ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💠🔷🔹🔹
@AdabSar

آورده‌اند که یکی از معاریف بصره گوسفندان داشت و هر روز شبان شیر او بدوختی و آب بسیار در آن آمیختی. شبان او را گفت: ای خواجه! خیانت مکن که عاقبت آن وخیم است.
خواجه بدان التفات نکرد.
روزی گوسفندان در دامن کوهی بودند. ناگاه باران و سیلی عظیم آمد و جمله گوسفندان را ببرد.
شبان بی‌گوسفندان به نزد خواجه آمد. گفت: چرا گوسفند نیاوردی؟
گفت: ای خواجه! آن آب‌ها را با شیر می‌آمیختی، جمله جمع شد و سیلی گشت و گوسفندان تو را ببرد.
تا عاقلان را معلوم شود که چنان در تغریر شرکت نیست، در خیانت برکت نیست.

#جوامع‌_الحکایات
#عوفی

📖🖋
برگردان به #پارسی_پاک
#بلال_ریگی
ویرایش: ادبسار
📖🖋

آورده‌اند که یکی از سرشناسان بَسره گوسپندان داشت و هر روز شبان شیر او بدوختی و آب بسیار در آن آمیختی.
شبان او را گفت: ای خواجه! دغاکاری مکن که سرانجام آن ناگوار است.
خواجه بدان پروا نکرد.
روزی گوسپندان در دامن کوهی بودند. ناگاه باران و تندآبی بزرگ آمد و همه گوسپندان را ببرد.
شبان بی‌گوسپندان به نزد خواجه آمد. گفت: چرا گوسپند نیاوردی؟
گفت: ای خواجه! آن آب‌ها را با شیر می‌آمیختی، همه گِرد آمده و تندآبی گشت و گوسپندان تو را ببرد.
تا خردمندان را آشکار شود که چنان انبازی در دشواری افکندن نیست، در دغایِش فرخندگی نیست.

پی‌نوشت:
بَصره = بَسرَه (پارسی تازی شده، بَس رَه)
سیل = تندآب، تندآبه

@AdabSar
💠🔷🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
💠🔷🔹🔹
@AdabSar

آورده‌اند که یکی از معاریف بصره گوسفندان داشت و هر روز شبان شیر او بدوختی و آب بسیار در آن آمیختی. شبان او را گفت: ای خواجه! خیانت مکن که عاقبت آن وخیم است.
خواجه بدان التفات نکرد.
روزی گوسفندان در دامن کوهی بودند. ناگاه باران و سیلی عظیم آمد و جمله گوسفندان را ببرد.
شبان بی‌گوسفندان به نزد خواجه آمد. گفت: چرا گوسفند نیاوردی؟
گفت: ای خواجه! آن آب‌ها را با شیر می‌آمیختی، جمله جمع شد و سیلی گشت و گوسفندان تو را ببرد.
تا عاقلان را معلوم شود که چنان در تغریر شرکت نیست، در خیانت برکت نیست.

#جوامع‌_الحکایات
#عوفی

📖🖋
برگردان به #پارسی_پاک
#بلال_ریگی
ویرایش: ادبسار
📖🖋

آورده‌اند که یکی از سرشناسان بَسره گوسپندان داشت و هر روز شبان شیر او بدوختی و آب بسیار در آن آمیختی.
شبان او را گفت: ای خواجه! دغاکاری مکن که سرانجام آن ناگوار است.
خواجه بدان پروا نکرد.
روزی گوسپندان در دامن کوهی بودند. ناگاه باران و تندآبی بزرگ آمد و همه گوسپندان را ببرد.
شبان بی‌گوسپندان به نزد خواجه آمد. گفت: چرا گوسپند نیاوردی؟
گفت: ای خواجه! آن آب‌ها را با شیر می‌آمیختی، همه گِرد آمده و تندآبی گشت و گوسپندان تو را ببرد.
تا خردمندان را آشکار شود که چنان انبازی در دشواری افکندن نیست، در دغایِش فرخندگی نیست.

پی‌نوشت:
بَصره = بَسرَه (پارسی تازی شده، بَس رَه)
سیل = تندآب، تندآبه

@AdabSar
💠🔷🔹🔹