@AdabSar
چشمی که باز نیست به روی تو بسته بِه
دستی که دامن تو نگیرد شکسته بِه
بر خامشی قیامتِ کبری بلند شد
بنشین دَمی که فتنهی محشر نشسته بِه
حرفی که دردِ عشق ندارد نهفته خوش
آهی که بیاثر بُود از دل نرسته بِه
جان را که نسبتیست به شیرازهی وجود
پیوند اگر به غیر تو باشد گسسته بِه
گر میرسد به خاطرت از خاطرم ملال
قاصد هلاک و بال کبوتر شکسته بِه
امشب سراغ نشئه «پری» میدهد به بزم
زاهد بیا که شیشهی تقوا شکسته بِه
#پری_بدخشی
@AdabSar
چشمی که باز نیست به روی تو بسته بِه
دستی که دامن تو نگیرد شکسته بِه
بر خامشی قیامتِ کبری بلند شد
بنشین دَمی که فتنهی محشر نشسته بِه
حرفی که دردِ عشق ندارد نهفته خوش
آهی که بیاثر بُود از دل نرسته بِه
جان را که نسبتیست به شیرازهی وجود
پیوند اگر به غیر تو باشد گسسته بِه
گر میرسد به خاطرت از خاطرم ملال
قاصد هلاک و بال کبوتر شکسته بِه
امشب سراغ نشئه «پری» میدهد به بزم
زاهد بیا که شیشهی تقوا شکسته بِه
#پری_بدخشی
@AdabSar