📝📖📚📜
خواهان پهلوی شده این شهر، بلکه تو
برداری از هراس "رضاشاه" روسری!
#عبدالمهدی_نوری
#شعر_ایران
@AdabSar
💃👣👠💋
خواهان پهلوی شده این شهر، بلکه تو
برداری از هراس "رضاشاه" روسری!
#عبدالمهدی_نوری
#شعر_ایران
@AdabSar
💃👣👠💋
💫
خودکامه، انحصارطلب، مستبد، حسود...
در عشـق برخـلاف تو بخشنده نیستم!
گفتی که امتحان کن و یک شب مرا مبین
من مـردِ امتحانِ تو شــرمنده نیستم!
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
خودکامه، انحصارطلب، مستبد، حسود...
در عشـق برخـلاف تو بخشنده نیستم!
گفتی که امتحان کن و یک شب مرا مبین
من مـردِ امتحانِ تو شــرمنده نیستم!
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
@AdabSar
پس از یک شهر غربت دوستی آمد به بالینم
به او گفتم ببین این است دنیا، گفت میبینم
زمین خوردی قبول اما زمان درمان هر دردیست
من از اینکه پس از تو دشمنان شادند غمگینم
اگر بغضت امانت داد یا پایت توان برخیز
که پای بید مجنونی بهخاکافتاده ننشینم
خداحافظ که گفتم باز داغت تازه شد، دیدی
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
چه شبهایی که دستت غصههایم را ورق میزد
و جاری بود مویت در بلندای مضامینم
من آن قدری که تو معشوقهای شاعر نخواهم شد
که در آیینه خود را حافظی دیگر نمیبینم
عقابی کوه را در خواب دید و در قفس دق کرد
به جای شانههایت مرگ خواهد داد تسکینم
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
پس از یک شهر غربت دوستی آمد به بالینم
به او گفتم ببین این است دنیا، گفت میبینم
زمین خوردی قبول اما زمان درمان هر دردیست
من از اینکه پس از تو دشمنان شادند غمگینم
اگر بغضت امانت داد یا پایت توان برخیز
که پای بید مجنونی بهخاکافتاده ننشینم
خداحافظ که گفتم باز داغت تازه شد، دیدی
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
چه شبهایی که دستت غصههایم را ورق میزد
و جاری بود مویت در بلندای مضامینم
من آن قدری که تو معشوقهای شاعر نخواهم شد
که در آیینه خود را حافظی دیگر نمیبینم
عقابی کوه را در خواب دید و در قفس دق کرد
به جای شانههایت مرگ خواهد داد تسکینم
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
خودکامه، انحصارطلب، مستبد، حسود...
در عشـق برخـلاف تو بخشنده نیستم!
گفتی که امتحان کن و یک شب مرا مبین
من مـردِ امتحانِ تو شــرمنده نیستم!
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
خودکامه، انحصارطلب، مستبد، حسود...
در عشـق برخـلاف تو بخشنده نیستم!
گفتی که امتحان کن و یک شب مرا مبین
من مـردِ امتحانِ تو شــرمنده نیستم!
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
@AdabSar
عشق ویرانگر او در دلم اردو زده است
هرچه من قلب هدف را نزدم او زده است
بیستون بود دلم عشق چه آورده سرش
که به ارگ بمِ ویرانشده پهلو زده است
مو پریشان به شکار آمد و بعد از آن روز
من پریشانم و او گیره به گیسو زده است
دامنش دامنههای سبلان است چقدر
طعم شیرین لبش طعنه به کندو زده است
مثل مغرورترین کافر دنیا که دلش
از کفَش رفته و حتی به خدا رو زده است
ناخدایی شدهام خسته که بعد از توفان
تا دم مرگ دعا خوانده و پارو زده است
تا دم از مرگ زدم گفت دعا کن برسی
لعنتی باز فقط حرف دو پهلو زده است
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
عشق ویرانگر او در دلم اردو زده است
هرچه من قلب هدف را نزدم او زده است
بیستون بود دلم عشق چه آورده سرش
که به ارگ بمِ ویرانشده پهلو زده است
مو پریشان به شکار آمد و بعد از آن روز
من پریشانم و او گیره به گیسو زده است
دامنش دامنههای سبلان است چقدر
طعم شیرین لبش طعنه به کندو زده است
مثل مغرورترین کافر دنیا که دلش
از کفَش رفته و حتی به خدا رو زده است
ناخدایی شدهام خسته که بعد از توفان
تا دم مرگ دعا خوانده و پارو زده است
تا دم از مرگ زدم گفت دعا کن برسی
لعنتی باز فقط حرف دو پهلو زده است
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar