@AdabSar
خدا میخواست در چشمان من زیباترین باشی
شرابی در نگاهت ریخت تا گیراترین باشی
نمیگنجید روح سرکشت در تنگنای تن
دلت را وسعتی بخشید تا دریاترین باشی
تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود
که در شمسیترین منظومه، مولاناترین باشی
مُقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم
تو را آموخت همچون شعله بی پرواترین باشی
خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش
تو را تنها پدید آورد تا تنهاترین باشی
خدا وقتی تو را میآفرید از جنس لیلاها
گمان هرگز نمیبردم که واویلاترین باشی!!
#محمدرضا_ترکـی
@AdabSar
خدا میخواست در چشمان من زیباترین باشی
شرابی در نگاهت ریخت تا گیراترین باشی
نمیگنجید روح سرکشت در تنگنای تن
دلت را وسعتی بخشید تا دریاترین باشی
تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود
که در شمسیترین منظومه، مولاناترین باشی
مُقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم
تو را آموخت همچون شعله بی پرواترین باشی
خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش
تو را تنها پدید آورد تا تنهاترین باشی
خدا وقتی تو را میآفرید از جنس لیلاها
گمان هرگز نمیبردم که واویلاترین باشی!!
#محمدرضا_ترکـی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
خدا میخواست در چشمان من زیباترین باشی
شرابی در نگاهت ریخت تا گیراترین باشی
نمیگنجید روح سرکشت در تنگنای تن
دلت را وسعتی بخشید تا دریاترین باشی
تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود
که در شمسیترین منظومه، مولاناترین باشی
مُقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم
تو را آموخت همچون شعله بی پرواترین باشی
خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش
تو را تنها پدید آورد تا تنهاترین باشی
خدا وقتی تو را میآفرید از جنس لیلاها
گمان هرگز نمیبردم که واویلاترین باشی!!
#محمدرضا_ترکـی
@AdabSar
خدا میخواست در چشمان من زیباترین باشی
شرابی در نگاهت ریخت تا گیراترین باشی
نمیگنجید روح سرکشت در تنگنای تن
دلت را وسعتی بخشید تا دریاترین باشی
تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود
که در شمسیترین منظومه، مولاناترین باشی
مُقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم
تو را آموخت همچون شعله بی پرواترین باشی
خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش
تو را تنها پدید آورد تا تنهاترین باشی
خدا وقتی تو را میآفرید از جنس لیلاها
گمان هرگز نمیبردم که واویلاترین باشی!!
#محمدرضا_ترکـی
@AdabSar
@AdabSar
کاشکی آسان شود با رفتنِ من مشکلت
گوشهای پهلو بگیرد قایقِ بیساحلت
آه ای دل، هیچبار اینگونه سنگینی نداشت
بار این رنج گران بر شانههای کاهلت
تو تمام هستیات را ریختی در پای عشق
در نظر اما نیامد هستی ناقابلت
اشکهایت را کسی از پشت لبخندت ندید
بیخبر بودند و غافل از غم ناغافلت
ماندن و افسردن و در خویشتن تنهاشدن
حاصلی جز این ندارد ماندن بیحاصلت
خنجری بر پشت احساس تو میآمد فرو
بوسه وقتی میزدی بر دستهای قاتلت
آه، ای روح مذبذب، رومی زنگینسب
از کدامین آبوخاک آغشتهاند آبوگلت؟
شک شبیه عنکبوتی بر یقینت خیمه زد
تا بهجایی که یقین کردی به شک باطلت
گرمی دست تو میزان دمای عشق بود
سرد شد وقتی که دستان تو، فهمیدم دلت!
#محمدرضا_ترکـی
@AdabSar
کاشکی آسان شود با رفتنِ من مشکلت
گوشهای پهلو بگیرد قایقِ بیساحلت
آه ای دل، هیچبار اینگونه سنگینی نداشت
بار این رنج گران بر شانههای کاهلت
تو تمام هستیات را ریختی در پای عشق
در نظر اما نیامد هستی ناقابلت
اشکهایت را کسی از پشت لبخندت ندید
بیخبر بودند و غافل از غم ناغافلت
ماندن و افسردن و در خویشتن تنهاشدن
حاصلی جز این ندارد ماندن بیحاصلت
خنجری بر پشت احساس تو میآمد فرو
بوسه وقتی میزدی بر دستهای قاتلت
آه، ای روح مذبذب، رومی زنگینسب
از کدامین آبوخاک آغشتهاند آبوگلت؟
شک شبیه عنکبوتی بر یقینت خیمه زد
تا بهجایی که یقین کردی به شک باطلت
گرمی دست تو میزان دمای عشق بود
سرد شد وقتی که دستان تو، فهمیدم دلت!
#محمدرضا_ترکـی
@AdabSar