@AdabSar
ز سینهام دلِ ناساز برنمیخیزد
چو صید طعمه شود باز برنمیخیزد
گذشتم از سر آزادی و ز بال و پرم
هنوز تهمت پرواز برنمیخیزد
به حکم عشق خموشم چنان که از لب من
اگر سخن شود اعجاز برنمیخیزد
ز سنگِ سرمه مگر ساختند شیشهی دل
که از شکستن آواز برنمیخیزد
ز بس به گوشهی چشم تو مست افتادهست
نگه به اینهمه انداز برنمیخیزد
چو بوی غنچهی شاخِ شکسته از دلِ تنگ
اگر نفس بشود راز برنمیخیزد
در انتظار تو هرکس نشست چون «شهرت»
اگر غبار شود باز برنمیخیزد
#شهرت_شیرازی
@AdabSar
ز سینهام دلِ ناساز برنمیخیزد
چو صید طعمه شود باز برنمیخیزد
گذشتم از سر آزادی و ز بال و پرم
هنوز تهمت پرواز برنمیخیزد
به حکم عشق خموشم چنان که از لب من
اگر سخن شود اعجاز برنمیخیزد
ز سنگِ سرمه مگر ساختند شیشهی دل
که از شکستن آواز برنمیخیزد
ز بس به گوشهی چشم تو مست افتادهست
نگه به اینهمه انداز برنمیخیزد
چو بوی غنچهی شاخِ شکسته از دلِ تنگ
اگر نفس بشود راز برنمیخیزد
در انتظار تو هرکس نشست چون «شهرت»
اگر غبار شود باز برنمیخیزد
#شهرت_شیرازی
@AdabSar
@AdabSar
نظربازانه چون آيينه گرديديم دنيا را
به آنصورت كه میبايست ما ديديم دنيا را
ز بس ناچيز بود از هيچ هم كمتر به وزن آمد
به ميزان نظر یکعمر سنجيديم دنيا را
چو معشوقی كه از واسوختن عاشق كند رامش
تغافلگونهای كرديم و تابيديم دنيا را
برای آنكه گاهی بر سر ياران توانش زد
ز بُستانِ فلک مانند گل چيديم دنيا را
شديم آيينه و كرديم سِير نيک و بد «شهرت»
به آنصورت كه میبايست ما ديديم دنيا را
#شهرت_شیرازی
@AdabSar
نظربازانه چون آيينه گرديديم دنيا را
به آنصورت كه میبايست ما ديديم دنيا را
ز بس ناچيز بود از هيچ هم كمتر به وزن آمد
به ميزان نظر یکعمر سنجيديم دنيا را
چو معشوقی كه از واسوختن عاشق كند رامش
تغافلگونهای كرديم و تابيديم دنيا را
برای آنكه گاهی بر سر ياران توانش زد
ز بُستانِ فلک مانند گل چيديم دنيا را
شديم آيينه و كرديم سِير نيک و بد «شهرت»
به آنصورت كه میبايست ما ديديم دنيا را
#شهرت_شیرازی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
ز سینهام دلِ ناساز برنمیخیزد
چو صید طعمه شود باز برنمیخیزد
گذشتم از سر آزادی و ز بال و پرم
هنوز تهمت پرواز برنمیخیزد
به حکم عشق خموشم چنان که از لب من
اگر سخن شود اعجاز برنمیخیزد
ز سنگِ سرمه مگر ساختند شیشهی دل
که از شکستن آواز برنمیخیزد
ز بس به گوشهی چشم تو مست افتادهست
نگه به اینهمه انداز برنمیخیزد
چو بوی غنچهی شاخِ شکسته از دلِ تنگ
اگر نفس بشود راز برنمیخیزد
در انتظار تو هرکس نشست چون «شهرت»
اگر غبار شود باز برنمیخیزد
#شهرت_شیرازی
@AdabSar
ز سینهام دلِ ناساز برنمیخیزد
چو صید طعمه شود باز برنمیخیزد
گذشتم از سر آزادی و ز بال و پرم
هنوز تهمت پرواز برنمیخیزد
به حکم عشق خموشم چنان که از لب من
اگر سخن شود اعجاز برنمیخیزد
ز سنگِ سرمه مگر ساختند شیشهی دل
که از شکستن آواز برنمیخیزد
ز بس به گوشهی چشم تو مست افتادهست
نگه به اینهمه انداز برنمیخیزد
چو بوی غنچهی شاخِ شکسته از دلِ تنگ
اگر نفس بشود راز برنمیخیزد
در انتظار تو هرکس نشست چون «شهرت»
اگر غبار شود باز برنمیخیزد
#شهرت_شیرازی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
نظربازانه چون آيينه گرديديم دنيا را
به آنصورت كه میبايست ما ديديم دنيا را
ز بس ناچيز بود از هيچ هم كمتر به وزن آمد
به ميزان نظر یکعمر سنجيديم دنيا را
چو معشوقی كه از واسوختن عاشق كند رامش
تغافلگونهای كرديم و تابيديم دنيا را
برای آنكه گاهی بر سر ياران توانش زد
ز بُستانِ فلک مانند گل چيديم دنيا را
شديم آيينه و كرديم سِير نيک و بد «شهرت»
به آنصورت كه میبايست ما ديديم دنيا را
#شهرت_شیرازی
@AdabSar
نظربازانه چون آيينه گرديديم دنيا را
به آنصورت كه میبايست ما ديديم دنيا را
ز بس ناچيز بود از هيچ هم كمتر به وزن آمد
به ميزان نظر یکعمر سنجيديم دنيا را
چو معشوقی كه از واسوختن عاشق كند رامش
تغافلگونهای كرديم و تابيديم دنيا را
برای آنكه گاهی بر سر ياران توانش زد
ز بُستانِ فلک مانند گل چيديم دنيا را
شديم آيينه و كرديم سِير نيک و بد «شهرت»
به آنصورت كه میبايست ما ديديم دنيا را
#شهرت_شیرازی
@AdabSar