پوتین و ملاها
مقاله دکتر امیر طاهری در الشرق الاوسط
در سال 2015 هنگامی که رئیس جمهور حسن روحانی "معامله هسته ای" خود با دولت اوباما را "بزرگترین پیروزی دیپلماتیک در تاریخ اسلام" تبلیغ کرد ، کمتر کسی متوجه شد که وی در حقیقت ، یک سند نو استعماری را تأیید کرده است که جنبه های اصلی آن را دارد. سیاست های اقتصادی ، صنعتی ، علمی و امنیتی ایران تحت حمایت شش قدرت خارجی به رهبری ایالات متحده است. به دلایل مختلف ، "توافق هسته ای" باعث انفجار عمومی در ایران نشده که برخی تحلیلگران انتظار داشتند. برای شروع ، هیچ کس آن معامله را امضا نکرده است ، این بدان معناست که این نه پیمان بود و نه توافق نامه بین المللی الزام آور بلکه یک لیست آرزوها بود. برای تصویب مجوز قانونی نیز از طریق فرآیند قانونگذاری مقرر نشده است. مهمتر از همه ، شاید ، متن تصویری که به راحتی قابل تشخیص و مشخص از تحقیر "جمهوری اسلامی" به نام ایران نبود ، ارائه نمی داد. سرخوشی روحانی مبنی بر اینکه "حتی آمریکایی ها حق ما را برای غنی سازی اورانیوم به رسمیت می شناسند" برای برخی از افراد که نمی دانستند حق غنی سازی اورانیوم توسط قوانین بین المللی به رسمیت شناخته شده است ، خوب به نظر می رسید. روحانی و تیمش پس از کنار آمدن با آن ورزش بد ، تصمیم گرفتند طرفداری مشابه با ولادیمیر پوتین دهند. این در سال گذشته بود که روحانی برای امضای متن روسی در دریای خزر به قزاقستان پرواز کرد.
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
مقاله دکتر امیر طاهری در الشرق الاوسط
در سال 2015 هنگامی که رئیس جمهور حسن روحانی "معامله هسته ای" خود با دولت اوباما را "بزرگترین پیروزی دیپلماتیک در تاریخ اسلام" تبلیغ کرد ، کمتر کسی متوجه شد که وی در حقیقت ، یک سند نو استعماری را تأیید کرده است که جنبه های اصلی آن را دارد. سیاست های اقتصادی ، صنعتی ، علمی و امنیتی ایران تحت حمایت شش قدرت خارجی به رهبری ایالات متحده است. به دلایل مختلف ، "توافق هسته ای" باعث انفجار عمومی در ایران نشده که برخی تحلیلگران انتظار داشتند. برای شروع ، هیچ کس آن معامله را امضا نکرده است ، این بدان معناست که این نه پیمان بود و نه توافق نامه بین المللی الزام آور بلکه یک لیست آرزوها بود. برای تصویب مجوز قانونی نیز از طریق فرآیند قانونگذاری مقرر نشده است. مهمتر از همه ، شاید ، متن تصویری که به راحتی قابل تشخیص و مشخص از تحقیر "جمهوری اسلامی" به نام ایران نبود ، ارائه نمی داد. سرخوشی روحانی مبنی بر اینکه "حتی آمریکایی ها حق ما را برای غنی سازی اورانیوم به رسمیت می شناسند" برای برخی از افراد که نمی دانستند حق غنی سازی اورانیوم توسط قوانین بین المللی به رسمیت شناخته شده است ، خوب به نظر می رسید. روحانی و تیمش پس از کنار آمدن با آن ورزش بد ، تصمیم گرفتند طرفداری مشابه با ولادیمیر پوتین دهند. این در سال گذشته بود که روحانی برای امضای متن روسی در دریای خزر به قزاقستان پرواز کرد.
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
Putin and the Mullahs
در سال 2015 هنگامی که رئیس جمهور حسن روحانی "معامله هسته ای" خود با دولت اوباما را "بزرگترین پیروزی دیپلماتیک در تاریخ اسلام" تبلیغ کرد ، کمتر کسی متوجه شد که وی در حقیقت ، یک سند نو استعماری را تأیید کرده است که جنبه های اصلی آن را دارد. سیاست های اقتصادی…
با قضاوت در مورد مبادلات توئیت بین ترامپ و ماکرون بعید به نظرمی رسد متحدان ایالات متحده و اتحادیه یوروپان در نشست آینده گروهG7درباره موضع مشترک درباره جمهوری اسلامی توافق کنند.این خبر بد برای تهران است. تنها کاری که ایالات متحده باید انجام دهد ادامه تحریم ها است که هیچ هزینه ای برای آن ندارد
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
امیر طاهری | تهران و طبل توخالی جنگ
«جنگ». این لغتی است که این روزها، در تهران بر سر زبانهاست. آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از نیروهای نظامی خود خواسته است که در «حالت آماده باش شب پیش از جنگ» قرار گیرند. حجتالاسلام حسن روحانی رئیس جمهوری، هشدار داده است که هر جنگ آینده با ایران «مادر جنگها» خواهد بود، عبارتی که یادآور صدام حسین و شعار «ام المعارک» اوست. امامان جمعه در سراسر ایران دستور گرفتهاند که افکارعمومی مومنان را برای جنگ آماده کنند. در همان حال، دکتر حسن عباسی که به «کیسینجر اسلام» شهرت دارد از نابودی «شیطان بزرگ» در هر جنگ احتمالی سخن میگوید.
با این حال، بسیار ناظران برآنند که بحران کنونی جمهوری اسلامی، رژیمی که از آغاز در متن بحرانها روزگار گذرانده است، به جنگ گرم منجر نخواهد شد. اگر جنگ را در معنای وسیعتر آن به شیوه کلاو سوتیز یا حتا «مرزبان نامه» خودمان در نظر بگیریم، جمهوری اسلامی از آغاز پیدایش خود با جهان بیرون در جنگ بوده است. یک جبهه این جنگ، جنبه مسلکی (ایدئولوژیک) دارد. آیتالله خمینی، بینانگذار و معلم اول جمهوری اسلامی، معتقد بود، یا دستکم وانمود میکرد که کلیه ملل جهان تحت حکومتهای نامشروع و در چارچوب قوانین بینالمللی که ساخته و پرداخته «صلیبیون و صهیونستها» است بسر میبرند. در نتیجه، جمهوری اسلامی که تنها رژیم مشروع در عالم است، وظیفه دارد که برای رهایی بشریت از ضالمان در همه جبههها نبرد کند.
دعوتنامه خمینی به میخائیل گورباچف، رهبر اتحاد شوروی در آن زمان، برای پذیرفتن دین اسلام و استقرار حکومت مشروع در مسکو یکی از اسناد مهم مسلکی جنبش خمینیستی به شمار میرود.
امروز، کوبیدن بر طبل جنگ دو معنا دارد. نخست، جمهوری اسلامی میخواهد چنان وانمود کند که راه دیپلماتیک خروج از بحران کنونی به بن بست رسیده است. یک هدف این ادعا ترساندن همسایگان ایران از یک سو و دمکراسیهای اروپایی از سوی دیگر است. هدف دیگر، تحریک افکارعمومی در ایالات متحده است به این امید که حکومت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری، برای ساکت کردن طبلهای جنگ، از فشار تحریمها بر جمهوری اسلامی بکاهد.
معنای دوم این جنگ نمایی، اگر نخواهیم بگوییم جنگ افروزی کودکانه، این است که گروه گزیدگان حاکم بر ایران برای جلوگیری از شکافهای درونی نیازمند یک شعار وحدتآفریناند. روحانی میگوید: همه ما باید اکنون در یک صف قرار داشته باشیم! به عبارت دیگر، آنان که از داخل جنبش خمینیستی خواستار استعفای روحانی هستند میبایستی آرام بگیرند، زیرا «جنگ» در پیش است!
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
«جنگ». این لغتی است که این روزها، در تهران بر سر زبانهاست. آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از نیروهای نظامی خود خواسته است که در «حالت آماده باش شب پیش از جنگ» قرار گیرند. حجتالاسلام حسن روحانی رئیس جمهوری، هشدار داده است که هر جنگ آینده با ایران «مادر جنگها» خواهد بود، عبارتی که یادآور صدام حسین و شعار «ام المعارک» اوست. امامان جمعه در سراسر ایران دستور گرفتهاند که افکارعمومی مومنان را برای جنگ آماده کنند. در همان حال، دکتر حسن عباسی که به «کیسینجر اسلام» شهرت دارد از نابودی «شیطان بزرگ» در هر جنگ احتمالی سخن میگوید.
با این حال، بسیار ناظران برآنند که بحران کنونی جمهوری اسلامی، رژیمی که از آغاز در متن بحرانها روزگار گذرانده است، به جنگ گرم منجر نخواهد شد. اگر جنگ را در معنای وسیعتر آن به شیوه کلاو سوتیز یا حتا «مرزبان نامه» خودمان در نظر بگیریم، جمهوری اسلامی از آغاز پیدایش خود با جهان بیرون در جنگ بوده است. یک جبهه این جنگ، جنبه مسلکی (ایدئولوژیک) دارد. آیتالله خمینی، بینانگذار و معلم اول جمهوری اسلامی، معتقد بود، یا دستکم وانمود میکرد که کلیه ملل جهان تحت حکومتهای نامشروع و در چارچوب قوانین بینالمللی که ساخته و پرداخته «صلیبیون و صهیونستها» است بسر میبرند. در نتیجه، جمهوری اسلامی که تنها رژیم مشروع در عالم است، وظیفه دارد که برای رهایی بشریت از ضالمان در همه جبههها نبرد کند.
دعوتنامه خمینی به میخائیل گورباچف، رهبر اتحاد شوروی در آن زمان، برای پذیرفتن دین اسلام و استقرار حکومت مشروع در مسکو یکی از اسناد مهم مسلکی جنبش خمینیستی به شمار میرود.
امروز، کوبیدن بر طبل جنگ دو معنا دارد. نخست، جمهوری اسلامی میخواهد چنان وانمود کند که راه دیپلماتیک خروج از بحران کنونی به بن بست رسیده است. یک هدف این ادعا ترساندن همسایگان ایران از یک سو و دمکراسیهای اروپایی از سوی دیگر است. هدف دیگر، تحریک افکارعمومی در ایالات متحده است به این امید که حکومت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری، برای ساکت کردن طبلهای جنگ، از فشار تحریمها بر جمهوری اسلامی بکاهد.
معنای دوم این جنگ نمایی، اگر نخواهیم بگوییم جنگ افروزی کودکانه، این است که گروه گزیدگان حاکم بر ایران برای جلوگیری از شکافهای درونی نیازمند یک شعار وحدتآفریناند. روحانی میگوید: همه ما باید اکنون در یک صف قرار داشته باشیم! به عبارت دیگر، آنان که از داخل جنبش خمینیستی خواستار استعفای روحانی هستند میبایستی آرام بگیرند، زیرا «جنگ» در پیش است!
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
Tehran va tabl to khalo jang
تهران و طبل توخالی جنگ جمهوری اسلامی تنها رژیم استبدادی نیست که ادامه حیات خود را در محیطی توأم با تهدید دائمی جنگ، میبیند امیر طاهری جمعه 18 مرداد 1398 برابر با 9 اوت 2019 AFP «جنگ». این لغتی است که این روزها، در تهران بر سر زبانهاست. آیتالله علی خامنهای،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر
امیر طاهری : تریتا پارسی و امثال
تریتا مثل مرده شور ها میمونند
براشون تفاوتی نداره که برای چه سازمان
و حکومتی لابی میکنند،
چاپلوسی میکنند،
مزدوری میکنند ، جمهوری
اسلامی نشد ، لاشه یه نفر دیگه رو جابه جا میکنند
@AmirTaheri4
امیر طاهری : تریتا پارسی و امثال
تریتا مثل مرده شور ها میمونند
براشون تفاوتی نداره که برای چه سازمان
و حکومتی لابی میکنند،
چاپلوسی میکنند،
مزدوری میکنند ، جمهوری
اسلامی نشد ، لاشه یه نفر دیگه رو جابه جا میکنند
@AmirTaheri4
روحانی در تماس تلفنی با عمران خان ، میانجیگری برای حل مشکل کشمیر ارائه می دهد. به 2 دلیل جالب است
1- منظور او این است که جمهوری اسلامی در این مسئله بسیار بی طرف است!
2-اگر آخوندها حل کننده مشکل بودند ، می توانست مشکلات خود را با 17 ملت مسلمان حل کند ، نه اینکه به کافر اشاره کنیم!
@AmirTaheri4
1- منظور او این است که جمهوری اسلامی در این مسئله بسیار بی طرف است!
2-اگر آخوندها حل کننده مشکل بودند ، می توانست مشکلات خود را با 17 ملت مسلمان حل کند ، نه اینکه به کافر اشاره کنیم!
@AmirTaheri4
امنیت اسلامی ادعا می کند که یک سلول رهبری مخالفان رژیم را در # برنامه ریزی مشهد برای برنامه ریزی قیام های سراسری "خرد" کرده است. شماره ای داده نشده
سازمان امنیت ادعا می کند که "سلول" با "مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور" مرتبط شده است. (بدون ادعا آنها به صهیونیست ها و شیطان بزرگ پیوند خورده اند !!)
@AmirTaheri4
سازمان امنیت ادعا می کند که "سلول" با "مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور" مرتبط شده است. (بدون ادعا آنها به صهیونیست ها و شیطان بزرگ پیوند خورده اند !!)
@AmirTaheri4
اخبار مربوط به خرد شدن "فرماندهی و کنترل گروه مخالف" در مشهد توسط آژانس رسمی UIsamic Repuhblic IRNA و رسانه خبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، FARS اجرا می شود. تاکنون هیچ راهی برای تأیید ادعا ندارم. برای اطلاعات بیشتر از مخاطبین در مشهد درخواست کردهام.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موضوعات گفتگو دکتر امیرطاهری با دکتر اسدالله نصر اصفهانی
۱.کنوانسیون شرم آور دریای مازندران
۲.امکان حقوقی ابطال قراردادهای ضدملی پس از براندازی رژیم جمهوری اسلامی
۳.حاکمیت مردم بزرگترین دستاورد قانون اساسی مشروطیت
۴.چرا رضاشاه مدت کوتاهی به جمهوری گرایش پیدا کرد؟
@AmirTaheri4
۱.کنوانسیون شرم آور دریای مازندران
۲.امکان حقوقی ابطال قراردادهای ضدملی پس از براندازی رژیم جمهوری اسلامی
۳.حاکمیت مردم بزرگترین دستاورد قانون اساسی مشروطیت
۴.چرا رضاشاه مدت کوتاهی به جمهوری گرایش پیدا کرد؟
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری :
شعار ما انحلال جمهوری اسلامی _رژیم خمینیسم به هیچ عنوان اصلاح پذیر نیست. مدعیان اصلاحات هیچ پاسخ منطقی ندارند.
حامیان رژیم رو باید افشا کرد.
نمیشه هم پرچمدار قتل و جنایات باشید هم پرچمدار حقوق بشر .
یا اینطرف باش یا اونطرف.
@AmirTaheri4
شعار ما انحلال جمهوری اسلامی _رژیم خمینیسم به هیچ عنوان اصلاح پذیر نیست. مدعیان اصلاحات هیچ پاسخ منطقی ندارند.
حامیان رژیم رو باید افشا کرد.
نمیشه هم پرچمدار قتل و جنایات باشید هم پرچمدار حقوق بشر .
یا اینطرف باش یا اونطرف.
@AmirTaheri4
ریشه آزادیخواهی در پیش از مشروطیت از کجا آغاز شد و چگونه شد که این به مشروعیت انجامید؟
تاریخ دقیقی رو نمیشه روشن کرد ولی در اواسط قرن نوزدهم معلوم شد که جهان اسلام به طور کلی از جمله ایران اگه چیزی به اسم غافله تمدن وجود داشته باشه از غافله تمدن عقب افتاد وکشورهایی مثل ایران و خلافت اسلامی بعد از امپراتوریهای ایران که یک موقعی بزرگترین نیروها بودن در جهان یک موقعی امپراتوری هخامنشی ۴۴درصد از دنیا شناخته شده رو زیر پرچم خودش داشت ولی در اواسط قرن نوزدهم معلوم شد که یهو همه ما هیچکاره شدیم! خب یه عدهای شروع کردن به فکر کردن میدونید اراضی که ایران و ترکیه از دست دادن به روسیه تزاری مناطقی که انگلیس از ایران گرفت کشورهای اسلامی دیگه که زیر نفوذ انگلستان رفتند فتح هند تمام اینها باعث شد که یه عده از روشنفکران کشورهای مسلمان از جمله ایرانیها به این فکر افتادن که چرا این وضع پیش اومد
در روسیه تزاری یک کنفرانس بزرگی تشکیل شد در ۱۸۸۱ در شهر اوفا که منطقه مسلمان نشین روسیه تزاری بود و هنوزم هست ، اونجا مطرح شد چرا جهان اسلام عقبمونده است!؟
یک کسانی مثل اسماعیل آقا گاسپیرنیسکی سخنرانی کردن و دوتا مسیله روش تکیه کردن یکی مسیله رفتار کشورهایاسلامی با زنان یعنی تا موقعی که زنان رو شهروندان درجه دو حساب میکنید ما پیشرفت نخواهیم کرد یکی هم مسئله آموزش تا موقعی که نود درصد از مردم ما بیسوادن به هیچ جا نخواهیم رسید
در موج دومی این تلاشهایی که میشد ديگران شرکت دادشتند مثل جمالالدین اسد آبادی که برای اینکه مخفی کنه شیعه و ایرانی هست خودش افغانی میخوند! میرزا حسن روحی شازده منوچهر میرزا طالبف اینها شروع کردن به صحبت ایجاد یک دولت نیرومند چون تصورشون این بود که اروپا اگه پیشرفت کرده به این خاطر است که دارای دولت های نیرومند هستند در حالی که کشورهای اسلامی از جمله ایران عثمانی و غیرو دارای دولت های نیرومند نیستند و دولتهای نیرومند غربی و اروپایی بعد از اواخر قرن هفدهم با یکسری قراردادهایی که بین قدرتهای اروپایی وضع شد بوجود اومدن به این معنا که ملت ها رو به رسمیت شناختن یعنی ملت ها علیرغم دینشون یعنی دین مطرح نبود و هر ملتی هویت خودش داشت و با این هویت صاحب دولتی هم بود خب این افکار بالاخره به ایران هم رسید بحث های خیلی زیاد هم شد البته در عثمانی به خط شریف گلخانه و تنظیمات شروع شد این اصلاحاتی که بایستی انجام میشد و ایران رسید به نهضت مشروطه
نهضت مشروطه ایران فوقالعاده جالبه!باز نمیخوام از خودمون تعریف کنم! ولی یکی از نمونههای نبوغ ایرانی برای اینکه اگه مقایسش بکنید با نهضت مشروطیت در ترکیه یا در ژاپن که به یک شکل دیگه اومد تفاوت های فوقالعاده ای داره که نشون میده ایرونی ها با ظرافت و دقت درایت شکیبایی و عقل معاش بیشتری با این موضوع روبرو شد
نهضت مشروطیت چیکار کرد؟
اولین کاری که کرد این بود بگه که حکومت بر انسانها بر مبنای بشر شرط داره هیچکس بدون قیدوشرط نمیتونه بر کسی حکومت بکنه این منجر میشد به حذف هویت رعیت یعنی مردم دیگه رعایا نبودن! بلکه تبدیل میشدن به شهروندان نکته مهم دوم این بود که این شهروندان بر مبنای حقوق بشر که رعیت نیستند مثل گوسفند نیستند که راعی یا چوپان لازم داشته باشند اینها حق قانونگذاری دارند بنابراین قانون رو خداوند یا یک مرجع الهی و غیر دنیوی یا متافیزیکی برای همیشه تعیین نکردن! خود مردم میتونن قانون بگذارن
ولی در عین حال پدران مشروطیت ایران خیلی هم واقعبین بودن هدفشون یک هدف انضمامی بود
یعنی میخواستن تمام نیروهای مثبت ایران رو ضمیمه این نهضت بکنن هدفشون حذفی نبود میخواستن اون درختی که هست نمیخواستن ریشش بزنن یعنی شعارشون مثل مایوتستونگ نبود که کهنه را ریشهکن تا نو را بسازیم! میخواستن با رسیدگی به این درخت با آب دادن نور بیشتر دادن یک جوانه تازه یک زندگی تازه بهش بدن
بنابراین اولین کاری که کردن جای سلطنت رو تعیین کردن ایران همیشه یک نظام پادشاهی داشته از آغاز تاریخ جای سلطنت رو تعیین کردن به این معنا که اون موهبت الهی یا فرح ایزدی که به صورت سلطنت تجلی پیدا میکنه از آغاز مثلا گفتگوی کیخسرو رو با پهلوانان ایران بخونید در شاهنامه بحث فوقالعاده جالب و شیرینی هست در این زمینه. گفتن این فرح ایزدی متعلق به تمام ملت ایران هست یعنی ملت ایران خودش بر خوش سلطنت میکنه ولی چون نمیتونه تمام ملت سلطنت کنه یک نفر یا یک دودمانی رو انتخاب میکنن و این فرح بهش منتقل میکنن که میتونن یک دودمان عوض کنن شاه رو عوض کنن همینطور که میدونیم محمدعلی شاه رو خلع کردن خود قاجاریه رو خلع کردن همش هم با آرامی و بدون خونریزی و جنگ داخلی
@AmirTaheri4
تاریخ دقیقی رو نمیشه روشن کرد ولی در اواسط قرن نوزدهم معلوم شد که جهان اسلام به طور کلی از جمله ایران اگه چیزی به اسم غافله تمدن وجود داشته باشه از غافله تمدن عقب افتاد وکشورهایی مثل ایران و خلافت اسلامی بعد از امپراتوریهای ایران که یک موقعی بزرگترین نیروها بودن در جهان یک موقعی امپراتوری هخامنشی ۴۴درصد از دنیا شناخته شده رو زیر پرچم خودش داشت ولی در اواسط قرن نوزدهم معلوم شد که یهو همه ما هیچکاره شدیم! خب یه عدهای شروع کردن به فکر کردن میدونید اراضی که ایران و ترکیه از دست دادن به روسیه تزاری مناطقی که انگلیس از ایران گرفت کشورهای اسلامی دیگه که زیر نفوذ انگلستان رفتند فتح هند تمام اینها باعث شد که یه عده از روشنفکران کشورهای مسلمان از جمله ایرانیها به این فکر افتادن که چرا این وضع پیش اومد
در روسیه تزاری یک کنفرانس بزرگی تشکیل شد در ۱۸۸۱ در شهر اوفا که منطقه مسلمان نشین روسیه تزاری بود و هنوزم هست ، اونجا مطرح شد چرا جهان اسلام عقبمونده است!؟
یک کسانی مثل اسماعیل آقا گاسپیرنیسکی سخنرانی کردن و دوتا مسیله روش تکیه کردن یکی مسیله رفتار کشورهایاسلامی با زنان یعنی تا موقعی که زنان رو شهروندان درجه دو حساب میکنید ما پیشرفت نخواهیم کرد یکی هم مسئله آموزش تا موقعی که نود درصد از مردم ما بیسوادن به هیچ جا نخواهیم رسید
در موج دومی این تلاشهایی که میشد ديگران شرکت دادشتند مثل جمالالدین اسد آبادی که برای اینکه مخفی کنه شیعه و ایرانی هست خودش افغانی میخوند! میرزا حسن روحی شازده منوچهر میرزا طالبف اینها شروع کردن به صحبت ایجاد یک دولت نیرومند چون تصورشون این بود که اروپا اگه پیشرفت کرده به این خاطر است که دارای دولت های نیرومند هستند در حالی که کشورهای اسلامی از جمله ایران عثمانی و غیرو دارای دولت های نیرومند نیستند و دولتهای نیرومند غربی و اروپایی بعد از اواخر قرن هفدهم با یکسری قراردادهایی که بین قدرتهای اروپایی وضع شد بوجود اومدن به این معنا که ملت ها رو به رسمیت شناختن یعنی ملت ها علیرغم دینشون یعنی دین مطرح نبود و هر ملتی هویت خودش داشت و با این هویت صاحب دولتی هم بود خب این افکار بالاخره به ایران هم رسید بحث های خیلی زیاد هم شد البته در عثمانی به خط شریف گلخانه و تنظیمات شروع شد این اصلاحاتی که بایستی انجام میشد و ایران رسید به نهضت مشروطه
نهضت مشروطه ایران فوقالعاده جالبه!باز نمیخوام از خودمون تعریف کنم! ولی یکی از نمونههای نبوغ ایرانی برای اینکه اگه مقایسش بکنید با نهضت مشروطیت در ترکیه یا در ژاپن که به یک شکل دیگه اومد تفاوت های فوقالعاده ای داره که نشون میده ایرونی ها با ظرافت و دقت درایت شکیبایی و عقل معاش بیشتری با این موضوع روبرو شد
نهضت مشروطیت چیکار کرد؟
اولین کاری که کرد این بود بگه که حکومت بر انسانها بر مبنای بشر شرط داره هیچکس بدون قیدوشرط نمیتونه بر کسی حکومت بکنه این منجر میشد به حذف هویت رعیت یعنی مردم دیگه رعایا نبودن! بلکه تبدیل میشدن به شهروندان نکته مهم دوم این بود که این شهروندان بر مبنای حقوق بشر که رعیت نیستند مثل گوسفند نیستند که راعی یا چوپان لازم داشته باشند اینها حق قانونگذاری دارند بنابراین قانون رو خداوند یا یک مرجع الهی و غیر دنیوی یا متافیزیکی برای همیشه تعیین نکردن! خود مردم میتونن قانون بگذارن
ولی در عین حال پدران مشروطیت ایران خیلی هم واقعبین بودن هدفشون یک هدف انضمامی بود
یعنی میخواستن تمام نیروهای مثبت ایران رو ضمیمه این نهضت بکنن هدفشون حذفی نبود میخواستن اون درختی که هست نمیخواستن ریشش بزنن یعنی شعارشون مثل مایوتستونگ نبود که کهنه را ریشهکن تا نو را بسازیم! میخواستن با رسیدگی به این درخت با آب دادن نور بیشتر دادن یک جوانه تازه یک زندگی تازه بهش بدن
بنابراین اولین کاری که کردن جای سلطنت رو تعیین کردن ایران همیشه یک نظام پادشاهی داشته از آغاز تاریخ جای سلطنت رو تعیین کردن به این معنا که اون موهبت الهی یا فرح ایزدی که به صورت سلطنت تجلی پیدا میکنه از آغاز مثلا گفتگوی کیخسرو رو با پهلوانان ایران بخونید در شاهنامه بحث فوقالعاده جالب و شیرینی هست در این زمینه. گفتن این فرح ایزدی متعلق به تمام ملت ایران هست یعنی ملت ایران خودش بر خوش سلطنت میکنه ولی چون نمیتونه تمام ملت سلطنت کنه یک نفر یا یک دودمانی رو انتخاب میکنن و این فرح بهش منتقل میکنن که میتونن یک دودمان عوض کنن شاه رو عوض کنن همینطور که میدونیم محمدعلی شاه رو خلع کردن خود قاجاریه رو خلع کردن همش هم با آرامی و بدون خونریزی و جنگ داخلی
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
Amir Taheri امیر طاهری
ریشه آزادیخواهی در پیش از مشروطیت از کجا آغاز شد و چگونه شد که این به مشروعیت انجامید؟ تاریخ دقیقی رو نمیشه روشن کرد ولی در اواسط قرن نوزدهم معلوم شد که جهان اسلام به طور کلی از جمله ایران اگه چیزی به اسم غافله تمدن وجود داشته باشه از غافله تمدن عقب افتاد…
کار دومی که کردن جای روحانیت رو در مجموعه ایران روشن کردن
روحانیون میدونید از زمان صفویه به بعد همیشه شریک و سهیم در حکومت بودن و قالبا هم با نتایج بسیار بد! هم شکست های ما در ترکمانچای از دخالت های روحانیون بود هم عهدنامه گلستان هم شکست ما در هرات یعنی پرونده زیاد درخشانی ندارن! ولی چون نهضت مشروطیت حذفی نبودش و نهضت انضمامی بود جای اونها رو هم تعیین کردن بعد میبینید اقلییها دینی و مذهبی حضور داشتند البته به جز بهاییان که این یکی از نقاط ضعف مشروطیت بود در اون موقع ولی به طور کلی هدف مشروطیت این بود که واقعیات مختلفی که در ایران وجود داشتند اینها رو به صورت نهرهایی ببینه که همه توی یک رودخونه میریزن به جای اینکه نهرهایی باشن که از یک رودخونه فرار میکنن!
متاسفانه جمهوری اسلامی اومد با تحمیل یک ایدئولوژی من درآوردی به اسم ولایت فقیه و غیرو و گذاشتن یک اصطلاح اسلامی پشت هر چیزی ملت ایران رو تقسیم کرد چون میدونید تمام مردم ایران که مسلمون نیستن و تمام مردم ایران که مسلمون هستن شیعه نیستن! و تمام مردم ایران که مسلمون هستن شیعه هم هستن اثنیعشری نیستن! تمام آنهایی که اثنیعشری هستن اصولی نیستن! تمام آنهایی که اصولی هستن ولایی نیستن!تمام اونهایی که ولایی هستن خمینی چی نیستن! یعنی میدونید اگه بخوایم دنبال مذهب بریم تمام ملت ایران رو تقسیم میکنید! تنها نقطه مشترک ما ایرانی بودنه به جای اینکه روی این نکته تکیه بکنیم یعنی پیوند واقعیمون صرف نظر از همه چیزها همه ایرونی هستیم به خصوص میدونید که ایران از نظر ملیت یا شناخت ملیت از بسیاری از کشورهای مترقی اروپا جلوتر بود برای اینکه ما ملیت هم از خاک میپذیرفتیم هم از خون یعنی یکی اگه در ایران بدنیا میومد ایرونی حساب میشد و اگه یکی هم خون ایرونی داشت ایرونی حساب میشد مثلا در فرانسه تا سال 1980 قبول نداشت! انگلستان تا زمان خانم تاچر اینو قبول نداشت!
بدین ترتیب انقلاب مشروطیت در ایران واقعا یک الگویی بوجود اورد نه تنها برای ایران بلکه برای تمام کشورهای با اکثریت مسلمان که از عقب موندگی تاریخیشون بیان بیرون و با مراجعه به سنن و دادهها و واقعیات موجود خودشون و با اصلاح اون چیزهایی که باید اصلاح بشه نظم جدیدی رو بوجود بیارن که در اون منافع آرمان ها خواست ها بیم ها و امیدهای تمام مردمشون منعکس بشه
یه مدتی این مشروطیت بعد از انقلاب اسلامی به محاق افتاد ولی الان خوشبختانه شما اگه یادتون هست ما یه سال پیش راجع به مشروطیت صحبت میکردیم هیچکس راجع به مشروطیت صحبت نمیکرد ولی امثال سالگرد مشروطه در بعضی از روزنامههای تهران تیتر اول زدن یکیشون تیتر زد هرچه داریم از مشروطیت است! بعد یه عده از افراد داخل خود رژیم جمهوری اسلامی به اصطلاح از روشنفکرانشون مشاطه گرانشون همه گفتن عه چرا بعضی از قسمتهای مشروطیت را احیا نکنیم! میبینید یعنی دوباره مطرح شده
به نظر من واقعیت این است که از نظر فرهنگی نگاه بکنیم فرهنگ سیاسی ما در مجموع فرهنگی مشروطیتی هست، فرهنگ مشروعه خواهی نیستش(اسلامیزه کردن همه چیز) ! این فرهنگ مشروعه رو نتونستن بر مردم ایران تحمیل بکنن و راه آینده ایران بیرون اومدن از این زیگزاگ و انحرافی است که آقای خمینی و رفقاش درست کردن و بازگشت به مسیری است که از ۱۵۰سال پیش در ایران شروع شد قبل از انقلاب مشروطیت برای بردن ایران به دنیای مدرن با حفظ هویت ایرانی و بر اساس واقعیات موجود داخل خود ایران
https://t.me/AmirTaheri4/147
@AmirTaheri4
روحانیون میدونید از زمان صفویه به بعد همیشه شریک و سهیم در حکومت بودن و قالبا هم با نتایج بسیار بد! هم شکست های ما در ترکمانچای از دخالت های روحانیون بود هم عهدنامه گلستان هم شکست ما در هرات یعنی پرونده زیاد درخشانی ندارن! ولی چون نهضت مشروطیت حذفی نبودش و نهضت انضمامی بود جای اونها رو هم تعیین کردن بعد میبینید اقلییها دینی و مذهبی حضور داشتند البته به جز بهاییان که این یکی از نقاط ضعف مشروطیت بود در اون موقع ولی به طور کلی هدف مشروطیت این بود که واقعیات مختلفی که در ایران وجود داشتند اینها رو به صورت نهرهایی ببینه که همه توی یک رودخونه میریزن به جای اینکه نهرهایی باشن که از یک رودخونه فرار میکنن!
متاسفانه جمهوری اسلامی اومد با تحمیل یک ایدئولوژی من درآوردی به اسم ولایت فقیه و غیرو و گذاشتن یک اصطلاح اسلامی پشت هر چیزی ملت ایران رو تقسیم کرد چون میدونید تمام مردم ایران که مسلمون نیستن و تمام مردم ایران که مسلمون هستن شیعه نیستن! و تمام مردم ایران که مسلمون هستن شیعه هم هستن اثنیعشری نیستن! تمام آنهایی که اثنیعشری هستن اصولی نیستن! تمام آنهایی که اصولی هستن ولایی نیستن!تمام اونهایی که ولایی هستن خمینی چی نیستن! یعنی میدونید اگه بخوایم دنبال مذهب بریم تمام ملت ایران رو تقسیم میکنید! تنها نقطه مشترک ما ایرانی بودنه به جای اینکه روی این نکته تکیه بکنیم یعنی پیوند واقعیمون صرف نظر از همه چیزها همه ایرونی هستیم به خصوص میدونید که ایران از نظر ملیت یا شناخت ملیت از بسیاری از کشورهای مترقی اروپا جلوتر بود برای اینکه ما ملیت هم از خاک میپذیرفتیم هم از خون یعنی یکی اگه در ایران بدنیا میومد ایرونی حساب میشد و اگه یکی هم خون ایرونی داشت ایرونی حساب میشد مثلا در فرانسه تا سال 1980 قبول نداشت! انگلستان تا زمان خانم تاچر اینو قبول نداشت!
بدین ترتیب انقلاب مشروطیت در ایران واقعا یک الگویی بوجود اورد نه تنها برای ایران بلکه برای تمام کشورهای با اکثریت مسلمان که از عقب موندگی تاریخیشون بیان بیرون و با مراجعه به سنن و دادهها و واقعیات موجود خودشون و با اصلاح اون چیزهایی که باید اصلاح بشه نظم جدیدی رو بوجود بیارن که در اون منافع آرمان ها خواست ها بیم ها و امیدهای تمام مردمشون منعکس بشه
یه مدتی این مشروطیت بعد از انقلاب اسلامی به محاق افتاد ولی الان خوشبختانه شما اگه یادتون هست ما یه سال پیش راجع به مشروطیت صحبت میکردیم هیچکس راجع به مشروطیت صحبت نمیکرد ولی امثال سالگرد مشروطه در بعضی از روزنامههای تهران تیتر اول زدن یکیشون تیتر زد هرچه داریم از مشروطیت است! بعد یه عده از افراد داخل خود رژیم جمهوری اسلامی به اصطلاح از روشنفکرانشون مشاطه گرانشون همه گفتن عه چرا بعضی از قسمتهای مشروطیت را احیا نکنیم! میبینید یعنی دوباره مطرح شده
به نظر من واقعیت این است که از نظر فرهنگی نگاه بکنیم فرهنگ سیاسی ما در مجموع فرهنگی مشروطیتی هست، فرهنگ مشروعه خواهی نیستش(اسلامیزه کردن همه چیز) ! این فرهنگ مشروعه رو نتونستن بر مردم ایران تحمیل بکنن و راه آینده ایران بیرون اومدن از این زیگزاگ و انحرافی است که آقای خمینی و رفقاش درست کردن و بازگشت به مسیری است که از ۱۵۰سال پیش در ایران شروع شد قبل از انقلاب مشروطیت برای بردن ایران به دنیای مدرن با حفظ هویت ایرانی و بر اساس واقعیات موجود داخل خود ایران
https://t.me/AmirTaheri4/147
@AmirTaheri4
Telegram
Amir Taheri امیر طاهری
ریشه آزادیخواهی در پیش از مشروطیت از کجا آغاز شد و چگونه شد که این به مشروعیت انجامید؟
تاریخ دقیقی رو نمیشه روشن کرد ولی در اواسط قرن نوزدهم معلوم شد که جهان اسلام به طور کلی از جمله ایران اگه چیزی به اسم غافله تمدن وجود داشته باشه از غافله تمدن عقب…
تاریخ دقیقی رو نمیشه روشن کرد ولی در اواسط قرن نوزدهم معلوم شد که جهان اسلام به طور کلی از جمله ایران اگه چیزی به اسم غافله تمدن وجود داشته باشه از غافله تمدن عقب…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری :
نهاد سلطنتی کانون عطف و اتحاد همه ایرانیان است
شاه، متعلق به یک حزب خاص نیست و نمیتواند موضع گیری خاصی داشته باشد
نباید قاضی همدیگر باشیم.
@AmirTaheri4
نهاد سلطنتی کانون عطف و اتحاد همه ایرانیان است
شاه، متعلق به یک حزب خاص نیست و نمیتواند موضع گیری خاصی داشته باشد
نباید قاضی همدیگر باشیم.
@AmirTaheri4
دکتر نصر اصفهانی :وقتی که خود رهبر اشغالگران آقای خمینی که گفته من خدعه کردم بنابراین این حکومت اشغالگر جمهوری اسلامی بر مبنای خدعه پی ریزی شده
و چون به طور کلی هرچیزی از نظر حقوقی بر مبنای اجبار و فشار باشه از نظر حقوقی باطل هست آیا میشه به استناد همین دلایل به خصوص این تظاهراتی که انجام شده و شکایاتی که به سازمان ملل متحد شده آیا امکان ابطال این قرارداد بعد از ساقط شدن این حکومت هست؟
دکتر امیرطاهری :
بله امکانپذیر هست قبل از اینکه بگم اجازه بدید دو نکته دیگر هم بگم
در این تبلیغاتی که جمهوری اسلامی و هوادارانش یا مشاطه گرانش راه انداختن به خصوص در خارج دوتا موضوع رو مطرح میکنن یکی اینکه در هیچ یک از قراردادهایی که ایران با روسیه تزاری و اتحاد جماهیر شوروی داشت ذکر نشده که حاکمیت دریای مازندران پنجاه پنجاه هست میگن چون ننوشته پنجاه پنجاه بنابراین شما چطور آقای امیر طاهری شما میآید میگید ما حاکمیت مشترک داشتیم! ولی شما اگه نگاه بکنید بین سی دریاچه بزرگ دنیا سیزده تاشون دریاچههایی هستن که بین کشورهای مختلف بعضی وقتی دو کشور یا سه کشور یا چهار کشور تقسیم شدن و حاکمیت بر این دریاچهها به صورت مشاع انجام میشه یعنی هیچ جا نمینویسن مثلا دریاچهای که بین ایالات متحده و کانادا هست پنجاه درصد مال ایناست پنجاه درصد مال اوناست! وقتی شما دوتا حاکم بیشتر ندارید خب معلومه صد تقسیم بر دو میشه پنجاه! بنابراین این یکی از چیزهایی هست که راه انداختن که این دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی و همچنین سخنگویانشون در خارج میگن چون این رقم پنجاه پنجاه نیومده ما نمیتونیم ادعایی بکنیم! که این درست نیست
نکته دوم که میگن و باید بهش پاسخ داد اینکه بین حاکمیت و مالکیت اینها اشتباه میکنن حاکمیت یک چیزه و مالکیت یک چیز دیگه مثلاً شما در کالیفرنیا زندگی میکنید یک خونه دارید در اونجا شما مالک اون خونه هستید ولی حاکمیت اون خیابان و شهری که توش زندگی میکنید مال ایالاتمتحده آمریکا است! بنابراین اینجا مسئله مالکیت نیست مسئله حاکمیت هستش! زیاد اتفاق میافته که یک دولتی بر یک جایی حاکمیت داره که حتی هم مرزش هم نیست! مثلاً جمهوری ازبکستان حاکم هست بر منطقه شاه مردان که درست وسط جمهوری قرقیزستان واقع شده! بنابراین اینها حتی هم مرز هم نیستن! بین فرانسه و ایتالیا منطقه والداسته قرار داره که حاکمیتش مال یک کشوره و مالکیتش مال یک کشور دیگه یعنی میدونید مسئله حاکمیت و مالکیت دو مسئله جدا از هم هستن بنابراین آنچه ما میگیم ایران و روسیه و بعدش اتحاد جماهیر شوروی با هم حاکمیت مشاع داشتن بر دریای مازندران یا خزر حالا اگر میخواید این وضع عوض بکنید یک پرنسیپ یا اصل قانون بینالمللی وجود داره که بهش میگن ریبوس استنتیتوس یعنی حالا که وضع عوض شده چیکار کنیم برای اینکه از این اصل و پرنسیپ استفاده بکنیم باید اول بگیم وضع موجود چیه! شما اگه وضع موجود نمیدونید چیه چطوری میخواید عوضش کنید! و این متنی که روسیه به ایران تحمیل کرده کوچکترین اشارهای به وضع موجود نداره یعنی به حاکمیت مشترک دو کشور این عیب اولش هست
عیب دومش این است که در ماده اولش من همش اینجا دارم خواهش میکنم از هموطنان عزیز که اینو بخونن! البته هم فارسیش و انگلیسیش پر از اغلاط زیادی هستش ولی این ۲۴بندش بایستی بخونید!
در متن اولش میگه که این سند در قسمت دریایی و کشتیرانی و اقیانوس شناسی وزارت دفاع روسیه ادرسش هم داده! در اونجا تهیه شده بنابراین یک سند روس هستش یک سند بینالمللی نیست!درحالیکه اگه قرار بود یک سند بینالمللی باشه باید میگفت این سند بر اساس قوانین بینالمللی دریایی که از طرف سازمان ملل شناخته شده کنوانسیون جامریکا کنوانسیون شیکاگو و کنوانسیون های دیگه که میدونید خود ایران هم در زمان شاه نقش بسیار مهمی در اینها داشته! یکی از دیپلمات های ما فریدون زندفر یکی از تهیهکنندگان پیش نویس قوانین بینالمللی مربوط به دریاها بود! بنابراین اگر قرار یک وضع جدیدی رو با وضع موجود یعنی حاکمیت مشترک ایران و شوروی بر دریای مازندران بزاریم بایستی این وضع جدید متکی باشه بر قوانین بینالمللی دریایی که الان وجود دارند!
اون موقعی که مثلا در قرن نوزدهم ایران با روسیه قرارداد امضا میکرد این قوانین وجود نداشته ولی الان دارن، اینکار نشد!
نکته دیگهای که به نظر من اهمیت داره این است که در متن روسی که به ما تحمیل شده! تمام اصطلاحات ماخد و منابع همش مال خود روسیه هست!! یعنی به طور کلی جوری درست کردن که قوانین بینالمللی به طور کلی نادیده گرفته بشه! در نتیجه خودشون هم نویسنده این متن هستند هم خودشون قاضی این متن هستند هم اصطلاحات این متن!!
ادامه گفتگو در تلگراف
https://t.me/AmirTaheri4/145
@AmirTaheri4
و چون به طور کلی هرچیزی از نظر حقوقی بر مبنای اجبار و فشار باشه از نظر حقوقی باطل هست آیا میشه به استناد همین دلایل به خصوص این تظاهراتی که انجام شده و شکایاتی که به سازمان ملل متحد شده آیا امکان ابطال این قرارداد بعد از ساقط شدن این حکومت هست؟
دکتر امیرطاهری :
بله امکانپذیر هست قبل از اینکه بگم اجازه بدید دو نکته دیگر هم بگم
در این تبلیغاتی که جمهوری اسلامی و هوادارانش یا مشاطه گرانش راه انداختن به خصوص در خارج دوتا موضوع رو مطرح میکنن یکی اینکه در هیچ یک از قراردادهایی که ایران با روسیه تزاری و اتحاد جماهیر شوروی داشت ذکر نشده که حاکمیت دریای مازندران پنجاه پنجاه هست میگن چون ننوشته پنجاه پنجاه بنابراین شما چطور آقای امیر طاهری شما میآید میگید ما حاکمیت مشترک داشتیم! ولی شما اگه نگاه بکنید بین سی دریاچه بزرگ دنیا سیزده تاشون دریاچههایی هستن که بین کشورهای مختلف بعضی وقتی دو کشور یا سه کشور یا چهار کشور تقسیم شدن و حاکمیت بر این دریاچهها به صورت مشاع انجام میشه یعنی هیچ جا نمینویسن مثلا دریاچهای که بین ایالات متحده و کانادا هست پنجاه درصد مال ایناست پنجاه درصد مال اوناست! وقتی شما دوتا حاکم بیشتر ندارید خب معلومه صد تقسیم بر دو میشه پنجاه! بنابراین این یکی از چیزهایی هست که راه انداختن که این دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی و همچنین سخنگویانشون در خارج میگن چون این رقم پنجاه پنجاه نیومده ما نمیتونیم ادعایی بکنیم! که این درست نیست
نکته دوم که میگن و باید بهش پاسخ داد اینکه بین حاکمیت و مالکیت اینها اشتباه میکنن حاکمیت یک چیزه و مالکیت یک چیز دیگه مثلاً شما در کالیفرنیا زندگی میکنید یک خونه دارید در اونجا شما مالک اون خونه هستید ولی حاکمیت اون خیابان و شهری که توش زندگی میکنید مال ایالاتمتحده آمریکا است! بنابراین اینجا مسئله مالکیت نیست مسئله حاکمیت هستش! زیاد اتفاق میافته که یک دولتی بر یک جایی حاکمیت داره که حتی هم مرزش هم نیست! مثلاً جمهوری ازبکستان حاکم هست بر منطقه شاه مردان که درست وسط جمهوری قرقیزستان واقع شده! بنابراین اینها حتی هم مرز هم نیستن! بین فرانسه و ایتالیا منطقه والداسته قرار داره که حاکمیتش مال یک کشوره و مالکیتش مال یک کشور دیگه یعنی میدونید مسئله حاکمیت و مالکیت دو مسئله جدا از هم هستن بنابراین آنچه ما میگیم ایران و روسیه و بعدش اتحاد جماهیر شوروی با هم حاکمیت مشاع داشتن بر دریای مازندران یا خزر حالا اگر میخواید این وضع عوض بکنید یک پرنسیپ یا اصل قانون بینالمللی وجود داره که بهش میگن ریبوس استنتیتوس یعنی حالا که وضع عوض شده چیکار کنیم برای اینکه از این اصل و پرنسیپ استفاده بکنیم باید اول بگیم وضع موجود چیه! شما اگه وضع موجود نمیدونید چیه چطوری میخواید عوضش کنید! و این متنی که روسیه به ایران تحمیل کرده کوچکترین اشارهای به وضع موجود نداره یعنی به حاکمیت مشترک دو کشور این عیب اولش هست
عیب دومش این است که در ماده اولش من همش اینجا دارم خواهش میکنم از هموطنان عزیز که اینو بخونن! البته هم فارسیش و انگلیسیش پر از اغلاط زیادی هستش ولی این ۲۴بندش بایستی بخونید!
در متن اولش میگه که این سند در قسمت دریایی و کشتیرانی و اقیانوس شناسی وزارت دفاع روسیه ادرسش هم داده! در اونجا تهیه شده بنابراین یک سند روس هستش یک سند بینالمللی نیست!درحالیکه اگه قرار بود یک سند بینالمللی باشه باید میگفت این سند بر اساس قوانین بینالمللی دریایی که از طرف سازمان ملل شناخته شده کنوانسیون جامریکا کنوانسیون شیکاگو و کنوانسیون های دیگه که میدونید خود ایران هم در زمان شاه نقش بسیار مهمی در اینها داشته! یکی از دیپلمات های ما فریدون زندفر یکی از تهیهکنندگان پیش نویس قوانین بینالمللی مربوط به دریاها بود! بنابراین اگر قرار یک وضع جدیدی رو با وضع موجود یعنی حاکمیت مشترک ایران و شوروی بر دریای مازندران بزاریم بایستی این وضع جدید متکی باشه بر قوانین بینالمللی دریایی که الان وجود دارند!
اون موقعی که مثلا در قرن نوزدهم ایران با روسیه قرارداد امضا میکرد این قوانین وجود نداشته ولی الان دارن، اینکار نشد!
نکته دیگهای که به نظر من اهمیت داره این است که در متن روسی که به ما تحمیل شده! تمام اصطلاحات ماخد و منابع همش مال خود روسیه هست!! یعنی به طور کلی جوری درست کردن که قوانین بینالمللی به طور کلی نادیده گرفته بشه! در نتیجه خودشون هم نویسنده این متن هستند هم خودشون قاضی این متن هستند هم اصطلاحات این متن!!
ادامه گفتگو در تلگراف
https://t.me/AmirTaheri4/145
@AmirTaheri4
Telegraph
Ebtal konvasion khazar
و یک مقدار زیادی هم اصطلاحات شاعرانه اختراع کردن به جای اصطلاحات حقوقی شناخته شده! مثلا اصطلاح تالویک هم میدونن چیه اینها به جاش یک چیز روسی برای خودشون درست کردن به طور شاعرانه! از نظر دریاها و دریاچهها د نظام به طور بینالمللی وجود داره یکی نظام مربوطه…
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعیت رو از زبان دکتر امیر طاهری بشنویم.#تحریم_انتخابات..خزر فروشی نیست. جمهوری اسلامی دیگه وقت رفتن.چهل سال نشون دادین ایران وایرانی کمترین ارزشی برای شما اخوندها نداره.پس کشورو به نمایندگان واقعی ملت شاهزاده پهلوی سوم بسپارید..
Shadi123458
@TwitterMamnoe
Shadi123458
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری :
نمره کارنامه خامنه (#رهبر_حقیر)
به خاطر صدمات جبران ناپذیری که به ایران و ایرانی وارد آورد ، زیر صفر است ، صدماتی که این موجود به ایران وارد آورد، نسل ها طول میکشد تا ترمیم بشود.
@AmirTaheri4
نمره کارنامه خامنه (#رهبر_حقیر)
به خاطر صدمات جبران ناپذیری که به ایران و ایرانی وارد آورد ، زیر صفر است ، صدماتی که این موجود به ایران وارد آورد، نسل ها طول میکشد تا ترمیم بشود.
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری
"اختاپوسی بنام سپاه پاسداران در کنار
یک سیستم ملوک الطوایفی بنام رژیم خمینیسم"
@AmirTaheri4
"اختاپوسی بنام سپاه پاسداران در کنار
یک سیستم ملوک الطوایفی بنام رژیم خمینیسم"
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری :
خامنه ای بدون اینکه در مورد سونامی نقدینگی و دیگر مسائل مهم مملکت صحبت کنه مدام در حال صحبت کردن از طباخی اسلامی ، شعر ، آداب زناشوئی، رمان های میشل زواکو و الکساندر دوما ، هستند.
#رهبر_حقیر
@AmirTaheri4
خامنه ای بدون اینکه در مورد سونامی نقدینگی و دیگر مسائل مهم مملکت صحبت کنه مدام در حال صحبت کردن از طباخی اسلامی ، شعر ، آداب زناشوئی، رمان های میشل زواکو و الکساندر دوما ، هستند.
#رهبر_حقیر
@AmirTaheri4
آیا می تواند این سال شعر فارسی باشد؟
هرچه ممکن است درباره ایران فکر کنید ، احتمالاً آن را به عنوان یکی از قدیمی ترین وطن های شعر تصدیق کرده اید. هر لیست از شاعران برتر از سراسر جهان احتمالاً حداقل یک یا دو نام فارسی را شامل می شود - می گویند عمر خیام یا مولوی (رومی). گوته معتقد بود که شعر با حافظ شیراز به اوج زیبایی خود رسیده است. من فقط از دو کشور ایران و روسیه می دانم ، جایی که شعر هنوز مخاطبان توده ای پیدا می کند و شاعران می توانند به مقام مشهور دست یابند. از هر ایرانی بپرسید که افرادی که بیشتر آنها را تحسین می کنند چیست و احتمالاً اخیراً لیستی از شاعران را می شنوید - از قرن ها قبل از فردوسی و سعدی گرفته تا ایرج میرزا و فروغ فرخزاد. برای یک ایرانی معمولی ، شاعر نه تنها خالق زیبایی بلکه حافظ وجدان ملت است. ایران یکی از معدود کشورهایی در جهان است که لیست افراد مشهور در هر زمان معینی شامل تعدادی از شاعران می شود و جایی که خواندن اشعار جمعیتی را به نمایش می گذارد که با کنسرت های موسیقی پاپ رقابت می کند. بخاطر همین استناد به شعر ، شعرای ایرانی غالباً موفق به فرار از بدترین تأثیرات سرکوب در طول قرنها حکومت استبدادی شدند. هیچ استبدادی ، نه قدرتمند ، جرات نمی کند شاعر را به زندان بفرستد ، چه رسد به اینکه او را کشته باشد.
با این حال ، این آیین افتخارآمیز توسط رژیم "اسلامی" فعلی ایران ایجاد شده توسط مرحوم آیت الله روح الله خمینی در سال 1979 شکسته شده است. به نظر می رسد که خمینی یک شاعر صغیر ، نسبت به شاعران کینه ای داشته است. یکی از اولین اقدامات رژیم او این بود که شاعر جوان سعید سلطان پور ، از مراسم عروسی خود ربوده شود ، و به اتهام فجیع "ستیزه جویی کمونیستی" اعدام شود. روزنامه نگار برجسته ، در یکی از زندانهای خمینی تحت شکنجه و درگذشت. در زمان رئیس جمهور هاشمی رفسنجانی ، طرحی برای کشته شدن اتوبوس شاعران ایرانی در راه رسیدن به جشنواره در ارمنستان در آخرین لحظه شکست خورد. با این وجود ، رفسنجانی موفق شد بیش از ده ها نویسنده و شاعر را از بین ببرد. بدترین حوادث قتل در زمان رئیس جمهور محمد خاتمی اتفاق افتاد ، هنگامی که بیش از 80 روشنفکر از جمله شاعران محمد مختاری و محمدجعفر پوینده توسط مأموران امنیتی رژیم اسلامی به قتل رسیدند.
شاعرانی که از زندان یا مرگ فرار کرده اند ، تحت فشار روانی قرار گرفته اند ، از جمله ممنوعیت انتشار کار آنها. شاعر سیمین بهبهانی غالباً توسط "امنیت اسلامی" به خاطر "یک گفتگوی غیررسمی" ، ترفندی برای فشارهای روانی ، توسط امنیت اسلامی فراخوانده می شد. مهدی اخوان ، یکی از چهره های برجسته شعر فارسی در 100 سال گذشته ، دچار ارعاب مشابهی شد.
مقاله دکتر امیر طاهری در الشرق الاوسط انگلیسی
خواندن ادامه مقاله در تلگراف
@AmirTaheri4
هرچه ممکن است درباره ایران فکر کنید ، احتمالاً آن را به عنوان یکی از قدیمی ترین وطن های شعر تصدیق کرده اید. هر لیست از شاعران برتر از سراسر جهان احتمالاً حداقل یک یا دو نام فارسی را شامل می شود - می گویند عمر خیام یا مولوی (رومی). گوته معتقد بود که شعر با حافظ شیراز به اوج زیبایی خود رسیده است. من فقط از دو کشور ایران و روسیه می دانم ، جایی که شعر هنوز مخاطبان توده ای پیدا می کند و شاعران می توانند به مقام مشهور دست یابند. از هر ایرانی بپرسید که افرادی که بیشتر آنها را تحسین می کنند چیست و احتمالاً اخیراً لیستی از شاعران را می شنوید - از قرن ها قبل از فردوسی و سعدی گرفته تا ایرج میرزا و فروغ فرخزاد. برای یک ایرانی معمولی ، شاعر نه تنها خالق زیبایی بلکه حافظ وجدان ملت است. ایران یکی از معدود کشورهایی در جهان است که لیست افراد مشهور در هر زمان معینی شامل تعدادی از شاعران می شود و جایی که خواندن اشعار جمعیتی را به نمایش می گذارد که با کنسرت های موسیقی پاپ رقابت می کند. بخاطر همین استناد به شعر ، شعرای ایرانی غالباً موفق به فرار از بدترین تأثیرات سرکوب در طول قرنها حکومت استبدادی شدند. هیچ استبدادی ، نه قدرتمند ، جرات نمی کند شاعر را به زندان بفرستد ، چه رسد به اینکه او را کشته باشد.
با این حال ، این آیین افتخارآمیز توسط رژیم "اسلامی" فعلی ایران ایجاد شده توسط مرحوم آیت الله روح الله خمینی در سال 1979 شکسته شده است. به نظر می رسد که خمینی یک شاعر صغیر ، نسبت به شاعران کینه ای داشته است. یکی از اولین اقدامات رژیم او این بود که شاعر جوان سعید سلطان پور ، از مراسم عروسی خود ربوده شود ، و به اتهام فجیع "ستیزه جویی کمونیستی" اعدام شود. روزنامه نگار برجسته ، در یکی از زندانهای خمینی تحت شکنجه و درگذشت. در زمان رئیس جمهور هاشمی رفسنجانی ، طرحی برای کشته شدن اتوبوس شاعران ایرانی در راه رسیدن به جشنواره در ارمنستان در آخرین لحظه شکست خورد. با این وجود ، رفسنجانی موفق شد بیش از ده ها نویسنده و شاعر را از بین ببرد. بدترین حوادث قتل در زمان رئیس جمهور محمد خاتمی اتفاق افتاد ، هنگامی که بیش از 80 روشنفکر از جمله شاعران محمد مختاری و محمدجعفر پوینده توسط مأموران امنیتی رژیم اسلامی به قتل رسیدند.
شاعرانی که از زندان یا مرگ فرار کرده اند ، تحت فشار روانی قرار گرفته اند ، از جمله ممنوعیت انتشار کار آنها. شاعر سیمین بهبهانی غالباً توسط "امنیت اسلامی" به خاطر "یک گفتگوی غیررسمی" ، ترفندی برای فشارهای روانی ، توسط امنیت اسلامی فراخوانده می شد. مهدی اخوان ، یکی از چهره های برجسته شعر فارسی در 100 سال گذشته ، دچار ارعاب مشابهی شد.
مقاله دکتر امیر طاهری در الشرق الاوسط انگلیسی
خواندن ادامه مقاله در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
Could this Be the Year of Persian Poetry?
آیا می تواند این سال شعر فارسی باشد؟ هرچه ممکن است درباره ایران فکر کنید ، احتمالاً آن را به عنوان یکی از قدیمی ترین وطن های شعر تصدیق کرده اید. هر لیست از شاعران برتر از سراسر جهان احتمالاً حداقل یک یا دو نام فارسی را شامل می شود - می گویند عمر خیام یا مولوی…
پس از یک قرن: نبرد مشروعه و #مشروطه در ایران
هدف #انقلاب_مشروطیت ایران، ایجاد یک جامعه درازمدت متکی بر مردم بود
زندگی سیاسی ایران در ۱۵۰ سال گذشته، یعنی از هنگامی که ایرانیان با روبروشدن با چالش غرب دریافتند که از مرکز تمدن به حاشیه رانده شدهاند، با یک نظم ادواری درگیر بوده است. در این نظم ادواری دو جهان بینی، یعنی ملیگرایی از یک سو و اسلامگرایی از سوی دیگر، در رقابت با هم گاه در فراز و گاه در نشیب بودهاند. در آغاز این دو جهانبینی همانند دوقلوهای سیاسی بهم چسپیده بودند به طوری که کنشهایشان در دو جهت مخالف نتیجهای جز توقف ایران در یک نقطه صفر تاریخی نبود.
از دید صوفیان، این نقطه صفر برابر است با نیروانای هندوان، یعنی جایگاهی که در آن انسان به توازن کامل میان جسم و روح رسیده است. اصطلاح فارسی این نقطه «سکینه» است، یعنی محل سکون ابدی. اما مسأله اینجاست که یک جامعه هرگز نمیتواند برای همیشه در«سکینه» زندگی کند. قانون اصلی خلقت دگرگونی دائمی و اجتناب ناپذیر است. در ۱۸۸۰ میلادی که نخستین کنگره بزرگ «جدیدیان»، یعنی مسلمانانی که خواستار اصلاحات سیاسی، فرهنگی و مذهبی بودند، در اوفا، پایتخت ایالت باشکیرستان در روسیه تزاری برگزاری شد، معدودی از روشنفکران ایرانی به خوبی میدیدند که میهنشان، یعنی «کشور داریوش» که روزی ۴۴ در صد از ربع مسکون را در بر میگرفت، اکنون در کمتر از یک صد از جهان زندانی باورها، سنتها و تمشیدات اجتماعی است که در دنیای جدید نمیتوانند جایی داشته باشند.
برای آنان، مانند بسیار صاحبان اندیشه در دیگر سرزمینهای مسلمان نشین، این پرسش مطرح بود: آیا راه نجات در تثبیت هویت اسلامی ماست یا در تعریف مجدد ما به عنوان ملتها؟
پاسخ اسلامگرایان به شکل شورشهای ضد امپریالیسم غربی به رهبری روحانیون، یا روحانینمایان، داده شد - از آخوند سوات گرفته تا مهدی در سودان، ملا حسن در سومالی و شاگردان محمد عبدالوهاب در شبه قاره هند و شبه جزیره عرب. در ایران، روحانیت شعیه، در ائتلافی تنگاتنگ با زمینداران بزرگ و بازرگانان، جبهه مقاومت را رهبری میکرد و دستکم تا پایان قرن نوزدهم مقام مسلط را داشت.
اما پس از آن، با چرخش آونگ به سوی روشنفکران غیرمذهبی، یا مسلکی، آرمانگرایی در رقابت با اسلامگرایی در مرکز صحنه قرار گرفت. به گمان ملیگرایان، دولتهای اروپایی بر اثر باز تعریف خود به عنوان یک ملت - دولت، نه یک جامعه دینی، به پیشرفت و قدرت دست یافتند. بنا براین مسلمانان نیز میبایستی جوامع خود را با سازماندهی تازهای در ردیف ملت-دولتهای جهان معاصر قرار دهند.
در آغاز سده بیستم اندیشه بازتعریف جوامع اسلامی به صورت ملت-دولتها هم در ایران، زیر حکومت دودمان قاجار و هم در امپراتوری عثمانی به سوی یک دوئل تاریخی با اندیشه تاکید و تثبیت هویت اسلامی حرکت میکرد. در عثمانی، جدیدیان در چارچوب نهضت تنظیمات و با « خط شریف گلخانه» خود را در صف اول یک انقلاب سیاسی-اجتماعی قرار دادند و سرانجام چند دهه بعد، پس از فروپاشی امپراتوری و انحلال خلافت، کنترل کامل گفتمان و کردمان را در ترکیه نوبنیاد به دست گرفتند.
در ایران، دو همزاد سیاسی – ملیگرایی و اسلامگرایی، در جریان انقلاب مشروطیت، که در این ماه یکصد و سیزدهمین سال آن را جشن گرفتیم، با دو برچسب رقیب «مشروعه» و «مشروطه» روبروی هم قرار گرفتند. در ایران نیز، مانند امپراتوری عثمانی، پیروزی نصیب ملیگرایان یا مشروطهخواهان شد. اما در ایران برخلاف ترکیه نوزاد، طرف پیروز نکوشید تا طرف مغلوب را به کلی حذف کند. در ایران، بر خلاف عثمانی – ترکیه، مشروطیت یک جنبش انضمامی بود نه یک حرکت حذفی. در مشروطه ایران هم برای سلطنت دیرینه، البته در چارچوب یک بازتعریف اساسی، جا بود و هم برای دین اسلام که آشکارا قابلیت عرضه گفتمانی تازه را از دست داده بود.
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
هدف #انقلاب_مشروطیت ایران، ایجاد یک جامعه درازمدت متکی بر مردم بود
زندگی سیاسی ایران در ۱۵۰ سال گذشته، یعنی از هنگامی که ایرانیان با روبروشدن با چالش غرب دریافتند که از مرکز تمدن به حاشیه رانده شدهاند، با یک نظم ادواری درگیر بوده است. در این نظم ادواری دو جهان بینی، یعنی ملیگرایی از یک سو و اسلامگرایی از سوی دیگر، در رقابت با هم گاه در فراز و گاه در نشیب بودهاند. در آغاز این دو جهانبینی همانند دوقلوهای سیاسی بهم چسپیده بودند به طوری که کنشهایشان در دو جهت مخالف نتیجهای جز توقف ایران در یک نقطه صفر تاریخی نبود.
از دید صوفیان، این نقطه صفر برابر است با نیروانای هندوان، یعنی جایگاهی که در آن انسان به توازن کامل میان جسم و روح رسیده است. اصطلاح فارسی این نقطه «سکینه» است، یعنی محل سکون ابدی. اما مسأله اینجاست که یک جامعه هرگز نمیتواند برای همیشه در«سکینه» زندگی کند. قانون اصلی خلقت دگرگونی دائمی و اجتناب ناپذیر است. در ۱۸۸۰ میلادی که نخستین کنگره بزرگ «جدیدیان»، یعنی مسلمانانی که خواستار اصلاحات سیاسی، فرهنگی و مذهبی بودند، در اوفا، پایتخت ایالت باشکیرستان در روسیه تزاری برگزاری شد، معدودی از روشنفکران ایرانی به خوبی میدیدند که میهنشان، یعنی «کشور داریوش» که روزی ۴۴ در صد از ربع مسکون را در بر میگرفت، اکنون در کمتر از یک صد از جهان زندانی باورها، سنتها و تمشیدات اجتماعی است که در دنیای جدید نمیتوانند جایی داشته باشند.
برای آنان، مانند بسیار صاحبان اندیشه در دیگر سرزمینهای مسلمان نشین، این پرسش مطرح بود: آیا راه نجات در تثبیت هویت اسلامی ماست یا در تعریف مجدد ما به عنوان ملتها؟
پاسخ اسلامگرایان به شکل شورشهای ضد امپریالیسم غربی به رهبری روحانیون، یا روحانینمایان، داده شد - از آخوند سوات گرفته تا مهدی در سودان، ملا حسن در سومالی و شاگردان محمد عبدالوهاب در شبه قاره هند و شبه جزیره عرب. در ایران، روحانیت شعیه، در ائتلافی تنگاتنگ با زمینداران بزرگ و بازرگانان، جبهه مقاومت را رهبری میکرد و دستکم تا پایان قرن نوزدهم مقام مسلط را داشت.
اما پس از آن، با چرخش آونگ به سوی روشنفکران غیرمذهبی، یا مسلکی، آرمانگرایی در رقابت با اسلامگرایی در مرکز صحنه قرار گرفت. به گمان ملیگرایان، دولتهای اروپایی بر اثر باز تعریف خود به عنوان یک ملت - دولت، نه یک جامعه دینی، به پیشرفت و قدرت دست یافتند. بنا براین مسلمانان نیز میبایستی جوامع خود را با سازماندهی تازهای در ردیف ملت-دولتهای جهان معاصر قرار دهند.
در آغاز سده بیستم اندیشه بازتعریف جوامع اسلامی به صورت ملت-دولتها هم در ایران، زیر حکومت دودمان قاجار و هم در امپراتوری عثمانی به سوی یک دوئل تاریخی با اندیشه تاکید و تثبیت هویت اسلامی حرکت میکرد. در عثمانی، جدیدیان در چارچوب نهضت تنظیمات و با « خط شریف گلخانه» خود را در صف اول یک انقلاب سیاسی-اجتماعی قرار دادند و سرانجام چند دهه بعد، پس از فروپاشی امپراتوری و انحلال خلافت، کنترل کامل گفتمان و کردمان را در ترکیه نوبنیاد به دست گرفتند.
در ایران، دو همزاد سیاسی – ملیگرایی و اسلامگرایی، در جریان انقلاب مشروطیت، که در این ماه یکصد و سیزدهمین سال آن را جشن گرفتیم، با دو برچسب رقیب «مشروعه» و «مشروطه» روبروی هم قرار گرفتند. در ایران نیز، مانند امپراتوری عثمانی، پیروزی نصیب ملیگرایان یا مشروطهخواهان شد. اما در ایران برخلاف ترکیه نوزاد، طرف پیروز نکوشید تا طرف مغلوب را به کلی حذف کند. در ایران، بر خلاف عثمانی – ترکیه، مشروطیت یک جنبش انضمامی بود نه یک حرکت حذفی. در مشروطه ایران هم برای سلطنت دیرینه، البته در چارچوب یک بازتعریف اساسی، جا بود و هم برای دین اسلام که آشکارا قابلیت عرضه گفتمانی تازه را از دست داده بود.
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
Nabrd Mshrouteh va Mashroue
پس از یک قرن: نبرد مشروعه و مشروطه در ایران هدف انقلاب مشروطیت ایران، ایجاد یک جامعه درازمدت متکی بر مردم بود امیر طاهری جمعه 25 مرداد 1398 برابر با 16 اوت 2019 ماهنامه کارایی اقتصادی زندگی سیاسی ایران در ۱۵۰ سال گذشته، یعنی از هنگامی که ایرانیان با روبروشدن…
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
🔖 بزرگترین افسانهپردازی تاریخ معاصر ایران
نقدی بر کتاب میهنپرست ایران؛ محمد مصدق و کودتای تراژیک انگلیسی- آمریکایی
کریستوفر دی بلیگ Christopher De Bellaigue
انتشارات هارپر؛ نیویورک و لندن
منتقد: امیر طاهری - کیهان لندن
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۱۸
بخش نخست:
این ادعا که «سازمان سیا در دموکراسی که در ایران حاکم بود، دخالت کرده است» حقیقت ندارد. ایران دارای دموکراسی نبود ولی یک پادشاهی مشروطه داشت که در آن شاه دارای حق انتصاب و عزل نخست وزیر بود. شاه بارها نخستوزیران مختلف را برکنار و عزل کرد و هیچکدام «کودتا» قلمداد نشد!
- به نظر میرسد نویسندهی این کتاب، هیچ چیز درباره صدها کتاب و هزاران مقالهای که درباره رویدادهای ایران نوشته شده نمیداند. او فرض را بر این گذاشته که ایرانیان نمیتوانند هیچ روایت معتبری از تاریخ خود ارائه کنند.
هنگام نوشتن از جوامع غیرغربی در قرن گذشته یا پیشتر از آن، بسیاری از مورخان و مترجمان کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی یکی از دو نگرش را اتخاذ میکنند.
نگرش نخست را میتوان زیر عنوان «امپریالیسم متکبّر» توصیف کرد. در این نگرش گفته میشود هر چیز خوبی که در جوامع غیرغربی رخ میدهد ناشی ازعملکرد سخاوتمندانه قدرتهای غربی است که مأموریتش عمران و صدور تمدن به جوامع عقبافتاده است. مردم چنین جوامعی به عنوان بومیان معرفی میشوند که خودشان نمیتوانند شرایط بهتری را برای خودشان مهیا کنند.
نگرش دوم را میتوان «امپریالیسمِ گناهکار» خواند که در آن هر رخداد بدی که برای «بومیان» اتفاق میافتد، خطایی است که از سوی استعمارگران و یا قدرتهای امپریالیستی حادث شده. در این دیدگاه، بومیان هرگز به خودشان آسیبی نمیرسانند و هر چه هست از طرف استعمار است.
برای دههها بحث در مورد ایران در ایالات متحده و اروپای غربی منجر به چیره شدن اندیشه «امپریالیسم گناهکار» شد. در قلب این اندیشه، افسانهای وجود دارد که یک اشرافزادهی پیر نقش مرکزی را در آن بر عهده دارد.
افسانه از این قرار است که در اوت ۱۹۵۳ (مرداد ۳۲) سازمان سیا یک کودتا را برنامهریزی و هدایت کرد که منجر به سرنگونی دموکراسی و دولت منتخب ایران شد و این عمل آمریکا راه را برای به قدرت گرفتن آخوندها در ۲۶ سال بعد هموار کرد. قهرمان این افسانه نیز دکتر محمد مصدق است که برای بار دوم در سال ۱۳۳۱ (۱۹۵۲) توسط محمدرضاشاه پهلوی به نخست وزیری منصوب شده بود.
این افسانه تقریبا یک دهه پس از رخدادهایی که در آن اعتبار سازمان سیا در «خلیج خوکها» [حملهی شکست خورده به کوبا] خدشهدار گشت متولد شد. زمانی که سازمان سیا به شدت دنبال ایجاد یک اتفاق موفقیتآمیز بود. ولی سازمان اطلاعاتی بریتانیا به آمریکاییها اجازه نداد تا همه دستاوردها را به تنهایی از آن خود کند.
کریستوفر دی بلیگ نویسندهی کتاب «میهنپرست ایران» تلاش کرده هر دو- هم طرف آمریکایی و هم طرف انگلیسی- را راضی نگه دارد. از همین رو، نسخه آمریکایی کتاب تیتر دومی تحت عنوان «کودتای تراژیک انگلیسی- آمریکایی» دارد اما تیتر دوم نسخه انگلیسی مختصرتر است:
«یک کودتای تمامانگلیسی»!
بر پایه افسانهای که توسط نویسندهی این کتاب تکرار شده، مهره اصلی کودتا «کرمیت روزولت» است که اگر دی بلیگ به نقش وی واقعا باور داشته باشد، نابغهای است در حد هنرهای شعبدهبازی. چرا که او در تاریخ ۱۹ ژوییه به تهران میرسد و در فاصله فقط یک ماه مصدق را سرنگون میکند و بعد راهی لندن میشود تا با چرچیل ناهار بخورد! برای کمک به کرمیت روزولت در این حادثهی ماجراجویانه، سیا امکاناتی در اختیار داشت از جمله کنت لاو گزارشگر نیویورک تایمز و یک خبرنگار آزاد ایرانیتبار از یونایتدپرس.
در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) به واسطهی دوستم احمد تهرانی سفیر ایران در آفریقای جنوبی با کرمیت روزولت در تهران دیدار کردم. این آمریکایی به ایران آمده بود تا یک بیوگرافی از شاه بنویسد که قرار بود از آن روایتی مصور نیز برای دانشآموزان مدارس تهیه شود. وی بعدا نظرش را تغییر داد و با استفاده از فرصت کتابی نوشت که در آن خودش را قهرمان اصلی این ماجراجویی معرفی کرد و کریستوفر دی بلیگ هم در کتاب خود همان را تکرار میکند.
تصویری که دی بلیگ از ایرانیان مخالف مصدق ترسیم میکند کاملا هراسناک است. وی طرفداران مصدق را «مردم» یا «تودههای خلق» خطاب میکند و همزمان مخالفان او را «زاغهنشینهایی» قلمداد میکند که «در برابر کابینه وزیری ایستادهاند که از فرانسه دکترایش را گرفته است.» دی بلیگ نمیتواند تصور کند حداقل برخی از ایرانیان عادی مصدق را دوست ندارند. او میگوید فقط کودنها و مباشران و مزدوران هستند که علیه «دکتر» هستند!
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری
@AmirTaheri4
نقدی بر کتاب میهنپرست ایران؛ محمد مصدق و کودتای تراژیک انگلیسی- آمریکایی
کریستوفر دی بلیگ Christopher De Bellaigue
انتشارات هارپر؛ نیویورک و لندن
منتقد: امیر طاهری - کیهان لندن
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۱۸
بخش نخست:
این ادعا که «سازمان سیا در دموکراسی که در ایران حاکم بود، دخالت کرده است» حقیقت ندارد. ایران دارای دموکراسی نبود ولی یک پادشاهی مشروطه داشت که در آن شاه دارای حق انتصاب و عزل نخست وزیر بود. شاه بارها نخستوزیران مختلف را برکنار و عزل کرد و هیچکدام «کودتا» قلمداد نشد!
- به نظر میرسد نویسندهی این کتاب، هیچ چیز درباره صدها کتاب و هزاران مقالهای که درباره رویدادهای ایران نوشته شده نمیداند. او فرض را بر این گذاشته که ایرانیان نمیتوانند هیچ روایت معتبری از تاریخ خود ارائه کنند.
هنگام نوشتن از جوامع غیرغربی در قرن گذشته یا پیشتر از آن، بسیاری از مورخان و مترجمان کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی یکی از دو نگرش را اتخاذ میکنند.
نگرش نخست را میتوان زیر عنوان «امپریالیسم متکبّر» توصیف کرد. در این نگرش گفته میشود هر چیز خوبی که در جوامع غیرغربی رخ میدهد ناشی ازعملکرد سخاوتمندانه قدرتهای غربی است که مأموریتش عمران و صدور تمدن به جوامع عقبافتاده است. مردم چنین جوامعی به عنوان بومیان معرفی میشوند که خودشان نمیتوانند شرایط بهتری را برای خودشان مهیا کنند.
نگرش دوم را میتوان «امپریالیسمِ گناهکار» خواند که در آن هر رخداد بدی که برای «بومیان» اتفاق میافتد، خطایی است که از سوی استعمارگران و یا قدرتهای امپریالیستی حادث شده. در این دیدگاه، بومیان هرگز به خودشان آسیبی نمیرسانند و هر چه هست از طرف استعمار است.
برای دههها بحث در مورد ایران در ایالات متحده و اروپای غربی منجر به چیره شدن اندیشه «امپریالیسم گناهکار» شد. در قلب این اندیشه، افسانهای وجود دارد که یک اشرافزادهی پیر نقش مرکزی را در آن بر عهده دارد.
افسانه از این قرار است که در اوت ۱۹۵۳ (مرداد ۳۲) سازمان سیا یک کودتا را برنامهریزی و هدایت کرد که منجر به سرنگونی دموکراسی و دولت منتخب ایران شد و این عمل آمریکا راه را برای به قدرت گرفتن آخوندها در ۲۶ سال بعد هموار کرد. قهرمان این افسانه نیز دکتر محمد مصدق است که برای بار دوم در سال ۱۳۳۱ (۱۹۵۲) توسط محمدرضاشاه پهلوی به نخست وزیری منصوب شده بود.
این افسانه تقریبا یک دهه پس از رخدادهایی که در آن اعتبار سازمان سیا در «خلیج خوکها» [حملهی شکست خورده به کوبا] خدشهدار گشت متولد شد. زمانی که سازمان سیا به شدت دنبال ایجاد یک اتفاق موفقیتآمیز بود. ولی سازمان اطلاعاتی بریتانیا به آمریکاییها اجازه نداد تا همه دستاوردها را به تنهایی از آن خود کند.
کریستوفر دی بلیگ نویسندهی کتاب «میهنپرست ایران» تلاش کرده هر دو- هم طرف آمریکایی و هم طرف انگلیسی- را راضی نگه دارد. از همین رو، نسخه آمریکایی کتاب تیتر دومی تحت عنوان «کودتای تراژیک انگلیسی- آمریکایی» دارد اما تیتر دوم نسخه انگلیسی مختصرتر است:
«یک کودتای تمامانگلیسی»!
بر پایه افسانهای که توسط نویسندهی این کتاب تکرار شده، مهره اصلی کودتا «کرمیت روزولت» است که اگر دی بلیگ به نقش وی واقعا باور داشته باشد، نابغهای است در حد هنرهای شعبدهبازی. چرا که او در تاریخ ۱۹ ژوییه به تهران میرسد و در فاصله فقط یک ماه مصدق را سرنگون میکند و بعد راهی لندن میشود تا با چرچیل ناهار بخورد! برای کمک به کرمیت روزولت در این حادثهی ماجراجویانه، سیا امکاناتی در اختیار داشت از جمله کنت لاو گزارشگر نیویورک تایمز و یک خبرنگار آزاد ایرانیتبار از یونایتدپرس.
در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) به واسطهی دوستم احمد تهرانی سفیر ایران در آفریقای جنوبی با کرمیت روزولت در تهران دیدار کردم. این آمریکایی به ایران آمده بود تا یک بیوگرافی از شاه بنویسد که قرار بود از آن روایتی مصور نیز برای دانشآموزان مدارس تهیه شود. وی بعدا نظرش را تغییر داد و با استفاده از فرصت کتابی نوشت که در آن خودش را قهرمان اصلی این ماجراجویی معرفی کرد و کریستوفر دی بلیگ هم در کتاب خود همان را تکرار میکند.
تصویری که دی بلیگ از ایرانیان مخالف مصدق ترسیم میکند کاملا هراسناک است. وی طرفداران مصدق را «مردم» یا «تودههای خلق» خطاب میکند و همزمان مخالفان او را «زاغهنشینهایی» قلمداد میکند که «در برابر کابینه وزیری ایستادهاند که از فرانسه دکترایش را گرفته است.» دی بلیگ نمیتواند تصور کند حداقل برخی از ایرانیان عادی مصدق را دوست ندارند. او میگوید فقط کودنها و مباشران و مزدوران هستند که علیه «دکتر» هستند!
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری
@AmirTaheri4
Telegraph
Afsaneh Mosadeq
افسانهپردازی تاریخ معاصر ایران - این ادعا که «سازمان سیا در دموکراسی که در ایران حاکم بود، دخالت کرده است» حقیقت ندارد. ایران دارای دموکراسی نبود ولی یک پادشاهی مشروطه داشت که در آن شاه دارای حق انتصاب و عزل نخست وزیر بود. شاه بارها نخستوزیران مختلف را…
👍2