ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
📖🖋
@AdabSar

موشی در خانه‌ی صاحب مزرعه تله‌موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد. ماری دمش در تله‌موش گیر کرد و زن مزرعه‌دار را که آنجا بود گزيد. از مرغ برايش سوپ درست کردند و گوسفند را برای عيادت‌کنندگان سر بريدند. زن مزرعه‌دار زنده نماند و گاو را هم برای مراسم ترحيم کشتند و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه می‌کرد و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر می‌کرد.

@AdabSar
📖🖋
برگردان به #پارسی_پاک

موشی در خانه‌ی خاوندِ کشت‌زاری تله‌ی موشی ديد و مرغ و گوسفند و گاو را آگاه کرد.
همه گفتند: بود و باشِ تله‌ی موش، تنگنایی برای توست و ما را میانه‌یی با آن نیست.
ماری دمش در تله‌ی موش گیر کرد و زنِ دارنده‌ی آن کِشتمان را که آنجا بود سخت گزيد.
از مرغ برايش آش درست کردند و گوسفند را برای بیمارپرسان سر بريدند.
شوربختانه زن آن مرد باغ‌دار زنده نماند و گاو را در سوگواری وی کشتند. در اين بازه‌ی زمانی موش از سوراخ ديوار نگاه می‌کرد و به تنگنایی که به ديگران میانه‌یی نداشت، می‌اندیشید!

از نسک #کلیله_و_دمنه
بازنویسی به پارسی پاک: #بلال_ریگی

پی‌نوشت:
خاوند←صاحب
میانه‌یی نبود←ربطی نداشت
بیمارپُرسان←عیادت‌کنندگان

@AdabSar
📖🖋
Forwarded from ادب‌سار
📖🖋
@AdabSar

موشی در خانه‌ی صاحب مزرعه تله‌موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد. ماری دمش در تله‌موش گیر کرد و زن مزرعه‌دار را که آنجا بود گزيد. از مرغ برايش سوپ درست کردند و گوسفند را برای عيادت‌کنندگان سر بريدند. زن مزرعه‌دار زنده نماند و گاو را هم برای مراسم ترحيم کشتند و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه می‌کرد و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر می‌کرد.

@AdabSar
📖🖋
برگردان به #پارسی_پاک

موشی در خانه‌ی خاوندِ کشت‌زاری تله‌ی موشی ديد و مرغ و گوسفند و گاو را آگاه کرد.
همه گفتند: بود و باشِ تله‌ی موش، تنگنایی برای توست و ما را میانه‌یی با آن نیست.
ماری دمش در تله‌ی موش گیر کرد و زنِ دارنده‌ی آن کِشتمان را که آنجا بود سخت گزيد.
از مرغ برايش آش درست کردند و گوسفند را برای بیمارپرسان سر بريدند.
شوربختانه زن آن مرد باغ‌دار زنده نماند و گاو را در سوگواری وی کشتند. در اين بازه‌ی زمانی موش از سوراخ ديوار نگاه می‌کرد و به تنگنایی که به ديگران میانه‌یی نداشت، می‌اندیشید!

از نسک #کلیله_و_دمنه
بازنویسی به پارسی پاک: #بلال_ریگی

پی‌نوشت:
خاوند←صاحب
میانه‌یی نبود←ربطی نداشت
بیمارپُرسان←عیادت‌کنندگان

@AdabSar
📖🖋
Forwarded from ادب‌سار
📖🖋
@AdabSar

موشی در خانه‌ی صاحب مزرعه تله‌موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد. ماری دمش در تله‌موش گیر کرد و زن مزرعه‌دار را که آنجا بود گزيد. از مرغ برايش سوپ درست کردند و گوسفند را برای عيادت‌کنندگان سر بريدند. زن مزرعه‌دار زنده نماند و گاو را هم برای مراسم ترحيم کشتند و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه می‌کرد و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر می‌کرد.

@AdabSar
📖🖋
برگردان به #پارسی_پاک

موشی در خانه‌ی خاوندِ کشت‌زاری تله‌ی موشی ديد و مرغ و گوسفند و گاو را آگاه کرد.
همه گفتند: بود و باشِ تله‌ی موش، تنگنایی برای توست و ما را میانه‌یی با آن نیست.
ماری دمش در تله‌ی موش گیر کرد و زنِ دارنده‌ی آن کِشتمان را که آنجا بود سخت گزيد.
از مرغ برايش آش درست کردند و گوسفند را برای بیمارپرسان سر بريدند.
شوربختانه زن آن مرد باغ‌دار زنده نماند و گاو را در سوگواری وی کشتند. در اين بازه‌ی زمانی موش از سوراخ ديوار نگاه می‌کرد و به تنگنایی که به ديگران میانه‌یی نداشت، می‌اندیشید!

از نسک #کلیله_و_دمنه
بازنویسی به پارسی پاک: #بلال_ریگی

پی‌نوشت:
خاوند←صاحب
میانه‌یی نبود←ربطی نداشت
بیمارپُرسان←عیادت‌کنندگان

@AdabSar
📖🖋