اصلاحطلبی؛ چالشهای ممکن و ناممکن
اصلاحات در ایران بهعنوان ایران ممکن است و در جمهوری اسلامی ناممکن
امیر طاهری جمعه ۲۴ تیر ۱۴۰۱ برابر با ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۲ ۸:۳۰
آقایان اصلاحطلب! لطفا، شما را به حضرت عباس، بگویید چه چیزی را میخواهید اصلاح کنید؟-BEHROUZ MEHRI / AFP
یکی از شگردهای فرقه خمینیه که در چهار دهه گذشته شاهدش بودهایم مظلومنمایی و برپایی شام غریبان است. این شگرد را اصحاب ولایت، یعنی اصولگرایان، در صحنه بینالمللی به کار میبرند و رقبای آنان، یعنی اصلاحطلبان، در صحنه داخلی. در چند روز گذشته، پیامهای متعددی دریافت کردهایم با این پرسش: چرا به سرکوب و زندانی شدن اصلاحطلبان اعتراض نمیکنید؟
پاسخ روشن است. نخست، نشانی از سرکوب اصلاحطلبان دیده نمیشود و زندانی کردن یکی دو تن از فداییان «امام خمینی» به اتهام «اقدام علیه امنیت جمهوری اسلامی» ربطی به اصلاحات بهمعنای واقعی آن ندارد. از همه مهمتر، حتی اگر گروهی خود را «اصلاحطلب» بخوانند، آنچه ایران نیاز دارد فقط طلب نیست، ایران نیازمند اصلاحگر است و البته در چارچوب نظام موجود، طلب اصلاح امری است عبث و ناممکن.
سالها است که بعضی از نویسندگان و تحلیلگران، از جمله مخلص شما، از اصلاحطلبان میپرسند: لطفا بفرمایید چه چیزی را میخواهید اصلاح کنید و با چه هدفی؟ نیازی به یادآوری نیست که تا این لحظه هیچ پاسخی به بخش اول سوال دریافت نکردهایم. پاسخ به بخش دوم، یعنی اصلاح با چه هدفی، روشنتر بوده است: اصلاحات برای حفظ جمهوری اسلامی و ادامه انقلابی که «امام» آغاز کرد!
بهعبارت دیگر، یا اصلاحاتی در کار نیست یا اگر هست، هدفی جز نجات یک نظام ورشکسته ضدایرانی ندارد. در هر دو صورت، کمک به «شام غریبان» مدعی اصلاحات از دید سیاسی، خطا است و از دید ملیـمیهنی، مذموم.
جالب این است که مدعیان اصلاحطلبی دستکم ۲۴ سال از ۴۳ سال زندگی نظام خمینیگرا، بهاصطلاح ارکان قدرت را در دست داشتهاند بیآنکه هرگز بخواهند یا بتوانند کوچکترین برنامهای برای اصلاحات عرضه کنند. عذر همیشگی آنان این بوده است که هر طرحی بدهند در مجلس اسلامی فرمایشی یا در بیت «رهبر» فصلالخطاب وتو خواهد شد. اما مسئله این است که آنان هرگز این تئوری را در عمل نیازمودهاند. در دوران تسلط آنان بر ارکان قدرت حکومتی، بیشترین شمار اعدامها و کشتار معترضان را شاهد بودهایم. در دوران آنان، زدوبندهای شرمآوری مانند «برجام» صورت گرفت و «کنوانسیون حقوقی دریای خزر» تالیف ولادیمیر پوتین به امضا رسید. در دوران آنان، جهش ایران به سوی بیابان شدن سرعت گرفت و اقتصاد آسیبدیده لنگانلنگان به سوی سقوط سوق داده شد.
اگر هم اصلاحاتی صورت گرفت، در جهت عکس منافع مردم ایران: تعطیلی روزنامههای متعدد، تشدید سانسور، تعیین فهرست سیاه کتابهای ممنوع، سرمایهگذاری سنگین در یک طرح هستهای نالازم و زیانبار، وابستگی روزافزون به نظامهای تمامیتخواه مانند روسیه، چین و کره شمالی در دوران تسلط بهاصطلاح اصلاحطلبان رخ داد.
ایران، انتخاب میان مشروعه و مشروطه؟
بارها گفتهایم که نظام مشروعه برخلاف بسیاری از نظامهای تمامیتخواه، مکانیسمی برای اصلاح ندارد زیرا خود را مدعی و مدافع اصولی میداند که با تکیه بر موقعیت خود، لایتغیرند. در نظام مشروعه، جایی برای شهروندان آزاد و متساوی الحقوق وجود ندارد. در این نظام، مسلمان نمیتواند با غیرمسلمان مساوی باشد. حتی اگر مسلمان هم باشید، باز مشکل حل نمیشود. یک مسلمان سنی نمیتواند وزیر یا فرمانده ارتش بشود. زن نمیتواند با مرد حقوق مساوی داشته باشد. در این نظام، قوانین عرفی و جهانی که حق مالکیت، احترام به خرد انسان، آزادی مرام و مسلک و مذهب، و تکثر سیاسی و فرهنگی را تعیین و تضمین میکنند جایی ندارند.
نظام فرقه خمینیه حتی از دستیازی به اصلاحات موضعی و غیرسیاسی نیز عاجز است.
در اتحاد جماهیر شوروی، پس از انقلاب اکتبر، لنین و یارانش خیلی زود متوجه شدند که آنچه «سوسیالیسم علمی» میخواندند نمیتواند کشور را از مهلکه به در آورد. بعضی نزدیکان لنین، بهویژه کامنف، بوخارین و زینوویف برنامههایی برای اصلاحات عرضه کردند، برنامههایی که هدفشان پایان دادن به فانتزی «مرغ یک پا دارد» بود. کامنف در یک گزارش طولانی به لنین، خواستار توقف «نبرد طبقاتی» شد و بازگشت «عوامل بورژوازی» را به پستهای کلیدی در اقتصاد و بوروکراسی توصیه کرد. در سال ۱۹۲۱، بوخارین از این نیز فراتر رفت و پیشنهاد کرد که به بخش خصوصی در صحنه کشاورزی و صنعت در کنار بخش دولتی، البته در سطحی محدود، امکان فعالیت داده شود. زینوویف به نوبه خود خواستار توقف برنامه «صدور انقلاب» شد تا با تاسیس کمینترن «نبرد برای انقلاب جهانی» از صحنه نظامی به صحنه تبلیغاتی منتقل شود.
@AmirTaheri4
اصلاحات در ایران بهعنوان ایران ممکن است و در جمهوری اسلامی ناممکن
امیر طاهری جمعه ۲۴ تیر ۱۴۰۱ برابر با ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۲ ۸:۳۰
آقایان اصلاحطلب! لطفا، شما را به حضرت عباس، بگویید چه چیزی را میخواهید اصلاح کنید؟-BEHROUZ MEHRI / AFP
یکی از شگردهای فرقه خمینیه که در چهار دهه گذشته شاهدش بودهایم مظلومنمایی و برپایی شام غریبان است. این شگرد را اصحاب ولایت، یعنی اصولگرایان، در صحنه بینالمللی به کار میبرند و رقبای آنان، یعنی اصلاحطلبان، در صحنه داخلی. در چند روز گذشته، پیامهای متعددی دریافت کردهایم با این پرسش: چرا به سرکوب و زندانی شدن اصلاحطلبان اعتراض نمیکنید؟
پاسخ روشن است. نخست، نشانی از سرکوب اصلاحطلبان دیده نمیشود و زندانی کردن یکی دو تن از فداییان «امام خمینی» به اتهام «اقدام علیه امنیت جمهوری اسلامی» ربطی به اصلاحات بهمعنای واقعی آن ندارد. از همه مهمتر، حتی اگر گروهی خود را «اصلاحطلب» بخوانند، آنچه ایران نیاز دارد فقط طلب نیست، ایران نیازمند اصلاحگر است و البته در چارچوب نظام موجود، طلب اصلاح امری است عبث و ناممکن.
سالها است که بعضی از نویسندگان و تحلیلگران، از جمله مخلص شما، از اصلاحطلبان میپرسند: لطفا بفرمایید چه چیزی را میخواهید اصلاح کنید و با چه هدفی؟ نیازی به یادآوری نیست که تا این لحظه هیچ پاسخی به بخش اول سوال دریافت نکردهایم. پاسخ به بخش دوم، یعنی اصلاح با چه هدفی، روشنتر بوده است: اصلاحات برای حفظ جمهوری اسلامی و ادامه انقلابی که «امام» آغاز کرد!
بهعبارت دیگر، یا اصلاحاتی در کار نیست یا اگر هست، هدفی جز نجات یک نظام ورشکسته ضدایرانی ندارد. در هر دو صورت، کمک به «شام غریبان» مدعی اصلاحات از دید سیاسی، خطا است و از دید ملیـمیهنی، مذموم.
جالب این است که مدعیان اصلاحطلبی دستکم ۲۴ سال از ۴۳ سال زندگی نظام خمینیگرا، بهاصطلاح ارکان قدرت را در دست داشتهاند بیآنکه هرگز بخواهند یا بتوانند کوچکترین برنامهای برای اصلاحات عرضه کنند. عذر همیشگی آنان این بوده است که هر طرحی بدهند در مجلس اسلامی فرمایشی یا در بیت «رهبر» فصلالخطاب وتو خواهد شد. اما مسئله این است که آنان هرگز این تئوری را در عمل نیازمودهاند. در دوران تسلط آنان بر ارکان قدرت حکومتی، بیشترین شمار اعدامها و کشتار معترضان را شاهد بودهایم. در دوران آنان، زدوبندهای شرمآوری مانند «برجام» صورت گرفت و «کنوانسیون حقوقی دریای خزر» تالیف ولادیمیر پوتین به امضا رسید. در دوران آنان، جهش ایران به سوی بیابان شدن سرعت گرفت و اقتصاد آسیبدیده لنگانلنگان به سوی سقوط سوق داده شد.
اگر هم اصلاحاتی صورت گرفت، در جهت عکس منافع مردم ایران: تعطیلی روزنامههای متعدد، تشدید سانسور، تعیین فهرست سیاه کتابهای ممنوع، سرمایهگذاری سنگین در یک طرح هستهای نالازم و زیانبار، وابستگی روزافزون به نظامهای تمامیتخواه مانند روسیه، چین و کره شمالی در دوران تسلط بهاصطلاح اصلاحطلبان رخ داد.
ایران، انتخاب میان مشروعه و مشروطه؟
بارها گفتهایم که نظام مشروعه برخلاف بسیاری از نظامهای تمامیتخواه، مکانیسمی برای اصلاح ندارد زیرا خود را مدعی و مدافع اصولی میداند که با تکیه بر موقعیت خود، لایتغیرند. در نظام مشروعه، جایی برای شهروندان آزاد و متساوی الحقوق وجود ندارد. در این نظام، مسلمان نمیتواند با غیرمسلمان مساوی باشد. حتی اگر مسلمان هم باشید، باز مشکل حل نمیشود. یک مسلمان سنی نمیتواند وزیر یا فرمانده ارتش بشود. زن نمیتواند با مرد حقوق مساوی داشته باشد. در این نظام، قوانین عرفی و جهانی که حق مالکیت، احترام به خرد انسان، آزادی مرام و مسلک و مذهب، و تکثر سیاسی و فرهنگی را تعیین و تضمین میکنند جایی ندارند.
نظام فرقه خمینیه حتی از دستیازی به اصلاحات موضعی و غیرسیاسی نیز عاجز است.
در اتحاد جماهیر شوروی، پس از انقلاب اکتبر، لنین و یارانش خیلی زود متوجه شدند که آنچه «سوسیالیسم علمی» میخواندند نمیتواند کشور را از مهلکه به در آورد. بعضی نزدیکان لنین، بهویژه کامنف، بوخارین و زینوویف برنامههایی برای اصلاحات عرضه کردند، برنامههایی که هدفشان پایان دادن به فانتزی «مرغ یک پا دارد» بود. کامنف در یک گزارش طولانی به لنین، خواستار توقف «نبرد طبقاتی» شد و بازگشت «عوامل بورژوازی» را به پستهای کلیدی در اقتصاد و بوروکراسی توصیه کرد. در سال ۱۹۲۱، بوخارین از این نیز فراتر رفت و پیشنهاد کرد که به بخش خصوصی در صحنه کشاورزی و صنعت در کنار بخش دولتی، البته در سطحی محدود، امکان فعالیت داده شود. زینوویف به نوبه خود خواستار توقف برنامه «صدور انقلاب» شد تا با تاسیس کمینترن «نبرد برای انقلاب جهانی» از صحنه نظامی به صحنه تبلیغاتی منتقل شود.
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
👍69❤1🔥1😁1
مجموعه این پیشنهادها در چارچوب «برنامه اقتصادی نو» لنین عرضه شد و توانست رژیم پرولتری نوپا را از اضمحلال نجات دهد و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را نیم قرن دیگر، آن هم بهرغم فجایع و اشتباههای متعدد، سر پا نگه دارد. البته کامنف، بوخارین و زینوویف بعدا قربانی استالین شدند.
دور دوم اصلاحات در اتحاد جماهیر شوروی با روی کار آمدن خروشچف آغاز شد. در نخستین مرحله، او به افشای جنایات استالین پرداخت و ملل راندهشده از سرزمینهایشان، یعنی تاتارهای کریمه، چچنها و اینگوشها را به سرزمین نیاکانیشان بازگرداند. در صحنه بینالمللی، خروشچف با برقراری ارتباط منظم با دیگر قدرتها، بهویژه ایالات متحده آمریکا، دورانی از تنشزدایی را آغاز کرد که سرانجام، پس از بحران کوبا، به «دتانت» انجامید و خطر جنگ هستهای را مهار کرد.
دور سوم اصلاحات بر دلیری گورباچف شکل گرفت: پذیرفتن آزادی بیان در مقیاسی معین، خودداری از سرکوب ملل اسیر شوروی که خواستار انقلاب بودند، و در حوزه اقتصاد، پذیرفتن سرمایهگذاریهای خارجی که طی دو دهه روسیه را در صدر کشورهای صادرکننده انرژی قرار داد.
البته میتوان گفت که اتحاد جماهیر شوروی، بهرغم همه اصلاحات مورد بحث، سرانجام از هم پاشید. این درست است اما نباید فراموش کرد که همه «اصلاحگران» شوروی، برخلاف اصلاحطلبان در جمهوری اسلامی، دستکم به پیروزیهای تاکتیکی مهمی رسیدند زیرا میدانستند چه میخواهند.
در چین کمونیست، یک کشور دیگر با نظام تمامیتخواه، فکر اصلاحات در سالهای پایانی دهه ۱۹۶۰ بهصورت زمزمهای خفیف آغاز شد. یک قحطی بزرگ و سقوط تولید کشاورزی و صنعتی در مقیاس وسیع، همراه با صدماتی که «انقلاب بزرگ فرهنگی پرولتاریایی» وارد کرده بود، بعضی «اصلاحطلبان» چینی را از خواب آشفته مائویی بیدار کرد. لیو شائوجی، دنگ شیائوپینگ، لی شیان نیان و چوئن لای با زمزمهای ملایم، این واقعیت را که «جمهوری خلق» به بنبست رسیده است در محافل حزبی و خصوصی مطرح کردند.
همه آنان، بهجز چوئن لای، بهای «اصلاحطلبی» خود را با طرد از حزب، تبعید به اردوگاههای کار اجباری و تحقیر و توهین در ملاءعام پرداختند. اما سرانجام، نظام تمامیتخواه مائو ناچار شد بپذیرد که بدون بعضی اصلاحات، سرنوشتی جز مرگ محتوم ندارد. سرلوحه این اصلاحات عادیسازی مناسبات با جهان بیرون و پذیرفته شدن بهعنوان یک قدرت بنیانگذار سازمان ملل متحد بود. چین برنامه «صدور انقلاب» خود را با پایان دادن به دخالت نظامی در آنگولا، موزامبیک، یمن جنوبی و عمان (ظفار) آغاز کرد و سپس، از بمباران تقریبا روزمره جزایر ماتسو و تهدید دائمی تایوان دست برداشت. از این مهمتر، اصلاحطلبان چین، که از سال ۱۹۸۱ به بعد «اصلاحگر» شده بودند، راه را برای سرمایهگذاری خارجی در احیای صنایع و ایجاد شبکه جهانی بازرگانی با همه کشورها باز کردند و بازگشت هنگکنگ و ماکائو به چین از طریق مذاکرات و نه از راه تهدید، ترور و آدمربایی میسر شد. هنگکنگ کانالی شد برای ورود سرمایههای بزرگ خارجی، از جمله از تایوان، به کشوری که میخواست پرونده انقلاب را ببندد و بهصورت یک دولت عادیــ با حفظ ویژگیهای خودــ به صحنه بینالمللی وارد شود.
چرا «اصلاحطلبان» حتی در شوروی و چین کمونیست میتوانستند «اصلاحگر» شوند اما «اصلاحطلبان» در ایران نمیتوانند؟
این پرسش یک اشکال اساسی دارد: لغت «ایران» را بهجای «جمهوری اسلامی» قرار میدهد، در حالی که جمهوری اسلامی دشمن مرامی مسلکی «ایران» است.
اگر «ایران» را بهجای «جمهوری اسلامی» قرار دهیم، خواهیم دید که هیچ کشور بهاصطلاح «در حال رشد» در ۱۰۰ سال گذشته، تجربه ایران را در زمینه اصلاحات نداشته است. همه این اصلاحات در دوران مشروطیت، یعنی پیش از غلبه مشروعیت در سال ۱۳۵۷ صورت گرفت.
سرآغاز و مهمترین این «اصلاحات» پایان دادن به سلطنت مطلقه بود. ارتقای مردم ایران از سطح رعیت به شهروند نیز یکی از اصلاحات مشروطه بود. انحلال شبکه اشرافیت و لغو القاب و عناوین پرطمطراق و توهینآمیز به توده مردم نیز در زمره اصلاحات مشروطه به شمار میرود.
فهرست اصلاحاتی که «ایران» پیش از غلبه فرقه خمینیه عرضه کرد طولانی است: پایان انحصار مکتبخانههای ملایان و حوزه علمیهشان در زمینه آموزش و پرورش، ایجاد ارتش منظم ملی و انحلال گروههای مسلح خوانین و روسای قبایل و عشایر، پیریزی صنایع مدرن، تاسیس دانشگاهها و هنرستانهای فنی، تعلیمات اجباری، توزیع زمینهای خانهای فئودالی بین دهقانان بیزمین، ملی کردن منابع طبیعی، قانون حمایت خانواده، دادن حق رای به زنان، تحدید و ترسیم قانونی مرزهای کشور با همه همسایگان، اعزام دانشجو به کشورهای پیشرفته برای دسترسی به دانش و فن جهان امروز، پوشش درمانی و اجتماعی برای میلیونها کارگر و کارمند، مترقیترین قوانین کار در جهان و شرکت کارگران در سود کارخانهها و بنگاههای بازرگانی؛ و
دور دوم اصلاحات در اتحاد جماهیر شوروی با روی کار آمدن خروشچف آغاز شد. در نخستین مرحله، او به افشای جنایات استالین پرداخت و ملل راندهشده از سرزمینهایشان، یعنی تاتارهای کریمه، چچنها و اینگوشها را به سرزمین نیاکانیشان بازگرداند. در صحنه بینالمللی، خروشچف با برقراری ارتباط منظم با دیگر قدرتها، بهویژه ایالات متحده آمریکا، دورانی از تنشزدایی را آغاز کرد که سرانجام، پس از بحران کوبا، به «دتانت» انجامید و خطر جنگ هستهای را مهار کرد.
دور سوم اصلاحات بر دلیری گورباچف شکل گرفت: پذیرفتن آزادی بیان در مقیاسی معین، خودداری از سرکوب ملل اسیر شوروی که خواستار انقلاب بودند، و در حوزه اقتصاد، پذیرفتن سرمایهگذاریهای خارجی که طی دو دهه روسیه را در صدر کشورهای صادرکننده انرژی قرار داد.
البته میتوان گفت که اتحاد جماهیر شوروی، بهرغم همه اصلاحات مورد بحث، سرانجام از هم پاشید. این درست است اما نباید فراموش کرد که همه «اصلاحگران» شوروی، برخلاف اصلاحطلبان در جمهوری اسلامی، دستکم به پیروزیهای تاکتیکی مهمی رسیدند زیرا میدانستند چه میخواهند.
در چین کمونیست، یک کشور دیگر با نظام تمامیتخواه، فکر اصلاحات در سالهای پایانی دهه ۱۹۶۰ بهصورت زمزمهای خفیف آغاز شد. یک قحطی بزرگ و سقوط تولید کشاورزی و صنعتی در مقیاس وسیع، همراه با صدماتی که «انقلاب بزرگ فرهنگی پرولتاریایی» وارد کرده بود، بعضی «اصلاحطلبان» چینی را از خواب آشفته مائویی بیدار کرد. لیو شائوجی، دنگ شیائوپینگ، لی شیان نیان و چوئن لای با زمزمهای ملایم، این واقعیت را که «جمهوری خلق» به بنبست رسیده است در محافل حزبی و خصوصی مطرح کردند.
همه آنان، بهجز چوئن لای، بهای «اصلاحطلبی» خود را با طرد از حزب، تبعید به اردوگاههای کار اجباری و تحقیر و توهین در ملاءعام پرداختند. اما سرانجام، نظام تمامیتخواه مائو ناچار شد بپذیرد که بدون بعضی اصلاحات، سرنوشتی جز مرگ محتوم ندارد. سرلوحه این اصلاحات عادیسازی مناسبات با جهان بیرون و پذیرفته شدن بهعنوان یک قدرت بنیانگذار سازمان ملل متحد بود. چین برنامه «صدور انقلاب» خود را با پایان دادن به دخالت نظامی در آنگولا، موزامبیک، یمن جنوبی و عمان (ظفار) آغاز کرد و سپس، از بمباران تقریبا روزمره جزایر ماتسو و تهدید دائمی تایوان دست برداشت. از این مهمتر، اصلاحطلبان چین، که از سال ۱۹۸۱ به بعد «اصلاحگر» شده بودند، راه را برای سرمایهگذاری خارجی در احیای صنایع و ایجاد شبکه جهانی بازرگانی با همه کشورها باز کردند و بازگشت هنگکنگ و ماکائو به چین از طریق مذاکرات و نه از راه تهدید، ترور و آدمربایی میسر شد. هنگکنگ کانالی شد برای ورود سرمایههای بزرگ خارجی، از جمله از تایوان، به کشوری که میخواست پرونده انقلاب را ببندد و بهصورت یک دولت عادیــ با حفظ ویژگیهای خودــ به صحنه بینالمللی وارد شود.
چرا «اصلاحطلبان» حتی در شوروی و چین کمونیست میتوانستند «اصلاحگر» شوند اما «اصلاحطلبان» در ایران نمیتوانند؟
این پرسش یک اشکال اساسی دارد: لغت «ایران» را بهجای «جمهوری اسلامی» قرار میدهد، در حالی که جمهوری اسلامی دشمن مرامی مسلکی «ایران» است.
اگر «ایران» را بهجای «جمهوری اسلامی» قرار دهیم، خواهیم دید که هیچ کشور بهاصطلاح «در حال رشد» در ۱۰۰ سال گذشته، تجربه ایران را در زمینه اصلاحات نداشته است. همه این اصلاحات در دوران مشروطیت، یعنی پیش از غلبه مشروعیت در سال ۱۳۵۷ صورت گرفت.
سرآغاز و مهمترین این «اصلاحات» پایان دادن به سلطنت مطلقه بود. ارتقای مردم ایران از سطح رعیت به شهروند نیز یکی از اصلاحات مشروطه بود. انحلال شبکه اشرافیت و لغو القاب و عناوین پرطمطراق و توهینآمیز به توده مردم نیز در زمره اصلاحات مشروطه به شمار میرود.
فهرست اصلاحاتی که «ایران» پیش از غلبه فرقه خمینیه عرضه کرد طولانی است: پایان انحصار مکتبخانههای ملایان و حوزه علمیهشان در زمینه آموزش و پرورش، ایجاد ارتش منظم ملی و انحلال گروههای مسلح خوانین و روسای قبایل و عشایر، پیریزی صنایع مدرن، تاسیس دانشگاهها و هنرستانهای فنی، تعلیمات اجباری، توزیع زمینهای خانهای فئودالی بین دهقانان بیزمین، ملی کردن منابع طبیعی، قانون حمایت خانواده، دادن حق رای به زنان، تحدید و ترسیم قانونی مرزهای کشور با همه همسایگان، اعزام دانشجو به کشورهای پیشرفته برای دسترسی به دانش و فن جهان امروز، پوشش درمانی و اجتماعی برای میلیونها کارگر و کارمند، مترقیترین قوانین کار در جهان و شرکت کارگران در سود کارخانهها و بنگاههای بازرگانی؛ و
👍69❤2😱1
در صحنه بینالمللی، ارتقای عزت و احترام ایران بهطوری که دیپلماتهای ایرانی به بالاترین مقامهای سازمانهای جهانی، از جمله سازمان ملل، رسیدند.
در همان دوران مشروطیت، با کمک اصلاحاتی که صورت گرفت، محیطی تازه برای بزرگترین جهش فرهنگی، هنری و ادبی ایران آماده شد.
اصلاحات در ایران بهعنوان ایران ممکن است و در جمهوری اسلامی ناممکن. این واقعیت را آیتالله روحالله خمینی بارها تاکید کرده است. او در یکی از سخنرانیهایش در سال ۱۳۵۸ میگوید: «عدهای میگویند در بعضی قسمتها اسلام دخالت نمیکند. این غلط است. اسلام به همه کار شما کار دارد... نمیشود در یک قسمت اسلام باشد و در یک قسمت نباشد.»
همین مطلب را هفته گذشته در یکی از سرمقالههای خبرگزاری فارس، ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دیدیم. نویسنده با طرح این سوال که چرا جمهوری اسلامی نمیتواند مناسبات خود را با «استکبار جهانی» عادی کند و توسعه اقتصادی را پیش از «صددور انقلاب» ارج نهد، میگوید حرکت در چنان مسیری مغایر اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی است.
به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی تاری است که فقط یک «نت» مینوازد، در حالی که اداره یک کشور، حتی اگر نخواهیم از پیشرفت و بهبود زندگی مردم سخن بگوییم، نیازمند نتهای یک سمفونی و اجرای ارکستری بزرگ است. جمهوری اسلامی با فرستادن نامهای به سازمان ملل حتی نام ایران را تغییر داد. سپاه پاسداران صفت «اسلامی» را به دنبال دارد. انقلاب خمینی اسلامی است، نه ایرانی. جمهوری مورد حمایت «اصلاحطلبان» اسلامی است، نه ایرانی.
«اصلاحطلبان» با نادیده گرفتن این واقعیتها، یا سر خود را به دیوار میکوبند که در آن صورت، قربانی مازوخیسماند یا با خودفریبی، اگر نخواهیم بگوییم عوامفریبی، در پی نخود سیاه میگردند.
البته، از آنجا که نیت واقعی «اصلاحطلبان» را نمیدانیم، نمیتوانیم ظلمی را که به بعضی از آنان میشود نادیده بگیریم. تنها توصیه ما این است: از تجربه شکستخورده «اصلاحطلبی» پس از ۴۳ سال درس بگیرید. مجمع روحانیون مبارز درست میگوید: در این نظام، خانه از پایبست ویران است!
اصلاحات بدون انحلال جمهوری اسلامی و بازگشت ایران بهعنوان یک ملتـدولت غیرممکن است. در نظام کنونی، حتی اگر اصحاب ولایت خوابنما شوند و دریابند که خود و کشور را در یک مازق تاریخی گیر انداختهاند، اصلاح بهمعنای واقعی آن فقط در مفهوم منفی آن، یعنی خرابتر کردن اوضاع، ممکن است.
با این حال، بگذارید سوال دیرین خود را تکرار کنیم: آقایان اصلاحطلب! لطفا، شما را به حضرت عباس، بگویید چه چیزی را میخواهید اصلاح کنید؟
@AmirTaheri4
در همان دوران مشروطیت، با کمک اصلاحاتی که صورت گرفت، محیطی تازه برای بزرگترین جهش فرهنگی، هنری و ادبی ایران آماده شد.
اصلاحات در ایران بهعنوان ایران ممکن است و در جمهوری اسلامی ناممکن. این واقعیت را آیتالله روحالله خمینی بارها تاکید کرده است. او در یکی از سخنرانیهایش در سال ۱۳۵۸ میگوید: «عدهای میگویند در بعضی قسمتها اسلام دخالت نمیکند. این غلط است. اسلام به همه کار شما کار دارد... نمیشود در یک قسمت اسلام باشد و در یک قسمت نباشد.»
همین مطلب را هفته گذشته در یکی از سرمقالههای خبرگزاری فارس، ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دیدیم. نویسنده با طرح این سوال که چرا جمهوری اسلامی نمیتواند مناسبات خود را با «استکبار جهانی» عادی کند و توسعه اقتصادی را پیش از «صددور انقلاب» ارج نهد، میگوید حرکت در چنان مسیری مغایر اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی است.
به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی تاری است که فقط یک «نت» مینوازد، در حالی که اداره یک کشور، حتی اگر نخواهیم از پیشرفت و بهبود زندگی مردم سخن بگوییم، نیازمند نتهای یک سمفونی و اجرای ارکستری بزرگ است. جمهوری اسلامی با فرستادن نامهای به سازمان ملل حتی نام ایران را تغییر داد. سپاه پاسداران صفت «اسلامی» را به دنبال دارد. انقلاب خمینی اسلامی است، نه ایرانی. جمهوری مورد حمایت «اصلاحطلبان» اسلامی است، نه ایرانی.
«اصلاحطلبان» با نادیده گرفتن این واقعیتها، یا سر خود را به دیوار میکوبند که در آن صورت، قربانی مازوخیسماند یا با خودفریبی، اگر نخواهیم بگوییم عوامفریبی، در پی نخود سیاه میگردند.
البته، از آنجا که نیت واقعی «اصلاحطلبان» را نمیدانیم، نمیتوانیم ظلمی را که به بعضی از آنان میشود نادیده بگیریم. تنها توصیه ما این است: از تجربه شکستخورده «اصلاحطلبی» پس از ۴۳ سال درس بگیرید. مجمع روحانیون مبارز درست میگوید: در این نظام، خانه از پایبست ویران است!
اصلاحات بدون انحلال جمهوری اسلامی و بازگشت ایران بهعنوان یک ملتـدولت غیرممکن است. در نظام کنونی، حتی اگر اصحاب ولایت خوابنما شوند و دریابند که خود و کشور را در یک مازق تاریخی گیر انداختهاند، اصلاح بهمعنای واقعی آن فقط در مفهوم منفی آن، یعنی خرابتر کردن اوضاع، ممکن است.
با این حال، بگذارید سوال دیرین خود را تکرار کنیم: آقایان اصلاحطلب! لطفا، شما را به حضرت عباس، بگویید چه چیزی را میخواهید اصلاح کنید؟
@AmirTaheri4
👍109❤9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤52👍19👎1
هواپیماهای جنگی «ناشناس»، کارخانه مونتاژ پهپادهای جمهوریاسلامی در نزدیکی دمشق سوریه هدف قرار دادند. ۷ نفر از جمله ۲ مهندس جمهوریاسلامی کشته شدند
کارشناسان چنین حملاتی را که از ۶ سال پیش آغاز شده، به اسرائیل نسبت میدهند.
نکته جالب: نیروی هوایی روسیه و سوریه هرگز مداخله نمیکنند.
@AmirTaheri4
کارشناسان چنین حملاتی را که از ۶ سال پیش آغاز شده، به اسرائیل نسبت میدهند.
نکته جالب: نیروی هوایی روسیه و سوریه هرگز مداخله نمیکنند.
@AmirTaheri4
👍64😁7
روسیه به ایران «توصیه» میکند پایگاه نظامی در جزیره آبسکون دریای خزر ایجاد نکند. پوتین، خزر را دریاچه خود میداند و به سایر کشورهای ساحلی اجازه حضور امنیتی در آن را نخواهد داد.
ایران ۲۵۰۰ سال پیش، مدتها قبل از اینکه روسیه به عنوان یک ملت ظاهر شود، پایگاه دریایی در آبسکون داشت.
@AmirTaheri4
ایران ۲۵۰۰ سال پیش، مدتها قبل از اینکه روسیه به عنوان یک ملت ظاهر شود، پایگاه دریایی در آبسکون داشت.
@AmirTaheri4
👍75🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری:
﮼کشور ایران ثروت و درآمد فوقالعادهای
﮼داره، اما در اوج فقر قادر به خرج آن نیست
﮼این رژیم هر روزش سالها خسرانه!
@AmirTaheri4
﮼کشور ایران ثروت و درآمد فوقالعادهای
﮼داره، اما در اوج فقر قادر به خرج آن نیست
﮼این رژیم هر روزش سالها خسرانه!
@AmirTaheri4
👍76🔥3😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پرسش و پاسخ از لندن با بیژن فرهودی و همراهی امیر طاهری: ایران در چهار راه حوادث
https://youtu.be/AVxZelGTIYU
@AmirTaheri4
https://youtu.be/AVxZelGTIYU
@AmirTaheri4
👍44
پرسش و پاسخ از لندن با بیژن فرهودی و همراهی امیر طاهری: ایران در…
Bijan Farhoodi
پرسش و پاسخ از لندن با بیژن فرهودی و همراهی امیر طاهری: ایران در چهار راه حوادث
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
👍48
چین و تایوان: کدام «چینی»تر است؟
تایوان یک ملت آزاد و چندقومی آسیایی است- الگویی بهمراتب جذابتر از الگوی چین کمونیست- حتی با وجود شمشیر داموکلس، یا بمبهای شی جینپینگ بالای سر آن
امیر طاهری جمعه ۳۱ تیر ۱۴۰۱ برابر با ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۲ ۷:۳۰
اثری با عنوان همکاری با کمونیستهای چینی برای توقف استقلال تایوان در نمایشگاه هنر فرامرزی در تایپه-Sam Yeh / AFP
آیا تایوان ممکن است به سرنوشت اوکراین دچار شود؟ شش ماه پس از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین، جنگی که نتیجهاش هرچه باشد، افتخاری برای ولادیمیر پوتین عرضه نخواهد کرد، گمانهزنی درباره احتمال حمله جمهوری خلق چین به تایوان شدت گرفته است. شی جینپینگ، رئیس جمهوری چین، با بالا کشاندن فتیله تحریکات روزمره علیه تایوان این گمانهزنیها را جدی جلوه میدهد.
خب، آیا باید منتظر حمله چین به تایوان باشیم؟ پاسخ محتاطانه در پایان یک دیدار کوتاه از تایپه- پایتخت تایوان- منفی است. حتی میتوان گفت که تشدید اقدامهای تحریکآمیز ازسوی پکن، ازجمله پرواز دهها هواپیمای جنگنده در حریم هوای تایوان در ساعات مختلف روز یا شب، نشانهای از ناتوانی رئیسجمهور شی در تصمیمگیری برای حمله به «جزیره باشکوه» است. این عملیات تحریکآمیز به ساکتکردن غرغرهای داخلی حزب کمونیست - «چرا روسیه جرات دارد و ما نداریم»- تاحدی پاسخ میدهد. بهخوبی میتوان دید که رئیس جمهور شی و مشاوران نزدیک او میدانند که تایوان لقمهای نیست که بتوان بهآسانی بلعید.
برخلاف اوکراین که در آستانه حمله روسیه در یک بحران عمیق اقتصادی و سیاسی بود، تایوان علیرغم دو سال چالش همهگیری کرونا و تحریکهای بیوقفه پکن از سلامتی کمنظیر برخوردار است. در ۲۰۲۲ میلادی، تایوان با تولید ناخالص ملی سالانهای در حدود دو تریلیون دلار، در ردیف ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان و در مرتبهای بالاتر از روسیه قرار خواهد گرفت. هفته گذشته حزب ترقیخواه دموکرات د.د.پ. (D.D.P) با برگزاری کنگره سالانهاش در تایپه آمادگی خود را برای رویارویی با «چالشهای یک جهان در حال تغییر» اعلام کرد. خانم تسای اینگ-ون (Tsai Ing-wen)، رئیس جمهوری تایوان، اعلام کرد که این کشور بهزودی با پایاندادن دوران قرنطینه به روی جهانگردان خارجی، ازجمله نزدیک به چهارمیلیون اتباع جمهوری خلق چین، باز خواهد شد.
تایوان در هر بازی خطرناک بر سر سرنوشتش، کارتهایی دارد که اوکراین نداشت. بیش از ۳۰درصد از مجموع سرمایهگذاریهای خارجی مستقیم در جمهوری خلق را تایوان تامین کرده است. در حالی که روند سرمایهگذاری خارجی در جمهوری خلق در حال کند شدن است، سرمایههای بیشتری بهسوی تایوان سرازیر میشود. هفته گذشته گروه «رنو»، سازنده بزرگ اتومبیل، خروج کامل خود را از جمهوری خلق اعلام کرد- خروجی به قیمت ۳۰۰میلیارد دلار سرمایهگذاری. در دو سال گذشته، بیش از ۱۰۰ شرکت غربی، استرالیایی یا ژاپنی نیز با جمهوری خلق وداع کردهاند. تحریم روسیه پس از حمله به اوکراین، خروج سرمایه های خارجی از چین کمونیست را تسریع کرده است. عامل اعلامنشده این تسریع، احتمال حمله پکن به تایوان است. بدینسان میتوان دید که وقتی فقط یک «احتمال» به فرار سرمایهها در مقیاس وسیع میانجامد، نتیجه یک حمله پوتینوار به تایوان چه خواهد بود.
از این گذشته، درحالیکه اقدامهای تحریکآمیز پکن دوستان تازهای برای جمهوری خلق بهدست نیاورده است، همین اقدامها به تحکیم دوستی ایالات متحده، اتحادیه اروپا، ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و بیش از ۱۵ کشور دیگر با تایوان کمک کرده است. ماه گذشته، ایالات متحده با امضای قراردادی برای فروش ۳.۵ میلیارد دلار سلاحهای مدرن، بر تعهد خود برای کمک به تایوان تاکید کرد.
البته دوستان تایوان، از دید دیپلماتیک و در چارچوب زدوبندی که هنری کیسینجر، وزیر خارجه اسبق آمریکا در ۱۹۷۸، با پکن کرده بود، تایوان را جزئی از چین قلمداد میکنند.
اما امروز بسیاری از ناظران سیاسی این زدوبند را محکوم میکنند، زیرا ادعای چینیبودن تایوان بر پایههایی بس سست استوار است.
تاریخ تایوان براساس گزارشهای باستانشناسی که در موزه ملی تایپه به نمایش گذاشته شده است، به ۱۲هزار سال پیش برمیگردد. تا اوایل سده پانزدهم میلادی، تایوان حکومتهای محلی خود را داشت. پس از آن، هلندیها بر تایوان و مجمعالجزایر گرداگرد آن- بیش از ۵۰ جزیره کوچک و بزرگ- مسلط شدند. در ۱۶۶۱ میلادی یک لشکر اعزامی ازسوی امپراتوری منچو در پکن، موفق شد هلندیها را بیرون کند و یک ژنرال منچو را در نقش حکمران مجمعالجزایر قرار دهد.
@AmirTaheri4
تایوان یک ملت آزاد و چندقومی آسیایی است- الگویی بهمراتب جذابتر از الگوی چین کمونیست- حتی با وجود شمشیر داموکلس، یا بمبهای شی جینپینگ بالای سر آن
امیر طاهری جمعه ۳۱ تیر ۱۴۰۱ برابر با ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۲ ۷:۳۰
اثری با عنوان همکاری با کمونیستهای چینی برای توقف استقلال تایوان در نمایشگاه هنر فرامرزی در تایپه-Sam Yeh / AFP
آیا تایوان ممکن است به سرنوشت اوکراین دچار شود؟ شش ماه پس از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین، جنگی که نتیجهاش هرچه باشد، افتخاری برای ولادیمیر پوتین عرضه نخواهد کرد، گمانهزنی درباره احتمال حمله جمهوری خلق چین به تایوان شدت گرفته است. شی جینپینگ، رئیس جمهوری چین، با بالا کشاندن فتیله تحریکات روزمره علیه تایوان این گمانهزنیها را جدی جلوه میدهد.
خب، آیا باید منتظر حمله چین به تایوان باشیم؟ پاسخ محتاطانه در پایان یک دیدار کوتاه از تایپه- پایتخت تایوان- منفی است. حتی میتوان گفت که تشدید اقدامهای تحریکآمیز ازسوی پکن، ازجمله پرواز دهها هواپیمای جنگنده در حریم هوای تایوان در ساعات مختلف روز یا شب، نشانهای از ناتوانی رئیسجمهور شی در تصمیمگیری برای حمله به «جزیره باشکوه» است. این عملیات تحریکآمیز به ساکتکردن غرغرهای داخلی حزب کمونیست - «چرا روسیه جرات دارد و ما نداریم»- تاحدی پاسخ میدهد. بهخوبی میتوان دید که رئیس جمهور شی و مشاوران نزدیک او میدانند که تایوان لقمهای نیست که بتوان بهآسانی بلعید.
برخلاف اوکراین که در آستانه حمله روسیه در یک بحران عمیق اقتصادی و سیاسی بود، تایوان علیرغم دو سال چالش همهگیری کرونا و تحریکهای بیوقفه پکن از سلامتی کمنظیر برخوردار است. در ۲۰۲۲ میلادی، تایوان با تولید ناخالص ملی سالانهای در حدود دو تریلیون دلار، در ردیف ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان و در مرتبهای بالاتر از روسیه قرار خواهد گرفت. هفته گذشته حزب ترقیخواه دموکرات د.د.پ. (D.D.P) با برگزاری کنگره سالانهاش در تایپه آمادگی خود را برای رویارویی با «چالشهای یک جهان در حال تغییر» اعلام کرد. خانم تسای اینگ-ون (Tsai Ing-wen)، رئیس جمهوری تایوان، اعلام کرد که این کشور بهزودی با پایاندادن دوران قرنطینه به روی جهانگردان خارجی، ازجمله نزدیک به چهارمیلیون اتباع جمهوری خلق چین، باز خواهد شد.
تایوان در هر بازی خطرناک بر سر سرنوشتش، کارتهایی دارد که اوکراین نداشت. بیش از ۳۰درصد از مجموع سرمایهگذاریهای خارجی مستقیم در جمهوری خلق را تایوان تامین کرده است. در حالی که روند سرمایهگذاری خارجی در جمهوری خلق در حال کند شدن است، سرمایههای بیشتری بهسوی تایوان سرازیر میشود. هفته گذشته گروه «رنو»، سازنده بزرگ اتومبیل، خروج کامل خود را از جمهوری خلق اعلام کرد- خروجی به قیمت ۳۰۰میلیارد دلار سرمایهگذاری. در دو سال گذشته، بیش از ۱۰۰ شرکت غربی، استرالیایی یا ژاپنی نیز با جمهوری خلق وداع کردهاند. تحریم روسیه پس از حمله به اوکراین، خروج سرمایه های خارجی از چین کمونیست را تسریع کرده است. عامل اعلامنشده این تسریع، احتمال حمله پکن به تایوان است. بدینسان میتوان دید که وقتی فقط یک «احتمال» به فرار سرمایهها در مقیاس وسیع میانجامد، نتیجه یک حمله پوتینوار به تایوان چه خواهد بود.
از این گذشته، درحالیکه اقدامهای تحریکآمیز پکن دوستان تازهای برای جمهوری خلق بهدست نیاورده است، همین اقدامها به تحکیم دوستی ایالات متحده، اتحادیه اروپا، ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و بیش از ۱۵ کشور دیگر با تایوان کمک کرده است. ماه گذشته، ایالات متحده با امضای قراردادی برای فروش ۳.۵ میلیارد دلار سلاحهای مدرن، بر تعهد خود برای کمک به تایوان تاکید کرد.
البته دوستان تایوان، از دید دیپلماتیک و در چارچوب زدوبندی که هنری کیسینجر، وزیر خارجه اسبق آمریکا در ۱۹۷۸، با پکن کرده بود، تایوان را جزئی از چین قلمداد میکنند.
اما امروز بسیاری از ناظران سیاسی این زدوبند را محکوم میکنند، زیرا ادعای چینیبودن تایوان بر پایههایی بس سست استوار است.
تاریخ تایوان براساس گزارشهای باستانشناسی که در موزه ملی تایپه به نمایش گذاشته شده است، به ۱۲هزار سال پیش برمیگردد. تا اوایل سده پانزدهم میلادی، تایوان حکومتهای محلی خود را داشت. پس از آن، هلندیها بر تایوان و مجمعالجزایر گرداگرد آن- بیش از ۵۰ جزیره کوچک و بزرگ- مسلط شدند. در ۱۶۶۱ میلادی یک لشکر اعزامی ازسوی امپراتوری منچو در پکن، موفق شد هلندیها را بیرون کند و یک ژنرال منچو را در نقش حکمران مجمعالجزایر قرار دهد.
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
👍58
در چرخش تاریخی بعدی، پرتغالیها موفق شدند که منچوها را بیرون برانند و با تغییر نام مجمعالجزایر به فرموزا و پسکادو، استعمار خود را تحمیل کنند. از آن پس، این مجمعالجزایر چندبار دستبهدست شده است- از اخراج پرتغالیها تا حکومت ژاپنیها و سپس بازگشت به امپراتوری منچو. با سقوط امپراتوری منچو در ۱۹۱۲ میلادی، هم تایوان و هم خاک اصلی چین، برای ۱۳ سال زیر حکومت جمهوریای قرار داشتند که دکتر سون یاتسن با حمایت ایالات متحده برقرار کرد. در پایان جنگ جهانی دوم و اخراج اشغالگران ژاپنی از تایوان و مناطق دیگر در خاک اصلی چین، ایالات متحده به دولت ژنرال چیانگ کایشک و حزب «جبهه ملی» او (Kuomintang) اجازه داد که اداره تایوان را برعهده گیرند.
بدینسان، ادعای چینیبودن تایوان از نظر تاریخی بسیار سستبنیاد است. از نظر ترکیب جمعیتشناسی و قومی نیز، چینی خواندن تایوان نیازمند یک جهش بزرگ تخیلی است. همه سرشماریهای ۱۰۰ سال گذشته نشان میدهد که مردم تایوان از ۱۶ قوم گوناگون با دستکم ۱۰ زبان متفاوت تشکیل میشوند. حتی زبان چینی که بهطور رسمی در تایوان بهکار میرود و با چینی ماندارین پکن متفاوت است، زیرا مرکب است از دو لهجه هاوکین و فوجیان.
در ده سال گذشته، با ریشه گرفتن دموکراسی در تایوان، گروههای قومی و زبانی گوناگونی که پیش از آن اجازه خودنمایی نداشتند، زیر نورافکنها قرار گرفتهاند. دولتهایی که پس از تسلط «جبهه ملی» در تایپه روی کار آمدند، عرضه حقوق مساوی به اقلیتهای قومی و رفع مظالم گذشته را بهعنوان بخشی از یک برنامه درازمدت برای شکلدادن به هویت ویژه تایوانی بهعنوان یک ملت-دولت مستقل بهکار بردهاند.
در ۲۰ سال اخیر، تایوان پذیرای بیش از یکمیلیون آواره فراری از چین کمونیست بوده است. آوارگانی که برخلاف انتظار پکن، در نبرد برای تایوانیشدن تایوان، یعنی چینزدایی، نقش فعالی برعهده گرفتهاند. از دید آنان، چینیبودن بهمعنای کلاسیک آن، در جمهوری خلق غیر ممکن است. جمهوری خلق یک ساختار ایدئولوژیک (مسلکی) است و علیرغم چرخش اخیر حزب کمونیست بهسوی نوعی ناسیونالیسم، نمیتواند معرف تاریخ و فرهنگ و آرمانهای چین باشد.
فراریان از هنگکنگ، ماکائو، منچوری، مغولستان داخلی، شینجاک (ترکستان خاوری/ سینکیانگ) و تبت، فقط در تایوان میتوانند «خودشان» باشند. بسیاری از آوارگان «چینی اصیل» یعنی قوم هان (۸۰ درصد جمعیت جمهوری خلق) به دلایل دیگری تسلط حزب کمونیست را تحمل نمیکنند. بیش از ۵۰میلیون از «هان»ها مسیحیاند. میلیونها «هان» دیگر پیرو فرقه متافیزیکی فالونگونگاند که در جمهوری خلق سرکوب میشود، اما در تایوان اجازه فعالیت آزادانه دارد.
از هر سو که بنگریم، تایوان دردسر بزرگی است برای جمهوری خلق. بیش از ۱.۳ میلیارد چینی زیر سلطه پکن، تایوان را یک چین بهتر و چینیتر میبینند- چینی که در آن آزادیهای فردی توام با یکی از بالاترین سطحهای زندگی در دنیا عرضه میشود. به هر شکل که تایوان به جمهوری خلق بپیوندد، چیزی جز تهدیدی برای سلطه کمونیستی نخواهد بود- تهدیدی که در مقیاسی بس کوچکتر در هنگکنگ ادامه دارد.
جمهوری خلق با خودبزرگبینی ناشی از رهبری رئیسجمهور شی، در بیش از ۶۰ کشور، بهویژه در «جهان سوم» درگیر مشکلاتی شده است که نه درک میکند و نه امکان حلشان را دارد. فاجعه سریلانکا یکی از نمونههای برجسته توسعهطلبی کودکانه پکن است- توسعهطلبیای که با برنامه «جاده ابریشم نو» در مقیاس جالوتی عرضه میشود.
آیا جمهوری خلق یک غول پاگلی است؟ شاید که نه! اما هماکنون میبینیم که رهبران پکن برای تامین خوراک و سوخت یکمیلیارد و ۲۰۰میلیون چینی با مشکل روبهرو شدهاند. پکن با خطر وابستگی به روسیه پوتین، برای تامین نفت مورد نیاز جمهوری خلق، روبهرو است؛ درحالیکه تایوان با استفاده از «بازار قهوهای» -بین بازار رسمی و بازار سیاه- نفت خود را با تخفیف های بیشتر تامین میکند.
همانطور که شینزو آبه، نخستوزیر پیشین ژاپن که بهتازگی ترور شد، میگفت: «جمهوری خلق هیچ دوست واقعی ندارد، درحالیکه تایوان فقط یک دشمن دارد که جمهوری خلق است.»
برگ برنده احتمالی برای تایوان، زیستن در جهان واقعیات، یعنی معاصر زمان خود بودن است؛ درحالیکه جمهوری خلق چین، در امارت مسلکی که روزبهروز پوسیدهتر میشود، در جهان اوهام، بهسر میبرد و معاصر زمانی است که هنوز امپراتوریسازی میتوانست یک راهبرد جدی بهشمار آید.
در هفتهای که گذشت، در تایوان شاهد تازهترین نمونههای انزوای جمهوری خلق در عالم اوهام بودیم. پکن اعلام کرد که برنامهای برای ساختن یک راه سریع از چین به تایپه تصویب شده است. این شاهراه- که در واقع مجموعهای از شاهراههای کوتاه و بلند خواهد بود قرار است تا سال ۲۰۳۵ ساخته شود. در تبلیغات پکن در این زمینه، از ضرورت تایید این برنامه ازسوی تایپه یادی نشده است.
بدینسان، ادعای چینیبودن تایوان از نظر تاریخی بسیار سستبنیاد است. از نظر ترکیب جمعیتشناسی و قومی نیز، چینی خواندن تایوان نیازمند یک جهش بزرگ تخیلی است. همه سرشماریهای ۱۰۰ سال گذشته نشان میدهد که مردم تایوان از ۱۶ قوم گوناگون با دستکم ۱۰ زبان متفاوت تشکیل میشوند. حتی زبان چینی که بهطور رسمی در تایوان بهکار میرود و با چینی ماندارین پکن متفاوت است، زیرا مرکب است از دو لهجه هاوکین و فوجیان.
در ده سال گذشته، با ریشه گرفتن دموکراسی در تایوان، گروههای قومی و زبانی گوناگونی که پیش از آن اجازه خودنمایی نداشتند، زیر نورافکنها قرار گرفتهاند. دولتهایی که پس از تسلط «جبهه ملی» در تایپه روی کار آمدند، عرضه حقوق مساوی به اقلیتهای قومی و رفع مظالم گذشته را بهعنوان بخشی از یک برنامه درازمدت برای شکلدادن به هویت ویژه تایوانی بهعنوان یک ملت-دولت مستقل بهکار بردهاند.
در ۲۰ سال اخیر، تایوان پذیرای بیش از یکمیلیون آواره فراری از چین کمونیست بوده است. آوارگانی که برخلاف انتظار پکن، در نبرد برای تایوانیشدن تایوان، یعنی چینزدایی، نقش فعالی برعهده گرفتهاند. از دید آنان، چینیبودن بهمعنای کلاسیک آن، در جمهوری خلق غیر ممکن است. جمهوری خلق یک ساختار ایدئولوژیک (مسلکی) است و علیرغم چرخش اخیر حزب کمونیست بهسوی نوعی ناسیونالیسم، نمیتواند معرف تاریخ و فرهنگ و آرمانهای چین باشد.
فراریان از هنگکنگ، ماکائو، منچوری، مغولستان داخلی، شینجاک (ترکستان خاوری/ سینکیانگ) و تبت، فقط در تایوان میتوانند «خودشان» باشند. بسیاری از آوارگان «چینی اصیل» یعنی قوم هان (۸۰ درصد جمعیت جمهوری خلق) به دلایل دیگری تسلط حزب کمونیست را تحمل نمیکنند. بیش از ۵۰میلیون از «هان»ها مسیحیاند. میلیونها «هان» دیگر پیرو فرقه متافیزیکی فالونگونگاند که در جمهوری خلق سرکوب میشود، اما در تایوان اجازه فعالیت آزادانه دارد.
از هر سو که بنگریم، تایوان دردسر بزرگی است برای جمهوری خلق. بیش از ۱.۳ میلیارد چینی زیر سلطه پکن، تایوان را یک چین بهتر و چینیتر میبینند- چینی که در آن آزادیهای فردی توام با یکی از بالاترین سطحهای زندگی در دنیا عرضه میشود. به هر شکل که تایوان به جمهوری خلق بپیوندد، چیزی جز تهدیدی برای سلطه کمونیستی نخواهد بود- تهدیدی که در مقیاسی بس کوچکتر در هنگکنگ ادامه دارد.
جمهوری خلق با خودبزرگبینی ناشی از رهبری رئیسجمهور شی، در بیش از ۶۰ کشور، بهویژه در «جهان سوم» درگیر مشکلاتی شده است که نه درک میکند و نه امکان حلشان را دارد. فاجعه سریلانکا یکی از نمونههای برجسته توسعهطلبی کودکانه پکن است- توسعهطلبیای که با برنامه «جاده ابریشم نو» در مقیاس جالوتی عرضه میشود.
آیا جمهوری خلق یک غول پاگلی است؟ شاید که نه! اما هماکنون میبینیم که رهبران پکن برای تامین خوراک و سوخت یکمیلیارد و ۲۰۰میلیون چینی با مشکل روبهرو شدهاند. پکن با خطر وابستگی به روسیه پوتین، برای تامین نفت مورد نیاز جمهوری خلق، روبهرو است؛ درحالیکه تایوان با استفاده از «بازار قهوهای» -بین بازار رسمی و بازار سیاه- نفت خود را با تخفیف های بیشتر تامین میکند.
همانطور که شینزو آبه، نخستوزیر پیشین ژاپن که بهتازگی ترور شد، میگفت: «جمهوری خلق هیچ دوست واقعی ندارد، درحالیکه تایوان فقط یک دشمن دارد که جمهوری خلق است.»
برگ برنده احتمالی برای تایوان، زیستن در جهان واقعیات، یعنی معاصر زمان خود بودن است؛ درحالیکه جمهوری خلق چین، در امارت مسلکی که روزبهروز پوسیدهتر میشود، در جهان اوهام، بهسر میبرد و معاصر زمانی است که هنوز امپراتوریسازی میتوانست یک راهبرد جدی بهشمار آید.
در هفتهای که گذشت، در تایوان شاهد تازهترین نمونههای انزوای جمهوری خلق در عالم اوهام بودیم. پکن اعلام کرد که برنامهای برای ساختن یک راه سریع از چین به تایپه تصویب شده است. این شاهراه- که در واقع مجموعهای از شاهراههای کوتاه و بلند خواهد بود قرار است تا سال ۲۰۳۵ ساخته شود. در تبلیغات پکن در این زمینه، از ضرورت تایید این برنامه ازسوی تایپه یادی نشده است.
👍54👎1🔥1
نمونه دوم اسارت پکن در عالم اوهام، دعوت یک ستاره تلویزیون دولتی پکن به نام سیما نان از یک دانشجوی ۲۱ ساله تایوانی است برای ترور رئیس جمهوری تایوان با الهام از ترور شینزو آبه که خواستار اتحاد کشورهای دموکراتیک برای دفاع از تایوان شده بود.
برنامه شاهراه پکن-تایپه شاید علامتی باشد که دستکم تا سال ۲۰۳۵ شاهد حملهای به تایوان نخواهیم بود.
مسافری که وارد تایپه میشود، میداند که مردم تایوان زیر یک شمشیر داموکلس دائمی بهسر میبرند. اما چیزی که شگفتیآور است، خونسردی و اعتمادبهنفس تایوانیهاست، بهویژه در مقایسه با تنش و ترسی که در هر سفر به پکن در اکثریت چینیها دیدهایم.
در تایپه، یک واقعیت دیگر نیز جلب توجه میکند. در هر سفر، آسیاییتر میشود، درحالیکه جمهوری خلق را در هر سفر «آمریکاییشده»تر دیدهایم. در هتلهای ۵ ستاره پکن، پرسنلی با نامهای «لوسی»، «جین» یا «دیک» و «راب» ظاهر میشوند و مغازههای فروشنده کلاهگیس بلوند و عدسک چشم آبی را همهجا میتوان یافت؛ در تایپه، اما، کسی خود را «لوسی» یا «دیک» نمیخواند، زیرا عقده آمریکاییشدن وجود ندارد. تایوان یک ملت آزاد و چندقومی آسیایی است- الگویی بهمراتب جذابتر از الگوی چین کمونیست- حتی با وجود شمشیر داموکلس، یا بمبهای شی جینپینگ بالای سر آن.
@AmirTaheri4
برنامه شاهراه پکن-تایپه شاید علامتی باشد که دستکم تا سال ۲۰۳۵ شاهد حملهای به تایوان نخواهیم بود.
مسافری که وارد تایپه میشود، میداند که مردم تایوان زیر یک شمشیر داموکلس دائمی بهسر میبرند. اما چیزی که شگفتیآور است، خونسردی و اعتمادبهنفس تایوانیهاست، بهویژه در مقایسه با تنش و ترسی که در هر سفر به پکن در اکثریت چینیها دیدهایم.
در تایپه، یک واقعیت دیگر نیز جلب توجه میکند. در هر سفر، آسیاییتر میشود، درحالیکه جمهوری خلق را در هر سفر «آمریکاییشده»تر دیدهایم. در هتلهای ۵ ستاره پکن، پرسنلی با نامهای «لوسی»، «جین» یا «دیک» و «راب» ظاهر میشوند و مغازههای فروشنده کلاهگیس بلوند و عدسک چشم آبی را همهجا میتوان یافت؛ در تایپه، اما، کسی خود را «لوسی» یا «دیک» نمیخواند، زیرا عقده آمریکاییشدن وجود ندارد. تایوان یک ملت آزاد و چندقومی آسیایی است- الگویی بهمراتب جذابتر از الگوی چین کمونیست- حتی با وجود شمشیر داموکلس، یا بمبهای شی جینپینگ بالای سر آن.
@AmirTaheri4
👍84
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا شاه فقید:«درود گرم من به ملت بزرگ ایران
درود من به رضاشاه کبیر، سردار بزرگ تاریخ ایران و بنیانگذار شاهنشاهی پهلوی، مردی که از میان ملت ایران برخواست و هرگز جز به ایران نیاندیشد، برای ایران زیست و برای ایران مرد»
سالگرد درگذشت #رضاشاه کبیر و #محمدرضاشاه فقید، ۴ و ۵ امرداد
@AmirTaheri4
درود من به رضاشاه کبیر، سردار بزرگ تاریخ ایران و بنیانگذار شاهنشاهی پهلوی، مردی که از میان ملت ایران برخواست و هرگز جز به ایران نیاندیشد، برای ایران زیست و برای ایران مرد»
سالگرد درگذشت #رضاشاه کبیر و #محمدرضاشاه فقید، ۴ و ۵ امرداد
@AmirTaheri4
❤125👍30👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: رضاشاه، مردی که هرگز نمیمیرد
رضا شاه و نقطه پایان بر دو قرن انحطاط
امروز و ۷۸ سال پس از درگذشت رضا شاه، ترس روزافزونِ رهبران ج.ا از او، هم نشانه عدم اعتماد به نفس رژیم است و هم سندی برای محکومیت ایدئولوژی ارتجاعی آنان که ...
#رضا_شاه_روحت_شاد
https://www.youtube.com/watch?v=5POv_oRJ90M&ab_channel=Unika
@AmirTaheri4
رضا شاه و نقطه پایان بر دو قرن انحطاط
امروز و ۷۸ سال پس از درگذشت رضا شاه، ترس روزافزونِ رهبران ج.ا از او، هم نشانه عدم اعتماد به نفس رژیم است و هم سندی برای محکومیت ایدئولوژی ارتجاعی آنان که ...
#رضا_شاه_روحت_شاد
https://www.youtube.com/watch?v=5POv_oRJ90M&ab_channel=Unika
@AmirTaheri4
❤110👍13👎2
امیر طاهری: رضا شاه و نقطه پایان بر دو قرن انحطاط
Unika
امیر طاهری: رضا شاه و نقطه پایان بر دو قرن انحطاط
امروز و ۷۸ سال پس از درگذشت رضا شاه، ترس روزافزونِ رهبران ج.ا از او، هم نشانه عدم اعتماد به نفس رژیم است و هم سندی برای محکومیت ایدئولوژی ارتجاعی آنان که ...
#رضا_شاه_روحت_شاد
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
امروز و ۷۸ سال پس از درگذشت رضا شاه، ترس روزافزونِ رهبران ج.ا از او، هم نشانه عدم اعتماد به نفس رژیم است و هم سندی برای محکومیت ایدئولوژی ارتجاعی آنان که ...
#رضا_شاه_روحت_شاد
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
❤79👍11👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیر طاهری:تهدیدهای ج.ا نتیجه اش بدبختی مردم ایران، انزوای ایران، نابوی محیط زیست و به خطر انداختن امنیت ملیست.خامنه ای همانند معشوقه اسکندرست که وقتی واردتخت جمشید شد مشعلی برای رقصیدن به دست گرفت و میرقصید تخت جمشید را آتش میزد،…
#دفاع_مشروع راه نجات ایران
@AmirTaheri4
Sohail
@AmirTaheri4
#دفاع_مشروع راه نجات ایران
@AmirTaheri4
Sohail
@AmirTaheri4
👍97❤14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیر طاهری : بذر افشانی فکری انجام شده ، قیام مردم ایران توسعه پیدا کرده و به دستگاههای دولتی کشانده شده . جابجایی اردوگاه ترس انجام شده آنانکه سعی در ایجاد وحشت داشتند امروز وحشت زده هستند .@AmirTaheri4 . #دفاع_مشروع حق هر انسان از جمله مردم ایران ایران است .
Sohail
@AmirTaheri4
Sohail
@AmirTaheri4
❤104👍28
بایدن اشتباه میکند که از طریق یک حساب امانی مخفیانه به طالبان کمک مالی کند.
کنفرانس به اصطلاح بینالمللی افغانستان که در تاشکندِ ازبکستان برگزار شد، یک نمایش ریاکارانه دیپلماتیک بود.
با نمایندگان یک باند تروریستی به عنوان مقامات یک دولت-ملت رفتار میشد.
@AmirTaheri4
کنفرانس به اصطلاح بینالمللی افغانستان که در تاشکندِ ازبکستان برگزار شد، یک نمایش ریاکارانه دیپلماتیک بود.
با نمایندگان یک باند تروریستی به عنوان مقامات یک دولت-ملت رفتار میشد.
@AmirTaheri4
👍142🔥1