⚡جمهوری اسلامی و دریوزگی مشروعیت
مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی با پرسشهای فراوان روبرو است
برای اکثریت ایرانیان که در دوران محمدرضا شاه یا هنوز بدنیا نیامده بودند و یا سالهای کودکی را می گذراندند، اردشیر زاهدی، احتمالا، نامی است ناشناس. اما طوفانی که در دو هفته اخیر، اساسا در فضای مجازی، پیرامون گفتههای اخیر او به پا شده است، این رجل ۹۲ ساله را برای ایرانیان جوانتر نیز مطرح خواهد کرد.
طوفان مورد بحث را خود زاهدی با سخنان ستایشآمیزش درباره قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس که در یک حمله آمریکایی کشته شد، آغاز کرد. در چندین مصاحبه صوتی و تصویری، زاهدی، سلیمانی را که پس از مرگ درجه سپهبدی گرفت، بعنوان یک قهرمان ملی ستود و به این بهانه مهر تاییدی نیز، البته تلویحا، تقدیم کل جمهوری اسلامی کرد.
همانطور که میشد انتظار داشت، سخنان زاهدی بسیاری از ایرانیان را که به جمهوری اسلامی و کل انقلابی که آیتالله خمینی رهبری کرد، علاقهای ندارند، خشمگین کرد. تصمیم شگفتیآور بیبیسی برای ترتیب یک مصاحبه صوتی با زاهدی، آتش این خشم را شعلهورتر کرد. بسیاری از ایرانیان تصمیم بیبیسی را یک اقدام حساب شده پنداشتند. چگونه ممکن است یک تلویزیون با این همه شتاب در پی یک مصاحبه صوتی آن هم با کسی که در متن خبرها نیست برود؟ حتما کاسهای زیر نیم کاسه هست!
من فکر نمیکنم کاسهای زیر نیم کاسه باشد. همه میدانیم که در حال حاضر مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی، با پرسشهای فراوان روبرو است. شورشهای دو سال گذشته، انتخابات تحریم شده اخیر شکستهای پیدرپی در زمینههای سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی، زمینه را برای ابراز تردید درباره مشروعیت نظام کنونی فراهم کرده است. بدین سان، اگر یکی از رجال رژیم گذشته، حاضر باشد مشروعیت نظام را تایید کند و سرداری را که بصورت نماد یا سمبول انقلاب اسلامی به بازار عرضه میشود، بستاید؛ فرصتی است که برخی وسایل ارتباط جمعی کمتر ممکن است از دست بدهند.
بنابراین، میتوان گفت که بیبیسی و چند شبکه دیگر در دنیای مجازی، با بهرهگیری از زاهدی کوشیدند تا مشروعیت مورد تردید قرار گرفته جمهوری اسلامی را تا آنجا که ممکن است، از تزلزل بیشتر مصون دارند.
پیام آنان این بود: وقتی که داماد شاه، مردی که سفیر و وزیر خارجه دوران طاغوت نیز بوده است، سردار سلیمانی را میستاید و جمهوری اسلامی را مشروع میداند، چرا باید به کسانی که مشروعیت رژیم را زیر سوال میبرند، گوش کرد؟
در این چارچوب، تکیه بر «داماد شاه» بودن زاهدی جالب است. زیرا هدفی جز این ندارد که بگوید، سرسختترین دشمنان جمهوریاسلامی، اکنون حامی و مدافع آن شدهاند.
اما یک نگاه دقیقتر، ممکن است تصویری متفاوت در برابر ما قرار دهد. نخست، این واقعیت که زاهدی مدت کوتاهی، کوتاه نسبت به عمر طولانیاش، داماد شاه بود، صلاحیت ویژهای نصیب او نمیکند.
دوم، مجموعه تماس او با شاه در مقایسه با زندگی طولانی او از اهمیت کمتری برخوردار است. زاهدی چهار سال آجودان یا ملازم کشوری شاه بود، در زمانی که محمدرضا شاه بیش از ۱۵۰ ملازم کشوری و لشکری داشت. به این چهار سال، سه دوره سفارت در واشنگتن و لندن، مجموعا نزدیک به ۱۰ سال و کمی بیش از چهار سال در نقش وزیر امور خارجه، بیافزایید و خواهید دید که تصویر زاهدی بعنوان سمبول ۳۷ سال سلطنت محمدرضا شاه پذیرفتنی نیست. در ۴۱ سال گذشته، یعنی دوران تبعید بعد از انقلاب، زاهدی در برابر تحولات ایران یا سکوت کرده بود یا با لحنی دیپلماتیک از خطرات جمهوری اسلامی هم برای ایران و هم برای جهان سخن گفته بود.
ک نمونه خوب از مورد دوم، مقالهای است که زاهدی در روزنامه آمریکایی، والاستریت جورنال، منتشر کرد- مقالهای که توجه بین المللی را به برنامه هستهای جمهوری اسلامی جلب کرد و روندی را کلید زد که سرانجام به «برجام» منجر شد.
به عبارت دیگر، سخنان اخیر زاهدی را باید استثنایی بر قاعده دانست. قاعده کار او در چهار دهه گذشته مبارزه آرام، اما بی وقفه با نظامی بود که سقوط نظام مشروطه بر ایران مسلط شد.
اما زاهدی از یک نظر دیگر نیز استثنایی است بر قاعده. در دوران سلطنت محمدرضا شاه، بیش از سه هزار تن بعنوان وزیر در ۳۵ کابینه مختلف شرکت داشتند. بعد از کسب قدرت ملایان در تهران، بسیاری از آن وزیران، البته آنان که پیش از انقلاب به رحمت الهی نپیوسته بودند، یا در داخل ایران اعدام شدند و یا به تبعید تن در دادند. یک سال پس از انقلاب، من با نزدیک به ۴۰ تن از آنان در تماس بودم.
Independentpersian
@AmirTaheri4
مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی با پرسشهای فراوان روبرو است
برای اکثریت ایرانیان که در دوران محمدرضا شاه یا هنوز بدنیا نیامده بودند و یا سالهای کودکی را می گذراندند، اردشیر زاهدی، احتمالا، نامی است ناشناس. اما طوفانی که در دو هفته اخیر، اساسا در فضای مجازی، پیرامون گفتههای اخیر او به پا شده است، این رجل ۹۲ ساله را برای ایرانیان جوانتر نیز مطرح خواهد کرد.
طوفان مورد بحث را خود زاهدی با سخنان ستایشآمیزش درباره قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس که در یک حمله آمریکایی کشته شد، آغاز کرد. در چندین مصاحبه صوتی و تصویری، زاهدی، سلیمانی را که پس از مرگ درجه سپهبدی گرفت، بعنوان یک قهرمان ملی ستود و به این بهانه مهر تاییدی نیز، البته تلویحا، تقدیم کل جمهوری اسلامی کرد.
همانطور که میشد انتظار داشت، سخنان زاهدی بسیاری از ایرانیان را که به جمهوری اسلامی و کل انقلابی که آیتالله خمینی رهبری کرد، علاقهای ندارند، خشمگین کرد. تصمیم شگفتیآور بیبیسی برای ترتیب یک مصاحبه صوتی با زاهدی، آتش این خشم را شعلهورتر کرد. بسیاری از ایرانیان تصمیم بیبیسی را یک اقدام حساب شده پنداشتند. چگونه ممکن است یک تلویزیون با این همه شتاب در پی یک مصاحبه صوتی آن هم با کسی که در متن خبرها نیست برود؟ حتما کاسهای زیر نیم کاسه هست!
من فکر نمیکنم کاسهای زیر نیم کاسه باشد. همه میدانیم که در حال حاضر مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی، با پرسشهای فراوان روبرو است. شورشهای دو سال گذشته، انتخابات تحریم شده اخیر شکستهای پیدرپی در زمینههای سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی، زمینه را برای ابراز تردید درباره مشروعیت نظام کنونی فراهم کرده است. بدین سان، اگر یکی از رجال رژیم گذشته، حاضر باشد مشروعیت نظام را تایید کند و سرداری را که بصورت نماد یا سمبول انقلاب اسلامی به بازار عرضه میشود، بستاید؛ فرصتی است که برخی وسایل ارتباط جمعی کمتر ممکن است از دست بدهند.
بنابراین، میتوان گفت که بیبیسی و چند شبکه دیگر در دنیای مجازی، با بهرهگیری از زاهدی کوشیدند تا مشروعیت مورد تردید قرار گرفته جمهوری اسلامی را تا آنجا که ممکن است، از تزلزل بیشتر مصون دارند.
پیام آنان این بود: وقتی که داماد شاه، مردی که سفیر و وزیر خارجه دوران طاغوت نیز بوده است، سردار سلیمانی را میستاید و جمهوری اسلامی را مشروع میداند، چرا باید به کسانی که مشروعیت رژیم را زیر سوال میبرند، گوش کرد؟
در این چارچوب، تکیه بر «داماد شاه» بودن زاهدی جالب است. زیرا هدفی جز این ندارد که بگوید، سرسختترین دشمنان جمهوریاسلامی، اکنون حامی و مدافع آن شدهاند.
اما یک نگاه دقیقتر، ممکن است تصویری متفاوت در برابر ما قرار دهد. نخست، این واقعیت که زاهدی مدت کوتاهی، کوتاه نسبت به عمر طولانیاش، داماد شاه بود، صلاحیت ویژهای نصیب او نمیکند.
دوم، مجموعه تماس او با شاه در مقایسه با زندگی طولانی او از اهمیت کمتری برخوردار است. زاهدی چهار سال آجودان یا ملازم کشوری شاه بود، در زمانی که محمدرضا شاه بیش از ۱۵۰ ملازم کشوری و لشکری داشت. به این چهار سال، سه دوره سفارت در واشنگتن و لندن، مجموعا نزدیک به ۱۰ سال و کمی بیش از چهار سال در نقش وزیر امور خارجه، بیافزایید و خواهید دید که تصویر زاهدی بعنوان سمبول ۳۷ سال سلطنت محمدرضا شاه پذیرفتنی نیست. در ۴۱ سال گذشته، یعنی دوران تبعید بعد از انقلاب، زاهدی در برابر تحولات ایران یا سکوت کرده بود یا با لحنی دیپلماتیک از خطرات جمهوری اسلامی هم برای ایران و هم برای جهان سخن گفته بود.
ک نمونه خوب از مورد دوم، مقالهای است که زاهدی در روزنامه آمریکایی، والاستریت جورنال، منتشر کرد- مقالهای که توجه بین المللی را به برنامه هستهای جمهوری اسلامی جلب کرد و روندی را کلید زد که سرانجام به «برجام» منجر شد.
به عبارت دیگر، سخنان اخیر زاهدی را باید استثنایی بر قاعده دانست. قاعده کار او در چهار دهه گذشته مبارزه آرام، اما بی وقفه با نظامی بود که سقوط نظام مشروطه بر ایران مسلط شد.
اما زاهدی از یک نظر دیگر نیز استثنایی است بر قاعده. در دوران سلطنت محمدرضا شاه، بیش از سه هزار تن بعنوان وزیر در ۳۵ کابینه مختلف شرکت داشتند. بعد از کسب قدرت ملایان در تهران، بسیاری از آن وزیران، البته آنان که پیش از انقلاب به رحمت الهی نپیوسته بودند، یا در داخل ایران اعدام شدند و یا به تبعید تن در دادند. یک سال پس از انقلاب، من با نزدیک به ۴۰ تن از آنان در تماس بودم.
Independentpersian
@AmirTaheri4
Telegraph
جمهوری اسلامی و دریوزگی مشروعیت
جمهوری اسلامی و دریوزگی مشروعیت مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی با پرسشهای فراوان روبرو است امیر طاهری جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ برابر با ۸ مه ۲۰۲۰
Amir Taheri امیر طاهری pinned «⚡جمهوری اسلامی و دریوزگی مشروعیت مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی با پرسشهای فراوان روبرو است برای اکثریت ایرانیان که در دوران محمدرضا شاه یا هنوز بدنیا نیامده بودند و یا سالهای کودکی را می گذراندند، اردشیر زاهدی، احتمالا، نامی است…»
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
دیروز در برابر امروز: برنامهای برای مناظرات ایرانی
به عبارت دیگر، زیستن بین یک «مرگ بر شاه» بزدلانه و یک جاوید شاه «رزمجویانه».
نظام خمینیگرا همواره ترجیح میدهد که تنها به قاضی برود و راضی برگردد
«نیمی از مردم ایران دوران محمد رضا شاه را لمس و درک نکردهاند. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان، بهویژه جوانان، در مورد سلطنت پهلوی دچار شک شدهاند و رفتاری را که دشمن میخواهد، انجام میدهند.»
جملات بالا خلاصهای است از گزارش آسیب شناسانه سردار رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، درباره تظاهرات اعتراضی گسترده که بیش از ۱۰۰ شهر ایران را در برگرفت.
سردار شریف میگوید: «ما نتوانستیم کارکرد نظام در چهل سال گذشته را به خوبی نشان داده و چهره منحوس رژیم سابق را آگاهی بخشی کنیم.» سخنگوی سپاه میپذیرد که شنیدن فریادهای مردمی «رضاشاه، روحت شاد!» و «ای شاه خوبان! برگرد به ایران!» برای او و هم قطارانش دردناک بوده است.
البته ما نمیدانیم این شعارها در چه سطحی و با چه دامنهای بر قیام مردمی اخیر اثر نهاده است. اما خشم و تاسف سردار نشان میدهد که نظام کنونی، شعارهای مورد بحث را چیزی بیش از نماد یک فسوسان ملی میداند و حتی، احتمالا یک چالش سیاسی بزرگ و جدی به شمار میآورد.
پیام پوشیده سردار شریف این است که نظام خمینیگرا، در معرفی چهره راستین نظام پهلوی شکست خورده است.
بسیارخب، اما این شکست از چه ناشی میشود؟ به گمان ما ریشه این شکست را باید در شیوه برخورد رژیم خمینیگرا با جهان واقعیات جستوجو کرد.
خمینیگرایی مسلکی است که جهان واقعیات را آمیزهای از سپید و سیاه میداند و از رنگینکمان احتمالات زندگی انسانی بیخبر است. از دید این مسلک، آدمیان بر دو نوعاند: خودی و غیر خودی، و از دیدی گستردهتر، دوست و دشمن. بدینسان، دوران پهلویها - یعنی نیم قرن از زندگی ایران معاصر، به صورت پردهای از ظلمت مطلق رسم میشود که در آن کوچکترین نقطه روشنی وجود ندارد. مهم نیست که در نیم قرن سلطنت پهلوی دست کم سه نسل از ایرانیان، میلیونها انسان، سهیم بودند. مهم نیست که آنان در آفرینش فرهنگی، ادبی، علمی، اقتصادی و سیاسی، دستاوردهای بزرگ داشتند. آنچه برای خمینیگرایان اهمیت دارد، سیاهنمایی نیم قرن از تاریخ ایران و ترسیم یک ضربدر قرمز بر تمام دوران پهلوی است.
البته سیاهنمایی گذشتگان با ظهور فرقه خمینی آغاز نشده است. تاریخ سرشار است از حدیث حکمرانان تازه از راه رسیده که تخطئه پیشینیان خود را در صدر برنامهها قرار دادهاند.
یکی از هدفهای اصلی نخستین حکومت اسلامی، دستکم تا پایان دوران خلفای راشدین، ترسیم کل تاریخ پیشین اعراب به صورت «دوران جاهلیت» بود. تنها ۱۴ قرن پس از آن، اعراب اندک اندک دریافتند که «دوران جاهلیت» مورد بحث، چیزی جز یک ترفند تبلیغاتی نبوده است. دریافتند که ادعای «زنده به گور کردن دختران خردسال» دروغی بیش نیست. در آن «دوران جاهلیت»، اعراب با ادیان گوناگون در کنار هم میزیستند و تنوع مذهبی و مرامی را پدیدهای طبیعی میدانستند. در شبه جزیره عرب «دوران جاهلیت»، مسیحیان با کلیساهای گوناگون، یهودیان، حنیفان و قبایل بتپرست، هر یک به نوبه خود، به ایجاد، حفظ و پیشبرد تمدن قحطانی-عدنانی کمک میکردند. شهر نجران، به تنهایی ۱۲ کلیسا، از جمله کلیسای جامع، داشت و یکی از مهمترین مراکز مسیحیت در آسیا به شمار میرفت.
اکتشافات باستانشناسی دهههای اخیر، به ویژه در نجران، یمامه و مدینه، آثار یک تمدن درخشان را پس از چهارده قرن سیاهنمایی در برابر چشمان ما قرار داده است. امروز به خوبی روشن است که عربستان «دوران جاهلیت»، یک مرکز مهم بازرگانی بینالمللی بود بین شبه قاره هند، شاهنشاهی ایران و امپراتوری روم.
در همان دوران، شعر عرب به نقطه اوجی رسید که هنوز هم کسی از آن فراتر نرفته است. در همان دوران، زنان در همه زمینهها، از بلقیس، ملکه سبا، گرفته تا هند، که در نقش دیپلماتی ورزیده، مذاکرات صلح با پیامبر را رهبری میکرد، حضور داشتند. در داستان «عنتر و عبله»، قهرمان زن همان قدر آفریننده وقایع است که همتای مرد او.
در ایران خودمان، ساسانیان به محض رسیدن به قدرت، به تخریب پیشینیان خود، یعنی پارتهای اشکانی، پرداختند. اشکانیان با تهمت «یونان دوستی» (فیلُهلن) به صورت خائنان به هویت ایرانی ترسیم شدند. بیش از ۱۵ قرن بعد، تازه ایرانیان دریافتند که تبلیغات ساسانیان نه تنها متکی بر واقعیت نیست، بلکه آشکارا غلوآمیز است.
در تاریخ نزدیکتر به امروز، یکی از مضامین اصلی تبلیغات در دوران رضا شاه کبیر، تخطئه پیشینیان، یعنی قاجاریه و سیاهنمایی دو قرن سلطنت آنان بود.
نکته جالب اینجاست که ۹۰ درصد از رجال برجستهای که به رهبری رضا شاه، ایران مدرن را ساختند خود یا ریشه قجری داشتند یا در همان «دوران سیاه» قاجاریه تربیت شده بودند.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
به عبارت دیگر، زیستن بین یک «مرگ بر شاه» بزدلانه و یک جاوید شاه «رزمجویانه».
نظام خمینیگرا همواره ترجیح میدهد که تنها به قاضی برود و راضی برگردد
«نیمی از مردم ایران دوران محمد رضا شاه را لمس و درک نکردهاند. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان، بهویژه جوانان، در مورد سلطنت پهلوی دچار شک شدهاند و رفتاری را که دشمن میخواهد، انجام میدهند.»
جملات بالا خلاصهای است از گزارش آسیب شناسانه سردار رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، درباره تظاهرات اعتراضی گسترده که بیش از ۱۰۰ شهر ایران را در برگرفت.
سردار شریف میگوید: «ما نتوانستیم کارکرد نظام در چهل سال گذشته را به خوبی نشان داده و چهره منحوس رژیم سابق را آگاهی بخشی کنیم.» سخنگوی سپاه میپذیرد که شنیدن فریادهای مردمی «رضاشاه، روحت شاد!» و «ای شاه خوبان! برگرد به ایران!» برای او و هم قطارانش دردناک بوده است.
البته ما نمیدانیم این شعارها در چه سطحی و با چه دامنهای بر قیام مردمی اخیر اثر نهاده است. اما خشم و تاسف سردار نشان میدهد که نظام کنونی، شعارهای مورد بحث را چیزی بیش از نماد یک فسوسان ملی میداند و حتی، احتمالا یک چالش سیاسی بزرگ و جدی به شمار میآورد.
پیام پوشیده سردار شریف این است که نظام خمینیگرا، در معرفی چهره راستین نظام پهلوی شکست خورده است.
بسیارخب، اما این شکست از چه ناشی میشود؟ به گمان ما ریشه این شکست را باید در شیوه برخورد رژیم خمینیگرا با جهان واقعیات جستوجو کرد.
خمینیگرایی مسلکی است که جهان واقعیات را آمیزهای از سپید و سیاه میداند و از رنگینکمان احتمالات زندگی انسانی بیخبر است. از دید این مسلک، آدمیان بر دو نوعاند: خودی و غیر خودی، و از دیدی گستردهتر، دوست و دشمن. بدینسان، دوران پهلویها - یعنی نیم قرن از زندگی ایران معاصر، به صورت پردهای از ظلمت مطلق رسم میشود که در آن کوچکترین نقطه روشنی وجود ندارد. مهم نیست که در نیم قرن سلطنت پهلوی دست کم سه نسل از ایرانیان، میلیونها انسان، سهیم بودند. مهم نیست که آنان در آفرینش فرهنگی، ادبی، علمی، اقتصادی و سیاسی، دستاوردهای بزرگ داشتند. آنچه برای خمینیگرایان اهمیت دارد، سیاهنمایی نیم قرن از تاریخ ایران و ترسیم یک ضربدر قرمز بر تمام دوران پهلوی است.
البته سیاهنمایی گذشتگان با ظهور فرقه خمینی آغاز نشده است. تاریخ سرشار است از حدیث حکمرانان تازه از راه رسیده که تخطئه پیشینیان خود را در صدر برنامهها قرار دادهاند.
یکی از هدفهای اصلی نخستین حکومت اسلامی، دستکم تا پایان دوران خلفای راشدین، ترسیم کل تاریخ پیشین اعراب به صورت «دوران جاهلیت» بود. تنها ۱۴ قرن پس از آن، اعراب اندک اندک دریافتند که «دوران جاهلیت» مورد بحث، چیزی جز یک ترفند تبلیغاتی نبوده است. دریافتند که ادعای «زنده به گور کردن دختران خردسال» دروغی بیش نیست. در آن «دوران جاهلیت»، اعراب با ادیان گوناگون در کنار هم میزیستند و تنوع مذهبی و مرامی را پدیدهای طبیعی میدانستند. در شبه جزیره عرب «دوران جاهلیت»، مسیحیان با کلیساهای گوناگون، یهودیان، حنیفان و قبایل بتپرست، هر یک به نوبه خود، به ایجاد، حفظ و پیشبرد تمدن قحطانی-عدنانی کمک میکردند. شهر نجران، به تنهایی ۱۲ کلیسا، از جمله کلیسای جامع، داشت و یکی از مهمترین مراکز مسیحیت در آسیا به شمار میرفت.
اکتشافات باستانشناسی دهههای اخیر، به ویژه در نجران، یمامه و مدینه، آثار یک تمدن درخشان را پس از چهارده قرن سیاهنمایی در برابر چشمان ما قرار داده است. امروز به خوبی روشن است که عربستان «دوران جاهلیت»، یک مرکز مهم بازرگانی بینالمللی بود بین شبه قاره هند، شاهنشاهی ایران و امپراتوری روم.
در همان دوران، شعر عرب به نقطه اوجی رسید که هنوز هم کسی از آن فراتر نرفته است. در همان دوران، زنان در همه زمینهها، از بلقیس، ملکه سبا، گرفته تا هند، که در نقش دیپلماتی ورزیده، مذاکرات صلح با پیامبر را رهبری میکرد، حضور داشتند. در داستان «عنتر و عبله»، قهرمان زن همان قدر آفریننده وقایع است که همتای مرد او.
در ایران خودمان، ساسانیان به محض رسیدن به قدرت، به تخریب پیشینیان خود، یعنی پارتهای اشکانی، پرداختند. اشکانیان با تهمت «یونان دوستی» (فیلُهلن) به صورت خائنان به هویت ایرانی ترسیم شدند. بیش از ۱۵ قرن بعد، تازه ایرانیان دریافتند که تبلیغات ساسانیان نه تنها متکی بر واقعیت نیست، بلکه آشکارا غلوآمیز است.
در تاریخ نزدیکتر به امروز، یکی از مضامین اصلی تبلیغات در دوران رضا شاه کبیر، تخطئه پیشینیان، یعنی قاجاریه و سیاهنمایی دو قرن سلطنت آنان بود.
نکته جالب اینجاست که ۹۰ درصد از رجال برجستهای که به رهبری رضا شاه، ایران مدرن را ساختند خود یا ریشه قجری داشتند یا در همان «دوران سیاه» قاجاریه تربیت شده بودند.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
Telegraph
دیروز در برابر امروز: برنامهای برای مناظرات ایرانی
دیروز در برابر امروز: برنامهای برای مناظرات ایرانی نظام خمینیگرا همواره ترجیح میدهد که تنها به قاضی برود و راضی برگردد امیر طاهری جمعه 22 آذر 1398 برابر با 13 دِسامبر 2019
👍1
زلزله اخیر در ایران یادآور این است که ایران با بیش از ۵۰۰۰ زلزله در سال، جزو ۶ کشور اول زلزله خیز جهان است.
اما همچنان فقط ۳ درصد از ۱۲ میلیون جمعیت تهران در خانههای ضد زلزله زندگی میکنند.
اما در مورد فاجعهای که در انتظار نیروگاه اتمی بوشهر است چه؟
@AmirTaheri4
اما همچنان فقط ۳ درصد از ۱۲ میلیون جمعیت تهران در خانههای ضد زلزله زندگی میکنند.
اما در مورد فاجعهای که در انتظار نیروگاه اتمی بوشهر است چه؟
@AmirTaheri4
Amir Taheri امیر طاهری
زلزله اخیر در ایران یادآور این است که ایران با بیش از ۵۰۰۰ زلزله در سال، جزو ۶ کشور اول زلزله خیز جهان است. اما همچنان فقط ۳ درصد از ۱۲ میلیون جمعیت تهران در خانههای ضد زلزله زندگی میکنند. اما در مورد فاجعهای که در انتظار نیروگاه اتمی بوشهر است چه؟ @AmirTaheri4
خمینیستیها برای اشاره به خطر نیروگاه اتمی بوشهر دراثر زلزله,به من حمله کردند. ادعا میکنند که کارشناسان فرانسوی مناطقی را برای این نیروگاه پیدا کردند که بیش از ۴ ریشتر زلزله نمیآید و میتواند تا ۷ ریشتر را تحمل کند. مشکل این است که دادههای چک شده از سال ۱۹۵۸ بوده و قبل از آن را نمیدانیم.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
سپاه اعلام کرد آخرین افغانهای استخدام شده برای جنگ در سوریه، درحال ساخت ماسک برای کرونا هستند. تعدادی به افغانستان فرستاده میشود. به ۵ واحد فاطمیون درسوریه نیز که به بخشهای مزدوران افغانی و پاکستانی تقسیم میشوند، وظایف غیر جنگی داده شده است.
بستن کل نمایش در سوریه بهترین انتخاب است.
@AmirTaheri4
بستن کل نمایش در سوریه بهترین انتخاب است.
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: آیت ا... عریان و بازی تاج و تخت در لبنان
مشاهده در لینک یوتیوب
خامنهای و سینه چاکان ولایتش فراموش کرده اند که ایجاد یک امپراتوری، آنچنان هم کار آسانی نیست، بویژه هنگامی که امپراتور در زمین خود چیزی در دست نداشته و برهنه و علیل باشد...
**برگردان فارسی تحلیلی با عنوان” مصائب لبنان و انتخاب هارلکوئین” منتشر شده در شرق الاوسط:
Lebanese Zugzwang and Harlequin’s Choice
#امیر_طاهری
#آیتالله_عریان
@AmirTaheri4
مشاهده در لینک یوتیوب
خامنهای و سینه چاکان ولایتش فراموش کرده اند که ایجاد یک امپراتوری، آنچنان هم کار آسانی نیست، بویژه هنگامی که امپراتور در زمین خود چیزی در دست نداشته و برهنه و علیل باشد...
**برگردان فارسی تحلیلی با عنوان” مصائب لبنان و انتخاب هارلکوئین” منتشر شده در شرق الاوسط:
Lebanese Zugzwang and Harlequin’s Choice
#امیر_طاهری
#آیتالله_عریان
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
انتخاب احتمالی جمهوری در مجلس موسسان و تعارض با نظام پادشاهی
دکترامیرطاهری:
من تعارضی نمیبینم اصل قضیه در قانون اساسی مشروطه حاکمیت ملت هست و قدرت متعلق به ملتِ و این قدرت ملت میتونه تفویض بکنه به یک شاه یا یک رییسجمهوری در چهارچوب قانون اساسی
منتهی، من شخصا فکر میکنم که نظام سلطنتی برای ایران خیلی بهتره برای اینکه نظامی است که ریشههای تاریخی داره سابقه فرهنگی داره
من میخوام ایران فرق داشته باشه با کشورهای جدیدالتاسیس !در پنجاه شصت سال گذشته در دنیا سی چهل تا کشور بیشتر نبوده الان۱۹۸ تاکشور بوده یعنی این جمهوریهای موز همهجا هستند!
من شخصا معتقدم که لزومی نداره که این ثروت فرهنگی این یادبود و یادگار تاریخی رو که مارو متفاوت میکنه از دیگران بیخودی بندازیم دور
انگلیسها به داشتن ملکه و سلطنتشون افتخار میکنند برای اینکه میخوان متفاوت باشند
از این گذشته مشروطیت ایران حاصل یک تفاهم ملی است که بوجود اومده متاسفانه توده ما فرصت پیدا نکرده که درموردش مطالعه کنند ولی تمام اجزایی که ایران تشکیل دادند درش شرکت داشتند
طبقه متوسط بودند روحانیون بودند کارگران ،صنعتگران ،نظامیان روسای عشایر بودند
یعنی حداقل تفاهمی است که همه ملل باید داشته باشن تا بتونن به عنوان یک ملت زندگی کنند
با انواع اقسام دیدهای سیاسی مختلف زبانهای مختلف با سوابق قومی مختلف
دیگه اینها مطرح نیست شما به حداقل تفاهم رسیدید و نقطه شروع همه چیز برای ما ایرانی بودنمون هست
و جز ایرانی بودنمون هم این است که ما دارای نظام شاهنشاهی هستیم یعنی مال خودمون هست همه شاه خودمون هستیم ولی چون همه ۸۵ میلیون ایرانی نمیتونن شاه بشن میریم یه شاهی پیدا میکنیم اگه به تاریخ ایران نگاه کنیم ما ۳۱۶ تا شاه داشتیم
خیلیاشونم هروقت نخواستیم عوض کردیم
این نظر شخص منه منتهی ما با این نظر شخصی میریم تو انتخابات مجلس موسسان شرکت میکنیم اگه برنده شدیم به نظرم برنده خواهیم شد اگه برنده شدیم این سیستم باید به این شکل ادامه پیدا بکنه اگر هم برنده نشدیم خب ما در اقلیت هستیم
شبیه اینو ما در اسپانیا بعد از فرانکو دیدیم موقعی که فرانکو سرکار بود دو خوان کارلوس که ولیعهد اسپانیا بشمار میومد حق نداشت هیچ حرف سیاسی بزنه بنابراین طرفداران سلطنت در اسپانیا کاری به ایشون نداشتن حتی تلفنی هم باهاش صحبت نمیکردن اینا رفتن دنبال کار خودشون جنبش خودشون بوجود اوردن بعد از فرانکو که طبق قانون قرار بود یک رفراندومی انجام بشه که اسپانیا جمهوری بشه یا سلطنتی ، سلطنتطلبا در یک مبارزه دموکراتیک برنده شدن و بزودی بعد از اون یکی دوسال بعد از اون همه اسپانیاییها فهمیدن که چرا سیستم سلطنت براشون بهتره!
برای اینکه اگه یادتون باشه سرهنگ دِخِرو یک کودتایی کرد
و اومد مجلس در مادرید اشغال کرد شبش پادشاه اسپانیا اومد تلویزیون به عنوان پدر ملت گفت همه باید دور هم جمع بشید دوران کودتا و تحمیل این نظر بر اون نظر قدرت با اسلحه گذشته و تمام اسپانیا رو جمع کرد
بنابراین این کینه و نفرت نسبت به سلطنت و شخص پادشاه واقعا زهری بود که با تبلیغات ضد ایرانی در دوران جنگ سرد به ما تلقین شد
قبل از جنگ سرد ما نیروها و ایدیولوژیهای مختلف داشتیم ولی هیچکدوم ضد سلطنت نبودن یعنی هیچکس نمیخواست سلطنت از ایران از بین ببره، ما حزب اجتماعیون یا سوسیالدموکراتها رو در قرن۱۹ داشتیم گروههای کمونیستی ولی هیچکدام خواهان تغییر سلطنت نبودن این اواخر در دوران جنگ سرد این موضوع مطرح شد اول از گروههای چپگرای نیمه مایویستی و کوبایی بعد یواش یواش زیر نفوذ عوامل دیگه که نمیخوام وارد جزییاتش بشم و بخش کوچکی از مذهبیون بین خمینی و رفقاش منتشر شد
یک بیماری جدید بود برای ایران و الان نتیجه این بیماری دیدیم رنجشکشیدیدم
یه عده هم میگن برای اینکه ایران نجات پیدا کنه بیایم اسلام از بین ببریم در حالی که مسیله ما اسلام نیست مسیله ما استبدادی استکه برقرار شده به اسم اسلامو یک گروه کوچکی از روحانیون دارودسته آقای خامنهای و خمینی و رفقاشون فرقه خمینیه که من اسمش گذاشتم اینها چهار پنج هزار نفر بیشتر نیستند
ما در حدود ۱۳۰هزار روحانی در ایران داریم بزرگترین تعداد زندانیان در ایران روحانیون هستندبیشتر از روشنفکران و غیره که مخالفن با رژیم در زمام شاه مخالفانش زنده بودن و سرومر گنده راه میرفتن آقای خمینی کسی نکشت آقای بازرگان یا مرحوم سنجابی در این اواخر بعد از فرار از ایران دیدیمش دایم گریه میکرد چرا اینکارا رو کرده رهبران حزب توده رو کی اعدام کرد؟
آقای خمینی اعدامشون کرد نه شاه!
بیایم دوباره دور هم جمع بشیم براساس اون حداقل تفاهمی که مشروطیت بوجود اورد بر اساس اون حداقل تفاهم ایران از این بنبست بیاریم بیرون و به یکمسیر جدید برسیم.
@AmirTaheri4
دکترامیرطاهری:
من تعارضی نمیبینم اصل قضیه در قانون اساسی مشروطه حاکمیت ملت هست و قدرت متعلق به ملتِ و این قدرت ملت میتونه تفویض بکنه به یک شاه یا یک رییسجمهوری در چهارچوب قانون اساسی
منتهی، من شخصا فکر میکنم که نظام سلطنتی برای ایران خیلی بهتره برای اینکه نظامی است که ریشههای تاریخی داره سابقه فرهنگی داره
من میخوام ایران فرق داشته باشه با کشورهای جدیدالتاسیس !در پنجاه شصت سال گذشته در دنیا سی چهل تا کشور بیشتر نبوده الان۱۹۸ تاکشور بوده یعنی این جمهوریهای موز همهجا هستند!
من شخصا معتقدم که لزومی نداره که این ثروت فرهنگی این یادبود و یادگار تاریخی رو که مارو متفاوت میکنه از دیگران بیخودی بندازیم دور
انگلیسها به داشتن ملکه و سلطنتشون افتخار میکنند برای اینکه میخوان متفاوت باشند
از این گذشته مشروطیت ایران حاصل یک تفاهم ملی است که بوجود اومده متاسفانه توده ما فرصت پیدا نکرده که درموردش مطالعه کنند ولی تمام اجزایی که ایران تشکیل دادند درش شرکت داشتند
طبقه متوسط بودند روحانیون بودند کارگران ،صنعتگران ،نظامیان روسای عشایر بودند
یعنی حداقل تفاهمی است که همه ملل باید داشته باشن تا بتونن به عنوان یک ملت زندگی کنند
با انواع اقسام دیدهای سیاسی مختلف زبانهای مختلف با سوابق قومی مختلف
دیگه اینها مطرح نیست شما به حداقل تفاهم رسیدید و نقطه شروع همه چیز برای ما ایرانی بودنمون هست
و جز ایرانی بودنمون هم این است که ما دارای نظام شاهنشاهی هستیم یعنی مال خودمون هست همه شاه خودمون هستیم ولی چون همه ۸۵ میلیون ایرانی نمیتونن شاه بشن میریم یه شاهی پیدا میکنیم اگه به تاریخ ایران نگاه کنیم ما ۳۱۶ تا شاه داشتیم
خیلیاشونم هروقت نخواستیم عوض کردیم
این نظر شخص منه منتهی ما با این نظر شخصی میریم تو انتخابات مجلس موسسان شرکت میکنیم اگه برنده شدیم به نظرم برنده خواهیم شد اگه برنده شدیم این سیستم باید به این شکل ادامه پیدا بکنه اگر هم برنده نشدیم خب ما در اقلیت هستیم
شبیه اینو ما در اسپانیا بعد از فرانکو دیدیم موقعی که فرانکو سرکار بود دو خوان کارلوس که ولیعهد اسپانیا بشمار میومد حق نداشت هیچ حرف سیاسی بزنه بنابراین طرفداران سلطنت در اسپانیا کاری به ایشون نداشتن حتی تلفنی هم باهاش صحبت نمیکردن اینا رفتن دنبال کار خودشون جنبش خودشون بوجود اوردن بعد از فرانکو که طبق قانون قرار بود یک رفراندومی انجام بشه که اسپانیا جمهوری بشه یا سلطنتی ، سلطنتطلبا در یک مبارزه دموکراتیک برنده شدن و بزودی بعد از اون یکی دوسال بعد از اون همه اسپانیاییها فهمیدن که چرا سیستم سلطنت براشون بهتره!
برای اینکه اگه یادتون باشه سرهنگ دِخِرو یک کودتایی کرد
و اومد مجلس در مادرید اشغال کرد شبش پادشاه اسپانیا اومد تلویزیون به عنوان پدر ملت گفت همه باید دور هم جمع بشید دوران کودتا و تحمیل این نظر بر اون نظر قدرت با اسلحه گذشته و تمام اسپانیا رو جمع کرد
بنابراین این کینه و نفرت نسبت به سلطنت و شخص پادشاه واقعا زهری بود که با تبلیغات ضد ایرانی در دوران جنگ سرد به ما تلقین شد
قبل از جنگ سرد ما نیروها و ایدیولوژیهای مختلف داشتیم ولی هیچکدوم ضد سلطنت نبودن یعنی هیچکس نمیخواست سلطنت از ایران از بین ببره، ما حزب اجتماعیون یا سوسیالدموکراتها رو در قرن۱۹ داشتیم گروههای کمونیستی ولی هیچکدام خواهان تغییر سلطنت نبودن این اواخر در دوران جنگ سرد این موضوع مطرح شد اول از گروههای چپگرای نیمه مایویستی و کوبایی بعد یواش یواش زیر نفوذ عوامل دیگه که نمیخوام وارد جزییاتش بشم و بخش کوچکی از مذهبیون بین خمینی و رفقاش منتشر شد
یک بیماری جدید بود برای ایران و الان نتیجه این بیماری دیدیم رنجشکشیدیدم
یه عده هم میگن برای اینکه ایران نجات پیدا کنه بیایم اسلام از بین ببریم در حالی که مسیله ما اسلام نیست مسیله ما استبدادی استکه برقرار شده به اسم اسلامو یک گروه کوچکی از روحانیون دارودسته آقای خامنهای و خمینی و رفقاشون فرقه خمینیه که من اسمش گذاشتم اینها چهار پنج هزار نفر بیشتر نیستند
ما در حدود ۱۳۰هزار روحانی در ایران داریم بزرگترین تعداد زندانیان در ایران روحانیون هستندبیشتر از روشنفکران و غیره که مخالفن با رژیم در زمام شاه مخالفانش زنده بودن و سرومر گنده راه میرفتن آقای خمینی کسی نکشت آقای بازرگان یا مرحوم سنجابی در این اواخر بعد از فرار از ایران دیدیمش دایم گریه میکرد چرا اینکارا رو کرده رهبران حزب توده رو کی اعدام کرد؟
آقای خمینی اعدامشون کرد نه شاه!
بیایم دوباره دور هم جمع بشیم براساس اون حداقل تفاهمی که مشروطیت بوجود اورد بر اساس اون حداقل تفاهم ایران از این بنبست بیاریم بیرون و به یکمسیر جدید برسیم.
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیش بینی دوسال پیش (سال ۲۰۱۸) دکتر امیر طاهری :
رژیم ایران مجبور است از مناطقی که مورد علاقه اسرائیل است خارج شود.
@AmirTaheri4
رژیم ایران مجبور است از مناطقی که مورد علاقه اسرائیل است خارج شود.
@AmirTaheri4
خامنهای سربازان ایرانی و مزدوران لبنانی، افغان و پاکستانی را به سوریه فرستاد تا از "حرم" دفاع کنند.
حالا ما میدانیم که که حرمی برای دفاع نبوده و هیچ کس به هیچ حرمی حمله نکرده است.
چرا نیروهای آنها حتی نمیتوانند از خودشان دفاع کنند؟
به اسرائیلیها در تمرین هدفگیری کمک میکنند؟!
@AmirTaheri4
حالا ما میدانیم که که حرمی برای دفاع نبوده و هیچ کس به هیچ حرمی حمله نکرده است.
چرا نیروهای آنها حتی نمیتوانند از خودشان دفاع کنند؟
به اسرائیلیها در تمرین هدفگیری کمک میکنند؟!
@AmirTaheri4
منابع تهران تایید کردند که هواپیماهای جنگی ناشناسی حمله هوایی بر پایگاه های ایران در ابوکمال سوریه انجام دادند که درپی آن حداقل ۱۱ نفرکشته شدند.
پایگاه ابوالفضل العباس به عنوان رابط اصلی حضور جمهوری اسلامی درمنطقه میانه شرقی بود.
جایزهای نگذاشتند برای حدس اینکه آن هواپیمای "ناشناخته" که بود!
@AmirTaheri4
پایگاه ابوالفضل العباس به عنوان رابط اصلی حضور جمهوری اسلامی درمنطقه میانه شرقی بود.
جایزهای نگذاشتند برای حدس اینکه آن هواپیمای "ناشناخته" که بود!
@AmirTaheri4
حمله هوایی شب گذشته به پایگاه جمهوری اسلامی در مرز عراق و سوریه نشان داد هیچ جای از منطقه برای نیروهایش امن نیست.
حملات هوایی اسرائیل در سوریه هر روز عمیق و عمیقتر میشود و هیچ حرکتی از نیروهای سوری و روسی برای پوشش هوایی آن انجام نمیشود.
نیروهای تهران شبیه اردک نشسته شدهاند.
@AmirTaheri4
حملات هوایی اسرائیل در سوریه هر روز عمیق و عمیقتر میشود و هیچ حرکتی از نیروهای سوری و روسی برای پوشش هوایی آن انجام نمیشود.
نیروهای تهران شبیه اردک نشسته شدهاند.
@AmirTaheri4
قم-آیتالله حامد کاشانی مشاور خامنهای در خطبههای نماز جمعه گفت: "اصل اساسی در اسلام وفاداری به رهبر و عشق به علی و خاندان اوست. توحید ( اعتقاد به الله) چیزی جز وهم نیست."
چند مسلمان با این دیدگاه پایهای از دینشان موافق هستند؟
@AmirTaheri4
چند مسلمان با این دیدگاه پایهای از دینشان موافق هستند؟
@AmirTaheri4
خطبههای آیتالله مهدوی کرمانی در خطبه ماه رمضان: سکولاریسم، آخرین توطئه علیه اسلام است. این یعنی بشر میتواند امور خود را بدون امامان مدیریت کند. مگر اینکه سکولاریسم، مانند سایر تفکرها، در خدمت رهبری (ولایت) تحت کنترل در آمده باشد.
(#اختراع_سکولاریسم_مذهبی ؟)
@AmirTaheri4
(#اختراع_سکولاریسم_مذهبی ؟)
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وضع جدید را بر چه اساسی میخواهید به وجود آورید؟
نمیتوانیم بگوییم ایران ناگهان تبدیل میشود به کاغذ سفیدی که ما هر چی دلمان خواست رویش نقش کنیم!
برای عبور از وضع موجود نیاز به یک پایگاه فرهنگی، سیاسی، قانونی و تجربی داریم که همان مشروطیت است.
@AmirTaheri4
نمیتوانیم بگوییم ایران ناگهان تبدیل میشود به کاغذ سفیدی که ما هر چی دلمان خواست رویش نقش کنیم!
برای عبور از وضع موجود نیاز به یک پایگاه فرهنگی، سیاسی، قانونی و تجربی داریم که همان مشروطیت است.
@AmirTaheri4
مرگ ۱۹ پرسنل نیروی دریایی ایران توسط "شلیک به خودی" در خلیج عمان، هشدار تازه است مبنی بر اینکه ارتش جمهوریاسلامی با مشکلات اساسی در آموزش، رهبری و تجهیزات روبرو هستند.
یکی از مشکلات، دو تا بودن نیروی دریایی ارتش و یگانهای دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
(یعنی دو نیروی دریایی داشتن)
@AmirTaheri4
یکی از مشکلات، دو تا بودن نیروی دریایی ارتش و یگانهای دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
(یعنی دو نیروی دریایی داشتن)
@AmirTaheri4
فعالان جامعه مدنی افغان برای محکوم کردن کشتن ۲۷ کارگر افغان که قصد ورود به ایران را داشتند، در هرات دست به اعتراض زدند.
این ۲۷ نفر بخشی از یک گروه ۵۸ نفره بودند.
به برخی از آنان شلیک شد و به رودخانه هریررود انداخته شدند.
۱۲۰ نماینده مجلس افغانستان نامهای اعتراضی به خامنهای فرستادند.
@AmirTaheri4
این ۲۷ نفر بخشی از یک گروه ۵۸ نفره بودند.
به برخی از آنان شلیک شد و به رودخانه هریررود انداخته شدند.
۱۲۰ نماینده مجلس افغانستان نامهای اعتراضی به خامنهای فرستادند.
@AmirTaheri4
ترولهای خمینیستی برای اشاره من به مشکلات ارتش ایران که با کشتن ۱۹ نفر توسط "شلیک به خودی" در خلیج عمان به اثبات رسیده، حمله کردند.
یکی از این ترولها میگوید:"چرا نمیگویید که آمریکاییها هم از این قبیل حوادث دارند؟"
باشد. شلیک به خودی در جنگ علیه نیروهای دشمن، مانند تمرینات داخلی نیست.
@AmirTaheri4
یکی از این ترولها میگوید:"چرا نمیگویید که آمریکاییها هم از این قبیل حوادث دارند؟"
باشد. شلیک به خودی در جنگ علیه نیروهای دشمن، مانند تمرینات داخلی نیست.
@AmirTaheri4
پس از سکوتی طولانی,، دولت افغانستان قول داد که در مورد کشته شدن ۲۷ کارگر افغان که سعی داشتند غیر قانونی وارد ایران شوند, تحقیق کند.
وزیر خارجه افغانستان در تماس تلفنی به همتای خمینیستی خود، از او "توضیح" خواسته است.
چون احتمال ماست مالی کردن وجود دارد، یک تحقیق مستقل نیاز است.
@AmirTaheri4
وزیر خارجه افغانستان در تماس تلفنی به همتای خمینیستی خود، از او "توضیح" خواسته است.
چون احتمال ماست مالی کردن وجود دارد، یک تحقیق مستقل نیاز است.
@AmirTaheri4
نوشته شده توسط یونیکا -
۲۱ام اردیبهشت ۱۳۹۹
گزارشها در روزهای اخیر میگویند که ترکیه و روسیه برای کنار گذاشتن بشاراسد، ملقب به قصاب سوریه به توافقی ضمنی رسیده اند و در همین حال رسانه شرق الاوسط میگوید : شبه نظامیان و مزدوران رژیم ایران، با نظارت یگانهایی از پلیس روسیه، اقدام به تخلیه نیروها و پایگاههایشان در مناطق مختلف سوریه به ویژه حومههای حلب، دیرالزور و دمشق کردند و گزارشهایی از انتقال برخی از این شبه نظامیان به عراق مخابره شدهاست، نیروهای آمریکایی همزمان حضور خود را در حومه شهر دیرالزور در شمال شرقی سوریه تقویت کردهاند.
به گفته ایتارتاس روسیه ، این کشور از حضور در درگیری های بی سرانجام سوریه خسته شده ولی همزمان قصد کنار کشیدن از صحنه پرماجرای سوریه را هم بدون دستیابی به امتیازات ویژه ندارد .
نزدیک به نه سال پیش در ۲۰۱۱ استاد امیر طاهری در مقاله ای باعنوان بازی سوری روسیه در نیویورک پست به بررسی بازیهای روسیه و نقش رژیم ایران در این استراتژی منفعت طلبانه پرداخته است . در آن زمان هنوز شبه جزیره کریمه و بندر سواستوپول تحت اشغال روسها در نیامده و اوکراین هنوز وارد بحران سال ۲۰۱۴ خود نیز نشده بود و روابط تنگاتنگی با غرب نداشت. در این مقاله تحلیلی استاد طاهری میتوان شمهای از روند منطقه را دید که اکنون بخش اعظمی از آن محقق شده و تنها بازنده این بازی شطرنج، رژیم ملاها پس از هزینه میلیاردها دلار در سوریه برای تحقق رویای احمقانه هلال شیعی و گسترش امپراطوری شیعی خود است.
برگردان فارسی مقاله
نور چشمی روسیه؛ روسیه قصد دارد تا اسکله ای در بندر طرطوس (سوریه) را از نظر امنیتی تامین کند تا جایگزین بندر سواستوپول اوکراین شود.
چند هفته پیش، یک مقام ارشد روسی به من اطمینان داد که دولت کرملین مانع از تصویب قطعنامه ای در حمایت از قیام مردمی در سوریه نخواهد شد. با این حال، روسیه در این ماه قطعنامه نسبتا ملایمی را در شورای امنیت سازمان ملل متحد وتو کرد.
اما، در همان زمان، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، با دعوت از اپوزیسیون سوریه به مسکو، باعث شد تا اینگونه استنباط شود که بشار اسد تنها طرف گفتگو نیست. و تنها ۴۸ ساعت پس از وتو، رییس جمهور وقت روسیه، دیمیتری مدودف از بشار اسد خواست که یا به اصلاحات تن دهد، و یا کنارهگیری کند.
حال پرسش اینجاست که چرا روسیه بیش از آنکه شبیه به یک قدرت بالغ و سرسنگین باشد، به عنوان یک جمهوری موز فروش و تهدیدی برای صلح در منطقه عمل میکند؟ [جمهوری موزفروش، در واژگان سیاسی نوین، اصطلاحی برای کشورهایی است تکمحصولی و ضعیف که از نظر سیاسی ناپایدار هستند و توسط گروهی کوچک، فاسد، پولدار، خودکامه در قالب الیگارشی یا زرسالاری اداره میشود، گفته میشود.]
بگذارید به عقب برگردیم. تنها پس از استقلال سوریه، دمشق تصمیم گرفت تا اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان حامی اصلی خود برگزیند. با گذشت سالها، این وابستگی به عنوان ستون اصلی استراتژی ملی سوریه تبدیل شد. حتی در دهه ۱۹۷۰، هنگامی که رییس جمهور وقت، حافظ اسد (پدر بشار اسد) با از بین بردن چپ ها در سوریه و لبنان و به نوعی به مصالح ایالات متحده خدمت کرد که دیگر تهدیدی از این دست علیه اسرائیل وجود نداشته باشد، دمشق روابط نزدیکی با مسکو داشت.
با پایان جنگ سرد، روسیه منافع خود را در سوریه و دیگر رژیم های نظامی عرب از دست داد. اما ممکن است که حوادث اخیر برخی از این منافع را مجددا احیا کند.
در این بین، بازگشت ولادیمیر پوتین به عنوان رییس جمهور نشان دهنده چرخش روسیه به وضعیت تهاجمی ضد غربی بود، و پرده از ماهیت سیاست دیپلماتیک مدودف برداشت. پوتین گمان می کرد که آمریکا در حال فروپاشی است، و روسیه می تواند به عنوان یک ابرقدرت، دست کم در خاورمیانه و اروپای شرقی جولان دهد.
در خاورمیانه، روسیه هیچ دوستی به جز سوریه ندارد. و ملاهای حاکم بر ایران نیز ممکن است که تنها یک متحد تاکتیکی باشند، آن هم تا زمانی که در برابر آمریکا دست به دلقک بازی بزنند و شکلک در بیاورند، اما نوک پیکان را هیچ گاه به سوی پوتین نمی گیرند، آنها در مخیله خود گمان می کنند که ابرقدرت خاورمیانه هستند.
پوتین می داند که اسد محکوم به فنا است. اما، می خواهد اطمینان حاصل کند که روسیه برای انتخاب جانشین او، در راس ماجرا قرار داشته باشد. ظهور سلسله وار رژیم های غربگرا و حامی غرب از آتلانتیک گرفته تا اقیانوس هند، می تواند روسیه را از آنچه پوتین به عنوان بخشی از منطقه تحت نفوذ خود می داند، دور کند. عامل دیگر این است که اجاره بندر سواستوپول در شبه جزیره کریمه در سال ۲۰۱۷ تمام می شود و این امر بدون توافق اوکراین قابل تمدید برای روسیه نیست. سواستوپول، بزرگترین پایگاه دریایی روسیه، و شاهراه حیاتی مسکو برای حفظ تسلط بر آبهای دریای سیاه، تنگه داردانل (چاناک کاله) ترکیه، و دریای مدیترانه است. از دست دادن
@AmirTaheri4
۲۱ام اردیبهشت ۱۳۹۹
گزارشها در روزهای اخیر میگویند که ترکیه و روسیه برای کنار گذاشتن بشاراسد، ملقب به قصاب سوریه به توافقی ضمنی رسیده اند و در همین حال رسانه شرق الاوسط میگوید : شبه نظامیان و مزدوران رژیم ایران، با نظارت یگانهایی از پلیس روسیه، اقدام به تخلیه نیروها و پایگاههایشان در مناطق مختلف سوریه به ویژه حومههای حلب، دیرالزور و دمشق کردند و گزارشهایی از انتقال برخی از این شبه نظامیان به عراق مخابره شدهاست، نیروهای آمریکایی همزمان حضور خود را در حومه شهر دیرالزور در شمال شرقی سوریه تقویت کردهاند.
به گفته ایتارتاس روسیه ، این کشور از حضور در درگیری های بی سرانجام سوریه خسته شده ولی همزمان قصد کنار کشیدن از صحنه پرماجرای سوریه را هم بدون دستیابی به امتیازات ویژه ندارد .
نزدیک به نه سال پیش در ۲۰۱۱ استاد امیر طاهری در مقاله ای باعنوان بازی سوری روسیه در نیویورک پست به بررسی بازیهای روسیه و نقش رژیم ایران در این استراتژی منفعت طلبانه پرداخته است . در آن زمان هنوز شبه جزیره کریمه و بندر سواستوپول تحت اشغال روسها در نیامده و اوکراین هنوز وارد بحران سال ۲۰۱۴ خود نیز نشده بود و روابط تنگاتنگی با غرب نداشت. در این مقاله تحلیلی استاد طاهری میتوان شمهای از روند منطقه را دید که اکنون بخش اعظمی از آن محقق شده و تنها بازنده این بازی شطرنج، رژیم ملاها پس از هزینه میلیاردها دلار در سوریه برای تحقق رویای احمقانه هلال شیعی و گسترش امپراطوری شیعی خود است.
برگردان فارسی مقاله
نور چشمی روسیه؛ روسیه قصد دارد تا اسکله ای در بندر طرطوس (سوریه) را از نظر امنیتی تامین کند تا جایگزین بندر سواستوپول اوکراین شود.
چند هفته پیش، یک مقام ارشد روسی به من اطمینان داد که دولت کرملین مانع از تصویب قطعنامه ای در حمایت از قیام مردمی در سوریه نخواهد شد. با این حال، روسیه در این ماه قطعنامه نسبتا ملایمی را در شورای امنیت سازمان ملل متحد وتو کرد.
اما، در همان زمان، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، با دعوت از اپوزیسیون سوریه به مسکو، باعث شد تا اینگونه استنباط شود که بشار اسد تنها طرف گفتگو نیست. و تنها ۴۸ ساعت پس از وتو، رییس جمهور وقت روسیه، دیمیتری مدودف از بشار اسد خواست که یا به اصلاحات تن دهد، و یا کنارهگیری کند.
حال پرسش اینجاست که چرا روسیه بیش از آنکه شبیه به یک قدرت بالغ و سرسنگین باشد، به عنوان یک جمهوری موز فروش و تهدیدی برای صلح در منطقه عمل میکند؟ [جمهوری موزفروش، در واژگان سیاسی نوین، اصطلاحی برای کشورهایی است تکمحصولی و ضعیف که از نظر سیاسی ناپایدار هستند و توسط گروهی کوچک، فاسد، پولدار، خودکامه در قالب الیگارشی یا زرسالاری اداره میشود، گفته میشود.]
بگذارید به عقب برگردیم. تنها پس از استقلال سوریه، دمشق تصمیم گرفت تا اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان حامی اصلی خود برگزیند. با گذشت سالها، این وابستگی به عنوان ستون اصلی استراتژی ملی سوریه تبدیل شد. حتی در دهه ۱۹۷۰، هنگامی که رییس جمهور وقت، حافظ اسد (پدر بشار اسد) با از بین بردن چپ ها در سوریه و لبنان و به نوعی به مصالح ایالات متحده خدمت کرد که دیگر تهدیدی از این دست علیه اسرائیل وجود نداشته باشد، دمشق روابط نزدیکی با مسکو داشت.
با پایان جنگ سرد، روسیه منافع خود را در سوریه و دیگر رژیم های نظامی عرب از دست داد. اما ممکن است که حوادث اخیر برخی از این منافع را مجددا احیا کند.
در این بین، بازگشت ولادیمیر پوتین به عنوان رییس جمهور نشان دهنده چرخش روسیه به وضعیت تهاجمی ضد غربی بود، و پرده از ماهیت سیاست دیپلماتیک مدودف برداشت. پوتین گمان می کرد که آمریکا در حال فروپاشی است، و روسیه می تواند به عنوان یک ابرقدرت، دست کم در خاورمیانه و اروپای شرقی جولان دهد.
در خاورمیانه، روسیه هیچ دوستی به جز سوریه ندارد. و ملاهای حاکم بر ایران نیز ممکن است که تنها یک متحد تاکتیکی باشند، آن هم تا زمانی که در برابر آمریکا دست به دلقک بازی بزنند و شکلک در بیاورند، اما نوک پیکان را هیچ گاه به سوی پوتین نمی گیرند، آنها در مخیله خود گمان می کنند که ابرقدرت خاورمیانه هستند.
پوتین می داند که اسد محکوم به فنا است. اما، می خواهد اطمینان حاصل کند که روسیه برای انتخاب جانشین او، در راس ماجرا قرار داشته باشد. ظهور سلسله وار رژیم های غربگرا و حامی غرب از آتلانتیک گرفته تا اقیانوس هند، می تواند روسیه را از آنچه پوتین به عنوان بخشی از منطقه تحت نفوذ خود می داند، دور کند. عامل دیگر این است که اجاره بندر سواستوپول در شبه جزیره کریمه در سال ۲۰۱۷ تمام می شود و این امر بدون توافق اوکراین قابل تمدید برای روسیه نیست. سواستوپول، بزرگترین پایگاه دریایی روسیه، و شاهراه حیاتی مسکو برای حفظ تسلط بر آبهای دریای سیاه، تنگه داردانل (چاناک کاله) ترکیه، و دریای مدیترانه است. از دست دادن
@AmirTaheri4