@AdabSar
دی که نهال قامتش جلوهگر از نظر گذشت
دل ز شکیب بازماند جان ز قرار درگذشت
زخمِ خدنگِ غمزهاش قابل التیام نیست
آه چگونه جان بَرم از دل و از جگر گذشت
گاه به ناله و فغان گاه به شهر و کو دَوان
شام گذشت آنچنان بی تو چنین سحر گذشت
عشق که آفت آورَد هرگز از آن خبر نبود
هیچ مپرس سرگذشت برقِ بلا ز سر گذشت
شعلهی عشق مو به مو از تنِ من زبانه زد
هرکه گذشت در بَرم با دلِ پُرحذر گذشت
«مصطفی» خامُشی گزین آه و فغان چه میکنی
گوش نمیکند کسی نالهات از اثر گذشت
#مصطفی_بردوانی
@AdabSar
دی که نهال قامتش جلوهگر از نظر گذشت
دل ز شکیب بازماند جان ز قرار درگذشت
زخمِ خدنگِ غمزهاش قابل التیام نیست
آه چگونه جان بَرم از دل و از جگر گذشت
گاه به ناله و فغان گاه به شهر و کو دَوان
شام گذشت آنچنان بی تو چنین سحر گذشت
عشق که آفت آورَد هرگز از آن خبر نبود
هیچ مپرس سرگذشت برقِ بلا ز سر گذشت
شعلهی عشق مو به مو از تنِ من زبانه زد
هرکه گذشت در بَرم با دلِ پُرحذر گذشت
«مصطفی» خامُشی گزین آه و فغان چه میکنی
گوش نمیکند کسی نالهات از اثر گذشت
#مصطفی_بردوانی
@AdabSar