ادب‌سار
12.5K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

بی تو، ای که در دل منی هنوز
داستان عشق من به ماجرا کشید
بی تو لحظه‌ها گذشت و روزها گذشت
بی تو کار خنده‌ها به گریه‌ها کشید

بی تو، این دلی که با دل تو می‌تپید
وه که ناله کرد و ناله کرد و ناله کرد
بی تو، بی تو دست سرنوشت کور من
اشک و خون به جای باده در پیاله کرد

عمر من شبی سیاه و بی ستاره بود
دیدگان تو، ستارگان او شدند
لحظه‌ای ز بام ابرها برآمدند
لحظه‌ای به کام ابرها فرو شدند

در فروغ این ستارگان بی دوام
روزگار شادی و غمم فرا رسید
آن، به جز دمی نماند و این همیشه ماند
این، همیشه ماند و آن به انتھا رسید

آسمان حسود بود و چشم بخت من
چون ستارگان چشم تو دمید و مرد
بی تو، از لبان من ترانه‌ها گریخت
بی تو‌، در نگاه من شراره‌ها فسرد

آری ای که در منی و با منی مدام
وه که دیگر امید دیدن تو نیست
تو گلی، گل بھار جاودان من
زین سبب مرا هوای چیدن تو نیست

#نادر_نادرپور
@AdabSar
@AdabSar

ای آن‌که از دیار من آخر گریختی
چون شد که از تو باز نیامد نشانه‌ای؟

از بعدِ رفتنت نشناسم جز این دو حال
رنج زمانه‌ای و گذشت زمانه‌ای

در کوره‌راهِ زندگی‌ام جای پای توست
پایی که بی‌گمان نتوانم بِدو رسید

پایی که نقش هر قدمش نقش آرزوست
کی می‌توانم این‌که به هر آرزو رسید

افسوس! ای که عشق من از خاطرت گریخت
چون شد که یک نظر نفکندی به سوی من؟

می‌خواستم که دوست بدارم تورا هنوز
زیرا به غیر عشق نبود آرزوی من

بیچاره من، بلازده من، بی‌پناه من
کز ماجرای عشقِ تواَم جز بلا نماند

از من گریختی و دلم سخت ناله کرد
کان آشنا برفت و مرا آشنا نماند

#نادر_نادرپور
@AdabSar
@AdabSar

خدای جهان سرخوش از آفرینش
مرا ارمغان کرد سازی یگانه

من آن ساز را بر دو زانو نشاندم
سرش را چو کودک فشردم به شانه

دو سیمی که بر سینه‌اش بسته دیدم
دو رگ بود از مغز تا دل روانه

به سرپنجه‌ام هردو را آزمودم
وز آنها به نوبت شنیدم ترانه

یکی ناله‌ای داشت پیوسته غمگین
یکی دیگرش نغمه‌ای شادمانه

یکی خوشتر از خواب در صبح مستی
یکی تلخ چون بوسه‌ی تازیانه

من اما دل از سازِ خود برنکندم
سرودی برانگیختم عاشقانه

سرودی نه اندوه یک‌سر نه شادی
سرودی که از هردو بودش نشانه

زهی نغمه‌ی من در آن روزگاران
خوشا نوجوانی خوشا نوبهاران

#نادر_نادرپور
@AdabSar
@AdabSar

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیال
یک شب تورا ز مرمر شعر آفریده‌ام

تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه را خریده‌ام

بر قامتت که وسوسه‌ی شستشو در اوست
پاشیده‌ام شراب کف‌آلود ماه را

تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده‌ام ز چشم حسودان نگاه را

تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده‌ام

از هر زنی تراش تنی وام کرده‌ام
از هر قدی کرشمه‌ی رقصی ربوده‌ام

اما تو چون بُتی که به بت‌ساز ننگرد
در پیش پای خویش به خاکم فکنده‌ای

مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تورا ساخت کنده‌ای

هشدار زانکه در پس این پرده‌ی نیاز
آن بت‌تراشِ بلهوسِ چشم‌بسته‌ام

یک شب که خشمِ عشق تو دیوانه‌ام کند
بینند سایه‌ها که تورا هم شکسته‌ام!

#نادر_نادرپور
@AdabSar