@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویـا_باقری
@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویـا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویـا_باقری
@AdabSar
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت
میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!
با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمیبارید اگر یکذره وجدان داشت!
میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت
میشد ببندی زخم من را قبل جاندادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!
من مرده بودم، مرگ با من زندگی میکرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت
وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!
#رویـا_باقری
@AdabSar