@AdabSar
یا ترانه میگویی، یا شراب مینوشی
ای حکیم! دشوار است رنج را فراموشی
هستی و عدم رنج است، عشق و شوق و غم رنج است
گریهی قلم رنج است، بینتیجه میکوشی
کاشکی چو مولانا، زادهی طَرَب بودی
حافظانه میکردی رِندی و خطاپوشی
هیچکس نیامد باز، تا به ما بگوید راز
از مسافرانِ شب، از دیارِ خاموشی
بسملایم و لبتشنه، تیغِ عشق هم کُند است
زندهمیری است این یا، مشقِ خوابِ خرگوشی؟
از شرابِ شکهایت، یک دهان بنوشانَم
خستهام ز هُشیاری، خستهتر ز مدهوشی
#عبدالحمید_ضیایی
@AdabSar
یا ترانه میگویی، یا شراب مینوشی
ای حکیم! دشوار است رنج را فراموشی
هستی و عدم رنج است، عشق و شوق و غم رنج است
گریهی قلم رنج است، بینتیجه میکوشی
کاشکی چو مولانا، زادهی طَرَب بودی
حافظانه میکردی رِندی و خطاپوشی
هیچکس نیامد باز، تا به ما بگوید راز
از مسافرانِ شب، از دیارِ خاموشی
بسملایم و لبتشنه، تیغِ عشق هم کُند است
زندهمیری است این یا، مشقِ خوابِ خرگوشی؟
از شرابِ شکهایت، یک دهان بنوشانَم
خستهام ز هُشیاری، خستهتر ز مدهوشی
#عبدالحمید_ضیایی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
یا ترانه میگویی، یا شراب مینوشی
ای حکیم! دشوار است رنج را فراموشی
هستی و عدم رنج است، عشق و شوق و غم رنج است
گریهی قلم رنج است، بینتیجه میکوشی
کاشکی چو مولانا، زادهی طَرَب بودی
حافظانه میکردی رِندی و خطاپوشی
هیچکس نیامد باز، تا به ما بگوید راز
از مسافرانِ شب، از دیارِ خاموشی
بسملایم و لبتشنه، تیغِ عشق هم کُند است
زندهمیری است این یا، مشقِ خوابِ خرگوشی؟
از شرابِ شکهایت، یک دهان بنوشانَم
خستهام ز هُشیاری، خستهتر ز مدهوشی
#عبدالحمید_ضیایی
@AdabSar
یا ترانه میگویی، یا شراب مینوشی
ای حکیم! دشوار است رنج را فراموشی
هستی و عدم رنج است، عشق و شوق و غم رنج است
گریهی قلم رنج است، بینتیجه میکوشی
کاشکی چو مولانا، زادهی طَرَب بودی
حافظانه میکردی رِندی و خطاپوشی
هیچکس نیامد باز، تا به ما بگوید راز
از مسافرانِ شب، از دیارِ خاموشی
بسملایم و لبتشنه، تیغِ عشق هم کُند است
زندهمیری است این یا، مشقِ خوابِ خرگوشی؟
از شرابِ شکهایت، یک دهان بنوشانَم
خستهام ز هُشیاری، خستهتر ز مدهوشی
#عبدالحمید_ضیایی
@AdabSar