ادب‌سار
12.5K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

سخت دلگیری و از من گله ‌داری، چه کنم؟
باز انگار سر غائله ‌داری، چه کنم؟

پیش آرامش من سخت به‌هم می‌ریزی
من که بی‌حوصله‌ام، حوصله ‌داری، چه کنم؟

متلاطم شدی از ساحل امن دیروز
دور افتاده­‌ای و فاصله ‌داری، چه کنم؟

خود تراشیده ‌ای‌اش، پیکره‌ای را که منم
حال با پیکره‌­ات مساله ‌داری، چه کنم؟

می‌زنی، می‌شکنی، می‌شکنم، می‌خندی
اشتیاقی تو به این مشغله داری، چه کنم؟

آبشاری‌ست خروشان که مرا خواهد برد
گیسوانی که به دوشت یله داری، چه کنم؟

" ای که با سلسله‌ی زلف دراز آمده‌ای"
با اسیری که در این سلسله داری چه کنم؟

#مهرداد_نصرتی
@AdabSar
💫

اصلا نمی‌خواهم برایم این و آن باشی

کافی‌ست وقتی با تو هستم مهربان باشی

#مهرداد_نصرتی
@AdabSar
@AdabSar

اصلا نمی‌خواهم برایم این و آن باشی
کافی‌ست وقتی با تو هستم مهربان باشی

عشق است، من هر آنچه باشی دوستت دارم
دریا اگر باشی، اگر آتشفشان باشی

از ناگهانی اتفاق افتادنت پیداست
باید برایم از خداوند ارمغان باشی

باید بتابی بعد باران‌های پی‌درپی
در تیره‌روزی‌های من رنگین‌کمان باشی

بگذار ماهِ آسمان مالِ خودش باشد
وقتی تو قرص ماهِ حوض خانه‌مان باشی

گفتند دریا شو، تمام آسمان در توست
دریا نخواهم شد مگر تو آسمان باشی

#مهرداد_نصرتی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

اصلا نمی‌خواهم برایم این و آن باشی

کافی‌ست وقتی با تو هستم مهربان باشی

#مهرداد_نصرتی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

سخت دلگیری و از من گله ‌داری، چه کنم؟
باز انگار سر غائله ‌داری، چه کنم؟

پیش آرامش من سخت به‌هم می‌ریزی
من که بی‌حوصله‌ام، حوصله ‌داری، چه کنم؟

متلاطم شدی از ساحل امن دیروز
دور افتاده­‌ای و فاصله ‌داری، چه کنم؟

خود تراشیده ‌ای‌اش، پیکره‌ای را که منم
حال با پیکره‌­ات مساله ‌داری، چه کنم؟

می‌زنی، می‌شکنی، می‌شکنم، می‌خندی
اشتیاقی تو به این مشغله داری، چه کنم؟

آبشاری‌ست خروشان که مرا خواهد برد
گیسوانی که به دوشت یله داری، چه کنم؟

" ای که با سلسله‌ی زلف دراز آمده‌ای"
با اسیری که در این سلسله داری چه کنم؟

#مهرداد_نصرتی
@AdabSar
@AdabSar

هی ابر می‌شدم من و باران نمی‌گرفت
باید شروع می‌شد و پایان نمی‌گرفت

تصویرِ گیجِ زندگیِ با تواَم دریغ
از دور جلوه داشت ولی جان نمی‌گرفت

من ساده عاشقت شده بودم ولی چه سود
وقتی كه زندگی به من آسان نمی‌گرفت

بین من و تو فاصله انداخت عاقبت
تقدیر از من و تو كه فرمان نمی‌گرفت

كیفیت عبور تو از من... من از تو... آه!
اینگونه كاش سِیر شتابان نمی‌گرفت

خشکید چشمه‌های امیدی که داشتیم
باران نمی‌گرفت... نه... باران نمی‌گرفت

دنیا دلش شکست برای من و تو آه
ما دل‌شکسته‌ها که دعامان نمی‌گرفت

بی‌شک اگر که میشیِ چشمت نبود عشق
در من هنوز هم سر و سامان نمی‌گرفت

#مهرداد_نصرتی
@AdabSa