#پریسا
در آغاز دفتر باران گرفت
تو با شعری كه روی سرت گرفته بودی
به سمت صفحههای آخر میدويدی
از قبل یک صندلی آنجا نوشته شده بود
و تنها كلمهی روی آن
من بودم
قرار بود
لحظهای
در فاصلهی تمام شدن یک جمله
تا رسيدن جملهی بعد
كنار هم نوشته شده باشيم
حروف نامت ميان ازدحام حرفها گم شد!
من
كلمههای خيس را با صدای بلند كنار زدم
و تنها
شعری
از تو
بر یک صندلی جا مانده بود!
#روزبه_سوهانی
#شعر_ایران
AdabSar
در آغاز دفتر باران گرفت
تو با شعری كه روی سرت گرفته بودی
به سمت صفحههای آخر میدويدی
از قبل یک صندلی آنجا نوشته شده بود
و تنها كلمهی روی آن
من بودم
قرار بود
لحظهای
در فاصلهی تمام شدن یک جمله
تا رسيدن جملهی بعد
كنار هم نوشته شده باشيم
حروف نامت ميان ازدحام حرفها گم شد!
من
كلمههای خيس را با صدای بلند كنار زدم
و تنها
شعری
از تو
بر یک صندلی جا مانده بود!
#روزبه_سوهانی
#شعر_ایران
AdabSar
💫
وقتی میروی
چند دقیقه
در کوچه میایستم
هر چه از عطرت بیرون در مانده است را
نفس میکشم
و به خانه بر میگردانم!
#روزبه_سوهانی
@AdabSar
وقتی میروی
چند دقیقه
در کوچه میایستم
هر چه از عطرت بیرون در مانده است را
نفس میکشم
و به خانه بر میگردانم!
#روزبه_سوهانی
@AdabSar
💫
وقتی میروی
چند دقیقه
در کوچه میایستم
هر چه از عطرت بیرون در مانده است را
نفس میکشم
و به خانه بر میگردانم!
#روزبه_سوهانی
@AdabSar
وقتی میروی
چند دقیقه
در کوچه میایستم
هر چه از عطرت بیرون در مانده است را
نفس میکشم
و به خانه بر میگردانم!
#روزبه_سوهانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
وقتی میروی
چند دقیقه
در کوچه میایستم
هر چه از عطرت بیرون در مانده است را
نفس میکشم
و به خانه بر میگردانم!
#روزبه_سوهانی
@AdabSar
وقتی میروی
چند دقیقه
در کوچه میایستم
هر چه از عطرت بیرون در مانده است را
نفس میکشم
و به خانه بر میگردانم!
#روزبه_سوهانی
@AdabSar