@AdabSar
دلم خواهان مرهم بود و تو زخمش عطا کردی!
تو دستم را میان موج دلتنگی رها کردی
تمام شور و شوقم را به دنیای تو بخشیدم
ولی ساده جهانم را دچار انزوا کردی
شدم بیگانه با شادی، چو در فکر من افتادی
ندیدم روی آزادی، ببین با من چهها کردی!
اگر معنای درد این است، باشم هر نفس رنجور
تو من را به اَبَر دردِ زمانه مبتلا کردی
به موج اشتیاق من چو یک صخره سپر گشتی
و جوی سرنوشتم را از آرامش جدا کردی
برو آسودهخاطر باش، دیده بستهام بر تو
که دیگر در دلم مهر خودت را انقضا کردی
نیازی به تظاهر نیست، آگاهم به اعماقت
یقین دانم برای رفتنم دایم دعا کردی
سوال بینوایم را چگونه پاسخی داری؟
به تاوان کدامین جرم محنتها روا کردی؟
#نـوا
@AdabSar
دلم خواهان مرهم بود و تو زخمش عطا کردی!
تو دستم را میان موج دلتنگی رها کردی
تمام شور و شوقم را به دنیای تو بخشیدم
ولی ساده جهانم را دچار انزوا کردی
شدم بیگانه با شادی، چو در فکر من افتادی
ندیدم روی آزادی، ببین با من چهها کردی!
اگر معنای درد این است، باشم هر نفس رنجور
تو من را به اَبَر دردِ زمانه مبتلا کردی
به موج اشتیاق من چو یک صخره سپر گشتی
و جوی سرنوشتم را از آرامش جدا کردی
برو آسودهخاطر باش، دیده بستهام بر تو
که دیگر در دلم مهر خودت را انقضا کردی
نیازی به تظاهر نیست، آگاهم به اعماقت
یقین دانم برای رفتنم دایم دعا کردی
سوال بینوایم را چگونه پاسخی داری؟
به تاوان کدامین جرم محنتها روا کردی؟
#نـوا
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
دلم خواهان مرهم بود و تو زخمش عطا کردی!
تو دستم را میان موج دلتنگی رها کردی
تمام شور و شوقم را به دنیای تو بخشیدم
ولی ساده جهانم را دچار انزوا کردی
شدم بیگانه با شادی، چو در فکر من افتادی
ندیدم روی آزادی، ببین با من چهها کردی!
اگر معنای درد این است، باشم هر نفس رنجور
تو من را به اَبَر دردِ زمانه مبتلا کردی
به موج اشتیاق من چو یک صخره سپر گشتی
و جوی سرنوشتم را از آرامش جدا کردی
برو آسودهخاطر باش، دیده بستهام بر تو
که دیگر در دلم مهر خودت را انقضا کردی
نیازی به تظاهر نیست، آگاهم به اعماقت
یقین دانم برای رفتنم دایم دعا کردی
سوال بینوایم را چگونه پاسخی داری؟
به تاوان کدامین جرم محنتها روا کردی؟
#نـوا
@AdabSar
دلم خواهان مرهم بود و تو زخمش عطا کردی!
تو دستم را میان موج دلتنگی رها کردی
تمام شور و شوقم را به دنیای تو بخشیدم
ولی ساده جهانم را دچار انزوا کردی
شدم بیگانه با شادی، چو در فکر من افتادی
ندیدم روی آزادی، ببین با من چهها کردی!
اگر معنای درد این است، باشم هر نفس رنجور
تو من را به اَبَر دردِ زمانه مبتلا کردی
به موج اشتیاق من چو یک صخره سپر گشتی
و جوی سرنوشتم را از آرامش جدا کردی
برو آسودهخاطر باش، دیده بستهام بر تو
که دیگر در دلم مهر خودت را انقضا کردی
نیازی به تظاهر نیست، آگاهم به اعماقت
یقین دانم برای رفتنم دایم دعا کردی
سوال بینوایم را چگونه پاسخی داری؟
به تاوان کدامین جرم محنتها روا کردی؟
#نـوا
@AdabSar