@AdabSar
محسور از آن چشم فسونکار تو گشتم
سرگشته از آن روی دلارای تو گشتم
یک سینه سخن بود به لبهای من اما
با یک نظرم عاشق و شیدای تو گشتم
آن روز که مِهرت به دلم عزم سفر کرد
خود واله و حیرانشده در کوی تو گشتم
خورشیدِ سعادت به لب بام من آمد
آن روز که من غمزده از موی تو گشتم
تا چند به کوی تو منِ خسته نشینم؟
پروانهصفت سوخته در کوی تو گشتم...
#رشادت_یزدی
@AdabSar
محسور از آن چشم فسونکار تو گشتم
سرگشته از آن روی دلارای تو گشتم
یک سینه سخن بود به لبهای من اما
با یک نظرم عاشق و شیدای تو گشتم
آن روز که مِهرت به دلم عزم سفر کرد
خود واله و حیرانشده در کوی تو گشتم
خورشیدِ سعادت به لب بام من آمد
آن روز که من غمزده از موی تو گشتم
تا چند به کوی تو منِ خسته نشینم؟
پروانهصفت سوخته در کوی تو گشتم...
#رشادت_یزدی
@AdabSar