@AdabSar
تنبلورین ماه من! مویت شب یلدایی است
اینهمه محشرشدن اسراف در زیبایی است
فکر مضمون جدیدم، قیس تکراری شده
نه نمیگویم که چشم سرمهات لیلایی است
باربی هستی و زنهای حسود پایتخت
بحث داغ روزشان جراحی زیبایی است
وعدهی "چون تو شدن" همراه با میکاپ و مِش
تازگیها بهترین راه درآمدزایی است
جای پایت بهترین آبوهوای نقشههاست
هر جزیره در هوایت نام آن هاوایی است
پیش قند بوسههایت تا کمر خم میشود
شاه قاجاری که نقش استکان چایی است
گوشوارت توامان گیلاس همرنگ شراب
درسَدی از این دو قطره، آخر گیرایی است
با خیالت مینوازد ضرب و تصنیفش ملوک:
نرمنرمک تا لب چشمه، قدی "رعنا"یی است
نازخاتون! چشمبرنو! مو دماسبی! کجکلاه!
بختیاریزادهای یا ایل تو قشقایی است؟
تازه میفهمم چرا مانده خدا تنها هنوز
هرکسی که عاشقت شد، چارهاش تنهایی است!
#شـهراد_میدری
@AdabSar
تنبلورین ماه من! مویت شب یلدایی است
اینهمه محشرشدن اسراف در زیبایی است
فکر مضمون جدیدم، قیس تکراری شده
نه نمیگویم که چشم سرمهات لیلایی است
باربی هستی و زنهای حسود پایتخت
بحث داغ روزشان جراحی زیبایی است
وعدهی "چون تو شدن" همراه با میکاپ و مِش
تازگیها بهترین راه درآمدزایی است
جای پایت بهترین آبوهوای نقشههاست
هر جزیره در هوایت نام آن هاوایی است
پیش قند بوسههایت تا کمر خم میشود
شاه قاجاری که نقش استکان چایی است
گوشوارت توامان گیلاس همرنگ شراب
درسَدی از این دو قطره، آخر گیرایی است
با خیالت مینوازد ضرب و تصنیفش ملوک:
نرمنرمک تا لب چشمه، قدی "رعنا"یی است
نازخاتون! چشمبرنو! مو دماسبی! کجکلاه!
بختیاریزادهای یا ایل تو قشقایی است؟
تازه میفهمم چرا مانده خدا تنها هنوز
هرکسی که عاشقت شد، چارهاش تنهایی است!
#شـهراد_میدری
@AdabSar
@AdabSar
بیقرار آمدی اما به قراری که نبود
ماه شهناز شدی در شب تاری که نبود
قد و بالای تو از ناز بنان بر میگشت
مو پریشان و پشیمان بهاری که نبود
چتر بستی و نشستی چه سراپایت خیس
روی قالیچهی گلفرش اناری که نبود
صندلی بود، غزل بود، گل سرخ تو بود
چشمهای تو ولی لحظهشماری که نبود
بغض کردی و پر از گریه سلامی گفتی
دستی از مهر کشیدی به غباری که نبود
@AdabSar
پلک وا کردم و با آه جوابت دادم
آه جانسوختهی مرد دچاری که نبود
در بغل تنگ گرفتی و مرا بوسیدی
ریخت انگور به رگهای خماری که نبود
نمنم آرام، خدا داشت پیانو میزد
شیشهی پنجرهی خیس و بخاری که نبود
لحظهی تلخ خداحافظی از راه رسید
چشم ما خیره به هم آخر کاری که نبود
رفتی و هقهق تو در دل و جانم پیچید
اشک جا ماندهای و سنگ مزاری که نبود
عشق تاوان گرهخوردن آه من و توست
بین تنهایی یک عاشق و یاری که نبود!
#شـهراد_میدری
@AdabSar
بیقرار آمدی اما به قراری که نبود
ماه شهناز شدی در شب تاری که نبود
قد و بالای تو از ناز بنان بر میگشت
مو پریشان و پشیمان بهاری که نبود
چتر بستی و نشستی چه سراپایت خیس
روی قالیچهی گلفرش اناری که نبود
صندلی بود، غزل بود، گل سرخ تو بود
چشمهای تو ولی لحظهشماری که نبود
بغض کردی و پر از گریه سلامی گفتی
دستی از مهر کشیدی به غباری که نبود
@AdabSar
پلک وا کردم و با آه جوابت دادم
آه جانسوختهی مرد دچاری که نبود
در بغل تنگ گرفتی و مرا بوسیدی
ریخت انگور به رگهای خماری که نبود
نمنم آرام، خدا داشت پیانو میزد
شیشهی پنجرهی خیس و بخاری که نبود
لحظهی تلخ خداحافظی از راه رسید
چشم ما خیره به هم آخر کاری که نبود
رفتی و هقهق تو در دل و جانم پیچید
اشک جا ماندهای و سنگ مزاری که نبود
عشق تاوان گرهخوردن آه من و توست
بین تنهایی یک عاشق و یاری که نبود!
#شـهراد_میدری
@AdabSar