آور و سرمست و خراب آمده بود
#خسرو_احتشامی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
به لب چشمه سرشب به شتاب آمده بود
کوزه بر دوش، پی بردن آب آمده بود
خوی وحشینگهان ده بالا را داشت
آب از دیدن او در تب و تاب آمده بود
در هوا از نفسش عطر گل سنجد ریخت
شادی انگیز تر از بوی گلاب آمده بود
پیر مردان همه گفتند که همزاد پریست
بس که شاداب زجوبار شباب آمده بود
کوزه در آب فرو رفته و از قهقهاش
اشک در چشم بلورین حباب آمده بود
رقص را در گذر باد به ریواس تنش
مخملی بود که از کوچه خواب آمده بود
عصمتش راه به هر دزد نگاهی میبست
گرچه سکر آور و سرمست و خراب آمده بود
#خسرو_احتشامی
@AdabSar
به لب چشمه سرشب به شتاب آمده بود
کوزه بر دوش، پی بردن آب آمده بود
خوی وحشینگهان ده بالا را داشت
آب از دیدن او در تب و تاب آمده بود
در هوا از نفسش عطر گل سنجد ریخت
شادی انگیز تر از بوی گلاب آمده بود
پیر مردان همه گفتند که همزاد پریست
بس که شاداب زجوبار شباب آمده بود
کوزه در آب فرو رفته و از قهقهاش
اشک در چشم بلورین حباب آمده بود
رقص را در گذر باد به ریواس تنش
مخملی بود که از کوچه خواب آمده بود
عصمتش راه به هر دزد نگاهی میبست
گرچه سکر آور و سرمست و خراب آمده بود
#خسرو_احتشامی
@AdabSar