Amir Taheri امیر طاهری
7.16K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچ ایرادی نداره فردی بیسواد باشه،میتونه تحقیق کنه و یاد بگیره!
مثلا خیلی از بیسوادان معنی کلمه #فاشیست را نمیدونند؛خوب میتونند از کسی که میدونه،یاد بگیره. مثلا استاد @AmirTaheri4 ریشه این کلمه و معنی آنرا شفاف توضیح داده؛کسانیکه از روی شکم این کلمه را بکار میبرند؛یاد بگیرند…

صادق هدایت

@AmirTaheri4
👍11416👌5😁1
⚡️عراق: چالش‌های انتخابات آینده

عراق آزاد شده، با همه دشواری‌ها و رنج‌هایی که متحمل شد، در یک مطلب مهم متفق‌القول است: قدرت متعلق به مردم است و استفاده از آن منوط به انتخابات آزاد



نیمه خالی یا نیمه پر؟ این پرسشی است که این روزها محافل سیاسی عراق را درگیر گفت‌وگوها و مشاجرات گاه دوستانه و گاه عنادآمیز کرده است. بحث بر سر قانون جدید انتخابات است که سرانجام، یک سال پس از تصویب آن، به مرحله اجرایی نزدیک می‌شود. انتخابات مجلس در ششم ژوئن ۲۰۲۱ نخستین آزمون این قانون خواهد بود. قانون جدید پس از نزدیک به یک سال اعتراضات گسترده در سراسر کشور، در واقع به هیأت حاکمه کنونی تحمیل شد. پس از اعتراضاتی که بیش از ۲۰۰ قربانی گرفت و خسارات اقتصادی گسترده‌ای به همراه داشت. نیمه پر بطری، تصویب این قانون است. نیمه خالی، اما، این واقعیت است که قیام مردمی مورد بحث، نتوانست به هدف خود، یعنی بیرون راندن هیأت حاکمه کنونی، برسد.



پرسشی که اکنون مطرح می‌شود این است: آیا قانون جدید این امکان را عرضه خواهد کرد که لااقل بخشی از هیأت حاکمه کنونی؛ درختی که فساد و ندانم کاری در ریشه‌های آن جای دارد، هرس شود و اصلاحات مورد نیاز در سطحی گسترده آغاز گردد؟



به طور کلی آیا می‌توان به این قانون با دید مثبت نگریست؟ به گمان من پاسخ باید مثبت باشد. عراق در مسیر دموکراتیک شدن قرار دارد و در این مسیر هیچ طرف درگیر در یک نبرد سیاسی نمی‌تواند برد کامل داشته باشد. به عبارت دیگر، در یک نظام دموکراتیک، حتی در شکل نطفه‌ای آن مانند عراق امروز، حتی یک قیام گسترده مردمی نمی‌تواند صد در صد برنده باشد. در چنین نظامی تغییرات مورد نیاز با گام‌های آهسته اما مطمئن و گاه حتی با حرکت زیگزاگی واقعیت می‌یابند.



از این دید که بنگریم می‌بینیم که قیام‌کنندگان سال گذشته دستاوردهای قابل توجهی داشته‌اند. مهم‌ترین خواست آنان که پایان دادن به انتخابات متکی به فهرست‌های کاندیدای حزبی بود، برآورده شد. قانون پیشین به ۱۰ الی ۱۲ به اصطلاح حزب که تماما براساس تقسیمات مذهبی و قومی شکل گرفته‌اند، امکان می‌داد که نامزدهای مورد نظر خود را در چارچوب نظام نسبی بر کرسی مجلس بنشانند، قانون جدید، اما، نامزدی فردی را ممکن می‌کند و بدین ترتیب از نفوذ گروه‌های کوچک رهبری حزبی می‌کاهد. در چارچوب این قانون شخصیت‌های محلی که در حوزه انتخابیه مورد نظر خود زمینه دارند، می‌توانند بدون زد و بند با «پاشا‌های سیاسی» در بغداد، به مجلس راه یابند.



بزرگ‌ترین بازندگان در نظام انتخابات جدید، احزابی هستند که غالبا با حمایت نیروهای بیگانه، به ویژه جمهوری اسلامی ایران، با صرف مبالغی هنگفت، حضور خود را در مجلس تثبیت کرده‌اند.



معترضان سال گذشته، همچنین خواستار پایان دادن جبهه‌بندی‌های قومی و مذهبی بودند، البته این جبهه‌بندی‌ها حتی در چارچوب قانون پیشین نتوانست هدف‌های طراحان خود را تامین کند. مثلا شیعیان که ۶۰ درصد از جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند، هیچ وقت نتوانستند بیش از ۴۰ درصد کل آراء را زیر پرچم احزاب شیعی به دست آوردند. گرایش سیاسی عراق در ۷۰ سال گذشته به سوی دوری از بخش‌بندی‌های مذهبی بوده است. حتی در کردستان عراق، احزاب تاریخی مانند حزب دموکراتیک کردستان عراق و اتحادیه میهنی، تسلط کلاسیک بر مجموعه زندگی سیاسی را مانند گذشته ندارند. قانون جدید راه را برای ورود چهره‌های مستقل تازه، هم در کردستان و هم در دیگر نقاط عراق باز می‌کند.

خواست دیگر معترضان به خصوص زنان، افزایش سهم زنان در مجلس بود. بعضی معترضان حتی خواستار یک سهم‌بندی ۵۰-۵۰ بودند که در شرایط کنونی واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. با این حال پذیرفتن یک سهم ۲۵ درصدی، به عنوان حداقل، برای زنان در قانون جدید، گام بزرگی به شمار می‌رود.



در چارچوب قانون جدید، مجلس شورای ملی ۳۲۹ نماینده خواهد داشت که ۳۰۰ تن از آنان در سطح ۱۸ استان کشور انتخاب خواهند شد. ۹ کرسی باقیمانده برای «اقلیت»ها در نظر گرفته شده است. مسیحیان که خود به گروه‌های متعدد تقسیم می‌شوند، پنج کرسی خواهند داشت. چهار کرسی باقیمانده برای فیلی‌ها (قوم آمیخته کرد و لر)، صائبی‌ها (یا ماندائیان، مانوی‌ها) ایزدیان (زرتشتیان کرد) و شبک‌ها (ترکمانان) در نظر گرفته شده‌اند. البته گروه‌های رادیکال در میان معترضان سال پیش، خواستار پایان دادن به وعده تقسیم‌بندی‌های قومی و مذهبی بودند و بدین سان می‌توان گفت که در این زمینه موفق نشدند. این احتمال وجود دارد که ۹ کرسی مورد بحث نه با رای واقعی رای‌دهندگان، بلکه با صلاح‌دید، اگر نخواهیم بگوییم دیکته، رهبران قومی و مذهبی تعیین خواهند شد.



معترضان همچنین خواستار کاهش سن قانونی برای نامزدهای انتخاباتی از ۳۰ سال به ۲۰ سال بودند. از آن‌جا که اکثریت جمعیت عراق از نظر سنی به ۲۰ سالگی نزدیک‌تر از ۳۰ سالگی است، این خواسته معقول به نظر

Independentpersian

@AmirTaheri4
👍58😁1😱1
این خواسته معقول به نظر می‌آید. با این حال، قانون جدید، حداقل سن نامزدها را فقط دو سال کاهش داده است.

در یک زمینه دیگر نیز، رادیکال‌ترین معترضان به خواست خود نرسیدند. آنان خواستار حذف هرگونه شرط تحصیلاتی برای نامزدی در انتخابات بودند زیرا عقیده دارند که هر گونه شرط حذفی چیزی جز تبعیض میان شهروندان نیست. در این جا نیز با یک سازش روبه‌رو هستیم. در قانون پیشین، حداقل تحصیلات برای نامزدهای انتخاباتی کارشناسی (لیسانس) دانشگاهی تعیین شده بود. در قانون جدید، حداقل مورد نیاز، دیپلم دبیرستان است.

خواست دیگری که برآورده نشد، تعیین محدودیت‌هایی برای بهره‌گیری از امکانات مالی فردی، گروهی و دولتی به سود نامزدها بود. بدین سان، اهم قدرت‌های بیگانه، اهم روسای عشایر و قبایل، اهم بازرگانان بزرگ و اهم آنان که امکانات دولتی را در اختیار دارند می‌توانند نامزدان مورد نظر خود را به مجلس بفرستند.

انتخابات آینده حتی اگر در بهترین شرایط برگزار نشود چندین نتیجه قابل توجه خواهد داشت. نخستین نتیجه تغییر از نسل جاری حکومتی به نسل جدیدی از سیاستمداران خواهد بود. بسیاری از چهره‌هایی که پس از آزادی عراق در قلب حکومت قرار داشتند، به احتمال قوی کنار گذاشته خواهند شد. و همچنین، توازن قوا در سطح رهبری سیاسی به سود محلی‌ها، در برابر دوتابعیتی‌ها، تغییر خواهد کرد. در چند مجلس تشکیل شده پس از سقوط صدام حسین، دو تابعیتی‌ها بین ۱۸ تا ۲۰ درصد از کرسی‌های مجلس را در اختیار داشتند هر چند که تعداد عراقیان در تبعید هرگز از ۸ تا ۱۰ درصد فراتر نرفته بود. یک تغییر احتمالی دیگر، افزایش تعداد نمایندگانی است که از دو دهه گذشته، یعنی پس از آزادی با فعالیت در سطح محلی درجه‌ای را از تجربیات سیاسی – اداری کسب کرده‌اند که نسل حاکم کنونی فاقد آن بود. مهم‌تر از همه این‌ها شاید کاهش نقش ایدئولوژی در زندگی سیاسی عراق رو به تحول خواهد بود. در دوران پیش از آزادی، بسته بودن فضای سیاسی و انحصار قدرت در دست یک ائتلاف امنیتی- نظامی، غالبا زیر برچسب حزب بعث، مانع از آن بود که سیاست به عنوان هنر حل مشکلات جامعه و پیشبرد هدف‌های اقتصادی و فرهنگی آن مطرح شود. در محیط بسته سیاسی، تنها ایدئولوژی‌های رقیب که هدفی جز حذف یکدیگر نداشتند، می‌توانستند مطرح باشند.

در عراق جدید، اما، مردم خواستار عرضه سیاست‌های حساب شده در همه زمینه‌ها هستند و شعارهای پرشور مسلکی و مذهبی را جدی نمی‌گیرند. بازسازی ساختار دولت ملی عراق، تسریع تحول اقتصادی، بازگرداندن عراق به صحنه منطقه‌ای و جهانی به عنوان یک بازیگر مسؤول و تقویت حس همبستگی ملی (یا «عروقه») گزینه‌های مورد علاقه‌ بسیاری از مردم عراق است.

عراق جدیدی که در حال شکل‌گیری است دو شانس بزرگ دارد. نخست، توانسته است از تجربه‌ تلخ جمهوری اسلامی در ایران و شکست خمینی‌گرایی در همه‌ زمینه‌ها درس بگیرد. به همین سبب است که روحانیت شیعه در عراق هم با درک درست از واقعیات و هم به ناچار از دخالت مستقیم در زندگی سیاسی، به ویژه در سطح حکومتی، خودداری کرده است. روحانیت سنی نیز تنها تحت رهبری سیاسیون وارد میدان شده است. بدین سان کوشش‌های ویرانگر بعضی گروه‌ها برای ایجاد شکاف شیعی – سنی بی‌ثمر مانده است. شانس دوم عراق جدید، شکست کوشش‌هایی است که برای بازسازی ماشین امنیتی- نظامی وحشت و کنترل - غالبا با کمک جمهوری اسلامی - صورت گرفت.

با این حال راه آینده عراق، بی‌تردید، پستی و بلندی‌های بسیار خواهد داشت. انحلال گروه‌های شبه‌نظامی و ادغام آنان در یک ارتش ملی، خروج نیروهای نظامی خارجی از جمله ایران، ترک و آمریکایی و رفع تبعیض‌های منطقه‌ای و قومی کشور از جمله چاشنی‌هایی هستند که عراق در پیش خواهد داشت.

خبر خوب این است که عراق آزاد شده، با همه دشواری‌ها و رنج‌هایی که متحمل شد، در یک مطلب مهم متفق‌القول است: قدرت متعلق به مردم است و استفاده از آن منوط به انتخابات آزاد.©

@AmirTaheri4
👍654🤔2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فريادهاي "رضاشاه روحت شاد" و "جاويد شاه" توسط ايرانيان در سالن رقابتهاي ليگ جهاني واليبال

#کارزار_سه_ماهه

Dariush Koshki

@AmirTaheri4
120👍6🔥2😁2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻 امیر طاهری: مدل فرانسوی؛ بحرانی دیگر

آشفتگی‌هایی که در فرانسه با خاموشی‌های گاه و بیگاه رخ می‌دهد، پمپ بنزین‌هایی که خشک شده‌اند، مدارس و مهدکودک‌‌هایی که بسته یا محاصره شده‌اند، زنجیره‌های عرضه‌ای که به دلیل مسدود شدن جاده‌ها در بزرگراه‌ها مختل شده‌اند، و زباله‌های جمع ‌نشده‌ای که دیوارهای تجارتخانه‌های شیک را پوشانده است؛ همه و همه نشانه‌های مشکلات عمیق‌تر الگو و سبک زندگی «فرانسوی» هستند که وانمود می‌کند ترکیبی از مطلق‌گرایی و بی‌قانونی است...
مکرون ممکن است در نهایت همان کاری را انجام دهد که همه‌ی پیشینیانش، دست کم در جمهوری پنجم، انجام دادند: چرخش سریع روی پاشنه برای حفظ ظاهر و لفّاظی ساکت‌کردن گروه‌های اعتراضی در خیابان...
تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد بین‌المللی در شرق‌الاوسط:
The French Model: Another Crisis

#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#فرانسه
@Unikador
👍747👏5😁2🔥1😱1
امیر طاهری: مدل فرانسوی؛ بحرانی دیگر
Unika
امیر طاهری: مدل فرانسوی؛ بحرانی دیگر

فایل صوتی

@AmirTaheri4
👏47👍7😁21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#امیر_طاهری :
گلوبالیسم توهم نیست
یک خطر جدی برای ایران است
تمام تلاش گلوبالیستها در حذف ملی گرایان ایران هم به این دلیل است که تنها نیرویی هستند که مقابلشان در یک نبرد نا برابر محکم ایستادند
عروسک های خیمه شب بازی گلوبالیستها هم که بر انقلاب ملی تحمیل کردند
مشخص است که ‏چه کسانی هستند
#بازگشت_به_دوران_طلایی_پهلوی

سالار غرب

@AmirTaheri4
👍11022👌3🔥1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیرطاهری:
۱- جنبش های پیشین یا موضوعی بود یا موضعی.
جنبش موضوعی مانند جنبش سبز راجع به رای من کو و انتخابات تقلبی بود. جنبش موضعی مانند مسئله مالباختگان و حقوق کارگران.
‏جنبشی که الان با آن روبرو هستیم موضعی و موضوعی نیست، بلکه یک «جنبش فراگیر» است.
البته تاریخ همیشه ریتم خودش را تعیین می کند بعضی وقت ها تند می رود و گاهی کُند می رود ولی به هر حال این ریتم الان شروع شده و این ریتم عبارت است از انتقال از وضع کنونی به یک وضع دیگر.
#پهلوی_امید_ملت
#جاویدشاه
@AmirTaheri4

آیوار ۲

@AmirTaheri4
👍9425👌5😁2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقش‌ ملاها در عقب نگه داشتن ایران در زمینه های فرهنگی اجتماعی ، علمی ، اقتصادی و سیاسی از زبان استاد @AmirTaheri4.
«در طول تاریخ هر موقع ملی‌گرایی دست بالا را داشته (مانند دوران پهلوی)، ایران به سرعت پیشرفت کرده.
هر موقع اسلامیت بر سیاست ایران مسلط بوده به فاجعه انجامیده. باید…

Shirin zandvakili

@AmirTaheri4
152👍31😁2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راه حل های خوبی که جناب @AmirTaheri4 همیشه میدادند
حتی زمانی که ما به دنیا نیامده بودیم
درود بر شما جناب طاهری
مشعل دار ما در این جاده های صعب العبور بی وطنی و چپ گرایی و مثلا روشنفکری و منم منم ها هستید♥️
#جاویدشاه



👑GordAfaridd

@AmirTaheri4
153👍18😁1
#روز_قلم به همه قلم به دستانی که شرف و وجدان خود را نفروختند؛ فرخنده باد .

#نجات_ایران
#انقلاب_ملی_ایران💠

𝐇𝐨𝐦𝐚𝐲𝐨𝐮𝐧 𝐍𝐚𝐝𝐞𝐫𝐢𝐟𝐚𝐫

@AmirTaheri4
141👍10😁1
دلم نیومد این عکس و گفته ی استاد @AmirTaheri4 رو توییت نزنم !
به هانری لوی گفتم آیا میخواهی برای ایران کاری بکنی ؟!
مشتاقانه پاسخ داد: بله
گفتم: پس لطفا خفه شو!
@mabi182
#امیر_طاهری
#جاوید_رضا_شاه_دوم_پهلوی_سوم

Shirin zandvakili

@AmirTaheri4
165👏26👍12😁2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
١۴ مرداد در کنار مزار پدر بزرگوار و با شرفمان شاهنشاه آریامهر سالگرد مشروطه پادشاهی
@AmirTaheri4

kiarash farasat

@AmirTaheri4
👍14975😁1
ویتنام و ایران: داستان دو کشور
رهبران کمونیست ویتنام دست‌کم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند اما رهبران جمهوری اسلامی هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند
امیر طاهری جمعه 16 تیر 1402 برابر با 7 ژوئیه 2023 16:30
در تابستان ۱۹۷۵ میلادی در راه بازگشت از استرالیا پس از مصاحبه با گاف ویتلم، نخست‌وزیر، توقفی در سایگون، که چند هفته پس از جنگ «هوشی مین سیتی» نام گرفته بود، داشتم. شهری که روزی «پاریس آسیا» خوانده می‌شد، اکنون سلسله جهانی شده بود از ویرانی‌ها، زباله‌های انباشته در خیابان‌ها، لاشه اتومبیل‌های سوخته، مغازه‌ها و رستوران‌های تعطیل و آدمیانی که چون جن‌زدگان، ظاهرا بدون مقصدی معلوم، به این سوی و آن سوی می‌رفتند. در دفتر یادداشتم نوشتم: یک کشور مصلوب! نمایشگاهی از بلاهت و عناد آدمیان!

در آن زمان، ویتنام متحد شده پس از بیش از ۳۰ سال جنگ با فرانسه، چین و ایالات متحده، و همچنین یک جنگ داخلی، جزو فقیرترین پنج کشور جهان قرار داشت، از آنجا که اکثریت ۴۵ میلیون جمعیت آن روز ویتنام در حاشیه یک نزاع اقتصادی ملی قرار داشتند، تخمین درآمد آنان و کل تولید ملی سالانه کار آسانی نبود. با این حال، بانک جهانی درآمد سرانه ویتنامیان را در حدود ۸۰ دلار آمریکایی در سال تخمین می‌زد – یعنی ۱۰ دلار کمتر از رقمی که برای جمهوری خلق چین ذکر می‌شد. (در سال ۱۹۷۱ میلادی)

فقر اقتصادی تنها مشکل ویتنام متحد نبود. حضور بیش از دو میلیون معلول جنگی، چهار میلیون آواره داخلی، فرار بیش از سه میلیون شهروند، از جمله اکثریت پزشکان، مهندسان، و مدیران بازرگانی، چالش‌هایی سترگ برای رهبری بودند – آن هم رهبری که تجربه‌ای در اداره یک کشور در شرایط عادی نداشت. آن مجموعه ویرانه‌ها نه راه‌آهن قابل اعتماد داشت نه جاده‌های قابل استفاده. دیگر زیربناها، مانند بنادر، فرودگاه‌‌ها، کارخانه‌های برق، پالایشگاه‌های نفت، ادارات دولتی، مدارس و دانشگاه‌‌ها و بیمارستان‌ها نیز همگی یا ویران یا نیمه ویران بودند. حتی جنگل‌های حاره‌ای شبه جزیره از ضربات جنگ، به ویژه بمباران‌های شیمیایی، مصون نمانده بودند.

شاید از همه بدتر این بود که ویتنام تازه به صلح رسیده حتی یک دوست واقعی نداشت. چینی که در جریان جنگ، شاید برای ادامه آن به امید تضعیف ببر کاغذی آمریکا کمک می‌کرد، اکنون به بهانه‌های گوناگون از دادن کوچک‌ترین کمک خودداری می‌کرد. اتحاد شوروی، یک کمک‌دهنده دیگر در زمان جنگ با آمریکا، نیز حتی جواب تلفن هانوی را نمی‌داد. چین کمونیست با بهره‌گیری از استیصال رهبران ویتنام بخشی از خاک آن کشور را بر اساس اسناد و ادعاهای قابل بحث، ضمیمه کرده بود.

نظر کلی در غرب این بود که ویتنام زیر سلطه کمونیسم آینده‌ای ندارد و چه بهتر! تبدیل ویتنام به تصویری از دوزخ روی زمین به پیروزی مسلکی دمکراسی علیه کمونیسم کمک خواهد کرد. بدین‌سان، افکار عمومی غرب، حتی گروه‌هایی که در اعتراض به جنگ ویتنام فعال بودند، خواستار کمک به کشور جنگ زده برای ساختن یک زندگی نو نبودند.

در همان حال رهبران ویتنام نیز با اختلافات سیاسی شدید دست و پنجه نرم می‌کردند. یک گروه به عنوان اصولگرا یا «هوادران انقلاب مداوم» خواستار صدور انقلاب، در واقع ادامه جنگ به دیگر کشورها بود. این «انقلابیون» در واقع می‌خواستند با ادامه تنها کاری که بلد بودند، سلطه خود را حفظ کنند. اما یک گروه دیگر که بعد‌ها با شعار «دوی موی» به معنی بازسازی شناخته شد، خواستار بسته شدن پرونده جنگ و انقلاب و ساختن یک دولت نرمال بود. نخستین پیروزی «بازسازان» در ۱۹۷۹ میلادی شکل گرفت هنگامی که نیروهای ویتنامی برای سرنگونی رژیم خمر سرخ وارد کامبوج شدند و به کشتارهای دسته‌جمعی آن کشور پایان دادند. پیام این مداخله نظامی روشن بود: ویتنام نه تنها صادر کننده انقلاب نیست، بلکه می‌تواند عاملی برای ثبات در هندوچین باشد.

یک دشواری بزرگ برای تبدیل ویتنام از محملی برای ایدئولوژی کمونیستی به یک دولت – ملت عادی، ادامه تحریم‌های غلاظ و شدادی بود که ایالات متحده در دوران جنگ وضع کرده بود. افکار عمومی آمریکا به هیچ روی آماده برداشتن این تحریم‌ها نبود – آن هم در شرایطی که هانوی در راه جست‌وجوی کشته‌شدگان آمریکایی در دوران جنگ مانع‌تراشی می‌کرد. «انقلابیون‌» هانوی یا «پیروان خط دوستی میهن» هم‌چنان می‌پنداشتند که شعار «مرگ بر آمریکا» سرمایه اصلی رژیم به شمار می‌رود.

اما زندگی واقعی، سرانجام، بر هر زندگی تخیلی، حتی اگر خیالبافان پول و اسلحه و مقام داشته باشند، پیروز خواهد شد. این اتفاق در ویتنام نیز رخ داد. نخست دهقانان به احیای کشتزارها در مقیاس کوچک پرداختند. سپس هزاران «بازرگانی» یا بیزنس کوچک مثل قارچ در سراسر کشور پیدا شد. دکه‌های بقالی، قهوه‌خانه‌ها، آرایشگاه‌‌ها، تعمیرگاه‌‌های گوناگون، کارگاه‌های کفاشی و دوزندگی و ... .


@AmirTaheri4
👍784😁1
بدیهی است که حزب کمونیست توانایی تسلط بر همه آنان را نداشت و، در نتیجه، اندک اندک نه تنها پیدایش یک بخش خصوصی را پذیرفت بلکه متوجه شد بلکه متوجه شد که توسعه این بخش، یعنی حرکت به سوی یک نظام اقتصادی دوباله - عمومی و خصوصی – راهی است برای نجات از فقر و درماندگی تاریخی کشور.

Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در ۱۹۷۹ نخستین قانون فعالیت‌های صنعتی و بازرگانی خصوصی به تصویب رسید. کمتر از ۱۰ سال بعد، سهم بخش خصوصی در تولید صنعتی کشور به ۷۳ درصد رسیده بود. در ۱۹۸۷ میلادی قانون سرمایه‌گذاری خارجی تصویب شد و در طی ۱۰ سال ویتنام را در ردیف ۵ کشور بزرگ جذب‌کننده سرمایه در آسیا قرار داد. حرکت ویتنام در مسیر تبدیل شدن به یک دولت-ملت و قرارگرفتن در جایی مناسب در صحنه بین‌المللی با عضویت در پیمان همکاری‌های اقتصادی آسیای جنوب شرقی و سازمان جهانی بازرگانی و امضای بیش از ۵۰ معاهده بین‌المللی در زمینه همکاری‌های بانکی، بازرگانی، شفافیت داده‌‌ها، پذیرفتن استانداردهای محلی و آکادمیک ادامه یافت.

درآمد سرانه سالانه ویتنام در ۱۹۸۶ به ۴۲۲ دلار رسیده بود. در دهه‌‌های پس از آن، ویتنام از رشد اقتصادی سالانه ۶.۵ (شش و نیم) درصد برخوردار بود و جزو پنج کشور با سریع‌ترین رشد قرار گرفت. در ۲۰۲۱ ویتنام در ردیف ۳۵ اقتصاد بزرگ جهان قرار گرفته بود. با در‌آمد سالانه‌ای در حدود ۳۷۰۰ دلار. در همان دوران توقع زندگی در ویتنام ۱۵ سال اضافه شد.

چند عامل مهم به موفقیت ویتنام کمک کرد. نخست، فرود آوردن پرچم ایدئولوژیک و تبدیل گفتمان کمونیست به موسیقی متن اما بدون تاثیر در متن – مانند موسیقی که در آسانسور پخش میشود اما مانع از بالا و پایین رفتن آن نمی‌شود. عکس هوشی بین، «رهبر ابدی» همه جا هست. با همان لبخند اسرارآمیز که یادآور لبخند مونالیزاست – اما همه می‌دانند که «پدر انقلاب» دیگر کنترلی روی فرزندان ندارد – چه رسد به نوه‌ها و نبیره‌ها و ندیده‌ها. در مراسم رسمی، گاه گاه، از «تجاوز آمریکا» یاد می‌شود، اما پرچم ستاره‌دار همه جا هست و نئون‌ها و کوکا کولا در دورافتاده‌ترین نقاط چشمک می‌زنند. از این بدتر ایالات متحده آمریکا، دشمن خونخوار دیروز – امروز بزرگ‌ترین شریک بازرگانی ویتنام و بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار آن کشور است.

بیل کلینتون، رئیس‌جمهوری «شیطان بزرگ» در دیدار از دشمن دیروز با بزرگ‌ترین استقبال توده‌ای در ویتنام روبه‌رو شد. سناتور جان مک‌کین، که در زمان جنگ پنج سال اسیر ویتنامیان بود، بالاترین نشان آن کشور را دریافت کرد. در سال‌های اخیر ده‌ها هزار دختر و پسر ویتننامی از دانشگاه‌‌های آمریکایی فارغ‌التحصیل شده‌‌اند. با بهره‌گیری از سرمایه‌ها و تکنولوژی آمریکایی. ویتنام مقام یکی از بزرگ‌ترین صادرکننده‌ها در آسیا را به خود اختصاص داده است. (حتی در خلیج فارس، زیر گوش سپاه پاسداران اسلامی ماهیگیری می‌کند و به ایران می‌فروشد!)

دومین عامل موفقیت ویتنام مبارزه بی‌رحمانه با فساد است. در ۱۰ سال گذشته صدها مقام دولتی حتی در سطح وزیر، و بسیاری از کمونیست‌‌های دوآتشه به اتهام رشوه‌گیری، اختلاس یا دلالی غیر قانونی برای شرکت‌های خارجی، محاکمه و راهی زندان شده‌اند.

سومین عامل، پذیرفتن شایسته سالاری برای اداره سازمان‌های دولتی و شرکت‌ها و بانک‌های متعلق به دولت است. هر سال نزدیک به نیم میلیون تن در کنکور ورود به خدمات دولتی و بخش‌های عمومی شرکت می‌کنند. البته پارتی‌بازی کاملا از بین نرفته است. اما به خوبی می‌توان دید که راهیابی به دستگاه‌‌های دولتی برخلاف غالب کشورهای در حال رشد پیش از آنکه نیازمند داشتن یک خویشاوند با نفوذ باشد بسته به شایستگی افراد است.

طبیعی است که ویتنام امروز با ایرادهای اقتصادی و تا حدی اجتماعی‌اش، هرگز نباید یک الگوی آرمانی برای کشورهای به اصطلاح در حال رشد باشد. ویتنام هنوز دچار خفگی، اگر نخواهیم بگوییم خفقان، ناشی از نظام تک حزبی است. در ویتنام امروز، آزادی مطبوعات، ادیان و فرهنگ به مراتب بیشتر از جمهوری خلق چین و البته جمهوری دمکراتیک خلق کره است. اما حتی با نازل‌ترین معیار‌های متوسط بین‌المللی، ویتنام همچنان جزو کشورهای محروم از آزادی‌های فردی و اجتماعی است.

ویتنامی‌ها می‌کوشند تا الگوی خود را با این عذر که «می‌خواهیم متفاوت باشیم» توجیه کنند. ادعای آنان که مکتبی از مارکسیسمِ بد فهیمده شده است، این است که بهبود زندگی در سطح مادیات بر بهبود درسطح انتزاعیات، مانند آزادی انتخاب، رجحان دارد. به عبارت دیگر فقرا نمی‌توانند از آزادی بهره‌گیرند – مگر آزادی گرسنه خوابیدن زیر پل‌ها. بنابراین بگذارید پول‌دار بشویم و بعد درباره آزادی و نظام کثرت‌گرا صحبت کنیم.

@AmirTaheri4
👍68👌54😁1
شاید حدس زده باشید که در اینجا وارد مرحله «به صحرای کربلا زدن» می‌شویم: یعنی برگردانندگان نورافکن به سوی ایران خودمان با اسم جعلی‌اش یعنی جمهوری اسلامی.

چطور است که ویتنام ویران شده در جنگ با آمریکا می‌تواند تبدیل شود به نزدیک‌ترین دوست و شریک ایالات متحده بیخ گوش چین اما ایران، که نزدیک‌ترین دوست آمریکا در منطقه بود پس از ۴۴ سال هنوز از لگدمال کردن پرچم ستاره‌دار لذت می‌برد؟

در سال ۱۹۷۹، یعنی زمان روی کار آمدن آیت‌الله خمینی، درآمد سرانه ایران نزدیک به ۲۰۰۰ دلار در سال بود – یعنی بیش از ۲۰ برابر ویتنام اما امروز ‍۳۰ درصد کمتر است. ویتنام چگونه توانسته است در طی بیش از یک ربع قرن از رشد اقتصادی سالانه برخوردار شود در حالی که جمهوری اسلامی اکنون با رشد منفی روبه‌رو است؟ در ۱۹۷۵ جمعیت ایران و ویتنام تقریبا همسان بود. اما ویتنام اکنون ۱۰۵ میلیون تن جمعیت دارد در حالی که ایران با ۸۵ میلیون تن به سوی مرحله‌ای از رکود و سپس کاهش جمعیت می‌رود.

از ۱۹۷۹ ویتنام با فرار مغزها روبه‌رو بوده است و برعکس - از سال ۲۰۰۰ به بعد – هر سال هزاران ویتنامی‌الاصل را از آمریکا و اروپا به سوی خود می‌کشاند. در همان حال، جمهوری اسلامی نزدیک به ۱۰ درصد جمعیت خود را از طریق فرار به خارج از دست داده است و بزرگترین فرار مغزها در تاریخ را به نام خود ثبت کرده است. ویتنام که روزی جزو کشورهای گرسنه به شمار می‌آمد امروز از آن فهرست سیاه بیرون آمده است در حالی که جمهوری اسلامی در حال سقوط به سوی آن فهرست است.

چرا؟ آقای محمد‌جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی می‌گوید: «برای اینکه ما تصمیم گرفتیم که جور دیگری زندگی کنیم.» به عبارت دیگر، آن‌طور که مشاطه‌گران ویتنام می‌گویند: «می‌خواهیم متفاوت باشیم!»

اما «جور دیگر» یا «متفاوت بودن» هم انواع دارد. «جور دیگر» آقای ظریف یعنی تیشه زدن بر ریشه ایران با نابودی ساخت و سازهایش به عنوان یک دولت – ملت و تبدیل کشور برای تبلیغ و صدور یک ایدئولوژی بیمارانه و شکست خورده. «متفاوت بودن» ویتنامی یعنی بازسازی یک کشور درهم‌کوبیده و در اصل ساختگی به عنوان یک دولت – ملت نرمال که لااقل می‌تواند زندگی مادی مردمش را بهبود بخشد.

«جور دیگری زیستن» و «متفاوت بودن» به خودی خود ارزش تلقی نمی‌شود. آقای ظریف حتما می‌داند که اصغر قاتل «جور دیگری» می‌زیست و حجاج ابن یوسف نیز «جور دیگری» حکومت می‌کرد. مشاطه‌گران ویتنامی نیز حتما می‌دانند که دراکولا «متفاوت» بود و بائو دای، جور دیگری کشورداری می‌کرد.

رهبران کمونیست ویتنام دست‌کم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند. رهبران جمهوری اسلامی، اما، متاسفانه هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند.

@AmirTaheri4
👍87👏52😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویتنام و ایران: داستان دو کشور
رهبران کمونیست ویتنام دست‌کم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند اما رهبران جمهوری اسلامی هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند

@AmirTaheri4
👍8312😁1
ویتنام و ایران: داستان دو کشور
indypersian
ویتنام و ایران: داستان دو کشور
رهبران کمونیست ویتنام دست‌کم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند اما رهبران جمهوری اسلامی هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند

فایل صوتی

@AmirTaheri4
👍837😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا کشوری به معنای واقعی "سکولار" هست؟


@AmirTaheri4
👍748😁2