ادب‌سار
12.5K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷🔶🔹🔸
ما دوتا، یک روز زیبا، یک زمستان قشنگ
زیر برف و سوز سرما، یک زمستان قشنگ

می‌رویم آرام و ساکت، رد پامان روی برف
بارش برف و تماشا، یک زمستان قشنگ

سقف جنگل، چتر آبی، یک سکوت دیدنی
خاطرات خوب و رویا، یک زمستان قشنگ

من میان برفها، محو کبوترهای خیس
تو ولی این پا و آن پا... یک زمستان قشنگ

زیر لب آرام گفتی: مونس من می‌شوی؟
مضطرب از این تقاضا... یک زمستان قشنگ

من نگاه و حرف تازه از هوای خوب شهر
صحبت از گنجشک تنها... یک زمستان قشنگ

باز پرسیدی دوباره: دوستم داری عسل؟
چشم‌ها غرق تمنا... یک زمستان قشنگ

لحظه‌ای مکث و سپس با یک نگاه بی‌قرار
با تو گفتم بهمن؛ اما... یک زمستان قشنگ

قانعم کردی که با تو من چه خوشبختم و من
در دلم آشوب و غوغا... یک زمستان قشنگ

صحبت ما بین فامیل، پچ‌پچ عمه ملوک
خان عمو، دایی و بابا... یک زمستان قشنگ

شد قرار عقدمان یکشنبه‌شب، پایان سال
شهر مشهد پیش آقا... یک زمستان قشنگ

روز شنبه از خرید حلقه تا کفش و لباس
با چه سرعت شد مهیا... یک زمستان قشنگ

صبح شد غوغای رفتن تا شروع زندگی
عازم ماوای دل‌ها... یک زمستان قشنگ

ـ***
پیچ جاده، پشت فرمان، یک صدای جیغ و بعد...
ما دوتا، پایان رویا، یک زمستان سیاه....!

#ملیحه_خوشحال
#شعر_ایران
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

ما دوتا، یک روز زیبا، یک زمستان قشنگ
زیر برف و سوز سرما، یک زمستان قشنگ

می‌رویم آرام و ساکت، رد پامان روی برف
بارش برف و تماشا، یک زمستان قشنگ

سقف جنگل، چتر آبی، یک سکوت دیدنی
خاطرات خوب و رویا، یک زمستان قشنگ

من میان برفها، محو کبوترهای خیس
تو ولی این پا و آن پا... یک زمستان قشنگ

زیر لب آرام گفتی: مونس من می‌شوی؟
مضطرب از این تقاضا... یک زمستان قشنگ

من نگاه و حرف تازه از هوای خوب شهر
صحبت از گنجشک تنها... یک زمستان قشنگ

باز پرسیدی دوباره: دوستم داری عسل؟
چشم‌ها غرق تمنا... یک زمستان قشنگ

لحظه‌ای مکث و سپس با یک نگاه بی‌قرار
با تو گفتم بهمن؛ اما... یک زمستان قشنگ

قانعم کردی که با تو من چه خوشبختم و من
در دلم آشوب و غوغا... یک زمستان قشنگ

صحبت ما بین فامیل، پچ‌پچ عمه ملوک
خان عمو، دایی و بابا... یک زمستان قشنگ

شد قرار عقدمان یکشنبه‌شب، پایان سال
شهر مشهد پیش آقا... یک زمستان قشنگ

روز شنبه از خرید حلقه تا کفش و لباس
با چه سرعت شد مهیا... یک زمستان قشنگ

صبح شد غوغای رفتن تا شروع زندگی
عازم ماوای دل‌ها... یک زمستان قشنگ

ـ***
پیچ جاده، پشت فرمان، یک صدای جیغ و بعد...
ما دوتا، پایان رویا، یک زمستان سیاه....!

#ملیحه_خوشحال
@AdabSar