#پریسا
گیرم که حرام است لبی تر کنم از تو
پیش نظرت تشنه بمیرم چه؟ حلالست؟
#سجاد_شهیدی
#شعر_ایران
@AdabSar
گیرم که حرام است لبی تر کنم از تو
پیش نظرت تشنه بمیرم چه؟ حلالست؟
#سجاد_شهیدی
#شعر_ایران
@AdabSar
حرف یلدا شد که او
دستی به موهایش کشید
نرخ تعیین میکند
گویا میان معرکه!
#سجاد_شهیدی
#شعر_ایران
#یلدا
@AdabSar
💆❤️🍷🕯
دستی به موهایش کشید
نرخ تعیین میکند
گویا میان معرکه!
#سجاد_شهیدی
#شعر_ایران
#یلدا
@AdabSar
💆❤️🍷🕯
@AdabSar
داشتیــم از یار انـگار انتــظاری بیشتر
سخت بییاریم و از این بدبیاری بیشتر؟
زلف غدارش حریص و چشم مکارش چموش
می رود در دام او هـــــــر دم شکاری بیشتر
ما برایش جان فدا کردیم و او با طعنه گفت
«چیز دندان گیـــر مرغـــوبی نداری بیشتر؟»
گفتم او را بیشتر میخواهی از من نازنین؟
خندهای زد، زیر لب گفت از تو آری بیشتر
هیچکس را زیر بار تار مویش تاب نیست
میگذارد باد هـــم بــر شانه باری بیشتر
خوب با ما تا نکردی، بد گذشتی روزگار
گریه بایــد کـــرد اما خندهداری بیشتر
هر کسی از باغ لبهایش به قدری سهم داشت
سهــــــم ما هم دانهی ســرخ اناری بیشتر
گفت مختاریم، یا من میروم یا خود برو
جبر محض است این مسلمان، اختیاری بیشتر
#سجاد_شهیدی
@AdabSar
داشتیــم از یار انـگار انتــظاری بیشتر
سخت بییاریم و از این بدبیاری بیشتر؟
زلف غدارش حریص و چشم مکارش چموش
می رود در دام او هـــــــر دم شکاری بیشتر
ما برایش جان فدا کردیم و او با طعنه گفت
«چیز دندان گیـــر مرغـــوبی نداری بیشتر؟»
گفتم او را بیشتر میخواهی از من نازنین؟
خندهای زد، زیر لب گفت از تو آری بیشتر
هیچکس را زیر بار تار مویش تاب نیست
میگذارد باد هـــم بــر شانه باری بیشتر
خوب با ما تا نکردی، بد گذشتی روزگار
گریه بایــد کـــرد اما خندهداری بیشتر
هر کسی از باغ لبهایش به قدری سهم داشت
سهــــــم ما هم دانهی ســرخ اناری بیشتر
گفت مختاریم، یا من میروم یا خود برو
جبر محض است این مسلمان، اختیاری بیشتر
#سجاد_شهیدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
برق چشمان تو یک جور دگر میگیرد
آتش عشق تو در هیزمِ تَر میگیرد
هستیاش را نکند یکسره بر باد دهی
بیسبب نیست برایت گلِ سر میگیرد
نه فقط من به تو دلتنگ که در باغچه هم
لاله از داغ تو دندان به جگر میگیرد
حکمت روشن این پلکزدنها این است
تیغِ ابرو بکشی چشم سپر میگیرد
مو پریشان نکنی کاش که در فلسفه هم
بحثها بر سر گیسوی تو در میگیرد
لااقل با غزلی تازه دلم را خوش کن
ماه کِی از دل این برکه خبر میگیرد
#سجاد_شهیدی
@AdabSar
برق چشمان تو یک جور دگر میگیرد
آتش عشق تو در هیزمِ تَر میگیرد
هستیاش را نکند یکسره بر باد دهی
بیسبب نیست برایت گلِ سر میگیرد
نه فقط من به تو دلتنگ که در باغچه هم
لاله از داغ تو دندان به جگر میگیرد
حکمت روشن این پلکزدنها این است
تیغِ ابرو بکشی چشم سپر میگیرد
مو پریشان نکنی کاش که در فلسفه هم
بحثها بر سر گیسوی تو در میگیرد
لااقل با غزلی تازه دلم را خوش کن
ماه کِی از دل این برکه خبر میگیرد
#سجاد_شهیدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
برق چشمان تو یک جور دگر میگیرد
آتش عشق تو در هیزمِ تَر میگیرد
هستیاش را نکند یکسره بر باد دهی
بیسبب نیست برایت گلِ سر میگیرد
نه فقط من به تو دلتنگ که در باغچه هم
لاله از داغ تو دندان به جگر میگیرد
حکمت روشن این پلکزدنها این است
تیغِ ابرو بکشی چشم سپر میگیرد
مو پریشان نکنی کاش که در فلسفه هم
بحثها بر سر گیسوی تو در میگیرد
لااقل با غزلی تازه دلم را خوش کن
ماه کِی از دل این برکه خبر میگیرد
#سجاد_شهیدی
@AdabSar
برق چشمان تو یک جور دگر میگیرد
آتش عشق تو در هیزمِ تَر میگیرد
هستیاش را نکند یکسره بر باد دهی
بیسبب نیست برایت گلِ سر میگیرد
نه فقط من به تو دلتنگ که در باغچه هم
لاله از داغ تو دندان به جگر میگیرد
حکمت روشن این پلکزدنها این است
تیغِ ابرو بکشی چشم سپر میگیرد
مو پریشان نکنی کاش که در فلسفه هم
بحثها بر سر گیسوی تو در میگیرد
لااقل با غزلی تازه دلم را خوش کن
ماه کِی از دل این برکه خبر میگیرد
#سجاد_شهیدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
داشتیــم از یار انـگار انتــظاری بیشتر
سخت بییاریم و از این بدبیاری بیشتر؟
زلف غدارش حریص و چشم مکارش چموش
می رود در دام او هـــــــر دم شکاری بیشتر
ما برایش جان فدا کردیم و او با طعنه گفت
«چیز دندان گیـــر مرغـــوبی نداری بیشتر؟»
گفتم او را بیشتر میخواهی از من نازنین؟
خندهای زد، زیر لب گفت از تو آری بیشتر
هیچکس را زیر بار تار مویش تاب نیست
میگذارد باد هـــم بــر شانه باری بیشتر
خوب با ما تا نکردی، بد گذشتی روزگار
گریه بایــد کـــرد اما خندهداری بیشتر
هر کسی از باغ لبهایش به قدری سهم داشت
سهــــــم ما هم دانهی ســرخ اناری بیشتر
گفت مختاریم، یا من میروم یا خود برو
جبر محض است این مسلمان، اختیاری بیشتر
#سجاد_شهیدی
@AdabSar
داشتیــم از یار انـگار انتــظاری بیشتر
سخت بییاریم و از این بدبیاری بیشتر؟
زلف غدارش حریص و چشم مکارش چموش
می رود در دام او هـــــــر دم شکاری بیشتر
ما برایش جان فدا کردیم و او با طعنه گفت
«چیز دندان گیـــر مرغـــوبی نداری بیشتر؟»
گفتم او را بیشتر میخواهی از من نازنین؟
خندهای زد، زیر لب گفت از تو آری بیشتر
هیچکس را زیر بار تار مویش تاب نیست
میگذارد باد هـــم بــر شانه باری بیشتر
خوب با ما تا نکردی، بد گذشتی روزگار
گریه بایــد کـــرد اما خندهداری بیشتر
هر کسی از باغ لبهایش به قدری سهم داشت
سهــــــم ما هم دانهی ســرخ اناری بیشتر
گفت مختاریم، یا من میروم یا خود برو
جبر محض است این مسلمان، اختیاری بیشتر
#سجاد_شهیدی
@AdabSar