💫
دیدار ما هرچند دورادور، زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چه پنهان! درد و دل با تور زیباست
دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها... این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سرد ماه٬ جور است
اما شب چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تارو پود تور زیباست
وقتی که غمهایم غم ِعشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور...زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور، زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چه پنهان! درد و دل با تور زیباست
دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها... این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سرد ماه٬ جور است
اما شب چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تارو پود تور زیباست
وقتی که غمهایم غم ِعشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور...زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
دیدار ما هرچند دورادور، زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چه پنهان! درد و دل با تور زیباست
دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها... این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سرد ماه٬ جور است
اما شب چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تارو پود تور زیباست
وقتی که غمهایم غم ِعشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور...زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور، زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چه پنهان! درد و دل با تور زیباست
دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها... این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سرد ماه٬ جور است
اما شب چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تارو پود تور زیباست
وقتی که غمهایم غم ِعشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور...زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
👍1
💫
از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیست
اینها برای هیچ توفانی مهم نیست!
آغوش من مخروبهای رو به سقوط است
دیگر برایم عمق ویرانی مهم نیست!
#رویا_باقری
@AdabSar
از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیست
اینها برای هیچ توفانی مهم نیست!
آغوش من مخروبهای رو به سقوط است
دیگر برایم عمق ویرانی مهم نیست!
#رویا_باقری
@AdabSar
❤1
@AdabSar
تو که چشمان تو با هرکه به جز من بد نیست
تو که در آخر هر جَزر، نگاهت مَد نیست
تو که دلخوش شدهای با عسل خاطرهها
غم تو با غم دلتنگی من یکحد نیست
سایهام طعنه به من میزند و میشنوم
اثر از او که همه درد تو میفهمد نیست!
آن که با عشق به چشمان تو با غصه گریست
این که هرشب به تب سرد تو میخندد نیست!
آن که با هر نفسش مایهی آرام تو بود
این که راه نفست را به تو میبندد نیست
ماهی قرمز احساس دلم در خطر است
دل تو معنی این فاجعه میفهمد نیست؟
نیمهی دیگر من، با من از این حرف بزن
که غم دوری و نادیدن تو ممتد نیست!
گاهگاهی، همهی هستی این قلب اسیر
خبر از این دل پر غصه بگیری بد نیست!
#رویا_باقری
@AdabSar
تو که چشمان تو با هرکه به جز من بد نیست
تو که در آخر هر جَزر، نگاهت مَد نیست
تو که دلخوش شدهای با عسل خاطرهها
غم تو با غم دلتنگی من یکحد نیست
سایهام طعنه به من میزند و میشنوم
اثر از او که همه درد تو میفهمد نیست!
آن که با عشق به چشمان تو با غصه گریست
این که هرشب به تب سرد تو میخندد نیست!
آن که با هر نفسش مایهی آرام تو بود
این که راه نفست را به تو میبندد نیست
ماهی قرمز احساس دلم در خطر است
دل تو معنی این فاجعه میفهمد نیست؟
نیمهی دیگر من، با من از این حرف بزن
که غم دوری و نادیدن تو ممتد نیست!
گاهگاهی، همهی هستی این قلب اسیر
خبر از این دل پر غصه بگیری بد نیست!
#رویا_باقری
@AdabSar
@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید، اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویا_باقری
@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید، اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویا_باقری
@AdabSar
💫
یک برکهی پر قو و یا بوم دورَنگ است؟
بین دو قبیله، سرِ چشمان تو جنگ است!
چشمان تو مستعمرهی من شده امروز
تیمور اگر در طلب فتح تو لنگ است!
#رویا_باقری
@AdabSar
یک برکهی پر قو و یا بوم دورَنگ است؟
بین دو قبیله، سرِ چشمان تو جنگ است!
چشمان تو مستعمرهی من شده امروز
تیمور اگر در طلب فتح تو لنگ است!
#رویا_باقری
@AdabSar
@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور، زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چهپنهان دردِدل با تور زیباست
دنیا همیشه دلبخواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها، این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سرد ماه جور است
اما شب چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تاروپود تور زیباست
وقتی که غمهایم غمِ عشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور، زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور، زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چهپنهان دردِدل با تور زیباست
دنیا همیشه دلبخواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها، این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سرد ماه جور است
اما شب چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تاروپود تور زیباست
وقتی که غمهایم غمِ عشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور، زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
تو که چشمان تو با هرکه به جز من بد نیست
تو که در آخر هر جَزر، نگاهت مَد نیست
تو که دلخوش شدهای با عسل خاطرهها
غم تو با غم دلتنگی من یکحد نیست
سایهام طعنه به من میزند و میشنوم
اثر از او که همه درد تو میفهمد نیست!
آن که با عشق به چشمان تو با غصه گریست
این که هرشب به تب سرد تو میخندد نیست!
آن که با هر نفسش مایهی آرام تو بود
این که راه نفست را به تو میبندد نیست
ماهی قرمز احساس دلم در خطر است
دل تو معنی این فاجعه میفهمد نیست؟
نیمهی دیگر من، با من از این حرف بزن
که غم دوری و نادیدن تو ممتد نیست!
گاهگاهی، همهی هستی این قلب اسیر
خبر از این دل پر غصه بگیری بد نیست!
#رویا_باقری
@AdabSar
تو که چشمان تو با هرکه به جز من بد نیست
تو که در آخر هر جَزر، نگاهت مَد نیست
تو که دلخوش شدهای با عسل خاطرهها
غم تو با غم دلتنگی من یکحد نیست
سایهام طعنه به من میزند و میشنوم
اثر از او که همه درد تو میفهمد نیست!
آن که با عشق به چشمان تو با غصه گریست
این که هرشب به تب سرد تو میخندد نیست!
آن که با هر نفسش مایهی آرام تو بود
این که راه نفست را به تو میبندد نیست
ماهی قرمز احساس دلم در خطر است
دل تو معنی این فاجعه میفهمد نیست؟
نیمهی دیگر من، با من از این حرف بزن
که غم دوری و نادیدن تو ممتد نیست!
گاهگاهی، همهی هستی این قلب اسیر
خبر از این دل پر غصه بگیری بد نیست!
#رویا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید، اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویا_باقری
@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید، اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید، اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویا_باقری
@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید، اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیست
اینها برای هیچ توفانی مهم نیست!
آغوش من مخروبهای رو به سقوط است
دیگر برایم عمق ویرانی مهم نیست!
#رویا_باقری
@AdabSar
از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیست
اینها برای هیچ توفانی مهم نیست!
آغوش من مخروبهای رو به سقوط است
دیگر برایم عمق ویرانی مهم نیست!
#رویا_باقری
@AdabSar
❤1
@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چه پنهان درد و دل با تور زیباست
دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها، این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سردِ ماه جور است
اما شبِ چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تارو پود تور زیباست
وقتی که غمهایم غم ِعشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar
دیدار ما هرچند دورادور زیباست
دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست
هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چه پنهان درد و دل با تور زیباست
دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده
باور بکن بعضی گرهها کور زیباست
بس کن عزیزم طاقت باران ندارم
این چشمها، این چشمها مغرور زیباست
هرچند شب با نور سردِ ماه جور است
اما شبِ چشمان تو ناجور زیباست
وقتی که دریا تنگ ماهیهای خستهست
مُردن میان تارو پود تور زیباست
وقتی که غمهایم غم ِعشق تو باشد
از مهد چشمانم اگر تا گور زیباست
#رویا_باقری
@AdabSar