🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چهارشنبهسوری را بازماندهی گذر سیاوش از آتش دانستهاند. در تاریخ بخارا(۱۱۰۰ سال پیش) آمده است: «ﭼﻮﻥ ﺍﻣﯿﺮ ﺳﺪﯾﺪ ﻣﻨﺼﻮﺭﺑﻦﻧﻮﺡ ﺑﻪ ﻣﻠﮏ ﻧﺸﺴﺖ، ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺳﻮﺭﯼ چنانکه ﻋﺎﺩﺕ ﻗﺪﯾﻢ ﺍﺳﺖ، ﺁﺗﺸﯽ ﻋﻈﯿﻢ ﺍﻓﺮﻭختند. این جشن، نویدبخش آمدن بهار است. آتش نماسو و قبلهی ایرانیان بوده است. ایرانیان پریدن از روی آتش را ناپسند دانسته و دور آتش پایکوبی میکردند و سه یا هفت بار در برابر هر تودهی آتش خم میشدند و آیین نیایش بهجای میآوردند. شِمار گُلههای آتش میبایستی به شمار مقدس هفت امشاسپند یا به شمار سه که نمایندهی گفتار، کردار و اندیشهی نیک یا به شمار یک که نمودار وحدت اهوراست باشد.»
ایرانیان باستان در دهروزِ پایان سال برای برگشتنِ فروهرِ(روان) نیاکان خویش، نیایش میکردند و آتش میافروختند. پس از ساسانیان این آیین آتشافروزی، به شب ِآخرین چهارشنبهی سال میافتاد.
گاهشمار ایرانیان روزهای هفته نداشته و بر اساس سی روز بوده که هر روز نامی از امشاسپندان داشته است از این رو شنبه و آدینه نداشتهاند؛ اعراب چهارشنبه یا «یومالارباع» را روزی شوم میدانستند. این روز را روز تنگی یا ضنک نیز گفتهاند، چنانکه منوچهری گفته است: «چهارشنبه که روز بلاست، باده خور». آخرین و ارزشمندترین روز سال، یعنی آخرین روز پنجه یا اندرگاه، شب و روز «هَمَسْپَتْمَدِم» یا آفرینش انسان بوده که با شادمانی و افروختن آتش فراوان برگزار میشد که پس از ساسانیان به شب چهارشنبهی پایان سال افتاد.
سور در اوستا به ریخت «سوئیریا» و به معنای «صبحگاهی، روزانه» و نیز به معنای هنگامه و جشن روزهای عید و نیز به معنای «مهمانی باشد و غیر آن» آمده است. واژهی «سوری» ایرانی بوده و پهلوی آن سوریک و صفت است. افزون بر فارسی، این واژه هنوز در زبانهایِ ایرانی تالشی، بلوچی، لری، کلهوری و... به معنای رنگ سرخ و جشن و سرور و عروسی باقی مانده است. از این روی عنصر اصلی این آیین افروختن آتش سرخ و جشن است.
اعراب برای زدودن شومی این شب، پرندگانی زنده را نفتآلود میکردند و آن را به پرواز در میآوردند. گمان میرود ماهیت آیینِ ایرانیِ چهارشنبهسوری، جشن و پایکوبی و پذیرایی از فروهرها(روانها) بوده؛ در حالی که آیین عربها نوعی مراسم جادومانند برای زدودن شومی بوده است.
ایرانیان باستان، در آخرین روز سال بر روی بام خانهها یا در کوچهها، آتشی میافروختند. این آتش، مقدس بوده است. موبدی بازماندهی این آتشها را گردآوری میکرده و به آتشکدهی محل میبرد؛ این موبد در روند گردآوری آتشها چهرهاش سیاه میشده است؛ به همین دلیل «عمونوروز یا پدرپیروز» چهرهی سیاه و جامهی سرخی بر تن دارد.
برخی از آیینهای چهارشنبهسوری، فالکوزه، فالگوش، قاشقزنی، گرهگشایی، کجاوهبازی، شالاندازی، آش نذری، کوزه شکستن، شیرسنگی، حلواپزی و... در میان ایرانیان رایج بوده است که امروزه ریختهای دگرگونشده و معدودی از آنها بهجای مانده است.
📚 بنمایهها:
واژه نامه دهخدا
جهان فروری(بخشی از فرهنگ ایران کهن)، بهرام فرهوشی
واژهنامهی توضیحی آیین زرتشت(دانشنامه مزدیسنا)، جهانگیر اوشیدری
برهان قاطع، برهان
صحاحالفرس، نخجوانی
📝 پینوشت:
*اینکه چهارشنبه سوری را خاطرهای از گذر سیاوش بر آتش در نظر آوریم، به نظر درست نمینماید. زیرا چنین دیدگاهی نیاز به پشتیبانی متون کهن دارد، حال آنکه نه در منابع اوستایی و نه در منابع پهلوی و نه حتی در منابع اسلامی چنین اشارهای وجود ندارد. سیاوش نیز شخصیتی هندوایرانی است و در اوستا نامش سیاورشن(siyavarshan) است. چه در اوستا و چه در متون پهلوی ساسانی بیشترین ماهیت وجودیاش این است که او پدر کیخسرو است و در متون فوق کیخسرو شخصیتی مهم است.
**مهرداد بهار در کتاب «جستارهایی در فرهنگ ایران» نوشته است این جشن در دوران اسلامی ساخته شده و در مورد اینکه چرا به این نام نامیده شده دلیل حتمی وجود ندارد و شاید معرف چهار فصل سال است و احتمالا برای رختبربستن سرما بوده. در مورد این مطلب که اعتقاد به ارتباط این جشن با گذر سیاوش از آتش دارد دکتر کزازی میگوید اگر این چنین بود چرا در شاهنامه یا دیگر کتب باستانی سخنی در این باره نیامده است! ولی امروزه ایرانیان این جشن را برگزار میکنند و احتمالا این مسئله باز میگردد به پنج روز آخر سال که ایرانیان باستان اعتقاد داشتند فروهر نیاکان از جهان دیگر باز میگردند تا احوال بازماندگان، کردار آنان و اینکه برای سال جدید آیا آماده هستند یا خیر را از نظر بگذرانند و نیکدینان بر بام خود برای رهنمونی فروهر نیاکان آتشی میافروختند.
✉️ فرستنده: #چنگیز_کلهور
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چهارشنبهسوری را بازماندهی گذر سیاوش از آتش دانستهاند. در تاریخ بخارا(۱۱۰۰ سال پیش) آمده است: «ﭼﻮﻥ ﺍﻣﯿﺮ ﺳﺪﯾﺪ ﻣﻨﺼﻮﺭﺑﻦﻧﻮﺡ ﺑﻪ ﻣﻠﮏ ﻧﺸﺴﺖ، ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺳﻮﺭﯼ چنانکه ﻋﺎﺩﺕ ﻗﺪﯾﻢ ﺍﺳﺖ، ﺁﺗﺸﯽ ﻋﻈﯿﻢ ﺍﻓﺮﻭختند. این جشن، نویدبخش آمدن بهار است. آتش نماسو و قبلهی ایرانیان بوده است. ایرانیان پریدن از روی آتش را ناپسند دانسته و دور آتش پایکوبی میکردند و سه یا هفت بار در برابر هر تودهی آتش خم میشدند و آیین نیایش بهجای میآوردند. شِمار گُلههای آتش میبایستی به شمار مقدس هفت امشاسپند یا به شمار سه که نمایندهی گفتار، کردار و اندیشهی نیک یا به شمار یک که نمودار وحدت اهوراست باشد.»
ایرانیان باستان در دهروزِ پایان سال برای برگشتنِ فروهرِ(روان) نیاکان خویش، نیایش میکردند و آتش میافروختند. پس از ساسانیان این آیین آتشافروزی، به شب ِآخرین چهارشنبهی سال میافتاد.
گاهشمار ایرانیان روزهای هفته نداشته و بر اساس سی روز بوده که هر روز نامی از امشاسپندان داشته است از این رو شنبه و آدینه نداشتهاند؛ اعراب چهارشنبه یا «یومالارباع» را روزی شوم میدانستند. این روز را روز تنگی یا ضنک نیز گفتهاند، چنانکه منوچهری گفته است: «چهارشنبه که روز بلاست، باده خور». آخرین و ارزشمندترین روز سال، یعنی آخرین روز پنجه یا اندرگاه، شب و روز «هَمَسْپَتْمَدِم» یا آفرینش انسان بوده که با شادمانی و افروختن آتش فراوان برگزار میشد که پس از ساسانیان به شب چهارشنبهی پایان سال افتاد.
سور در اوستا به ریخت «سوئیریا» و به معنای «صبحگاهی، روزانه» و نیز به معنای هنگامه و جشن روزهای عید و نیز به معنای «مهمانی باشد و غیر آن» آمده است. واژهی «سوری» ایرانی بوده و پهلوی آن سوریک و صفت است. افزون بر فارسی، این واژه هنوز در زبانهایِ ایرانی تالشی، بلوچی، لری، کلهوری و... به معنای رنگ سرخ و جشن و سرور و عروسی باقی مانده است. از این روی عنصر اصلی این آیین افروختن آتش سرخ و جشن است.
اعراب برای زدودن شومی این شب، پرندگانی زنده را نفتآلود میکردند و آن را به پرواز در میآوردند. گمان میرود ماهیت آیینِ ایرانیِ چهارشنبهسوری، جشن و پایکوبی و پذیرایی از فروهرها(روانها) بوده؛ در حالی که آیین عربها نوعی مراسم جادومانند برای زدودن شومی بوده است.
ایرانیان باستان، در آخرین روز سال بر روی بام خانهها یا در کوچهها، آتشی میافروختند. این آتش، مقدس بوده است. موبدی بازماندهی این آتشها را گردآوری میکرده و به آتشکدهی محل میبرد؛ این موبد در روند گردآوری آتشها چهرهاش سیاه میشده است؛ به همین دلیل «عمونوروز یا پدرپیروز» چهرهی سیاه و جامهی سرخی بر تن دارد.
برخی از آیینهای چهارشنبهسوری، فالکوزه، فالگوش، قاشقزنی، گرهگشایی، کجاوهبازی، شالاندازی، آش نذری، کوزه شکستن، شیرسنگی، حلواپزی و... در میان ایرانیان رایج بوده است که امروزه ریختهای دگرگونشده و معدودی از آنها بهجای مانده است.
📚 بنمایهها:
واژه نامه دهخدا
جهان فروری(بخشی از فرهنگ ایران کهن)، بهرام فرهوشی
واژهنامهی توضیحی آیین زرتشت(دانشنامه مزدیسنا)، جهانگیر اوشیدری
برهان قاطع، برهان
صحاحالفرس، نخجوانی
📝 پینوشت:
*اینکه چهارشنبه سوری را خاطرهای از گذر سیاوش بر آتش در نظر آوریم، به نظر درست نمینماید. زیرا چنین دیدگاهی نیاز به پشتیبانی متون کهن دارد، حال آنکه نه در منابع اوستایی و نه در منابع پهلوی و نه حتی در منابع اسلامی چنین اشارهای وجود ندارد. سیاوش نیز شخصیتی هندوایرانی است و در اوستا نامش سیاورشن(siyavarshan) است. چه در اوستا و چه در متون پهلوی ساسانی بیشترین ماهیت وجودیاش این است که او پدر کیخسرو است و در متون فوق کیخسرو شخصیتی مهم است.
**مهرداد بهار در کتاب «جستارهایی در فرهنگ ایران» نوشته است این جشن در دوران اسلامی ساخته شده و در مورد اینکه چرا به این نام نامیده شده دلیل حتمی وجود ندارد و شاید معرف چهار فصل سال است و احتمالا برای رختبربستن سرما بوده. در مورد این مطلب که اعتقاد به ارتباط این جشن با گذر سیاوش از آتش دارد دکتر کزازی میگوید اگر این چنین بود چرا در شاهنامه یا دیگر کتب باستانی سخنی در این باره نیامده است! ولی امروزه ایرانیان این جشن را برگزار میکنند و احتمالا این مسئله باز میگردد به پنج روز آخر سال که ایرانیان باستان اعتقاد داشتند فروهر نیاکان از جهان دیگر باز میگردند تا احوال بازماندگان، کردار آنان و اینکه برای سال جدید آیا آماده هستند یا خیر را از نظر بگذرانند و نیکدینان بر بام خود برای رهنمونی فروهر نیاکان آتشی میافروختند.
✉️ فرستنده: #چنگیز_کلهور
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چهارشنبهسوری را بازماندهی گذر سیاوش از آتش دانستهاند. در تاریخ بخارا(۱۱۰۰ سال پیش) آمده است: «ﭼﻮﻥ ﺍﻣﯿﺮ ﺳﺪﯾﺪ ﻣﻨﺼﻮﺭﺑﻦﻧﻮﺡ ﺑﻪ ﻣﻠﮏ ﻧﺸﺴﺖ، ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺳﻮﺭﯼ چنانکه ﻋﺎﺩﺕ ﻗﺪﯾﻢ ﺍﺳﺖ، ﺁﺗﺸﯽ ﻋﻈﯿﻢ ﺍﻓﺮﻭختند. این جشن، نویدبخش آمدن بهار است. آتش نماسو و قبلهی ایرانیان بوده است. ایرانیان پریدن از روی آتش را ناپسند دانسته و دور آتش پایکوبی میکردند و سه یا هفت بار در برابر هر تودهی آتش خم میشدند و آیین نیایش بهجای میآوردند. شِمار گُلههای آتش میبایستی به شمار مقدس هفت امشاسپند یا به شمار سه که نمایندهی گفتار، کردار و اندیشهی نیک یا به شمار یک که نمودار وحدت اهوراست باشد.»
ایرانیان باستان در دهروزِ پایان سال برای برگشتنِ فروهرِ(روان) نیاکان خویش، نیایش میکردند و آتش میافروختند. پس از ساسانیان این آیین آتشافروزی، به شب ِآخرین چهارشنبهی سال میافتاد.
گاهشمار ایرانیان روزهای هفته نداشته و بر اساس سی روز بوده که هر روز نامی از امشاسپندان داشته است از این رو شنبه و آدینه نداشتهاند؛ اعراب چهارشنبه یا «یومالارباع» را روزی شوم میدانستند. این روز را روز تنگی یا ضنک نیز گفتهاند، چنانکه منوچهری گفته است: «چهارشنبه که روز بلاست، باده خور». آخرین و ارزشمندترین روز سال، یعنی آخرین روز پنجه یا اندرگاه، شب و روز «هَمَسْپَتْمَدِم» یا آفرینش انسان بوده که با شادمانی و افروختن آتش فراوان برگزار میشد که پس از ساسانیان به شب چهارشنبهی پایان سال افتاد.
سور در اوستا به ریخت «سوئیریا» و به معنای «صبحگاهی، روزانه» و نیز به معنای هنگامه و جشن روزهای عید و نیز به معنای «مهمانی باشد و غیر آن» آمده است. واژهی «سوری» ایرانی بوده و پهلوی آن سوریک و صفت است. افزون بر فارسی، این واژه هنوز در زبانهایِ ایرانی تالشی، بلوچی، لری، کلهوری و... به معنای رنگ سرخ و جشن و سرور و عروسی باقی مانده است. از این روی عنصر اصلی این آیین افروختن آتش سرخ و جشن است.
اعراب برای زدودن شومی این شب، پرندگانی زنده را نفتآلود میکردند و آن را به پرواز در میآوردند. گمان میرود ماهیت آیینِ ایرانیِ چهارشنبهسوری، جشن و پایکوبی و پذیرایی از فروهرها(روانها) بوده؛ در حالی که آیین عربها نوعی مراسم جادومانند برای زدودن شومی بوده است.
ایرانیان باستان، در آخرین روز سال بر روی بام خانهها یا در کوچهها، آتشی میافروختند. این آتش، مقدس بوده است. موبدی بازماندهی این آتشها را گردآوری میکرده و به آتشکدهی محل میبرد؛ این موبد در روند گردآوری آتشها چهرهاش سیاه میشده است؛ به همین دلیل «عمونوروز یا پدرپیروز» چهرهی سیاه و جامهی سرخی بر تن دارد.
برخی از آیینهای چهارشنبهسوری، فالکوزه، فالگوش، قاشقزنی، گرهگشایی، کجاوهبازی، شالاندازی، آش نذری، کوزه شکستن، شیرسنگی، حلواپزی و... در میان ایرانیان رایج بوده است که امروزه ریختهای دگرگونشده و معدودی از آنها بهجای مانده است.
📚 بنمایهها:
واژه نامه دهخدا
جهان فروری(بخشی از فرهنگ ایران کهن)، بهرام فرهوشی
واژهنامهی توضیحی آیین زرتشت(دانشنامه مزدیسنا)، جهانگیر اوشیدری
برهان قاطع، برهان
صحاحالفرس، نخجوانی
📝 پینوشت:
*اینکه چهارشنبه سوری را خاطرهای از گذر سیاوش بر آتش در نظر آوریم، به نظر درست نمینماید. زیرا چنین دیدگاهی نیاز به پشتیبانی متون کهن دارد، حال آنکه نه در منابع اوستایی و نه در منابع پهلوی و نه حتی در منابع اسلامی چنین اشارهای وجود ندارد. سیاوش نیز شخصیتی هندوایرانی است و در اوستا نامش سیاورشن(siyavarshan) است. چه در اوستا و چه در متون پهلوی ساسانی بیشترین ماهیت وجودیاش این است که او پدر کیخسرو است و در متون فوق کیخسرو شخصیتی مهم است.
**مهرداد بهار در کتاب «جستارهایی در فرهنگ ایران» نوشته است این جشن در دوران اسلامی ساخته شده و در مورد اینکه چرا به این نام نامیده شده دلیل حتمی وجود ندارد و شاید معرف چهار فصل سال است و احتمالا برای رختبربستن سرما بوده. در مورد این مطلب که اعتقاد به ارتباط این جشن با گذر سیاوش از آتش دارد دکتر کزازی میگوید اگر این چنین بود چرا در شاهنامه یا دیگر کتب باستانی سخنی در این باره نیامده است! ولی امروزه ایرانیان این جشن را برگزار میکنند و احتمالا این مسئله باز میگردد به پنج روز آخر سال که ایرانیان باستان اعتقاد داشتند فروهر نیاکان از جهان دیگر باز میگردند تا احوال بازماندگان، کردار آنان و اینکه برای سال جدید آیا آماده هستند یا خیر را از نظر بگذرانند و نیکدینان بر بام خود برای رهنمونی فروهر نیاکان آتشی میافروختند.
✉️ فرستنده: #چنگیز_کلهور
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چهارشنبهسوری را بازماندهی گذر سیاوش از آتش دانستهاند. در تاریخ بخارا(۱۱۰۰ سال پیش) آمده است: «ﭼﻮﻥ ﺍﻣﯿﺮ ﺳﺪﯾﺪ ﻣﻨﺼﻮﺭﺑﻦﻧﻮﺡ ﺑﻪ ﻣﻠﮏ ﻧﺸﺴﺖ، ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺳﻮﺭﯼ چنانکه ﻋﺎﺩﺕ ﻗﺪﯾﻢ ﺍﺳﺖ، ﺁﺗﺸﯽ ﻋﻈﯿﻢ ﺍﻓﺮﻭختند. این جشن، نویدبخش آمدن بهار است. آتش نماسو و قبلهی ایرانیان بوده است. ایرانیان پریدن از روی آتش را ناپسند دانسته و دور آتش پایکوبی میکردند و سه یا هفت بار در برابر هر تودهی آتش خم میشدند و آیین نیایش بهجای میآوردند. شِمار گُلههای آتش میبایستی به شمار مقدس هفت امشاسپند یا به شمار سه که نمایندهی گفتار، کردار و اندیشهی نیک یا به شمار یک که نمودار وحدت اهوراست باشد.»
ایرانیان باستان در دهروزِ پایان سال برای برگشتنِ فروهرِ(روان) نیاکان خویش، نیایش میکردند و آتش میافروختند. پس از ساسانیان این آیین آتشافروزی، به شب ِآخرین چهارشنبهی سال میافتاد.
گاهشمار ایرانیان روزهای هفته نداشته و بر اساس سی روز بوده که هر روز نامی از امشاسپندان داشته است از این رو شنبه و آدینه نداشتهاند؛ اعراب چهارشنبه یا «یومالارباع» را روزی شوم میدانستند. این روز را روز تنگی یا ضنک نیز گفتهاند، چنانکه منوچهری گفته است: «چهارشنبه که روز بلاست، باده خور». آخرین و ارزشمندترین روز سال، یعنی آخرین روز پنجه یا اندرگاه، شب و روز «هَمَسْپَتْمَدِم» یا آفرینش انسان بوده که با شادمانی و افروختن آتش فراوان برگزار میشد که پس از ساسانیان به شب چهارشنبهی پایان سال افتاد.
سور در اوستا به ریخت «سوئیریا» و به معنای «صبحگاهی، روزانه» و نیز به معنای هنگامه و جشن روزهای عید و نیز به معنای «مهمانی باشد و غیر آن» آمده است. واژهی «سوری» ایرانی بوده و پهلوی آن سوریک و صفت است. افزون بر فارسی، این واژه هنوز در زبانهایِ ایرانی تالشی، بلوچی، لری، کلهوری و... به معنای رنگ سرخ و جشن و سرور و عروسی باقی مانده است. از این روی عنصر اصلی این آیین افروختن آتش سرخ و جشن است.
اعراب برای زدودن شومی این شب، پرندگانی زنده را نفتآلود میکردند و آن را به پرواز در میآوردند. گمان میرود ماهیت آیینِ ایرانیِ چهارشنبهسوری، جشن و پایکوبی و پذیرایی از فروهرها(روانها) بوده؛ در حالی که آیین عربها نوعی مراسم جادومانند برای زدودن شومی بوده است.
ایرانیان باستان، در آخرین روز سال بر روی بام خانهها یا در کوچهها، آتشی میافروختند. این آتش، مقدس بوده است. موبدی بازماندهی این آتشها را گردآوری میکرده و به آتشکدهی محل میبرد؛ این موبد در روند گردآوری آتشها چهرهاش سیاه میشده است؛ به همین دلیل «عمونوروز یا پدرپیروز» چهرهی سیاه و جامهی سرخی بر تن دارد.
برخی از آیینهای چهارشنبهسوری، فالکوزه، فالگوش، قاشقزنی، گرهگشایی، کجاوهبازی، شالاندازی، آش نذری، کوزه شکستن، شیرسنگی، حلواپزی و... در میان ایرانیان رایج بوده است که امروزه ریختهای دگرگونشده و معدودی از آنها بهجای مانده است.
📚 بنمایهها:
واژه نامه دهخدا
جهان فروری(بخشی از فرهنگ ایران کهن)، بهرام فرهوشی
واژهنامهی توضیحی آیین زرتشت(دانشنامه مزدیسنا)، جهانگیر اوشیدری
برهان قاطع، برهان
صحاحالفرس، نخجوانی
📝 پینوشت:
*اینکه چهارشنبه سوری را خاطرهای از گذر سیاوش بر آتش در نظر آوریم، به نظر درست نمینماید. زیرا چنین دیدگاهی نیاز به پشتیبانی متون کهن دارد، حال آنکه نه در منابع اوستایی و نه در منابع پهلوی و نه حتی در منابع اسلامی چنین اشارهای وجود ندارد. سیاوش نیز شخصیتی هندوایرانی است و در اوستا نامش سیاورشن(siyavarshan) است. چه در اوستا و چه در متون پهلوی ساسانی بیشترین ماهیت وجودیاش این است که او پدر کیخسرو است و در متون فوق کیخسرو شخصیتی مهم است.
**مهرداد بهار در کتاب «جستارهایی در فرهنگ ایران» نوشته است این جشن در دوران اسلامی ساخته شده و در مورد اینکه چرا به این نام نامیده شده دلیل حتمی وجود ندارد و شاید معرف چهار فصل سال است و احتمالا برای رختبربستن سرما بوده. در مورد این مطلب که اعتقاد به ارتباط این جشن با گذر سیاوش از آتش دارد دکتر کزازی میگوید اگر این چنین بود چرا در شاهنامه یا دیگر کتب باستانی سخنی در این باره نیامده است! ولی امروزه ایرانیان این جشن را برگزار میکنند و احتمالا این مسئله باز میگردد به پنج روز آخر سال که ایرانیان باستان اعتقاد داشتند فروهر نیاکان از جهان دیگر باز میگردند تا احوال بازماندگان، کردار آنان و اینکه برای سال جدید آیا آماده هستند یا خیر را از نظر بگذرانند و نیکدینان بر بام خود برای رهنمونی فروهر نیاکان آتشی میافروختند.
✉️ فرستنده: #چنگیز_کلهور
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چهارشنبهسوری را بازماندهی گذر سیاوش از آتش دانستهاند. در تاریخ بخارا(۱۱۰۰ سال پیش) آمده است: «ﭼﻮﻥ ﺍﻣﯿﺮ ﺳﺪﯾﺪ ﻣﻨﺼﻮﺭﺑﻦﻧﻮﺡ ﺑﻪ ﻣﻠﮏ ﻧﺸﺴﺖ، ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺳﻮﺭﯼ چنانکه ﻋﺎﺩﺕ ﻗﺪﯾﻢ ﺍﺳﺖ، ﺁﺗﺸﯽ ﻋﻈﯿﻢ ﺍﻓﺮﻭختند. این جشن، نویدبخش آمدن بهار است. آتش نماسو و قبلهی ایرانیان بوده است. ایرانیان پریدن از روی آتش را ناپسند دانسته و دور آتش پایکوبی میکردند و سه یا هفت بار در برابر هر تودهی آتش خم میشدند و آیین نیایش بهجای میآوردند. شِمار گُلههای آتش میبایستی به شمار مقدس هفت امشاسپند یا به شمار سه که نمایندهی گفتار، کردار و اندیشهی نیک یا به شمار یک که نمودار وحدت اهوراست باشد.»
ایرانیان باستان در دهروزِ پایان سال برای برگشتنِ فروهرِ(روان) نیاکان خویش، نیایش میکردند و آتش میافروختند. پس از ساسانیان این آیین آتشافروزی، به شب ِآخرین چهارشنبهی سال میافتاد.
گاهشمار ایرانیان روزهای هفته نداشته و بر اساس سی روز بوده که هر روز نامی از امشاسپندان داشته است از این رو شنبه و آدینه نداشتهاند؛ اعراب چهارشنبه یا «یومالارباع» را روزی شوم میدانستند. این روز را روز تنگی یا ضنک نیز گفتهاند، چنانکه منوچهری گفته است: «چهارشنبه که روز بلاست، باده خور». آخرین و ارزشمندترین روز سال، یعنی آخرین روز پنجه یا اندرگاه، شب و روز «هَمَسْپَتْمَدِم» یا آفرینش انسان بوده که با شادمانی و افروختن آتش فراوان برگزار میشد که پس از ساسانیان به شب چهارشنبهی پایان سال افتاد.
سور در اوستا به ریخت «سوئیریا» و به معنای «صبحگاهی، روزانه» و نیز به معنای هنگامه و جشن روزهای عید و نیز به معنای «مهمانی باشد و غیر آن» آمده است. واژهی «سوری» ایرانی بوده و پهلوی آن سوریک و صفت است. افزون بر فارسی، این واژه هنوز در زبانهایِ ایرانی تالشی، بلوچی، لری، کلهوری و... به معنای رنگ سرخ و جشن و سرور و عروسی باقی مانده است. از این روی عنصر اصلی این آیین افروختن آتش سرخ و جشن است.
اعراب برای زدودن شومی این شب، پرندگانی زنده را نفتآلود میکردند و آن را به پرواز در میآوردند. گمان میرود ماهیت آیینِ ایرانیِ چهارشنبهسوری، جشن و پایکوبی و پذیرایی از فروهرها(روانها) بوده؛ در حالی که آیین عربها نوعی مراسم جادومانند برای زدودن شومی بوده است.
ایرانیان باستان، در آخرین روز سال بر روی بام خانهها یا در کوچهها، آتشی میافروختند. این آتش، مقدس بوده است. موبدی بازماندهی این آتشها را گردآوری میکرده و به آتشکدهی محل میبرد؛ این موبد در روند گردآوری آتشها چهرهاش سیاه میشده است؛ به همین دلیل «عمونوروز یا پدرپیروز» چهرهی سیاه و جامهی سرخی بر تن دارد.
برخی از آیینهای چهارشنبهسوری، فالکوزه، فالگوش، قاشقزنی، گرهگشایی، کجاوهبازی، شالاندازی، آش نذری، کوزه شکستن، شیرسنگی، حلواپزی و... در میان ایرانیان رایج بوده است که امروزه ریختهای دگرگونشده و معدودی از آنها بهجای مانده است.
📚 بنمایهها:
واژه نامه دهخدا
جهان فروری(بخشی از فرهنگ ایران کهن)، بهرام فرهوشی
واژهنامهی توضیحی آیین زرتشت(دانشنامه مزدیسنا)، جهانگیر اوشیدری
برهان قاطع، برهان
صحاحالفرس، نخجوانی
📝 پینوشت:
*اینکه چهارشنبه سوری را خاطرهای از گذر سیاوش بر آتش در نظر آوریم، به نظر درست نمینماید. زیرا چنین دیدگاهی نیاز به پشتیبانی متون کهن دارد، حال آنکه نه در منابع اوستایی و نه در منابع پهلوی و نه حتی در منابع اسلامی چنین اشارهای وجود ندارد. سیاوش نیز شخصیتی هندوایرانی است و در اوستا نامش سیاورشن(siyavarshan) است. چه در اوستا و چه در متون پهلوی ساسانی بیشترین ماهیت وجودیاش این است که او پدر کیخسرو است و در متون فوق کیخسرو شخصیتی مهم است.
**مهرداد بهار در کتاب «جستارهایی در فرهنگ ایران» نوشته است این جشن در دوران اسلامی ساخته شده و در مورد اینکه چرا به این نام نامیده شده دلیل حتمی وجود ندارد و شاید معرف چهار فصل سال است و احتمالا برای رختبربستن سرما بوده. در مورد این مطلب که اعتقاد به ارتباط این جشن با گذر سیاوش از آتش دارد دکتر کزازی میگوید اگر این چنین بود چرا در شاهنامه یا دیگر کتب باستانی سخنی در این باره نیامده است! ولی امروزه ایرانیان این جشن را برگزار میکنند و احتمالا این مسئله باز میگردد به پنج روز آخر سال که ایرانیان باستان اعتقاد داشتند فروهر نیاکان از جهان دیگر باز میگردند تا احوال بازماندگان، کردار آنان و اینکه برای سال جدید آیا آماده هستند یا خیر را از نظر بگذرانند و نیکدینان بر بام خود برای رهنمونی فروهر نیاکان آتشی میافروختند.
✉️ فرستنده: #چنگیز_کلهور
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چهارشنبهسوری را بازماندهی گذر سیاوش از آتش دانستهاند. در تاریخ بخارا(۱۱۰۰ سال پیش) آمده است: «ﭼﻮﻥ ﺍﻣﯿﺮ ﺳﺪﯾﺪ ﻣﻨﺼﻮﺭﺑﻦﻧﻮﺡ ﺑﻪ ﻣﻠﮏ ﻧﺸﺴﺖ، ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺳﻮﺭﯼ چنانکه ﻋﺎﺩﺕ ﻗﺪﯾﻢ ﺍﺳﺖ، ﺁﺗﺸﯽ ﻋﻈﯿﻢ ﺍﻓﺮﻭختند. این جشن، نویدبخش آمدن بهار است. آتش نماسو و قبلهی ایرانیان بوده است. ایرانیان پریدن از روی آتش را ناپسند دانسته و دور آتش پایکوبی میکردند و سه یا هفت بار در برابر هر تودهی آتش خم میشدند و آیین نیایش بهجای میآوردند. شِمار گُلههای آتش میبایستی به شمار مقدس هفت امشاسپند یا به شمار سه که نمایندهی گفتار، کردار و اندیشهی نیک یا به شمار یک که نمودار وحدت اهوراست باشد.»
ایرانیان باستان در دهروزِ پایان سال برای برگشتنِ فروهرِ(روان) نیاکان خویش، نیایش میکردند و آتش میافروختند. پس از ساسانیان این آیین آتشافروزی، به شب ِآخرین چهارشنبهی سال میافتاد.
گاهشمار ایرانیان روزهای هفته نداشته و بر اساس سی روز بوده که هر روز نامی از امشاسپندان داشته است از این رو شنبه و آدینه نداشتهاند؛ اعراب چهارشنبه یا «یومالارباع» را روزی شوم میدانستند. این روز را روز تنگی یا ضنک نیز گفتهاند، چنانکه منوچهری گفته است: «چهارشنبه که روز بلاست، باده خور». آخرین و ارزشمندترین روز سال، یعنی آخرین روز پنجه یا اندرگاه، شب و روز «هَمَسْپَتْمَدِم» یا آفرینش انسان بوده که با شادمانی و افروختن آتش فراوان برگزار میشد که پس از ساسانیان به شب چهارشنبهی پایان سال افتاد.
سور در اوستا به ریخت «سوئیریا» و به معنای «صبحگاهی، روزانه» و نیز به معنای هنگامه و جشن روزهای عید و نیز به معنای «مهمانی باشد و غیر آن» آمده است. واژهی «سوری» ایرانی بوده و پهلوی آن سوریک و صفت است. افزون بر فارسی، این واژه هنوز در زبانهایِ ایرانی تالشی، بلوچی، لری، کلهوری و... به معنای رنگ سرخ و جشن و سرور و عروسی باقی مانده است. از این روی عنصر اصلی این آیین افروختن آتش سرخ و جشن است.
اعراب برای زدودن شومی این شب، پرندگانی زنده را نفتآلود میکردند و آن را به پرواز در میآوردند. گمان میرود ماهیت آیینِ ایرانیِ چهارشنبهسوری، جشن و پایکوبی و پذیرایی از فروهرها(روانها) بوده؛ در حالی که آیین عربها نوعی مراسم جادومانند برای زدودن شومی بوده است.
ایرانیان باستان، در آخرین روز سال بر روی بام خانهها یا در کوچهها، آتشی میافروختند. این آتش، مقدس بوده است. موبدی بازماندهی این آتشها را گردآوری میکرده و به آتشکدهی محل میبرد؛ این موبد در روند گردآوری آتشها چهرهاش سیاه میشده است؛ به همین دلیل «عمونوروز یا پدرپیروز» چهرهی سیاه و جامهی سرخی بر تن دارد.
برخی از آیینهای چهارشنبهسوری، فالکوزه، فالگوش، قاشقزنی، گرهگشایی، کجاوهبازی، شالاندازی، آش نذری، کوزه شکستن، شیرسنگی، حلواپزی و... در میان ایرانیان رایج بوده است که امروزه ریختهای دگرگونشده و معدودی از آنها بهجای مانده است.
📚 بنمایهها:
واژه نامه دهخدا
جهان فروری(بخشی از فرهنگ ایران کهن)، بهرام فرهوشی
واژهنامهی توضیحی آیین زرتشت(دانشنامه مزدیسنا)، جهانگیر اوشیدری
برهان قاطع، برهان
صحاحالفرس، نخجوانی
📝 پینوشت:
*اینکه چهارشنبه سوری را خاطرهای از گذر سیاوش بر آتش در نظر آوریم، به نظر درست نمینماید. زیرا چنین دیدگاهی نیاز به پشتیبانی متون کهن دارد، حال آنکه نه در منابع اوستایی و نه در منابع پهلوی و نه حتی در منابع اسلامی چنین اشارهای وجود ندارد. سیاوش نیز شخصیتی هندوایرانی است و در اوستا نامش سیاورشن(siyavarshan) است. چه در اوستا و چه در متون پهلوی ساسانی بیشترین ماهیت وجودیاش این است که او پدر کیخسرو است و در متون فوق کیخسرو شخصیتی مهم است.
**مهرداد بهار در کتاب «جستارهایی در فرهنگ ایران» نوشته است این جشن در دوران اسلامی ساخته شده و در مورد اینکه چرا به این نام نامیده شده دلیل حتمی وجود ندارد و شاید معرف چهار فصل سال است و احتمالا برای رختبربستن سرما بوده. در مورد این مطلب که اعتقاد به ارتباط این جشن با گذر سیاوش از آتش دارد دکتر کزازی میگوید اگر این چنین بود چرا در شاهنامه یا دیگر کتب باستانی سخنی در این باره نیامده است! ولی امروزه ایرانیان این جشن را برگزار میکنند و احتمالا این مسئله باز میگردد به پنج روز آخر سال که ایرانیان باستان اعتقاد داشتند فروهر نیاکان از جهان دیگر باز میگردند تا احوال بازماندگان، کردار آنان و اینکه برای سال جدید آیا آماده هستند یا خیر را از نظر بگذرانند و نیکدینان بر بام خود برای رهنمونی فروهر نیاکان آتشی میافروختند.
✉️ فرستنده: #چنگیز_کلهور
#چهارشنبه_سوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
❤1