🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
"سه پاس" یا "سپاس"
با پیشکش بهترین درودهای سرودگونه.
باری، خواستم دیدگاه خود را دربارهی یکی از پرسشهایی که در رسانهی ادبسار آورده شده بود را بگویم. دربارهی بخشی از آن که پرسش نبوده و پرسش کننده یک واژهی نادرست را در چنین رسانهی ارجمندی چون ادبسار پرسیده بود و خُرده بر آن گرفته نشده بود. و آن واژه "سه پاس" بود که ریشهی آن را با سرچشمه، پیشکش میکنم.
برداشت نادرست این است که:
سپاس، واژهای ایرانی و یادگار زرتشت است که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید.
اندیشهی نیک (پاس یک)
گفتار نیک (پاس دو)
کردار نیک (پاس سه)
پاس: پاسداشت و پاسداری از سه نیک که ایرانیان با گفتن "سه پاس" این سه مهند(مهم) را به یکدیگر یادآور میشدند.
نیاز دیدم دربارهی این دیدگاه که به فراوانی در پیامرسانها در گردش است، آگاهیرسانی کنم:
در زبان اوستایی، شمارهی(عدد) ۳ بهگونهی "ثری" و "ثر" خوانده میشد.
برای نمونه در اوستا، یسنای نهم، بند هشتم، آژیدهاک با برنام(لقب) سهپوزه خوانده شده است.
در یسنای ۱۱، بند یکم نیز، شمارهی ۳ واژهی ثرای است.
ولی واژهی "سپاس" در پارسی میانه یا پهلوی به گونهی espas و ناسپاس بهگونهی an-espap آمده و با an نایی(منفی) شده است. اسپاس در پارسی امروز به سپاس دگرگون شده و شمارهی ۳ در آن نیست. از اینرو، سپاس به چمار(معنی) سه تا پاس نبوده و این برداشت نادرست است. این واژه به چم پاسداری و نگهداشت ارزش، ارج و جایگاه دیگران است.
استاد سخن سعدی نیز گفته است:
سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس!
این نشان میدهد که ارجشناسی در برابر ناسپاسی است و واژهی اسپاس یا سپاس به ماناک(معنی) ارجدانی است.
سرچشمهها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی، نویسنده: مکنزی، برگردان: مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳، رویهی ۲۵۸ و ۳۱۲
۲- یسنا (مناجات مقدس)، بر پایهی نسخهی کارل اف.گلدنر، اوستا، کتاب مقدس پارسیان، اشتوتگارت، 1896
فرستنده: #کاوه_اوستا
ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
"سه پاس" یا "سپاس"
با پیشکش بهترین درودهای سرودگونه.
باری، خواستم دیدگاه خود را دربارهی یکی از پرسشهایی که در رسانهی ادبسار آورده شده بود را بگویم. دربارهی بخشی از آن که پرسش نبوده و پرسش کننده یک واژهی نادرست را در چنین رسانهی ارجمندی چون ادبسار پرسیده بود و خُرده بر آن گرفته نشده بود. و آن واژه "سه پاس" بود که ریشهی آن را با سرچشمه، پیشکش میکنم.
برداشت نادرست این است که:
سپاس، واژهای ایرانی و یادگار زرتشت است که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید.
اندیشهی نیک (پاس یک)
گفتار نیک (پاس دو)
کردار نیک (پاس سه)
پاس: پاسداشت و پاسداری از سه نیک که ایرانیان با گفتن "سه پاس" این سه مهند(مهم) را به یکدیگر یادآور میشدند.
نیاز دیدم دربارهی این دیدگاه که به فراوانی در پیامرسانها در گردش است، آگاهیرسانی کنم:
در زبان اوستایی، شمارهی(عدد) ۳ بهگونهی "ثری" و "ثر" خوانده میشد.
برای نمونه در اوستا، یسنای نهم، بند هشتم، آژیدهاک با برنام(لقب) سهپوزه خوانده شده است.
در یسنای ۱۱، بند یکم نیز، شمارهی ۳ واژهی ثرای است.
ولی واژهی "سپاس" در پارسی میانه یا پهلوی به گونهی espas و ناسپاس بهگونهی an-espap آمده و با an نایی(منفی) شده است. اسپاس در پارسی امروز به سپاس دگرگون شده و شمارهی ۳ در آن نیست. از اینرو، سپاس به چمار(معنی) سه تا پاس نبوده و این برداشت نادرست است. این واژه به چم پاسداری و نگهداشت ارزش، ارج و جایگاه دیگران است.
استاد سخن سعدی نیز گفته است:
سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس!
این نشان میدهد که ارجشناسی در برابر ناسپاسی است و واژهی اسپاس یا سپاس به ماناک(معنی) ارجدانی است.
سرچشمهها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی، نویسنده: مکنزی، برگردان: مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳، رویهی ۲۵۸ و ۳۱۲
۲- یسنا (مناجات مقدس)، بر پایهی نسخهی کارل اف.گلدنر، اوستا، کتاب مقدس پارسیان، اشتوتگارت، 1896
فرستنده: #کاوه_اوستا
ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادبسار
🔷💠🔹🔹 @AdabSar 🔅پیام شما با درود فراوان سپاس از دلسوزی و تلاشهای بیدریغ شما برای نگهداری و پاسداشت زبان زیبای پارسی. میخواستم دیدگاه خودم را برای شما بفرستم و بزرگواری نموده دیدگاهم را تا جایی که میشود به کار برید. چون من نه رشته ادبیات خواندم و نه کارشناسیام…
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
یکی از واپسین جستارهای رسانه ارزشمند ادبسار را درباره "فرهنگ نامهنگاری" بیشینه ما ایرانیان خواندم. بسیار رسا و سودمند بود. درود بر نگارنده این جستار.
و اما در پی گفتههای این ارجمند و گرامی، نکاتی را شایان یادآوری دیدم.
اگر نیک بنگریم برخی از نویسندگان و پژوهشگران ما که در بیشتر کرانههای دانشی، دستی در نوشتن دارند، در پایان نسکها و جستارهایشان چند واژه و ترکیب و همکرد را به کار میبرند که بسیار زشت و زننده است. چند نمونهاش را ارمغانتان میکنم:
۱- کلب کمترین
۲- حقیر
۳- حقیر فقیر
۴- حقیر فقیر سراپا تقصیر
۵- بنده گنهکار
میتوانیم به جای چنین واژههای زشتی، پیامها و واژههای آموزنده و فراخور زبان ارزشمند پارسی را جایگزین کنیم، که به چند نمونه بسنده میکنم:
۱- کمترین
۲- از خوانندگان ارجمند و فرهیخته و
گرامی خواهشمند است که کاستیها و کژیهای این دفتر و نسک را به نویسنده یادآوری کنند.
۳- با سپاس
...و جز اینها
اینک داوری با شما.
فرستنده: #کاوه_اوستا
✍🏻 پینوشت: این یادداشت در پاسخ به پیام هموندمان M.R نوشته شده است. ایشان در این یادداشت به درستی به فرهنگ نامهنگاری سازمانی در ایران خرده گرفتند:
t.me/AdabSar/8124
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
یکی از واپسین جستارهای رسانه ارزشمند ادبسار را درباره "فرهنگ نامهنگاری" بیشینه ما ایرانیان خواندم. بسیار رسا و سودمند بود. درود بر نگارنده این جستار.
و اما در پی گفتههای این ارجمند و گرامی، نکاتی را شایان یادآوری دیدم.
اگر نیک بنگریم برخی از نویسندگان و پژوهشگران ما که در بیشتر کرانههای دانشی، دستی در نوشتن دارند، در پایان نسکها و جستارهایشان چند واژه و ترکیب و همکرد را به کار میبرند که بسیار زشت و زننده است. چند نمونهاش را ارمغانتان میکنم:
۱- کلب کمترین
۲- حقیر
۳- حقیر فقیر
۴- حقیر فقیر سراپا تقصیر
۵- بنده گنهکار
میتوانیم به جای چنین واژههای زشتی، پیامها و واژههای آموزنده و فراخور زبان ارزشمند پارسی را جایگزین کنیم، که به چند نمونه بسنده میکنم:
۱- کمترین
۲- از خوانندگان ارجمند و فرهیخته و
گرامی خواهشمند است که کاستیها و کژیهای این دفتر و نسک را به نویسنده یادآوری کنند.
۳- با سپاس
...و جز اینها
اینک داوری با شما.
فرستنده: #کاوه_اوستا
✍🏻 پینوشت: این یادداشت در پاسخ به پیام هموندمان M.R نوشته شده است. ایشان در این یادداشت به درستی به فرهنگ نامهنگاری سازمانی در ایران خرده گرفتند:
t.me/AdabSar/8124
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
"سه پاس" یا "سپاس"
با پیشکش بهترین درودهای سرودگونه.
باری، خواستم دیدگاه خود را دربارهی یکی از پرسشهایی که در رسانهی ادبسار آورده شده بود را بگویم. دربارهی بخشی از آن که پرسش نبوده و پرسش کننده یک واژهی نادرست را در چنین رسانهی ارجمندی چون ادبسار پرسیده بود و خُرده بر آن گرفته نشده بود. و آن واژه "سه پاس" بود که ریشهی آن را با سرچشمه، پیشکش میکنم.
برداشت نادرست این است که:
سپاس، واژهای ایرانی و یادگار زرتشت است که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید.
اندیشهی نیک (پاس یک)
گفتار نیک (پاس دو)
کردار نیک (پاس سه)
پاس: پاسداشت و پاسداری از سه نیک که ایرانیان با گفتن "سه پاس" این سه مهند(مهم) را به یکدیگر یادآور میشدند.
نیاز دیدم دربارهی این دیدگاه که به فراوانی در پیامرسانها در گردش است، آگاهیرسانی کنم:
در زبان اوستایی، شمارهی(عدد) ۳ بهگونهی "ثری" و "ثر" خوانده میشد.
برای نمونه در اوستا، یسنای نهم، بند هشتم، آژیدهاک با برنام(لقب) سهپوزه خوانده شده است.
در یسنای ۱۱، بند یکم نیز، شمارهی ۳ واژهی ثرای است.
ولی واژهی "سپاس" در پارسی میانه یا پهلوی به گونهی espas و ناسپاس بهگونهی an-espap آمده و با an نایی(منفی) شده است. اسپاس در پارسی امروز به سپاس دگرگون شده و شمارهی ۳ در آن نیست. از اینرو، سپاس به چمار(معنی) سه تا پاس نبوده و این برداشت نادرست است. این واژه به چم پاسداری و نگهداشت ارزش، ارج و جایگاه دیگران است.
استاد سخن سعدی نیز گفته است:
سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس!
این نشان میدهد که ارجشناسی در برابر ناسپاسی است و واژهی اسپاس یا سپاس به ماناک(معنی) ارجدانی است.
سرچشمهها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی، نویسنده: مکنزی، برگردان: مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳، رویهی ۲۵۸ و ۳۱۲
۲- یسنا (مناجات مقدس)، بر پایهی نسخهی کارل اف.گلدنر، اوستا، کتاب مقدس پارسیان، اشتوتگارت، 1896
فرستنده: #کاوه_اوستا
ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
"سه پاس" یا "سپاس"
با پیشکش بهترین درودهای سرودگونه.
باری، خواستم دیدگاه خود را دربارهی یکی از پرسشهایی که در رسانهی ادبسار آورده شده بود را بگویم. دربارهی بخشی از آن که پرسش نبوده و پرسش کننده یک واژهی نادرست را در چنین رسانهی ارجمندی چون ادبسار پرسیده بود و خُرده بر آن گرفته نشده بود. و آن واژه "سه پاس" بود که ریشهی آن را با سرچشمه، پیشکش میکنم.
برداشت نادرست این است که:
سپاس، واژهای ایرانی و یادگار زرتشت است که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید.
اندیشهی نیک (پاس یک)
گفتار نیک (پاس دو)
کردار نیک (پاس سه)
پاس: پاسداشت و پاسداری از سه نیک که ایرانیان با گفتن "سه پاس" این سه مهند(مهم) را به یکدیگر یادآور میشدند.
نیاز دیدم دربارهی این دیدگاه که به فراوانی در پیامرسانها در گردش است، آگاهیرسانی کنم:
در زبان اوستایی، شمارهی(عدد) ۳ بهگونهی "ثری" و "ثر" خوانده میشد.
برای نمونه در اوستا، یسنای نهم، بند هشتم، آژیدهاک با برنام(لقب) سهپوزه خوانده شده است.
در یسنای ۱۱، بند یکم نیز، شمارهی ۳ واژهی ثرای است.
ولی واژهی "سپاس" در پارسی میانه یا پهلوی به گونهی espas و ناسپاس بهگونهی an-espap آمده و با an نایی(منفی) شده است. اسپاس در پارسی امروز به سپاس دگرگون شده و شمارهی ۳ در آن نیست. از اینرو، سپاس به چمار(معنی) سه تا پاس نبوده و این برداشت نادرست است. این واژه به چم پاسداری و نگهداشت ارزش، ارج و جایگاه دیگران است.
استاد سخن سعدی نیز گفته است:
سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس!
این نشان میدهد که ارجشناسی در برابر ناسپاسی است و واژهی اسپاس یا سپاس به ماناک(معنی) ارجدانی است.
سرچشمهها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی، نویسنده: مکنزی، برگردان: مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳، رویهی ۲۵۸ و ۳۱۲
۲- یسنا (مناجات مقدس)، بر پایهی نسخهی کارل اف.گلدنر، اوستا، کتاب مقدس پارسیان، اشتوتگارت، 1896
فرستنده: #کاوه_اوستا
ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
"سه پاس" یا "سپاس"
با پیشکش بهترین درودهای سرودگونه.
باری، خواستم دیدگاه خود را دربارهی یکی از پرسشهایی که در رسانهی ادبسار آورده شده بود را بگویم. دربارهی بخشی از آن که پرسش نبوده و پرسش کننده یک واژهی نادرست را در چنین رسانهی ارجمندی چون ادبسار پرسیده بود و خُرده بر آن گرفته نشده بود. و آن واژه "سه پاس" بود که ریشهی آن را با سرچشمه، پیشکش میکنم.
برداشت نادرست این است که:
سپاس، واژهای ایرانی و یادگار زرتشت است که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید.
اندیشهی نیک (پاس یک)
گفتار نیک (پاس دو)
کردار نیک (پاس سه)
پاس: پاسداشت و پاسداری از سه نیک که ایرانیان با گفتن "سه پاس" این سه مهند(مهم) را به یکدیگر یادآور میشدند.
نیاز دیدم دربارهی این دیدگاه که به فراوانی در پیامرسانها در گردش است، آگاهیرسانی کنم:
در زبان اوستایی، شمارهی(عدد) ۳ بهگونهی "ثری" و "ثر" خوانده میشد.
برای نمونه در اوستا، یسنای نهم، بند هشتم، آژیدهاک با برنام(لقب) سهپوزه خوانده شده است.
در یسنای ۱۱، بند یکم نیز، شمارهی ۳ واژهی ثرای است.
ولی واژهی "سپاس" در پارسی میانه یا پهلوی به گونهی espas و ناسپاس بهگونهی an-espap آمده و با an نایی(منفی) شده است. اسپاس در پارسی امروز به سپاس دگرگون شده و شمارهی ۳ در آن نیست. از اینرو، سپاس به چمار(معنی) سه تا پاس نبوده و این برداشت نادرست است. این واژه به چم پاسداری و نگهداشت ارزش، ارج و جایگاه دیگران است.
استاد سخن سعدی نیز گفته است:
سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس!
این نشان میدهد که ارجشناسی در برابر ناسپاسی است و واژهی اسپاس یا سپاس به ماناک(معنی) ارجدانی است.
سرچشمهها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی، نویسنده: مکنزی، برگردان: مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳، رویهی ۲۵۸ و ۳۱۲
۲- یسنا (مناجات مقدس)، بر پایهی نسخهی کارل اف.گلدنر، اوستا، کتاب مقدس پارسیان، اشتوتگارت، 1896
فرستنده: #کاوه_اوستا
ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
"سه پاس" یا "سپاس"
با پیشکش بهترین درودهای سرودگونه.
باری، خواستم دیدگاه خود را دربارهی یکی از پرسشهایی که در رسانهی ادبسار آورده شده بود را بگویم. دربارهی بخشی از آن که پرسش نبوده و پرسش کننده یک واژهی نادرست را در چنین رسانهی ارجمندی چون ادبسار پرسیده بود و خُرده بر آن گرفته نشده بود. و آن واژه "سه پاس" بود که ریشهی آن را با سرچشمه، پیشکش میکنم.
برداشت نادرست این است که:
سپاس، واژهای ایرانی و یادگار زرتشت است که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید.
اندیشهی نیک (پاس یک)
گفتار نیک (پاس دو)
کردار نیک (پاس سه)
پاس: پاسداشت و پاسداری از سه نیک که ایرانیان با گفتن "سه پاس" این سه مهند(مهم) را به یکدیگر یادآور میشدند.
نیاز دیدم دربارهی این دیدگاه که به فراوانی در پیامرسانها در گردش است، آگاهیرسانی کنم:
در زبان اوستایی، شمارهی(عدد) ۳ بهگونهی "ثری" و "ثر" خوانده میشد.
برای نمونه در اوستا، یسنای نهم، بند هشتم، آژیدهاک با برنام(لقب) سهپوزه خوانده شده است.
در یسنای ۱۱، بند یکم نیز، شمارهی ۳ واژهی ثرای است.
ولی واژهی "سپاس" در پارسی میانه یا پهلوی به گونهی espas و ناسپاس بهگونهی an-espap آمده و با an نایی(منفی) شده است. اسپاس در پارسی امروز به سپاس دگرگون شده و شمارهی ۳ در آن نیست. از اینرو، سپاس به چمار(معنی) سه تا پاس نبوده و این برداشت نادرست است. این واژه به چم پاسداری و نگهداشت ارزش، ارج و جایگاه دیگران است.
استاد سخن سعدی نیز گفته است:
سگ حق شناس به از آدمی ناسپاس!
این نشان میدهد که ارجشناسی در برابر ناسپاسی است و واژهی اسپاس یا سپاس به ماناک(معنی) ارجدانی است.
سرچشمهها:
۱- فرهنگ زبان پهلوی، نویسنده: مکنزی، برگردان: مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳، رویهی ۲۵۸ و ۳۱۲
۲- یسنا (مناجات مقدس)، بر پایهی نسخهی کارل اف.گلدنر، اوستا، کتاب مقدس پارسیان، اشتوتگارت، 1896
فرستنده: #کاوه_اوستا
ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹