ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

ای کاش که با هر تپشی، هر ضربانی
خود را به هیاهوی دل من برسانی

موی منِ آشفته به دستان تو خیره‌ست
بی آن‌که بداند تو پریشان‌تر از آنی

من لانه‌ی بالای درختم، تو کبوتر
باید که خودت را به هوایم بپرانی

ابری سر ذوق آید و بعد از تو ببارد
یک قطره اگر اشک به گلدان بچکانی

یک لحظه نرفته‌ست خیال تو از این سر
من روزه‌ام و منتظر صوت اذانی...

#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar
@AdabSar

خود مست بود و مستیِ چشمم اثر نکرد
هرگز به شهرِ میکده‌هایم سفر نکرد

یک‌درمیان رابطه‌مان را گرفته بود
عاقل شد و برای رسیدن دودَر نکرد

من لوس می‌شدم که مرا در بغل کشد
خود را برای بچگیِ من پدر نکرد

می‌خواستم که غیرتِ خود را نشان دهد
تیری روانه کردم و دستی سپر نکرد

من کاشتم به خاک دلش دانه‌های سیب
او سنگ بود و دانه‌ی سیبی ثمر نکرد

ای آن‌که دستِ عشقِ مرا بوسه می‌زنی
اصلا خیالِ من به خیالت گذر نکرد؟

#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar
@AdabSar

گیرِ او بودم ولی درگیرِ دنیا هیچ‌وقت
بی هوا بودم نمی‌دیدم هوا را هیچ‌وقت

گریه کردم تا بفهمد دوستش دارم ولی
من همان پیراهنِ خیسم که دریا هیچ‌وقت...

لیلی‌ام، اما چنان مجنونِ او بودم که باد
برد من را تا نیفتم دستِ صحرا هیچ‌وقت

روزها را سرسری طی کرده‌ام تا انتها
برنمی‌گردم به بی‌رحمیِ فردا هیچ‌وقت

وقتِ بدبختی ندارم در جهانی بعد از این
کاش او اصلا نمی‌آورد ما را هیچ‌وقت

#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar
🎄🌳🎄🌳
کنار جاده همین زنده‌بودنم هنر است
اگر که مرده‌ام از بی‌وفایی تبر است

هزار سال دگر هم گذر کنی از من
تنم تناوری سال‌های بی‌گذر است

اگر به در نبرم جان سالم از جنگل
یقین تمام تنم حاصلش دو لنگه در است

اگر مرا بِبُری از حیات جان بشر
که سایبانِ همیشه برای رهگذر است؟

اگر فتاده‌ام از پا فتاده‌ام اما
همین به قامت خود ریشه‌داشتن سپر است

اگرچه آهن تو سخت می‌خورد بر من
اگرچه سینه‌ی من روی خاک‌ها دمر است

نگاه می‌کنم و شعله شعله می‌سوزم
دلم ترانه‌ی کبریت‌های بی‌خطر است


#زهرا_بختیاری_نژاد
#روز_درختکاری
@AdabSar
🌲🌴🌲🌴
@AdabSar

بیش از حد است دلبرکانت شمارشان
آخر بگو که با تو چه بوده‌ست کارشان؟
خیری ندیده‌ام که بمانم کنار تو
می‌بینمت هر آن که نشستی کنارشان

من هستم و همیشه نبودت فراهم است
زیبا و مهربان و صمیمی مگر کم است؟
تنهاصدات نه! همه‌ی زندگی بم است
افتاده روی ریل خیالم قطارشان

از آسمان زندگی‌ام باز می‌پری
حرفی نمی‌زنم که تو نازی نمی‌خری
روشن دلم به آمدنت، آه می‌بری-
آخر چراغ قلب مرا هم به غارشان

می‌بینمت که فاتح نیرنگ‌ها شدی
دیگرشکست‌خورده‌ی این جنگ‌ها شدی
دیدم اسیر ظاهر خوش‌رنگ‌ها شدی
لعنت به آنچه کرده تورا بی‌قرارشان

خود را از این پناه پر از درد می‌کنم
از تو به نام تجربه‌ای دم نمی‌زنم
آن شب که من ادامه ندادم به بودنم
ماندم چرا ادامه ندادی به کارشان؟

#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

خود مست بود و مستیِ چشمم اثر نکرد
هرگز به شهرِ میکده‌هایم سفر نکرد

یک‌درمیان رابطه‌مان را گرفته بود
عاقل شد و برای رسیدن دودَر نکرد

من لوس می‌شدم که مرا در بغل کشد
خود را برای بچگیِ من پدر نکرد

می‌خواستم که غیرتِ خود را نشان دهد
تیری روانه کردم و دستی سپر نکرد

من کاشتم به خاک دلش دانه‌های سیب
او سنگ بود و دانه‌ی سیبی ثمر نکرد

ای آن‌که دستِ عشقِ مرا بوسه می‌زنی
اصلا خیالِ من به خیالت گذر نکرد؟

#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🎄🌳🎄🌳
کنار جاده همین زنده‌بودنم هنر است
اگر که مرده‌ام از بی‌وفایی تبر است

هزار سال دگر هم گذر کنی از من
تنم تناوری سال‌های بی‌گذر است

اگر به در نبرم جان سالم از جنگل
یقین تمام تنم حاصلش دو لنگه در است

اگر مرا بِبُری از حیات جان بشر
که سایبانِ همیشه برای رهگذر است؟

اگر فتاده‌ام از پا فتاده‌ام اما
همین به قامت خود ریشه‌داشتن سپر است

اگرچه آهن تو سخت می‌خورد بر من
اگرچه سینه‌ی من روی خاک‌ها دمر است

نگاه می‌کنم و شعله شعله می‌سوزم
دلم ترانه‌ی کبریت‌های بی‌خطر است


#زهرا_بختیاری_نژاد
#روز_درختکاری
@AdabSar
🌲🌴🌲🌴