@AdabSar
نومید نشد شامهام از بوی تو در هند
هر گوشه نشانیست ز گیسوی تو در هند
جا مانده دلم در خَمِ گیسوی تو آنجا
اینجا منم و سلسلهی موی تو در هند
مهتاب در آنجا، دل بیتاب در اینجا
تابیده به بیتابیِ من رویِ تو در هند
هرجا که کنم روی، رخِ ماهِ تو بینم
تا قبلهی من نیز بُوَد سوی تو در هند
معبد بُوَد از بوی خوشِ موی تو سرشار
رنگین شده بازار، چنان کوی تو در هند
همراهِ منی هر قدم و هر نفسم را
بازوم گره خورده به بازوی تو در هند
دیروز به یادت سپری شد، چه غروبی!
خورشید و من و چشمِ غزلگوی تو در هند
یارا به من از دور نظر کن که دلم را
صیّاد کند دیدهی آهوی تو در هند
#عزیز_مهدی
@AdabSar
نومید نشد شامهام از بوی تو در هند
هر گوشه نشانیست ز گیسوی تو در هند
جا مانده دلم در خَمِ گیسوی تو آنجا
اینجا منم و سلسلهی موی تو در هند
مهتاب در آنجا، دل بیتاب در اینجا
تابیده به بیتابیِ من رویِ تو در هند
هرجا که کنم روی، رخِ ماهِ تو بینم
تا قبلهی من نیز بُوَد سوی تو در هند
معبد بُوَد از بوی خوشِ موی تو سرشار
رنگین شده بازار، چنان کوی تو در هند
همراهِ منی هر قدم و هر نفسم را
بازوم گره خورده به بازوی تو در هند
دیروز به یادت سپری شد، چه غروبی!
خورشید و من و چشمِ غزلگوی تو در هند
یارا به من از دور نظر کن که دلم را
صیّاد کند دیدهی آهوی تو در هند
#عزیز_مهدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
نومید نشد شامهام از بوی تو در هند
هر گوشه نشانیست ز گیسوی تو در هند
جا مانده دلم در خَمِ گیسوی تو آنجا
اینجا منم و سلسلهی موی تو در هند
مهتاب در آنجا، دل بیتاب در اینجا
تابیده به بیتابیِ من رویِ تو در هند
هرجا که کنم روی، رخِ ماهِ تو بینم
تا قبلهی من نیز بُوَد سوی تو در هند
معبد بُوَد از بوی خوشِ موی تو سرشار
رنگین شده بازار، چنان کوی تو در هند
همراهِ منی هر قدم و هر نفسم را
بازوم گره خورده به بازوی تو در هند
دیروز به یادت سپری شد، چه غروبی!
خورشید و من و چشمِ غزلگوی تو در هند
یارا به من از دور نظر کن که دلم را
صیّاد کند دیدهی آهوی تو در هند
#عزیز_مهدی
@AdabSar
نومید نشد شامهام از بوی تو در هند
هر گوشه نشانیست ز گیسوی تو در هند
جا مانده دلم در خَمِ گیسوی تو آنجا
اینجا منم و سلسلهی موی تو در هند
مهتاب در آنجا، دل بیتاب در اینجا
تابیده به بیتابیِ من رویِ تو در هند
هرجا که کنم روی، رخِ ماهِ تو بینم
تا قبلهی من نیز بُوَد سوی تو در هند
معبد بُوَد از بوی خوشِ موی تو سرشار
رنگین شده بازار، چنان کوی تو در هند
همراهِ منی هر قدم و هر نفسم را
بازوم گره خورده به بازوی تو در هند
دیروز به یادت سپری شد، چه غروبی!
خورشید و من و چشمِ غزلگوی تو در هند
یارا به من از دور نظر کن که دلم را
صیّاد کند دیدهی آهوی تو در هند
#عزیز_مهدی
@AdabSar