@AdabSar
🔸فرزند ایران
من کیام؟ فرزند ایران، از تبار بینظیران
شاعرِ مهدِ سخن، استادِ استادِ دبیران
نام من باشد دَری، گه پارسی گه فَهلَویون
از نژاد مختلف یک نام دارم آن هم ایران
رودکی هستم که آید بوی جوی مولیانش
یادِ یارِ مهربان از من شنیدند آن امیران
من همان فردوسیام کز من بلندآوازه گردید
رستم و سهراب و اَفریدون و جم، شاهِ دلیران
زنده کردم پارسی، برهاندم از دامِ عربها
شاهکاری آفریدم عالمی از اوست حیران
در حقایق همچو عطارم به عرفان و مقامات
بس انالحق گفتهام بر دار گشتم ناگزیران
من همان ملای رومی هستم و شمسِ حقایق
گه ز دریا بگذرم گه در هوا چون مرغِ طیران
در سخن سعدی و درحکمت منم صدرای دوران
کس نباشد همچو من با فکرت و روشن ضمیران
در غزل من حافظ، آن رندِ خراباتِ جهانم
با شراب و شاهد و میخانه کردم خدعه ویران
من عبیدم، من همان طنازِ تاریخِ جهانم
هجو من سوزد عدو را همچو هیزم نزدِ نیران
من کیام؟ من وحشیام، مقصد مرا هست کعبهی عشق
اندر این ره سینه را من کردهام آماج تیران
شهریارم، از ثریای زمان آزار دیدم
هست دیوانم پر از افسانهی عشق شمیران
من همان نیمای یوشم، زو خروش آید به گوشَت
شاعر افسانهام، دارم سخنها از فقیران
من همان تاریخ ایرانم که در دیوان خزیدم
خواهی ار من را شناسی جو ز دیوان کبیران
«صمدیِ» ایرانزمینم، شاعرم من، فاش گویم
رتبه ام از بس بلند است کی رسد دست حقیران
فرستنده و سراینده #صمدی
@AdabSar
🔸فرزند ایران
من کیام؟ فرزند ایران، از تبار بینظیران
شاعرِ مهدِ سخن، استادِ استادِ دبیران
نام من باشد دَری، گه پارسی گه فَهلَویون
از نژاد مختلف یک نام دارم آن هم ایران
رودکی هستم که آید بوی جوی مولیانش
یادِ یارِ مهربان از من شنیدند آن امیران
من همان فردوسیام کز من بلندآوازه گردید
رستم و سهراب و اَفریدون و جم، شاهِ دلیران
زنده کردم پارسی، برهاندم از دامِ عربها
شاهکاری آفریدم عالمی از اوست حیران
در حقایق همچو عطارم به عرفان و مقامات
بس انالحق گفتهام بر دار گشتم ناگزیران
من همان ملای رومی هستم و شمسِ حقایق
گه ز دریا بگذرم گه در هوا چون مرغِ طیران
در سخن سعدی و درحکمت منم صدرای دوران
کس نباشد همچو من با فکرت و روشن ضمیران
در غزل من حافظ، آن رندِ خراباتِ جهانم
با شراب و شاهد و میخانه کردم خدعه ویران
من عبیدم، من همان طنازِ تاریخِ جهانم
هجو من سوزد عدو را همچو هیزم نزدِ نیران
من کیام؟ من وحشیام، مقصد مرا هست کعبهی عشق
اندر این ره سینه را من کردهام آماج تیران
شهریارم، از ثریای زمان آزار دیدم
هست دیوانم پر از افسانهی عشق شمیران
من همان نیمای یوشم، زو خروش آید به گوشَت
شاعر افسانهام، دارم سخنها از فقیران
من همان تاریخ ایرانم که در دیوان خزیدم
خواهی ار من را شناسی جو ز دیوان کبیران
«صمدیِ» ایرانزمینم، شاعرم من، فاش گویم
رتبه ام از بس بلند است کی رسد دست حقیران
فرستنده و سراینده #صمدی
@AdabSar
@AdabSar
🔸ایران زمین
سهی سرو بلند، ای مام میهن دوستت دارم
کُنامِ شیری ای مهدِ کهن من دوستت دارم
تورا ای جان شیرین شیرهی جان را بها دادیم
بمان ای سرزمین شیرافکن، دوستت دارم
ز بهر تو هزاران بار با دشمن بجنگیدیم
که ننشیند به جانت تیر دشمن، دوستت دارم
به روزی که جهانخواران به قصدت تیغ بگشودند
گشودیم سینه را بر تیغ آهن، دوستت دارم
شهیدانت سرافرازند چون یکدم نلغزیدند
به میدان دفاع از دین و میهن، دوستت دارم
بلندآوازهای ایرانزمین بر تارکِ تاریخ
فروزانی چو مه بر باغ و گلشن، دوستت دارم
زمانی بر تو یورش بردهاند قوم تَتار و دیو
برید آن دست دیوان را تهمتن، دوستت دارم
سیاوشوار از آذر گذشتی تا پلیدی را
زُدایی از سر و از جان و از تن، دوستت دارم
چو کاوه پوستین خویش از بهرت علم کردیم
ببستیم دست ضحاکان به توسن، دوستت دارم
نژاد سامی هم هرگز نشد بر جان تو چیره
برونش کردهای از کوی و برزن، دوستت دارم
ز کینت دشمنانت ننگ تاریخ بشر گشتند
نداری کینهای مهر فروتن، دوستت دارم
حقیقت را به جان و دل پذیرا و خریداری
به اهریمن زدی تیغی به گردن، دوستت دارم
هزارن زخم داری از کژاندیشان اهریمن
رُخَت گلگونتر از پرهای سوسن، دوستت دارم
تویی مهد بزرگانی چو فردوسی و مولانا
به تاریخ و به آیین شمع روشن، دوستت دارم
به حافظ افتخارت بس که در تاریخ بیهمتاست
غزلهای روانش هست احسن، دوستت دارم
چو سعدی، بوعلی، رازی و صدها جامی و خیام
تورا خوش خواندهاند تا گاهِ خفتن، دوستت دارم
کجا تاریخ دنیا با تو بتواند برابر شد
ندیدم مدعی ای مام میهن، دوستت دارم
«صمدی» یک هزاران از تو نتواند به کلک آرد
هزاران بار باید بر تو گفتن دوستت دارم
#صمدی
@AdabSar
🔸ایران زمین
سهی سرو بلند، ای مام میهن دوستت دارم
کُنامِ شیری ای مهدِ کهن من دوستت دارم
تورا ای جان شیرین شیرهی جان را بها دادیم
بمان ای سرزمین شیرافکن، دوستت دارم
ز بهر تو هزاران بار با دشمن بجنگیدیم
که ننشیند به جانت تیر دشمن، دوستت دارم
به روزی که جهانخواران به قصدت تیغ بگشودند
گشودیم سینه را بر تیغ آهن، دوستت دارم
شهیدانت سرافرازند چون یکدم نلغزیدند
به میدان دفاع از دین و میهن، دوستت دارم
بلندآوازهای ایرانزمین بر تارکِ تاریخ
فروزانی چو مه بر باغ و گلشن، دوستت دارم
زمانی بر تو یورش بردهاند قوم تَتار و دیو
برید آن دست دیوان را تهمتن، دوستت دارم
سیاوشوار از آذر گذشتی تا پلیدی را
زُدایی از سر و از جان و از تن، دوستت دارم
چو کاوه پوستین خویش از بهرت علم کردیم
ببستیم دست ضحاکان به توسن، دوستت دارم
نژاد سامی هم هرگز نشد بر جان تو چیره
برونش کردهای از کوی و برزن، دوستت دارم
ز کینت دشمنانت ننگ تاریخ بشر گشتند
نداری کینهای مهر فروتن، دوستت دارم
حقیقت را به جان و دل پذیرا و خریداری
به اهریمن زدی تیغی به گردن، دوستت دارم
هزارن زخم داری از کژاندیشان اهریمن
رُخَت گلگونتر از پرهای سوسن، دوستت دارم
تویی مهد بزرگانی چو فردوسی و مولانا
به تاریخ و به آیین شمع روشن، دوستت دارم
به حافظ افتخارت بس که در تاریخ بیهمتاست
غزلهای روانش هست احسن، دوستت دارم
چو سعدی، بوعلی، رازی و صدها جامی و خیام
تورا خوش خواندهاند تا گاهِ خفتن، دوستت دارم
کجا تاریخ دنیا با تو بتواند برابر شد
ندیدم مدعی ای مام میهن، دوستت دارم
«صمدی» یک هزاران از تو نتواند به کلک آرد
هزاران بار باید بر تو گفتن دوستت دارم
#صمدی
@AdabSar
@AdabSar
🔸آمیزشِ چامهی حافظ و نسیم تسنیم
بندهای نخستین از حافظ و دومین از نسیم تسنیم
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد(حافظ)
بسوخت دل که کشد جرعهای به کام و نشد(نسیم)
بلا بگفت شبی میر مجلس تو شوم
امیر بزم تو گردم، حریف جام و نشد
پیام داد که خواهم نشست با رندان
چو رند جام کشیدم به سر، تمام و نشد
رواست در بر اگر میتپد کبوتر دل
شکستهپر شدهام در کمند دام و نشد
بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل
رهم به مستی ازین کید ننگ و نام و نشد
به کوی عشق منه بیدلیل راه قدم
نخواستم که دلیلی کشد لگام و نشد
فغان که در طلب گنجنامهی مقصود
به کنج خانه نشستم چه صبح و شام و نشد
دریغ و درد که در جستجوی گنج حضور
ز خویش گشتهام غائب، دهد زمام و نشد
هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر
عمود حیله فرو ریخت از نظام و نشد
فرستنده و سراینده #صمدی(نسیم تسنیم)
@AdabSar
🔸آمیزشِ چامهی حافظ و نسیم تسنیم
بندهای نخستین از حافظ و دومین از نسیم تسنیم
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد(حافظ)
بسوخت دل که کشد جرعهای به کام و نشد(نسیم)
بلا بگفت شبی میر مجلس تو شوم
امیر بزم تو گردم، حریف جام و نشد
پیام داد که خواهم نشست با رندان
چو رند جام کشیدم به سر، تمام و نشد
رواست در بر اگر میتپد کبوتر دل
شکستهپر شدهام در کمند دام و نشد
بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل
رهم به مستی ازین کید ننگ و نام و نشد
به کوی عشق منه بیدلیل راه قدم
نخواستم که دلیلی کشد لگام و نشد
فغان که در طلب گنجنامهی مقصود
به کنج خانه نشستم چه صبح و شام و نشد
دریغ و درد که در جستجوی گنج حضور
ز خویش گشتهام غائب، دهد زمام و نشد
هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر
عمود حیله فرو ریخت از نظام و نشد
فرستنده و سراینده #صمدی(نسیم تسنیم)
@AdabSar
@AdabSar
دل مسیحا نشود تا به مسیحا نرسد
عشق پیدا نشود تا به دلآرا نرسد
طالبِ صید به دریای خطر باید رفت
گوهرِ وصل نگیرد تا به دریا نرسد
مدعی در طلبِ عشق فراوان باشد
محکِ میل به دریوزهی رسوا نرسد
هرکسی را نرسد لافِ زلیخابودن
نیشِ هجران نچشد، نوشِ مداوا نرسد
بوالهوس را نبود راه به سرمنزل وصل
تا چو یوسف نرود چَه به زلیخا نرسد
ای که گفتی «رَوَد امروز چه غم، فردا هست»
ترسم این وعدهی امروز به فردا نرسد
«صمدی» بهر غرامت دلِ شیدا دارد
هر غرامتزدهای بر دلِ شیدا نرسد
سراینده و فرستنده #صمدی(نسیم تسنیم)
@AdabSar
دل مسیحا نشود تا به مسیحا نرسد
عشق پیدا نشود تا به دلآرا نرسد
طالبِ صید به دریای خطر باید رفت
گوهرِ وصل نگیرد تا به دریا نرسد
مدعی در طلبِ عشق فراوان باشد
محکِ میل به دریوزهی رسوا نرسد
هرکسی را نرسد لافِ زلیخابودن
نیشِ هجران نچشد، نوشِ مداوا نرسد
بوالهوس را نبود راه به سرمنزل وصل
تا چو یوسف نرود چَه به زلیخا نرسد
ای که گفتی «رَوَد امروز چه غم، فردا هست»
ترسم این وعدهی امروز به فردا نرسد
«صمدی» بهر غرامت دلِ شیدا دارد
هر غرامتزدهای بر دلِ شیدا نرسد
سراینده و فرستنده #صمدی(نسیم تسنیم)
@AdabSar