@AdabSar
دوباره روح عشق را به جان من دمیدهای
چه لحظههای دلکشی برایم آفریدهای
نه میشود نچینمت، نه میشود نبینمت
به باغ عاشقانهام تو میوهی رسیدهای
کجاست دفتر و قلم که در "غزل" بگویمت
همین که دوست دارمت، که بارها شنیدهای
پرندهی خیال من پریده در هوای تو
همان هوا که بارها به اوج آن پریدهای
چقدر کوچهکوچه در قرار بیقرارمان
به شوق دستهایمان دویدهام، دویدهای
هنوز سرخ میشوم به یاد شرم بوسهات
تو از گلو و چشم من چه بوسهها که چیدهای
من و توایم و یک اتاغ کوچک اجارهای
که تنگ بود و تنگ در تمام من خزیدهای
بخواب تا ببینیام به خواب خوب، مست من
من آن شراب کهنهام که سیر سر کشیدهای
منم که مست میشوم به خواهش و نوازشت
تویی که روی سینههای عشق آرمیدهای
ببین! دوباره غیب شد کنار چشمهای تو
شکوه شعرها! دل شکوه را ندیدهای؟
#شکوه_شکوهی_فر
@AdabSar
دوباره روح عشق را به جان من دمیدهای
چه لحظههای دلکشی برایم آفریدهای
نه میشود نچینمت، نه میشود نبینمت
به باغ عاشقانهام تو میوهی رسیدهای
کجاست دفتر و قلم که در "غزل" بگویمت
همین که دوست دارمت، که بارها شنیدهای
پرندهی خیال من پریده در هوای تو
همان هوا که بارها به اوج آن پریدهای
چقدر کوچهکوچه در قرار بیقرارمان
به شوق دستهایمان دویدهام، دویدهای
هنوز سرخ میشوم به یاد شرم بوسهات
تو از گلو و چشم من چه بوسهها که چیدهای
من و توایم و یک اتاغ کوچک اجارهای
که تنگ بود و تنگ در تمام من خزیدهای
بخواب تا ببینیام به خواب خوب، مست من
من آن شراب کهنهام که سیر سر کشیدهای
منم که مست میشوم به خواهش و نوازشت
تویی که روی سینههای عشق آرمیدهای
ببین! دوباره غیب شد کنار چشمهای تو
شکوه شعرها! دل شکوه را ندیدهای؟
#شکوه_شکوهی_فر
@AdabSar
@AdabSar
دوباره روح عشق را به جان من دمیدهای
چه لحظههای دلکشی برایم آفریدهای
نه میشود نچینمت، نه میشود نبینمت
به باغ عاشقانهام تو میوهی رسیدهای
کجاست دفتر و قلم که در "غزل" بگویمت
همین که دوست دارمت، که بارها شنیدهای
پرندهی خیال من پریده در هوای تو
همان هوا که بارها به اوج آن پریدهای
چقدر کوچهکوچه در قرار بیقرارمان
به شوق دستهایمان دویدهام، دویدهای
هنوز سرخ میشوم به یاد شرم بوسهات
تو از گلو و چشم من چه بوسهها که چیدهای
من و توایم و یک اتاغ کوچک اجارهای
که تنگ بود و تنگ در تمام من خزیدهای
بخواب تا ببینیام به خواب خوب، مست من
من آن شراب کهنهام که سیر سر کشیدهای
منم که مست میشوم به خواهش و نوازشت
تویی که روی سینههای عشق آرمیدهای
ببین! دوباره غیب شد کنار چشمهای تو
شکوه شعرها! دل شکوه را ندیدهای؟
#شکوه_شکوهی_فر
@AdabSar
دوباره روح عشق را به جان من دمیدهای
چه لحظههای دلکشی برایم آفریدهای
نه میشود نچینمت، نه میشود نبینمت
به باغ عاشقانهام تو میوهی رسیدهای
کجاست دفتر و قلم که در "غزل" بگویمت
همین که دوست دارمت، که بارها شنیدهای
پرندهی خیال من پریده در هوای تو
همان هوا که بارها به اوج آن پریدهای
چقدر کوچهکوچه در قرار بیقرارمان
به شوق دستهایمان دویدهام، دویدهای
هنوز سرخ میشوم به یاد شرم بوسهات
تو از گلو و چشم من چه بوسهها که چیدهای
من و توایم و یک اتاغ کوچک اجارهای
که تنگ بود و تنگ در تمام من خزیدهای
بخواب تا ببینیام به خواب خوب، مست من
من آن شراب کهنهام که سیر سر کشیدهای
منم که مست میشوم به خواهش و نوازشت
تویی که روی سینههای عشق آرمیدهای
ببین! دوباره غیب شد کنار چشمهای تو
شکوه شعرها! دل شکوه را ندیدهای؟
#شکوه_شکوهی_فر
@AdabSar