«گل نارنج»
کمی آنسوتر از ساحل، درون باغی از رویا
میان شاخههای خشک دلتنگی
گل نارنج میرویید
بهارم را تماشای بهاری برده بودم من
دو بازوی بهاری را -در آغوش بهاری-
تنگ در آغوش میبردم
نمیدانم چه سری بود از چشمش به آرامم
نمیدانم چه رازی بود در لرزیدن جانم
چه ترکیبی میان بوی آن گیسو و آن عطر گل نارنج میرویید
چه رویایی چه رویایی
نفسهای عمیق و حبس آن در محبس سینه
عجب باغ تماشایی
@AdabSar
کمی آنسوتر از گلها، میان نغمهی مفتون بلبلها
به پرچینی رسیدم
بوتههای پیچ در پیچ تمشکی
ریشه در این خاک عاشق برده بود و من
به دام آورده بودم آهویی مست و فریبا را
تمشکی از لبش مهمان او بودم
که از طعمش نمیگویم
کنار نمنم باران و
موسیقی جانبخش نوازشهای باد نوبهاری بر تن جنگل
شمیم عشق میرویید و آنجا من
خدا را در میان بوتهها دیدم
گناهی کردهام اما
لبش لبخند میدیدم
#رضا_وفایی_نژاد
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
کمی آنسوتر از ساحل، درون باغی از رویا
میان شاخههای خشک دلتنگی
گل نارنج میرویید
بهارم را تماشای بهاری برده بودم من
دو بازوی بهاری را -در آغوش بهاری-
تنگ در آغوش میبردم
نمیدانم چه سری بود از چشمش به آرامم
نمیدانم چه رازی بود در لرزیدن جانم
چه ترکیبی میان بوی آن گیسو و آن عطر گل نارنج میرویید
چه رویایی چه رویایی
نفسهای عمیق و حبس آن در محبس سینه
عجب باغ تماشایی
@AdabSar
کمی آنسوتر از گلها، میان نغمهی مفتون بلبلها
به پرچینی رسیدم
بوتههای پیچ در پیچ تمشکی
ریشه در این خاک عاشق برده بود و من
به دام آورده بودم آهویی مست و فریبا را
تمشکی از لبش مهمان او بودم
که از طعمش نمیگویم
کنار نمنم باران و
موسیقی جانبخش نوازشهای باد نوبهاری بر تن جنگل
شمیم عشق میرویید و آنجا من
خدا را در میان بوتهها دیدم
گناهی کردهام اما
لبش لبخند میدیدم
#رضا_وفایی_نژاد
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
تماشاخانه
اسیر و عاشقم زارم، گرفتارم، گرفتارم
به گیسویت، به بازویت، به ابرویت نظر دارم
تماشاخانهای جانم، که من جز تو نمیدانم
نگارم، دلبرم، یارم، بهارم دوستت دارم
اگر چه چشمهی فتنهست چشمان تو بر چشمم
حرام چشمم آن چشمت، اگر من چشم بردارم
تمام عمر را هردم، یکی را آرزو کردم
یکی را محرم دردم، یکی واقف به اسرارم
که چشمانش به رنگ تو، لبش چون لعل تنگ تو
و اینک آرزویم را به هر قیمت خریدارم
وفایی عاشقی زارم، که از جانت وفا دارم
اگرچه از تو سنگیندل، وفایی را نپندارم
#رضا_وفایی_نژاد
#شعر_ایران
#@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
تماشاخانه
اسیر و عاشقم زارم، گرفتارم، گرفتارم
به گیسویت، به بازویت، به ابرویت نظر دارم
تماشاخانهای جانم، که من جز تو نمیدانم
نگارم، دلبرم، یارم، بهارم دوستت دارم
اگر چه چشمهی فتنهست چشمان تو بر چشمم
حرام چشمم آن چشمت، اگر من چشم بردارم
تمام عمر را هردم، یکی را آرزو کردم
یکی را محرم دردم، یکی واقف به اسرارم
که چشمانش به رنگ تو، لبش چون لعل تنگ تو
و اینک آرزویم را به هر قیمت خریدارم
وفایی عاشقی زارم، که از جانت وفا دارم
اگرچه از تو سنگیندل، وفایی را نپندارم
#رضا_وفایی_نژاد
#شعر_ایران
#@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
زخمه
گل در بر و می در کف و یارم متواری
در باغم و هر گل به دلم زخمهی خاری
سخت است نظر بر سمن و سنبل و نسرین
وقتی که گلی خوبتر از این همه داری
هنگام بهاران و دلم رنگ خزان است
چون گل شکند عهد، خدایا چه بهاری؟
هر بلبل این باغ اسیر گل نازی
غوغاش چنان است که نتوان به لب آری
یاران همه در مستی و هر یک به کناری
دستی بنهادند به گیسوی نگاری
آرام گرفتند به آرامهی جانی
ماییم گرفتار دل غرق شراری
#رضا_وفایی_نژاد
#شعر_ایران
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
زخمه
گل در بر و می در کف و یارم متواری
در باغم و هر گل به دلم زخمهی خاری
سخت است نظر بر سمن و سنبل و نسرین
وقتی که گلی خوبتر از این همه داری
هنگام بهاران و دلم رنگ خزان است
چون گل شکند عهد، خدایا چه بهاری؟
هر بلبل این باغ اسیر گل نازی
غوغاش چنان است که نتوان به لب آری
یاران همه در مستی و هر یک به کناری
دستی بنهادند به گیسوی نگاری
آرام گرفتند به آرامهی جانی
ماییم گرفتار دل غرق شراری
#رضا_وفایی_نژاد
#شعر_ایران
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
تماشاخانه
اسیر و عاشقم زارم، گرفتارم، گرفتارم
به گیسویت، به بازویت، به ابرویت نظر دارم
تماشاخانهای جانم، که من جز تو نمیدانم
نگارم، دلبرم، یارم، بهارم دوستت دارم
اگر چه چشمهی فتنهست چشمان تو بر چشمم
حرام چشمم آن چشمت، اگر من چشم بردارم
تمام عمر را هردم، یکی را آرزو کردم
یکی را محرم دردم، یکی واقف به اسرارم
که چشمانش به رنگ تو، لبش چون لعل تنگ تو
و اینک آرزویم را به هر قیمت خریدارم
وفایی عاشقی زارم، که از جانت وفا دارم
اگرچه از تو سنگیندل، وفایی را نپندارم
#رضا_وفایی_نژاد
@AdabSar
تماشاخانه
اسیر و عاشقم زارم، گرفتارم، گرفتارم
به گیسویت، به بازویت، به ابرویت نظر دارم
تماشاخانهای جانم، که من جز تو نمیدانم
نگارم، دلبرم، یارم، بهارم دوستت دارم
اگر چه چشمهی فتنهست چشمان تو بر چشمم
حرام چشمم آن چشمت، اگر من چشم بردارم
تمام عمر را هردم، یکی را آرزو کردم
یکی را محرم دردم، یکی واقف به اسرارم
که چشمانش به رنگ تو، لبش چون لعل تنگ تو
و اینک آرزویم را به هر قیمت خریدارم
وفایی عاشقی زارم، که از جانت وفا دارم
اگرچه از تو سنگیندل، وفایی را نپندارم
#رضا_وفایی_نژاد
@AdabSar
@AdabSar
زخمه
گل در بر و می در کف و یارم متواری
در باغم و هر گل به دلم زخمهی خاری
سخت است نظر بر سمن و سنبل و نسرین
وقتی که گلی خوبتر از این همه داری
هنگام بهاران و دلم رنگ خزان است
چون گل شکند عهد، خدایا چه بهاری؟
هر بلبل این باغ اسیر گل نازی
غوغاش چنان است که نتوان به لب آری
یاران همه در مستی و هر یک به کناری
دستی بنهادند به گیسوی نگاری
آرام گرفتند به آرامهی جانی
ماییم گرفتار دل غرق شراری
#رضا_وفایی_نژاد
@AdabSar
زخمه
گل در بر و می در کف و یارم متواری
در باغم و هر گل به دلم زخمهی خاری
سخت است نظر بر سمن و سنبل و نسرین
وقتی که گلی خوبتر از این همه داری
هنگام بهاران و دلم رنگ خزان است
چون گل شکند عهد، خدایا چه بهاری؟
هر بلبل این باغ اسیر گل نازی
غوغاش چنان است که نتوان به لب آری
یاران همه در مستی و هر یک به کناری
دستی بنهادند به گیسوی نگاری
آرام گرفتند به آرامهی جانی
ماییم گرفتار دل غرق شراری
#رضا_وفایی_نژاد
@AdabSar
👍1