@AdabSar
من زبان پارسی را پاسداری میکنم
و بیان خویش را فرهنگداری میکنم
خون دل خوردم مدام و با سرشک دیدهام
گلشن باغ ادب را آبیاری میکنم
من زبان پهلوی را خواندهام دُرِّ دَری
واژههای ناب آن را ساختاری میکنم
شهریاران ادب را مینهم ارج گران
هر یکی را هرکجا حرمتگذاری میکنم
چون زبان ماست گنج معرفت اندر جهان
احتراز از فحش وطعن و جعلکاری میکنم
من به حرف نابکار دشمنان بیادب
چون گذشته صبر دارم، بردباری میکنم
کاخ ایوان ادب را آب و رنگ تازهای
با سرایشهای نغز آیینهداری میکنم
ژاژخایان را به نام عشق میسازم ادب
با زبانِ پارسی مردممداری میکنم
هست صلح و عشق جاری در زبان پارسی
هر جماعت را به لطف مهر یاری میکنم
دوش با شمشیر تیز و حال با خون قلم
گلزمین فارسی را آبیاری میکنم
واجب آمد پاسداری از زبان فارسی
این وجیبه را ادا با لطف باری میکنم
در کویر خشک آفتدیدهی این مرز و بوم
لالهی شعر دَری را سبزهکاری میکنم
بهر برپایی رستاخیز فرهنگی چنان
اهل علم و معرفت را یار یاری میکنم
تا بروید در نهاد ما درخت معرفت
کار فرهنگ و هنر را افتخاری میکنم
تا که پیرایش شود دُر دَری در میهنم
با نِیِ اندیشه مشقِ ابتکاری میکنم
آنچه دراین مملکت از جور بَداَندیش رفت
سالها بینی برایش سوگواری میکنم
هر که پا را کج نهد او را نکوهش میکنم
از کیان ملک جم من پاسداری میکنم
مینوازم مردمِ با علم و با فرهنگ را
دشمنان را سر دچار شرمساری میکنم
ما چِسان تخریب میراث نیاکان بنگریم؟
با چنان ذلت کجا کی بردباری میکنم؟
ریشههای جهل را هرجای میباید کشید
جهد و پیکاری به هر لیل و نهاری میکنم
در ره عشق وطن تا زنده باشم هرکجا
جانفشانی مینمایم، جاننثاری میکنم
فارسی و تاجکی گویند و یا دُر دَری
هرکسی منها کند من بیقراری میکنم
نیست فرقی در میان لهجههایی دلنشین
من به لطف لهجههای خویش کاری میکنم
همدلی ازخود مگیر ای همزبان نازنین
زنده این دوران نو را همچو پاری میکنم
همزبانا! گر تو باشی همره و همکار من
دانش و اندیشه را هم پایداری میکنم
گر من و تو ما شویم و روز آید باهمی
کشور ماتمسرا را باغ باری میکنم
باز هم با معجز فرهنگ انسانساز خود
کارهای جاودان و ماندگاری میکنم
عظمت پارینهی فرهنگ را در هر زمان
از خداوند توانا خواستاری میکنم
گفت اندر جمع یاران با صراحت «قادری»
کز زبان پارسی خود پاسداری میکنم
#محمدنعیم_قادری
(کوتاهشده)
@AdabSar
من زبان پارسی را پاسداری میکنم
و بیان خویش را فرهنگداری میکنم
خون دل خوردم مدام و با سرشک دیدهام
گلشن باغ ادب را آبیاری میکنم
من زبان پهلوی را خواندهام دُرِّ دَری
واژههای ناب آن را ساختاری میکنم
شهریاران ادب را مینهم ارج گران
هر یکی را هرکجا حرمتگذاری میکنم
چون زبان ماست گنج معرفت اندر جهان
احتراز از فحش وطعن و جعلکاری میکنم
من به حرف نابکار دشمنان بیادب
چون گذشته صبر دارم، بردباری میکنم
کاخ ایوان ادب را آب و رنگ تازهای
با سرایشهای نغز آیینهداری میکنم
ژاژخایان را به نام عشق میسازم ادب
با زبانِ پارسی مردممداری میکنم
هست صلح و عشق جاری در زبان پارسی
هر جماعت را به لطف مهر یاری میکنم
دوش با شمشیر تیز و حال با خون قلم
گلزمین فارسی را آبیاری میکنم
واجب آمد پاسداری از زبان فارسی
این وجیبه را ادا با لطف باری میکنم
در کویر خشک آفتدیدهی این مرز و بوم
لالهی شعر دَری را سبزهکاری میکنم
بهر برپایی رستاخیز فرهنگی چنان
اهل علم و معرفت را یار یاری میکنم
تا بروید در نهاد ما درخت معرفت
کار فرهنگ و هنر را افتخاری میکنم
تا که پیرایش شود دُر دَری در میهنم
با نِیِ اندیشه مشقِ ابتکاری میکنم
آنچه دراین مملکت از جور بَداَندیش رفت
سالها بینی برایش سوگواری میکنم
هر که پا را کج نهد او را نکوهش میکنم
از کیان ملک جم من پاسداری میکنم
مینوازم مردمِ با علم و با فرهنگ را
دشمنان را سر دچار شرمساری میکنم
ما چِسان تخریب میراث نیاکان بنگریم؟
با چنان ذلت کجا کی بردباری میکنم؟
ریشههای جهل را هرجای میباید کشید
جهد و پیکاری به هر لیل و نهاری میکنم
در ره عشق وطن تا زنده باشم هرکجا
جانفشانی مینمایم، جاننثاری میکنم
فارسی و تاجکی گویند و یا دُر دَری
هرکسی منها کند من بیقراری میکنم
نیست فرقی در میان لهجههایی دلنشین
من به لطف لهجههای خویش کاری میکنم
همدلی ازخود مگیر ای همزبان نازنین
زنده این دوران نو را همچو پاری میکنم
همزبانا! گر تو باشی همره و همکار من
دانش و اندیشه را هم پایداری میکنم
گر من و تو ما شویم و روز آید باهمی
کشور ماتمسرا را باغ باری میکنم
باز هم با معجز فرهنگ انسانساز خود
کارهای جاودان و ماندگاری میکنم
عظمت پارینهی فرهنگ را در هر زمان
از خداوند توانا خواستاری میکنم
گفت اندر جمع یاران با صراحت «قادری»
کز زبان پارسی خود پاسداری میکنم
#محمدنعیم_قادری
(کوتاهشده)
@AdabSar