@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar