امیر طاهری: غرب؛سیاست «انجماد بحران» در مرز جنگ و صلح
Patrick Patrikios
امیر طاهری: غرب؛ سیاست «انجماد بحران» در مرز جنگ و صلح
غرب که اکنون در حل بحرانهای خودساخته در سراسر دنیا ناتوان مانده، به سیاست «انجماد بحران» در مرز جنگ و صلح روی آورده است...
#تحلیل_سیاسی
#امیر_طاهری
#سیاست_غرب
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
غرب که اکنون در حل بحرانهای خودساخته در سراسر دنیا ناتوان مانده، به سیاست «انجماد بحران» در مرز جنگ و صلح روی آورده است...
#تحلیل_سیاسی
#امیر_طاهری
#سیاست_غرب
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
👍37❤16😁1
Audio
رژیم اسلامی محکوم به فناست – امیر طاهری
با به کار بردن آنالوژی «واکسن» برای چهل سال زجری که کشیدیم، و با روشنگری های خوب دیگرشان، استاد امیر طاهری بار دیگر در این پادکست کولاک میکند. نوش…
از حضور محترمتان، دوستان، دعوت میکنم که به بحث آموزنده و بسیار شنیدنی استاد نازنینمان پیرامون سه محور زیر و دیگر نکات مطرح به پردازید:
عقب نشینی تاکتیکی جمهوری اسلامی نسبت به مذاکره با آمریکا
آمادگی جمهوری اسلامی برای نوشیدن جام زهر
تکلیف ما با این رژیم
امیر طاهری @AmirTaheri4: کشورهای «پادشاهی»، طبق پروتُکل، همیشه یک درجه بالاتر از کشورهای «جمهوری» حساب میشوند.
پیاله چی
@AmirTaheri4
با به کار بردن آنالوژی «واکسن» برای چهل سال زجری که کشیدیم، و با روشنگری های خوب دیگرشان، استاد امیر طاهری بار دیگر در این پادکست کولاک میکند. نوش…
از حضور محترمتان، دوستان، دعوت میکنم که به بحث آموزنده و بسیار شنیدنی استاد نازنینمان پیرامون سه محور زیر و دیگر نکات مطرح به پردازید:
عقب نشینی تاکتیکی جمهوری اسلامی نسبت به مذاکره با آمریکا
آمادگی جمهوری اسلامی برای نوشیدن جام زهر
تکلیف ما با این رژیم
امیر طاهری @AmirTaheri4: کشورهای «پادشاهی»، طبق پروتُکل، همیشه یک درجه بالاتر از کشورهای «جمهوری» حساب میشوند.
پیاله چی
@AmirTaheri4
👍70❤58👎3😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرداد سال ۵۷ و سوال امیر طاهری در مورد براندازی و «نقشه ایرانستان»، و پاسخ شاهنشاه آریامهر
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
👍88❤35😢20😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاه رفت، دشمن آمد ...
"شاه، مهربان مودب و از همه مهمتر ایراندوست بود.
کمتر کسی را در زندگیام دیدهام که چنین عشقی به ایران داشته باشد. روز و شب شاه معطوف به این عشق بود...
در آخرین ماههای زندگی شاه در ایران شاهد تحلیل رفتن ایشان بودم..."
@AmirTaheri4
"شاه، مهربان مودب و از همه مهمتر ایراندوست بود.
کمتر کسی را در زندگیام دیدهام که چنین عشقی به ایران داشته باشد. روز و شب شاه معطوف به این عشق بود...
در آخرین ماههای زندگی شاه در ایران شاهد تحلیل رفتن ایشان بودم..."
@AmirTaheri4
👍90❤78😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم فراموش میکنند که برای ۶۰۰ سال زبان فرهنگی و ادبی هندوستان، زبان فارسی بود."
"فراموش نکنیم برای ۳۰۰ سال زبان رسمی و ادبی و فرهنگی امپراتوری عثمانی، زبان فارسی بود."
@AmirTaheri4
"فراموش نکنیم برای ۳۰۰ سال زبان رسمی و ادبی و فرهنگی امپراتوری عثمانی، زبان فارسی بود."
@AmirTaheri4
❤77👍38🤩4😁2👎1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍104❤10👎7
امیر طاهری: پوتین؛ بازی میان دوست و دشمن
Density & Time
امیر طاهری: پوتین؛ بازی میان دوست و دشمن
برگردان فارسی تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
Putin’s Game between Friend and Foe
با توجه به خط مشی جدیدی که روسیه پوتین در پیش گرفته شاید بتوان گفت که او هوس خود نمایی و توجه کرده است. یا شاید، با احساس اینکه ستارهاش دیگر در خانه طلوع نخواهد کرد، به دنبال انحراف اذهان است. به هر حال، عاقلانه ترین کار این است که به آهنگ او نرقصید و در نمایش بحرانی که او ایجاد کرده شرکت نکرد.
#امیر_طاهری
#پوتین
#اوکراین
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=764mlGI-DkI
@AmirTaheri4
برگردان فارسی تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
Putin’s Game between Friend and Foe
با توجه به خط مشی جدیدی که روسیه پوتین در پیش گرفته شاید بتوان گفت که او هوس خود نمایی و توجه کرده است. یا شاید، با احساس اینکه ستارهاش دیگر در خانه طلوع نخواهد کرد، به دنبال انحراف اذهان است. به هر حال، عاقلانه ترین کار این است که به آهنگ او نرقصید و در نمایش بحرانی که او ایجاد کرده شرکت نکرد.
#امیر_طاهری
#پوتین
#اوکراین
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=764mlGI-DkI
@AmirTaheri4
❤16👍8
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرسشی که اکنون برای مخالفان دیرینه فرقه خمینیه مطرح است این است: آیا این تغییر نظر بریدگان از رژیم جدی است و اگر چنین است، آیا باید راه را برای پیوستن آنان باز کنیم یا نه؟
در حال حاضر، عکسالعمل اکثریت مخالفان دیرین رژیم منفی بوده است.
@AmirTaheri4
https://t.me/AmirTaheri4/2450
Independent Persian
@AmirTaheri4
در حال حاضر، عکسالعمل اکثریت مخالفان دیرین رژیم منفی بوده است.
@AmirTaheri4
https://t.me/AmirTaheri4/2450
Independent Persian
@AmirTaheri4
👍23❤10🔥1😁1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
⚡️ایران و موج نو «بریدگان» از انقلاب
«انقلاب اسلامی فاجعهای بود برای ملت ایران و نمیتوانست چیزی جز جنگ، ویرانی، فساد و ستم سازمانیافته عرضه کند»
در حالی که در علوم تجربی تغییر نظر و جهت بر اساس تغییر دادهها از زمره الزامات است، در دنیای سیاست هرگونه تغییر موضع میتواند با بدترین عکسالعملها روبهرو شود. در دنیای سیاست و دین، که البته خود نوعی سیاست است، کسی که نظر یا موضع خود را تغییر میدهد با القابی چون «دو دوزه باز»، «حربا صفت»، «بوقلمون»، «بادسنج»، «قبا عوضکرده» و «نفوذی» توصیف میشود.
در بسیاری موارد، تغییر نظر و موضع سیاسی بر اساس محاسبات کوردلانه فردی صورت میگیرد. در موارد دیگر، این تغییر حاصل تغییر خوانش نظر اولیه است. در جریان «انقلاب اسلامی» و شکلگیری نظام خمینیگرا شاهد هر دو نوع تغییر بودهایم. در نخستین سالهای انقلاب، پاریسنشینان اجباری هر روز شاهد ورود گروهی از فراریان از رژیم خمینیگرا بودند. همه این فراریان مدعی بودند که برای کمک به سرنگونی آیتالله به تبعید آمدهاند زیرا درک کردهاند که «حکومت آخوندی» حاصلی جز نابودی ایران نخواهد داشت. اما از آغاز روشن بود که یک جای کار این فراریان عیب دارد: همه آنان در حالی که رژیم جدید را «فاجعه» مینامیدند، حاضر نبودند مادر آن رژیم یعنی «انقلاب اسلامی» را محکوم کنند. افسانه «انقلاب دزدیدهشده» یکی از مضامین دایمی گفتمان این بریدگان از رژیم بود.
این بریدگان از رژیم شاید ناخودآگاهانه فکر میکردند که انقلاب بیشتر یک گاردن پارتی است تا صحنهای برای اعدامهای دستهجمعی، پر کردن زندانها، بیرون راندن میلیونها از خانه و کاشانه، و سرانجام، تحمیل بردگیمسلکی بر جامعه.
امروز، چهار دهه بعد از «انقلاب اسلامی» شاهد فرار گروهی روز به روز بزرگتر از اردوگاه خمینیگرایان هستیم. اما این بار، این گریز جنبه فیزیکی ندارد. گریز جاری در سطح فکری و فعالیتی، هم در داخل و هم در خارج ایران، در حال شکل گرفتن است. شکستهای پیدرپی رژیم در همه زمینهها، بحران اقتصادی جاری، قیامهای مردمی، فاجعه کرونای همهگیر و فساد رو به گسترش در ستون فقرات رژیم محرک این گریز هستند. فراریان فکری امروز، هر یک به شکلی، میکوشند تا جدایی یا دستکم برائت خود را از رژیم، گاه به زبان بیزبانی، اعلام کنند. روزی نمیگذرد که در آن یک یا چند تن از مسئولان یا مشاطهگران رژیم سرخوردگی خود را از اوضاع کنونی کشور ابراز نکنند. این ابراز سرخوردگی هم از راه تماسهای خصوصی با مخالفان شناخته شده رژیم و هم با اظهارنظرهای گاه آلوده به تقیه در فضای مجازی صورت میگیرد.
پرسشی که اکنون برای مخالفان دیرینه فرقه خمینیه مطرح است این است: آیا این تغییر نظرها جدی است و اگر چنین است، آیا باید راه را برای پیوستن آنان که میخواهند از رژیم ببرند باز کنیم یا نه؟
در حال حاضر، عکسالعمل اکثریت مخالفان دیرین رژیم منفی بوده است. برای بسیاری از آنان، تغییر نظر و جهت ادعایی مخالفان نوپا یا جنبه تاکتیکی دارد یا با هدف حفظ و کسب منافع فردی عرضه میشود.
در هر نبرد سیاسی، هدف شرکتکنندگان پیروز شدن در صحنه گفتمان و در نتیجه، افزودن بر شماره هواداران گفتمان خویش است. بر این اساس، آنچه اهمیت دارد موضع اینجا اکنون هر فعال سیاسی است. تغییر عقیده اگر حاصل تغییر دادهها، ارزیابیهای مجدد یا شواهد ملموس باشد، نه تنها مذموم نیست بلکه میتواند انرژی تازهای به گفتمان مخالف وضع موجود بدهد.
در طول تاریخ، بسیار مخالفان سرسخت یک گفتمان سرانجام در هیئت سرسختترین مبلغان آن بازتعریف شدهاند. پل قدیس دشمن شماره یک مسیحیت بود اما با تغییر نظر در طی سفرش به دمشق، ناگهان تبدیل شد به مبلغ یا مشاطهگر دین جدید و به نظر تاریخنویسان، مهمترین عامل در گسترش آن دین در امپراتوری روم. عمر بن خطاب نیز در آغاز از دشمنان محمد (ص) و اسلام بود اما بعد، در نقش یار و مشاور پیامبر و سرانجام دومین خلیفه، مهمترین نقش را در گسترش دین جدید بازی کرد. مهاتما گاندی در دوران زندگیاش در آفریقای جنوبی، مدافع امپراتوری بریتانیا و تحقیرکننده سیاهپوستان بود اما در طول زمان تبدیل شد به بزرگترین رهبر ضداستعمار و مدافع برابری نژادها و احترام به همه ادیان.
در ایران خودمان، البته در سطحی و متنی متفاوت، سه تن از چهار نماینده مجلس موسسان که علیه سلطنت رضا شاه رای دادند در طول زمان تبدیل شدند به خدمتگزاران رژیم جدید پهلوی. محمد مصدق و حسین علاء به نخستوزیری رسیدند و سیدحسن تقیزاده در نقش ریشسفید قوم ریاست مجلس سنا را بر عهده گرفت. نفر چهارم، سیدحسن مدرس، به مقام دولتی نرسید اما در مبارزه با نفوذ خارجی، بهویژه روس و انگلیس، در مسیر سیاست کلی پهلوی قرار داشت.
https://t.me/AmirTaheri4/2452
@AmirTaheri4
«انقلاب اسلامی فاجعهای بود برای ملت ایران و نمیتوانست چیزی جز جنگ، ویرانی، فساد و ستم سازمانیافته عرضه کند»
در حالی که در علوم تجربی تغییر نظر و جهت بر اساس تغییر دادهها از زمره الزامات است، در دنیای سیاست هرگونه تغییر موضع میتواند با بدترین عکسالعملها روبهرو شود. در دنیای سیاست و دین، که البته خود نوعی سیاست است، کسی که نظر یا موضع خود را تغییر میدهد با القابی چون «دو دوزه باز»، «حربا صفت»، «بوقلمون»، «بادسنج»، «قبا عوضکرده» و «نفوذی» توصیف میشود.
در بسیاری موارد، تغییر نظر و موضع سیاسی بر اساس محاسبات کوردلانه فردی صورت میگیرد. در موارد دیگر، این تغییر حاصل تغییر خوانش نظر اولیه است. در جریان «انقلاب اسلامی» و شکلگیری نظام خمینیگرا شاهد هر دو نوع تغییر بودهایم. در نخستین سالهای انقلاب، پاریسنشینان اجباری هر روز شاهد ورود گروهی از فراریان از رژیم خمینیگرا بودند. همه این فراریان مدعی بودند که برای کمک به سرنگونی آیتالله به تبعید آمدهاند زیرا درک کردهاند که «حکومت آخوندی» حاصلی جز نابودی ایران نخواهد داشت. اما از آغاز روشن بود که یک جای کار این فراریان عیب دارد: همه آنان در حالی که رژیم جدید را «فاجعه» مینامیدند، حاضر نبودند مادر آن رژیم یعنی «انقلاب اسلامی» را محکوم کنند. افسانه «انقلاب دزدیدهشده» یکی از مضامین دایمی گفتمان این بریدگان از رژیم بود.
این بریدگان از رژیم شاید ناخودآگاهانه فکر میکردند که انقلاب بیشتر یک گاردن پارتی است تا صحنهای برای اعدامهای دستهجمعی، پر کردن زندانها، بیرون راندن میلیونها از خانه و کاشانه، و سرانجام، تحمیل بردگیمسلکی بر جامعه.
امروز، چهار دهه بعد از «انقلاب اسلامی» شاهد فرار گروهی روز به روز بزرگتر از اردوگاه خمینیگرایان هستیم. اما این بار، این گریز جنبه فیزیکی ندارد. گریز جاری در سطح فکری و فعالیتی، هم در داخل و هم در خارج ایران، در حال شکل گرفتن است. شکستهای پیدرپی رژیم در همه زمینهها، بحران اقتصادی جاری، قیامهای مردمی، فاجعه کرونای همهگیر و فساد رو به گسترش در ستون فقرات رژیم محرک این گریز هستند. فراریان فکری امروز، هر یک به شکلی، میکوشند تا جدایی یا دستکم برائت خود را از رژیم، گاه به زبان بیزبانی، اعلام کنند. روزی نمیگذرد که در آن یک یا چند تن از مسئولان یا مشاطهگران رژیم سرخوردگی خود را از اوضاع کنونی کشور ابراز نکنند. این ابراز سرخوردگی هم از راه تماسهای خصوصی با مخالفان شناخته شده رژیم و هم با اظهارنظرهای گاه آلوده به تقیه در فضای مجازی صورت میگیرد.
پرسشی که اکنون برای مخالفان دیرینه فرقه خمینیه مطرح است این است: آیا این تغییر نظرها جدی است و اگر چنین است، آیا باید راه را برای پیوستن آنان که میخواهند از رژیم ببرند باز کنیم یا نه؟
در حال حاضر، عکسالعمل اکثریت مخالفان دیرین رژیم منفی بوده است. برای بسیاری از آنان، تغییر نظر و جهت ادعایی مخالفان نوپا یا جنبه تاکتیکی دارد یا با هدف حفظ و کسب منافع فردی عرضه میشود.
در هر نبرد سیاسی، هدف شرکتکنندگان پیروز شدن در صحنه گفتمان و در نتیجه، افزودن بر شماره هواداران گفتمان خویش است. بر این اساس، آنچه اهمیت دارد موضع اینجا اکنون هر فعال سیاسی است. تغییر عقیده اگر حاصل تغییر دادهها، ارزیابیهای مجدد یا شواهد ملموس باشد، نه تنها مذموم نیست بلکه میتواند انرژی تازهای به گفتمان مخالف وضع موجود بدهد.
در طول تاریخ، بسیار مخالفان سرسخت یک گفتمان سرانجام در هیئت سرسختترین مبلغان آن بازتعریف شدهاند. پل قدیس دشمن شماره یک مسیحیت بود اما با تغییر نظر در طی سفرش به دمشق، ناگهان تبدیل شد به مبلغ یا مشاطهگر دین جدید و به نظر تاریخنویسان، مهمترین عامل در گسترش آن دین در امپراتوری روم. عمر بن خطاب نیز در آغاز از دشمنان محمد (ص) و اسلام بود اما بعد، در نقش یار و مشاور پیامبر و سرانجام دومین خلیفه، مهمترین نقش را در گسترش دین جدید بازی کرد. مهاتما گاندی در دوران زندگیاش در آفریقای جنوبی، مدافع امپراتوری بریتانیا و تحقیرکننده سیاهپوستان بود اما در طول زمان تبدیل شد به بزرگترین رهبر ضداستعمار و مدافع برابری نژادها و احترام به همه ادیان.
در ایران خودمان، البته در سطحی و متنی متفاوت، سه تن از چهار نماینده مجلس موسسان که علیه سلطنت رضا شاه رای دادند در طول زمان تبدیل شدند به خدمتگزاران رژیم جدید پهلوی. محمد مصدق و حسین علاء به نخستوزیری رسیدند و سیدحسن تقیزاده در نقش ریشسفید قوم ریاست مجلس سنا را بر عهده گرفت. نفر چهارم، سیدحسن مدرس، به مقام دولتی نرسید اما در مبارزه با نفوذ خارجی، بهویژه روس و انگلیس، در مسیر سیاست کلی پهلوی قرار داشت.
https://t.me/AmirTaheri4/2452
@AmirTaheri4
Telegraph
ایران و موج نو «بریدگان» از انقلاب
ایران و موج نو «بریدگان» از انقلاب «انقلاب اسلامی فاجعهای بود برای ملت ایران و نمیتوانست چیزی جز جنگ، ویرانی، فساد و ستم سازمانیافته عرضه کند» امیر طاهری جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۶ اوت ۲۰۲۱ ۴:۰۰ در حالی که در علوم تجربی تغییر نظر و جهت بر اساس تغییر…
👍24❤3😁1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
در دوران محمدرضا شاه، چند تن از رهبران حزب توده در نقش نماینده مجلس یا وزیر ظاهر شدند. در سطحی دیگر، دهها عضو سابق حزب توده در کابینههای متعدد شرکت داشتند یا به مقامهای حساس دیگر دست یافتند. در سال ۱۳۵۴، گروهی که زیر عنوان «سیمای ایران» برای جنگ روانی در وزارت اطلاعات تشکیل شده بود از این نویسنده برای یک سخنرانی درباره خلیج فارس دعوت کردند. شگفتیآور این بود که از ۱۵ عضو گروه جنگ روانی، دستکم ۱۰ تن از اعضای سابق حزب توده بودند. در رژیم خمینیگرا نیز دهها عضو سابق حزب توده و دیگر گروههای چپگرا از آغاز حضور فعال داشتهاند و هنوز هم دارند. احسان طبری، تئوریسین حزب، حتی به پذیرش رسمی تشیع تن داد و در ستایش آیتالله به قصیدهسرایی پرداخت.
همانطور که گفته شد در بسیاری موارد، این تغییر نظر و موضع حاصل محاسبات فردی حقیرانه است. محمدعلی افراشته، شاعر نامدار تودهای و سردبیر روزنامه چلنگر، در یک شعر خود از دو برادر سخن میگوید، یکی از دو برادر عضو حزب توده است در حالی که برادر دیگر به فداییان شاه پیوسته و برای بازگشت رضاه شاه پهلوی از تبعید فعالیت میکند. در نتیجه، حزب توده اگر آمد، که ما هم هستیمــ شاه سابق اگر برگشت، سلامت جستیم! در الفبای فارسی، سه حرف مصوت الف، واو، یا را «حروف عله» یا حروف بیمار مینامند زیرا در لغات گوناگون، بر حسب مورد، میتوانند جای یکدیگر را بگیرند. بدین سان، یک «ایرانی» میتواند تبدیل شود به یک «ایرونی».
«ایرانی» مانند هر دو الفش سربلند و سرکش است، در حالی که «ایرونی» همانطور که الف تبدیل شده به واو گوژپشت نشان میدهد، حاضر است سر خم کند و با وضع موجود، هرقدر فاجعهآمیز، بسازد و زمزمه کند «الخیر فی ماوقع».
در سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی، بسیار رهبران و فعالان حزب کمونیست روسیه میکوشیدند تا «ایرونی بازی» درآورند، یعنی سر خم کنند تا ببینند چه میشود. در دیدار با خارجیان، از رژیم انتقاد میکردند اما در جلسات و روزنامههای حزبی، آنچه را استاد ازل دیکته میکرد تکرار میکردند. خط مشترک اغلب آنان این بود: انقلاب اکتبر پدیدهای مثبت بود اما اکنون به نتیجه منفی رسیده است. در آن میان، تنها بوریس یلتسین بود که با عرضه و شهامت لازم به مردم خود گفت که انقلاب اکتبر فاجعهای بود برای ملت روس و نمیتوانست نتیجهای مثبت داشته باشد.
در ایران امروز خودمان بسیاری از انقلابیون سابق و لاحق به نتیجهای مشابه رسیدهاند. مخالفان دیرین رژیم باید آنان را بپذیرند و هرگاه ممکن باشد، دشمن دیروز را تبدیل به دوست امروز کنند. هدف ما نباید انتقامجویی فردی یا تبدیل یک موضعگیری خطا در گذشته به یک ذنب لایغفرله (گناه نابخشودنی) باشد.
در بعضی موارد، تغییر نظر و جهت بر اساس تجربه و دادههای نو نه تنها مذموم نیست بلکه میتواند تحسینبرانگیز نیز باشد. اگر رضاشاه پهلوی توانست بسیاری از متمردان دوران آخر قاجاریه را ببخشد، چرا کسانی که او را الگوی خود قرار دادهاند نتوانند بریدگان از فرقه خمینیه را بپذیرند. پسر شیخ خزعل به آجودانی محمدرضا شاه پهلوی رسید و نواده او در پس گرفتن جزایر سهگانه از استعمار بریتانیا، لباس رزم پوشید. پسر قاضی محمد، رهبر متمردان کرد، در شبکه دیپلماسی دوران محمدرضا شاه به مقام بالا رسید.
در پذیرفتن، یا خوشامدگویی، به بریدگان از فرقه خمینیه سه شرط باید رعایت شود. نخست، فرد مورد بحث نباید در کشتار مردم و غارت اموال عمومی شرکت کرده باشد. دوم، این تغییر موضع نباید به منظور کسب کمک مالی و سیاسی از قدرتهای بیگانه یا سازمانهای پوششی آنان باشد. سوم، صمیمیت این بریدگی از رژیم باید در عمل آزموده شود و نمیتواند محدود باشد به غرغر زیرلبی یا سخنان دوپهلو. در این مورد، الگوی مورد نظر همان موضعگیری بوریس یلتسین است با نسخه ایرانی: انقلاب اسلامی فاجعهای بود برای ملت ایران و نمیتوانست چیزی جز جنگ، ویرانی، فساد و ستم سازمانیافته عرضه کند.
نباید بگذاریم که دعواهای گذشته همراهی و همرزمی آینده را غیرممکن سازد. در عین حال، باید مواظب باشیم که در دام وسوسه آیندهای مجهول نیفتیم. ایران امروز نیازمند بستن پرونده انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و ساختن آینده خود بر اساس واقعیتهای تاریخ و فرهنگ خویش است. به عبارت دیگر، برای اینکه بار دیگر خودمان بشویم، نظام کنونی باید تغییر کند.
https://t.me/AmirTaheri4/2452
@AmirTaheri4
همانطور که گفته شد در بسیاری موارد، این تغییر نظر و موضع حاصل محاسبات فردی حقیرانه است. محمدعلی افراشته، شاعر نامدار تودهای و سردبیر روزنامه چلنگر، در یک شعر خود از دو برادر سخن میگوید، یکی از دو برادر عضو حزب توده است در حالی که برادر دیگر به فداییان شاه پیوسته و برای بازگشت رضاه شاه پهلوی از تبعید فعالیت میکند. در نتیجه، حزب توده اگر آمد، که ما هم هستیمــ شاه سابق اگر برگشت، سلامت جستیم! در الفبای فارسی، سه حرف مصوت الف، واو، یا را «حروف عله» یا حروف بیمار مینامند زیرا در لغات گوناگون، بر حسب مورد، میتوانند جای یکدیگر را بگیرند. بدین سان، یک «ایرانی» میتواند تبدیل شود به یک «ایرونی».
«ایرانی» مانند هر دو الفش سربلند و سرکش است، در حالی که «ایرونی» همانطور که الف تبدیل شده به واو گوژپشت نشان میدهد، حاضر است سر خم کند و با وضع موجود، هرقدر فاجعهآمیز، بسازد و زمزمه کند «الخیر فی ماوقع».
در سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی، بسیار رهبران و فعالان حزب کمونیست روسیه میکوشیدند تا «ایرونی بازی» درآورند، یعنی سر خم کنند تا ببینند چه میشود. در دیدار با خارجیان، از رژیم انتقاد میکردند اما در جلسات و روزنامههای حزبی، آنچه را استاد ازل دیکته میکرد تکرار میکردند. خط مشترک اغلب آنان این بود: انقلاب اکتبر پدیدهای مثبت بود اما اکنون به نتیجه منفی رسیده است. در آن میان، تنها بوریس یلتسین بود که با عرضه و شهامت لازم به مردم خود گفت که انقلاب اکتبر فاجعهای بود برای ملت روس و نمیتوانست نتیجهای مثبت داشته باشد.
در ایران امروز خودمان بسیاری از انقلابیون سابق و لاحق به نتیجهای مشابه رسیدهاند. مخالفان دیرین رژیم باید آنان را بپذیرند و هرگاه ممکن باشد، دشمن دیروز را تبدیل به دوست امروز کنند. هدف ما نباید انتقامجویی فردی یا تبدیل یک موضعگیری خطا در گذشته به یک ذنب لایغفرله (گناه نابخشودنی) باشد.
در بعضی موارد، تغییر نظر و جهت بر اساس تجربه و دادههای نو نه تنها مذموم نیست بلکه میتواند تحسینبرانگیز نیز باشد. اگر رضاشاه پهلوی توانست بسیاری از متمردان دوران آخر قاجاریه را ببخشد، چرا کسانی که او را الگوی خود قرار دادهاند نتوانند بریدگان از فرقه خمینیه را بپذیرند. پسر شیخ خزعل به آجودانی محمدرضا شاه پهلوی رسید و نواده او در پس گرفتن جزایر سهگانه از استعمار بریتانیا، لباس رزم پوشید. پسر قاضی محمد، رهبر متمردان کرد، در شبکه دیپلماسی دوران محمدرضا شاه به مقام بالا رسید.
در پذیرفتن، یا خوشامدگویی، به بریدگان از فرقه خمینیه سه شرط باید رعایت شود. نخست، فرد مورد بحث نباید در کشتار مردم و غارت اموال عمومی شرکت کرده باشد. دوم، این تغییر موضع نباید به منظور کسب کمک مالی و سیاسی از قدرتهای بیگانه یا سازمانهای پوششی آنان باشد. سوم، صمیمیت این بریدگی از رژیم باید در عمل آزموده شود و نمیتواند محدود باشد به غرغر زیرلبی یا سخنان دوپهلو. در این مورد، الگوی مورد نظر همان موضعگیری بوریس یلتسین است با نسخه ایرانی: انقلاب اسلامی فاجعهای بود برای ملت ایران و نمیتوانست چیزی جز جنگ، ویرانی، فساد و ستم سازمانیافته عرضه کند.
نباید بگذاریم که دعواهای گذشته همراهی و همرزمی آینده را غیرممکن سازد. در عین حال، باید مواظب باشیم که در دام وسوسه آیندهای مجهول نیفتیم. ایران امروز نیازمند بستن پرونده انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و ساختن آینده خود بر اساس واقعیتهای تاریخ و فرهنگ خویش است. به عبارت دیگر، برای اینکه بار دیگر خودمان بشویم، نظام کنونی باید تغییر کند.
https://t.me/AmirTaheri4/2452
@AmirTaheri4
Telegram
Amir Taheri امیر طاهری
پرسشی که اکنون برای مخالفان دیرینه فرقه خمینیه مطرح است این است: آیا این تغییر نظر بریدگان از رژیم جدی است و اگر چنین است، آیا باید راه را برای پیوستن آنان باز کنیم یا نه؟
در حال حاضر، عکسالعمل اکثریت مخالفان دیرین رژیم منفی بوده است.
@AmirTaheri4
ht…
در حال حاضر، عکسالعمل اکثریت مخالفان دیرین رژیم منفی بوده است.
@AmirTaheri4
ht…
👍54❤5
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍46❤2🔥1🤬1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سلطنت به خانواده پهلوی و خانواده پهلوی هم به شاهزاده رضا خلاصه نمیشود»
امیر طاهری روزنامهنگار ارشد
#پهلوی
@AmirTaheri4
امیر طاهری روزنامهنگار ارشد
#پهلوی
@AmirTaheri4
❤58👍19👎6🤬1
⚡️اسلام و فرانسه؛ از فرشته تا هیولا
جوخههای ترور خمینی با ترور شهریار شفیق، چندین شخصیتهای ایرانی و دهها عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند
«انفجار معنویت در خیابانهای تهران»، این عبارت را میشل فوکو، که در زمان خود آلامدترین فیلسوف فرانسه بود، بیش از چهار دهه پیش برای توصیف کسب قدرت از سوی آیتالله روحالله خمینی به کار برد.
فوکو تنها «روشنفکر» فرانسوی نبود که دانسته یا ندانسته در نقش انقلابی رفتوبرگشت قرار میگرفت. انقلابی رفتوبرگشت کسی است که در آرزوی انقلاب است اما برای دیگران، فقط برای دیگران. آرزوی او این است که سفر کند و انقلاب دیگران را با لذت بنگرد اما به محض آنکه سختیها ظاهر شدند، به وطن خود برمیگردد. انقلابی رفتوبرگشت مانند کسانی است که صحنه استریپتیز را از یک پنجره کوچک شیشهای مینگرند و لذت میبرند.
چند هفته پس از روی کار آمدن «امام» خمینی، مارک کراوتز، خبرنگار روزنامه پاریسی لیبراسیون گزارش داد که «انقلاب اسلامی» علیه شاه شورش طبقه متوسط تهران و چند شهر بزرگ دیگر علیه نظام موجود بود. او از خانمهای شیکپوش، آقایان تحصیلکرده در اروپا و آمریکا و دیگر «بورژواهای» مرفه گزارش داد که دنبال «معنویت» بودند و شاه را مانعی در راه رسیدن به آرمانی انتزاعی میدانستند. در زمان شاه، مادیگرایی، عشق به افزایش مصرف و خواستههای اینجهانی، بخشی از قشرهای مرفه را نگران کرده بود. به گفته کراوتز، معنویگرایی ایرانیان ممکن است کشور آنان را وارد شبی دراز و تاریک کند اما آنان چنان شبی را به روز دوران شاه ترجیح میدهند.
در همان زمان، آقایی به نام شمسالدین امیرعلایی در نقش سفیر «امام» خمینی در پاریس، در یک مصاحبه با ادوارد سابلیه، دبیر رادیو دولتی «فرانس انتر» از هدفهای «انقلاب اسلامی» سخن گفت: «هدف امام ما ساختن جهانی است نو بر پایه صلح، محبت و معنویت.»
سابلیه که بهسرعت در ردیف مخالفان خمینیگرایی قرار گرفت، در آغاز این گفته آندره مالرو، نویسنده و مشاور ژنرال دوگل، را نقل کرد که «قرن بیستم یا مذهبی خواهد بود یا وجود نخواهد داشت!» بدینسان، «انقلاب اسلامی» ایران سرآغاز امواجی بود از معنویت که بهتدریج دیگر کشورها را در بر خواهد گرفت.
در آن زمان، مسلمان شدن در چارچوب صوفیگرایی، خواندن اشعار مولوی و گوش دادن به قوالی نصرت علیخان بین روشنفکران فرانسوی مد شده بود. نویسندگان، شاعران، طراحان رقص باله، خودفیلسوفپنداران و حتی فوتبالیستها و کمونیستهای دلزده از مارکسیسم به اسلام، البته در نسخه «روحانی» آن، میگرویدند.
با این حال، تنها چند هفته پس از پیام امیرعلایی درباره «صلح و محبت» حکمرانان جدید تهران با اعزام یک جوخه مرگ به پاریس، توانستند دریابان شهریار شفیق را به قتل برسانند. پس از آن، پیام «صلح و محبت» با ترور ۱۷ شخصیت ایرانی دیگر در پاریس ادامه یافت. اما این پیام «صلح و محبت» به ایرانیان تبعیدی محدود نمیشد. جوخههای ترور خمینی با انفجار ایستگاه راهآهن زیرزمینی سنمیشل، با آتش زدن رستوران یهودی در مرکز پاریس، با کشتن دو پلیس فرانسوی و بیش از ۳۰ عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند.
چهل سال بعد، تصویر اسلام در ذهن فرانسویان
تیره و تارتر از همیشه است. پیروان آیتالله خمینی و پس از آنان، مریدان «خلافت اسلامی»، فعالان «اخوانالمسلمین» و دیگر گروههای تروریستی اسلامگرا تصویری از اسلام عرضه کردهاند به تصویر صوفیگرانه خیالی شباهتی ندارد.
چهل سال پیش، اسلام هنوز میتوانست هر سال بهطور متوسط بین دو تا سه هزار غیرمسلمان را به خود جلب کند. امروز، روند معکوس در جریان است زیرا هر سال، هزاران مسلمان یا مسلمانزاده از دین نیاکانی دور میشوند و حتی به مسیحیت یا بوداگرایی میگروند.
بر اساس برآوردهای وزرات کشور فرانسه، جمعیت مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسه در حد هشت تا نه درصد کل جمعیت متوقف مانده یا رو به کاهش آهسته اما مداوم است.
چند دهه پیش، گزارش موسسه مونتین (Montaigne Institut) با عنوان «یک اسلام فرانسوی ممکن است» جدی گرفته میشد. یک خیابان کوچک در محله دهم پاریس (Rue des Petites Ecuries) بهعنوان سمبل همزیستی اسلامی عرضه میشد. در آن خیابان کوچک، مسلمانانی که در کشورهای زادگاه خود سر یکدیگر را میبریدند کنار هم در صلح و محبت زندگی میکردند. امروز، فرانسه شاهد نبردهای مسلحانه بین گروههای مختلف مسلمانان است (تازهترین نمونه آن جنگ میان چچنها و مراکشیها در شهر لیموژ است که پس از رابطه میان یک دختر مراکشی و یک پسر چچنی اتفاق افتاد).
جوخههای ترور خمینی با ترور شهریار شفیق، چندین شخصیتهای ایرانی و دهها عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند
«انفجار معنویت در خیابانهای تهران»، این عبارت را میشل فوکو، که در زمان خود آلامدترین فیلسوف فرانسه بود، بیش از چهار دهه پیش برای توصیف کسب قدرت از سوی آیتالله روحالله خمینی به کار برد.
فوکو تنها «روشنفکر» فرانسوی نبود که دانسته یا ندانسته در نقش انقلابی رفتوبرگشت قرار میگرفت. انقلابی رفتوبرگشت کسی است که در آرزوی انقلاب است اما برای دیگران، فقط برای دیگران. آرزوی او این است که سفر کند و انقلاب دیگران را با لذت بنگرد اما به محض آنکه سختیها ظاهر شدند، به وطن خود برمیگردد. انقلابی رفتوبرگشت مانند کسانی است که صحنه استریپتیز را از یک پنجره کوچک شیشهای مینگرند و لذت میبرند.
چند هفته پس از روی کار آمدن «امام» خمینی، مارک کراوتز، خبرنگار روزنامه پاریسی لیبراسیون گزارش داد که «انقلاب اسلامی» علیه شاه شورش طبقه متوسط تهران و چند شهر بزرگ دیگر علیه نظام موجود بود. او از خانمهای شیکپوش، آقایان تحصیلکرده در اروپا و آمریکا و دیگر «بورژواهای» مرفه گزارش داد که دنبال «معنویت» بودند و شاه را مانعی در راه رسیدن به آرمانی انتزاعی میدانستند. در زمان شاه، مادیگرایی، عشق به افزایش مصرف و خواستههای اینجهانی، بخشی از قشرهای مرفه را نگران کرده بود. به گفته کراوتز، معنویگرایی ایرانیان ممکن است کشور آنان را وارد شبی دراز و تاریک کند اما آنان چنان شبی را به روز دوران شاه ترجیح میدهند.
در همان زمان، آقایی به نام شمسالدین امیرعلایی در نقش سفیر «امام» خمینی در پاریس، در یک مصاحبه با ادوارد سابلیه، دبیر رادیو دولتی «فرانس انتر» از هدفهای «انقلاب اسلامی» سخن گفت: «هدف امام ما ساختن جهانی است نو بر پایه صلح، محبت و معنویت.»
سابلیه که بهسرعت در ردیف مخالفان خمینیگرایی قرار گرفت، در آغاز این گفته آندره مالرو، نویسنده و مشاور ژنرال دوگل، را نقل کرد که «قرن بیستم یا مذهبی خواهد بود یا وجود نخواهد داشت!» بدینسان، «انقلاب اسلامی» ایران سرآغاز امواجی بود از معنویت که بهتدریج دیگر کشورها را در بر خواهد گرفت.
در آن زمان، مسلمان شدن در چارچوب صوفیگرایی، خواندن اشعار مولوی و گوش دادن به قوالی نصرت علیخان بین روشنفکران فرانسوی مد شده بود. نویسندگان، شاعران، طراحان رقص باله، خودفیلسوفپنداران و حتی فوتبالیستها و کمونیستهای دلزده از مارکسیسم به اسلام، البته در نسخه «روحانی» آن، میگرویدند.
با این حال، تنها چند هفته پس از پیام امیرعلایی درباره «صلح و محبت» حکمرانان جدید تهران با اعزام یک جوخه مرگ به پاریس، توانستند دریابان شهریار شفیق را به قتل برسانند. پس از آن، پیام «صلح و محبت» با ترور ۱۷ شخصیت ایرانی دیگر در پاریس ادامه یافت. اما این پیام «صلح و محبت» به ایرانیان تبعیدی محدود نمیشد. جوخههای ترور خمینی با انفجار ایستگاه راهآهن زیرزمینی سنمیشل، با آتش زدن رستوران یهودی در مرکز پاریس، با کشتن دو پلیس فرانسوی و بیش از ۳۰ عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند.
چهل سال بعد، تصویر اسلام در ذهن فرانسویان
تیره و تارتر از همیشه است. پیروان آیتالله خمینی و پس از آنان، مریدان «خلافت اسلامی»، فعالان «اخوانالمسلمین» و دیگر گروههای تروریستی اسلامگرا تصویری از اسلام عرضه کردهاند به تصویر صوفیگرانه خیالی شباهتی ندارد.
چهل سال پیش، اسلام هنوز میتوانست هر سال بهطور متوسط بین دو تا سه هزار غیرمسلمان را به خود جلب کند. امروز، روند معکوس در جریان است زیرا هر سال، هزاران مسلمان یا مسلمانزاده از دین نیاکانی دور میشوند و حتی به مسیحیت یا بوداگرایی میگروند.
بر اساس برآوردهای وزرات کشور فرانسه، جمعیت مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسه در حد هشت تا نه درصد کل جمعیت متوقف مانده یا رو به کاهش آهسته اما مداوم است.
چند دهه پیش، گزارش موسسه مونتین (Montaigne Institut) با عنوان «یک اسلام فرانسوی ممکن است» جدی گرفته میشد. یک خیابان کوچک در محله دهم پاریس (Rue des Petites Ecuries) بهعنوان سمبل همزیستی اسلامی عرضه میشد. در آن خیابان کوچک، مسلمانانی که در کشورهای زادگاه خود سر یکدیگر را میبریدند کنار هم در صلح و محبت زندگی میکردند. امروز، فرانسه شاهد نبردهای مسلحانه بین گروههای مختلف مسلمانان است (تازهترین نمونه آن جنگ میان چچنها و مراکشیها در شهر لیموژ است که پس از رابطه میان یک دختر مراکشی و یک پسر چچنی اتفاق افتاد).
Telegraph
اسلام و فرانسه؛ از فرشته تا هیولا
اسلام و فرانسه؛ از فرشته تا هیولا جوخههای ترور خمینی با ترور شهریار شفیق، چندین شخصیتهای ایرانی و دهها عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند امیر طاهری جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ برابر با ۱۸ فِورِیه…
👍57🔥2❤1😢1
شگفتیآور نیست که «مسئله اسلام» اکنون بهصورت موضوع اصلی انتخابات ریاستجمهوری فرانسه درآمده است. تقریبا تمامی ۱۲ نامزد رسمی و غیررسمی این انتخابات اسلام را تهدیدی برای فرهنگ و شیوه زندگی فرانسوی میدانند. به گمان من، بسیاری از آنان در این زمینه اغراق میکنند. همچنین، رمان «تسلیم» میشل ولبک، آلامدترین نویسنده فرانسوی در حال حاضر، که در آن یک مسلمان رئیسجمهوری فرانسه خواهد شد، بیشتر یک فانتزی کودکانه است تا یک اثر ادبی جدی.
با این حال، تردیدی نیست که با توجه به سنجشهای گوناگون افکار عمومی، اکثریت فرانسویان اسلام را خطری برای تمدن اروپایی میپندارند و دستکم یکسوم آنان حتی خواستار اخراج مسلمانان از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند.
در همین حال، گرویدن به افراطیترین، اگر نخواهیم بگوییم تروریستترین، فرقههای اسلامی به پدیدهای در حال رشد میان جوانان کمترتحصیلکرده از خانوادههای فقیر حاشیهنشین تبدیل شده است. بیش از ۵۰۰۰ تن از این جوانان، از جمله صدها دختر، با سفر به سوریه، کنار «خلافت اسلامی» یا داعش نبرد کردند. صدها تن دیگر کنار «القاعده ساحل» در کشورهای آفریقای غربی میجنگند.
آیا فرانسه در شکل دادن به این «هیولای اسلامی» دانسته یا ندانسته سهم داشته است؟ بسیاری از چهرههای فرقه خمینیه تحصیلکرده پاریس بودندــ علی شریعتی، ابوالحسن بنیصدر، حسن ابراهیم حبیبی و از نسل قدیمتر، مهدی بازرگان، کریم سنجابی و البته، امیرعلایی مذکور در بالا، تحصیلکرده فرانسه بودند. نویسندگان و دیگر «روشنفکران» فرانسوی در عرضه تصویر غلط اسلام صوفی و معنوی بهعنوان یک «فرهنگ» و «تمدن» نقش داشتند. موزههای فرانسه، همراه دانشگاهها، تمامی سهم کشورهایی مانند ایران و مصر در تمدن جهانی را زیر برچسب «اسلامی» عرضه میکنند.
دولت فرانسه، که خود را «عرفانی» یا لاییک (Laic) میخواند، با عرضه امتیازهای مالیاتی، کمکهای جنبی و صدور جوازهای لازم، به پیدایش بیش از ۳۰۰۰ مسجد، «گروه فرهنگی» و مدرسه اسلامی یاری رسانده است. در بعضی موارد، گروهها و موسسات اسلامی وابسته به دولتهای خارجی از جمله ترکیه، الجزایر، مراکش و البته جمهوری اسلامی در ایران، از مزایای شبهدیپلماتیک برخوردار میشوند.
واقعیت این است که کمتر از یک درصد مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسوی را میتوان مسلمان فعال دانست، بهمعنای اقامه صلات، روزه، سفر حج و دیگر مراسم و مناسک دینی. اکثریت آنان را میتوان مسلمانان ساکت یا صامت به شمار آورد، کسانی که صدایشان شنیده نمیشود و چون اهل بمبگذاری، سر بریدن و سنگسار کردن نیستند کمتر به حساب میآیند.
فرقه خمینیه، اخوانالمسلمین، بوکو حرام، طالبان، القاعده، جبهه نجات اسلامی و گروههای مشابه در نقش نمایندگان ۱.۳ میلیارد مسلمان جهان قرار گرفتهاند و تصویری را که اسلام ۵۰ سال پیش داشت، بهعنوان دینی عمیقا معنوی، بهکلی تغییر دادهاند. آن تصویر ترسناک نبود. تصویر تازه اسلام، از سوی دیگر، براستی ترسناک است.
اسلام سیاسی امروز یا بهگفته اعراب «تأسلم» (اسلامنمایی) وسیلهای شده است برای پول جمع کردن، رسیدن به قدرت سیاسی و کسب نفوذ با انتشار ترور و اختناق.
چهار دهه پیش، امیرعلایی به سابلیه وعده داد که «بهزودی تصویر واقعی اسلام را خواهید دید». وعده او زودتر از آنچه تصور میکرد تحقق یافت. در انتخابات امسال، اکثریت فرانسویان درباره این تصویر نظر خواهند داد.
@AmirTaheri4
با این حال، تردیدی نیست که با توجه به سنجشهای گوناگون افکار عمومی، اکثریت فرانسویان اسلام را خطری برای تمدن اروپایی میپندارند و دستکم یکسوم آنان حتی خواستار اخراج مسلمانان از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند.
در همین حال، گرویدن به افراطیترین، اگر نخواهیم بگوییم تروریستترین، فرقههای اسلامی به پدیدهای در حال رشد میان جوانان کمترتحصیلکرده از خانوادههای فقیر حاشیهنشین تبدیل شده است. بیش از ۵۰۰۰ تن از این جوانان، از جمله صدها دختر، با سفر به سوریه، کنار «خلافت اسلامی» یا داعش نبرد کردند. صدها تن دیگر کنار «القاعده ساحل» در کشورهای آفریقای غربی میجنگند.
آیا فرانسه در شکل دادن به این «هیولای اسلامی» دانسته یا ندانسته سهم داشته است؟ بسیاری از چهرههای فرقه خمینیه تحصیلکرده پاریس بودندــ علی شریعتی، ابوالحسن بنیصدر، حسن ابراهیم حبیبی و از نسل قدیمتر، مهدی بازرگان، کریم سنجابی و البته، امیرعلایی مذکور در بالا، تحصیلکرده فرانسه بودند. نویسندگان و دیگر «روشنفکران» فرانسوی در عرضه تصویر غلط اسلام صوفی و معنوی بهعنوان یک «فرهنگ» و «تمدن» نقش داشتند. موزههای فرانسه، همراه دانشگاهها، تمامی سهم کشورهایی مانند ایران و مصر در تمدن جهانی را زیر برچسب «اسلامی» عرضه میکنند.
دولت فرانسه، که خود را «عرفانی» یا لاییک (Laic) میخواند، با عرضه امتیازهای مالیاتی، کمکهای جنبی و صدور جوازهای لازم، به پیدایش بیش از ۳۰۰۰ مسجد، «گروه فرهنگی» و مدرسه اسلامی یاری رسانده است. در بعضی موارد، گروهها و موسسات اسلامی وابسته به دولتهای خارجی از جمله ترکیه، الجزایر، مراکش و البته جمهوری اسلامی در ایران، از مزایای شبهدیپلماتیک برخوردار میشوند.
واقعیت این است که کمتر از یک درصد مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسوی را میتوان مسلمان فعال دانست، بهمعنای اقامه صلات، روزه، سفر حج و دیگر مراسم و مناسک دینی. اکثریت آنان را میتوان مسلمانان ساکت یا صامت به شمار آورد، کسانی که صدایشان شنیده نمیشود و چون اهل بمبگذاری، سر بریدن و سنگسار کردن نیستند کمتر به حساب میآیند.
فرقه خمینیه، اخوانالمسلمین، بوکو حرام، طالبان، القاعده، جبهه نجات اسلامی و گروههای مشابه در نقش نمایندگان ۱.۳ میلیارد مسلمان جهان قرار گرفتهاند و تصویری را که اسلام ۵۰ سال پیش داشت، بهعنوان دینی عمیقا معنوی، بهکلی تغییر دادهاند. آن تصویر ترسناک نبود. تصویر تازه اسلام، از سوی دیگر، براستی ترسناک است.
اسلام سیاسی امروز یا بهگفته اعراب «تأسلم» (اسلامنمایی) وسیلهای شده است برای پول جمع کردن، رسیدن به قدرت سیاسی و کسب نفوذ با انتشار ترور و اختناق.
چهار دهه پیش، امیرعلایی به سابلیه وعده داد که «بهزودی تصویر واقعی اسلام را خواهید دید». وعده او زودتر از آنچه تصور میکرد تحقق یافت. در انتخابات امسال، اکثریت فرانسویان درباره این تصویر نظر خواهند داد.
@AmirTaheri4
👍88🔥6😁3❤1👎1😢1
داستان عشق یک طرفه
علیرغم تحقیر اخیر رئیسی توسط پوتین، رسانههای رسمی اسلامی در تهران مانند کانالی برای تبلیغات روسیه در مورد بحران اوکراین عمل میکنند.
آخوندها مثل فاحشهای هستند که از قَوّاد تحقیر کننده خود کتک میخورند، اما همچنان به عشق و ستایش مرد بیرحم ادامه میدهد.
@AmirTaheri4
علیرغم تحقیر اخیر رئیسی توسط پوتین، رسانههای رسمی اسلامی در تهران مانند کانالی برای تبلیغات روسیه در مورد بحران اوکراین عمل میکنند.
آخوندها مثل فاحشهای هستند که از قَوّاد تحقیر کننده خود کتک میخورند، اما همچنان به عشق و ستایش مرد بیرحم ادامه میدهد.
@AmirTaheri4
👍68❤1
آخوندها ناامیدانه به دنبال خبر خوب
رئیسجمهور آیتالله دکتر رئیسی با امید ایجاد خط دریایی بوشهر-دوحه سفر قطر را پایان داد تا بازدیدکنندگان #جامجهانی۲۰۲۲ که به قطر میروند، از جمهوریاسلامی نیز دیدن کنند.
اگر چنین مسیری وجود داشته باشد، فکر میکنید چند نفر از آن استفاده میکنند؟
@AmirTaheri4
رئیسجمهور آیتالله دکتر رئیسی با امید ایجاد خط دریایی بوشهر-دوحه سفر قطر را پایان داد تا بازدیدکنندگان #جامجهانی۲۰۲۲ که به قطر میروند، از جمهوریاسلامی نیز دیدن کنند.
اگر چنین مسیری وجود داشته باشد، فکر میکنید چند نفر از آن استفاده میکنند؟
@AmirTaheri4
👍36😁22❤1
رسانههای رسمی تهران استقبال از رئیسجمهور رئیسی در #دوحه را با تحقیر اخیر وی توسط پوتین در مسکو مقایسه میکنند. در دوحه، شیخ تمیم، امیر قطر، در فرودگاه از رئیسی استقبال کرد.
فرش قرمز بود و رئیسی حتی یک تی شرت فوتبال هم هدیه گرفت.
پوتین اما هیچ چیز به او نداد.
@AmirTaheri4
فرش قرمز بود و رئیسی حتی یک تی شرت فوتبال هم هدیه گرفت.
پوتین اما هیچ چیز به او نداد.
@AmirTaheri4
😁45❤1
داستان عشق یک طرفه
علیرغم تحقیر اخیر رئیسی توسط پوتین، رسانههای رسمی اسلامی در تهران مانند کانالی برای تبلیغات روسیه در مورد بحران اوکراین عمل میکنند.
آخوندها مثل فاحشهای هستند که از قَوّاد تحقیر کننده خود کتک میخورند، اما همچنان به عشق و ستایش مرد بیرحم ادامه میدهد.
@AmirTaheri4
علیرغم تحقیر اخیر رئیسی توسط پوتین، رسانههای رسمی اسلامی در تهران مانند کانالی برای تبلیغات روسیه در مورد بحران اوکراین عمل میکنند.
آخوندها مثل فاحشهای هستند که از قَوّاد تحقیر کننده خود کتک میخورند، اما همچنان به عشق و ستایش مرد بیرحم ادامه میدهد.
@AmirTaheri4
👍43😁31❤1