@AdabSar
به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش
که گر حاصل نشد کام من او حاصل شود کامش
زند هر سنگ بهرِ راندنم بر بال و پر گردد
برای ماندنم عذری دگر در گوشهی بامش
نقابِ زلفِ مشکین هرکه بیند بر رُخش داند
که روز عاشقان یکسان بُود هم صبح و هم شامش
دلا نومید باش از وصل او کز کوی او قاصد
چنین کآهسته میآید توان دانست پیغامش
به کار خود در آغازِ غمش درماندم و کاری
که آغازش چنین باشد چه خواهد بود انجامش
همین دانم که دارم سالها عشقِ پریرویی
ولی نگْذاردم غیرت که پرسم از کسی نامش
«سحاب» از آتشِ شوقِ وصالش سوختهست اما
همان بیرون نرفتهست از دل این اندیشهی خامش
#سحاب_اصفهانی
@AdabSar
به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش
که گر حاصل نشد کام من او حاصل شود کامش
زند هر سنگ بهرِ راندنم بر بال و پر گردد
برای ماندنم عذری دگر در گوشهی بامش
نقابِ زلفِ مشکین هرکه بیند بر رُخش داند
که روز عاشقان یکسان بُود هم صبح و هم شامش
دلا نومید باش از وصل او کز کوی او قاصد
چنین کآهسته میآید توان دانست پیغامش
به کار خود در آغازِ غمش درماندم و کاری
که آغازش چنین باشد چه خواهد بود انجامش
همین دانم که دارم سالها عشقِ پریرویی
ولی نگْذاردم غیرت که پرسم از کسی نامش
«سحاب» از آتشِ شوقِ وصالش سوختهست اما
همان بیرون نرفتهست از دل این اندیشهی خامش
#سحاب_اصفهانی
@AdabSar