قتل رسمی
جمهوری اسلامی ۲ مرد جوان را در شیراز به دار آویخت، در روز غدیرخم، که روز عید در اسلام شیعه است.
محمد رامز رشیدی و نعیم هاشم به «تروریسم» متهم و در یک محاکمه پنهانی، بدون دسترسی به وکیل مدافع بر خلاف قانون جزا، محکوم شدند.
@AmirTaheri4
جمهوری اسلامی ۲ مرد جوان را در شیراز به دار آویخت، در روز غدیرخم، که روز عید در اسلام شیعه است.
محمد رامز رشیدی و نعیم هاشم به «تروریسم» متهم و در یک محاکمه پنهانی، بدون دسترسی به وکیل مدافع بر خلاف قانون جزا، محکوم شدند.
@AmirTaheri4
👍68🤬48😱10🔥4🤩1
امنیت اسلامی، راهپیمایی عید غدیر توسط پیروان آیتالله العظمی علوی بروجردی در شهر «مقدس» قم را ممنوع کرد.
در نظام خامنهای حتی آیتاللههای رده بالا هم از آزادی محروم هستند، حتی در مورد شعائر شیعی.
در جمهوری اسلامی، اسلام به معنای پرستش خامنهای است.
@AmirTaheri4
در نظام خامنهای حتی آیتاللههای رده بالا هم از آزادی محروم هستند، حتی در مورد شعائر شیعی.
در جمهوری اسلامی، اسلام به معنای پرستش خامنهای است.
@AmirTaheri4
👍90😁6❤2😱2
چیزی برای پنهان کردن؟
جمهوری اسلامی درخواستهای سازمان ملل و صلیب سرخ بینالملل برای بازدید از زندانها و رسیدگی به اتهامات شکنجه و قتلهای فراقانونی را رد کرد.
ایران به عنوان یکی از امضاکنندگان چندین معاهده بینالمللی، متعهد به [اجازه دادن به] انجام چنین بازرسیهایی است.
@AmirTaheri4
جمهوری اسلامی درخواستهای سازمان ملل و صلیب سرخ بینالملل برای بازدید از زندانها و رسیدگی به اتهامات شکنجه و قتلهای فراقانونی را رد کرد.
ایران به عنوان یکی از امضاکنندگان چندین معاهده بینالمللی، متعهد به [اجازه دادن به] انجام چنین بازرسیهایی است.
@AmirTaheri4
👍85😐5😁2😱2
هنرهای زیبای اسلامی
محمدرضا حسنایی، رئیس دانشکده هنرهای زیبای تهران، به دانشجویان دختر دستور داد که در دانشکده برقع بپوشند.
او ادعا میکند که دانشجویان پسر ممکن است در صورت مشاهده زنانی با مو و صورت بدون پوشش «به صورت غیرقابل کنترلی تحریک شوند» و به اسلام آسیب برسانند.
@AmirTaheri4
محمدرضا حسنایی، رئیس دانشکده هنرهای زیبای تهران، به دانشجویان دختر دستور داد که در دانشکده برقع بپوشند.
او ادعا میکند که دانشجویان پسر ممکن است در صورت مشاهده زنانی با مو و صورت بدون پوشش «به صورت غیرقابل کنترلی تحریک شوند» و به اسلام آسیب برسانند.
@AmirTaheri4
🤬100👍7😁6😢2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکته مهمی که همه ما باید بدونیم
«مسئله ایران و هر کشوری دیگه ای را باید خودشان حل کنند. مردم همان کشور افراد عاقل درون سیستم آن کشورها، چطور هزاران هزار ساله خودمون حل کردیم
پس نه جامعه بین المللی نه سازمان های حقوق بشری این سازمان ها بیشتر جنبه نمادین دارند. »
@AmirTaheri4
«مسئله ایران و هر کشوری دیگه ای را باید خودشان حل کنند. مردم همان کشور افراد عاقل درون سیستم آن کشورها، چطور هزاران هزار ساله خودمون حل کردیم
پس نه جامعه بین المللی نه سازمان های حقوق بشری این سازمان ها بیشتر جنبه نمادین دارند. »
@AmirTaheri4
👍107❤9😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مشروطیت برای اولین بار بود که به ایرونی ها نشون داد میشه مسائل جامعه رو از طریق سیاسی حل کرد.
مشروطیت به ایران ثباتی داد که در اون هفت دهه ای که انجام شد ایران از دو جنگ جهانی سالم اومد بیرون»
@AmirTaheri4
مشروطیت به ایران ثباتی داد که در اون هفت دهه ای که انجام شد ایران از دو جنگ جهانی سالم اومد بیرون»
@AmirTaheri4
👍112❤21👏3😁2
اینکه ایتالیا به آثار رومی بنازد؛ و یک انگلیسی به استونهنج؛ و یک مغول به چنگیزخان؛ و یک یونانی به آکروپولیس؛ نژادپرستی نیست!
اما همینکه یک ایرانی از کوروش و فردوسی و داریوش و بابک خرمدین و تختجمشید و... بگوید، میشود یک باستانگرای فاشیستِ نژادپرستِ مرکزگرا!
Bahman Ansari
@AmirTaheri4
اما همینکه یک ایرانی از کوروش و فردوسی و داریوش و بابک خرمدین و تختجمشید و... بگوید، میشود یک باستانگرای فاشیستِ نژادپرستِ مرکزگرا!
Bahman Ansari
@AmirTaheri4
👍191❤19👏14😁3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما نمیتوانیم دیکتاتور هم باشیم. بیاییم مطالعه کنیم، بحث کنیم، به دیگران یاد دهیم و از دیگران یاد بگیریم. عقایدمان را بهم شلیک نکنیم. داد و ستد فکری و سیاسی داشته باشیم. زهر کینه را بیرون، همدیگر را تحمل،و بهم احترام بگذاریم.
و شایدشاید اندکی هم را دوست بداریم.
@AmirTaheri4
و شایدشاید اندکی هم را دوست بداریم.
@AmirTaheri4
👍114❤23🔥2😁1
Forwarded from رسانه یونیکا Unika
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با بررسی تاریخ اخیر فرانسه، ماه ژوئن باید زمان آرامی باشد که مردم برای تعطیلات تابستانی در مکان های عجیب و غریب آماده می شوند. راهپیمایی های اعتراضی، شورش ها و حتی انقلاب ها معمولاً در بهار اتفاق میافتند و ماه مِی، گرمترین ماه برای تحرکات و خواست های سیاسی است. امتحانات کارشناسی تمام شده، پاداش های سالانه پرداخت شده و برداشت محصول خاتمه یافته. بنابراین، اغتشاشات هفتهی گذشته که در حومه ی پاریس و چندین مکان دیگر در سراسر فرانسه، درگیرها و ضرب و شتم افراد را در پی داشت، همه را شگفت زده کرد.
تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی در شرقالاوسط:
French Malaise Strikes Again
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#فرانسه
@Unikador
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍80❤5😁1
امیر طاهری: عود کردن دوبارهی بیماریِ هیولای سرد
Unika
🔻 امیر طاهری: عود کردن دوبارهی بیماری «هیولای سرد»
با بررسی تاریخ اخیر فرانسه، ماه ژوئن باید زمان آرامی باشد که مردم برای تعطیلات تابستانی در مکان های عجیب و غریب آماده می شوند. راهپیمایی های اعتراضی، شورش ها و حتی انقلاب ها معمولاً در بهار اتفاق میافتند و ماه مِی، گرمترین ماه برای تحرکات و خواست های سیاسی است. امتحانات کارشناسی تمام شده، پاداش های سالانه پرداخت شده و برداشت محصول خاتمه یافته. بنابراین، اغتشاشات هفتهی گذشته که در حومه ی پاریس و چندین مکان دیگر در سراسر فرانسه، درگیرها و ضرب و شتم افراد را در پی داشت، همه را شگفت زده کرد.
تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی در شرقالاوسط:
French Malaise Strikes Again
فایل صوتی
@AmirTaheri4
با بررسی تاریخ اخیر فرانسه، ماه ژوئن باید زمان آرامی باشد که مردم برای تعطیلات تابستانی در مکان های عجیب و غریب آماده می شوند. راهپیمایی های اعتراضی، شورش ها و حتی انقلاب ها معمولاً در بهار اتفاق میافتند و ماه مِی، گرمترین ماه برای تحرکات و خواست های سیاسی است. امتحانات کارشناسی تمام شده، پاداش های سالانه پرداخت شده و برداشت محصول خاتمه یافته. بنابراین، اغتشاشات هفتهی گذشته که در حومه ی پاریس و چندین مکان دیگر در سراسر فرانسه، درگیرها و ضرب و شتم افراد را در پی داشت، همه را شگفت زده کرد.
تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی در شرقالاوسط:
French Malaise Strikes Again
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍82❤15😁1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
ایران: «بازگشت به خویش» در برابر «بازگشت به خیش»
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان
این چه میخواهیم، باید از حد شعار فراتر برود و به شکل سیاستهای حسابشده و واقعبینانه در مرحله جدید مبارزه با اعتما به نفس و امید به پیروزی عرضه شود-BEHROUZ MEHRI / AFP
اگر شرط «رشد انسانی» را که از سوی سازمان ملل متحد تعیین شده است در نظر بگیریم، ایران امروز، زیر سلطه جمهوری اسلامی، در پایینترین رده جدول قرار میگیرد.
اکنون بیش از یک دهه است که ایران با کاهش دموگرافیک تدریجی روبهرو است، روندی که اگر ادامه یابد کشور ما را با خطر امحای جمعیتی روبهرو خواهد کرد. این کاهش دموگرافیک ناشی از کاهش ازدواج یا به تعویق انداختن آن و سپس کاهش زاد و ولد در خانوادههاست. هر دو کاهش به گفته جامعهشناسان ناشی از گسترش نومیدی و ترس از آینده در بخشهای وسیعی از جامعه است.
از سوی دیگر رکود اقتصادی دیرپا، اکنون با رشد زیر صفر با احتساب تورم لجام گسیخته، تواناییهای مادی و تشکیلاتی کشور را برای رویارویی با مشکلات به شدت کاهش داده است.
در همان حال، فرار مغزها که به گزارش بانک جهانی در حد رکورد تاریخی قرار دارد، ایران را از بهرهگیری از بهترین مدیران خود هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی محروم میکند. فرار سرمایه نیز در افزودن بر عمق بحران کنونی نقش دارد.
اگر روند کنونی ادامه یابد، میتوان گفت که یک ایرانی که امروز زاده میشود در مقایسه با یک ایرانی که نیم قرن پیش به دنیا میآمد، آیندهای بس تیره و تارتر خواهد داشت.
سال گذشته، چیسه کدی، رئیسجمهوری کنگو (کینشاسا) در یک سخنرانی تکاندهنده مدعی شد که فقط دو کشور در چهل سال اخیر در جهت عکس تاریخ حرکت کردهاند: کنگو و جمهوری اسلامی ایران.
چیسه کدی، که در آغاز ریاست جمهوری خود بود، تاکید کرد که این آسیبشناسی بالینی باید نقطه آغازی باشد برای درمان بیماری مزمن کنگو که آیندهای است از استبداد، فساد، قبیلهگرایی و مداخلات بیگانه. به عبارت دیگر زنگ خطری که به صدا در میآید هدفی جز بیدار کردن مردم ندارد.
این زنگ خطر در مورد ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی نیز به صدا درآمده است.
امروز حتی پرشورترین مدافعان سابق خمینیگرایی میپذیرند که حکومت آرمانی آنان نتیجهای جز استبداد، فساد، هرج و مرج اخلاقی و احساس ناامیدی در مقیاس ملی نداشته است.
اما آنچه می تواند سبب نگرانی باشد بهرهگیری از این آسیبشناسی برای تعمیق نومیدی ملی و ترسیم افقی تیره و تار برای ملت ماست.
در این زمینه بسیاری از مخالفان نظام کنونی با مدافعان سابق خمینیگرایی همصدا هستند.
هر دو گروه گناه وضع اسفناک کنونی را به گردن «مردم» میاندازند. همه ما با پرسش «چرا مردم کاری نمیکنند؟» روبهرو شدهایم. همه ما شنیدهایم که «ایرانیان لایق همین حکومتاند زیرا نمیخواهند با یک قیام عمومی به آزادی برسند.»
افکندن گناه بر گردن قربانی گناه مطلب تازهای نیست. ضربالمثل «خلایق هر چه لایق» را همه شنیدهایم.
ادوارد گیبون، تاریخنویس انگلیسی، ادامه عمر امپراتوری روم را حاصل «صبر و تحمل» مردم روم میدانست. تاریخ نویسان دیگر، گناه ادامه رژیمهای استالینی در شوروی و نازی در آلمان را به گردن مردم آن کشورها میاندازند. ارزیابیهایی از این دست دو نتیجه دارد: نخست از مسئولیت گردانندگان رژیمهای مورد بحث میکاهد و در بعضی موارد حتی آنان را در نقش قربانی رخوت یا بی تفاوتی مردم قرار می دهد. دوم، با عمق دادن به ناامیدی عمومی، اعتماد به نفس قربانیان حکومتهای استبدادی را از میان میبرد و در نتیجه امکان هر حرکت نجاتبخش را کاهش میدهد.
در اینجا مشکل کار بهرهگیری از کلیشه «مردم» است که یک مفهوم انتزاعی و سیال بیش نیست. مردم ایران پنجاه سال پیش جور دیگر و البته اکثریت کسان دیگر بودند و پنجاه سال بعد هم کسان دیگر و جور دیگر خواهند بود.
کنت دوگوبینو، دیپلمات فرانسوی و «ایرانشناس» سده نوزدهم، مدعی بود که «مردم ایران» هرگز از دوران سیاهی که در آن میزیستند خارج نخواهند شد.
ارنست رنان هموطن گوبینو و پژوهشگر فرهنگ آریایی عقیده داشت که ایران یک ملت آریایی اصل است که با پذیرفتن اسلام به سطح پایین تری تنزل کرده است بیآنکه امیدی برای ترقی داشته باشد.
خوب اگر بپذیریم که مردم ما لایق نظام کنونیاند و اوضاع همان است که هست- یا بودور که واردی خودمان- چه نیازی به پژوهش اقتصادی و اجتماعی و مبارزه سیاسی داریم؟ در کف شیر نر خونخوارهای- غیر تسلیم و رضا کو چارهای؟
منادیان نومیدی که گناه اوضاع امروز را به گردن «مردم» میاندازند، دانسته یا ندانسته خود را از «مردم» جدا میکنند. آنان مانند خدایان کوه اولمپ، از بالا به پایین مینگرند و در کائنات انتزاعیات خود به داوری مینشینند.
@AmirTaheri4
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان
این چه میخواهیم، باید از حد شعار فراتر برود و به شکل سیاستهای حسابشده و واقعبینانه در مرحله جدید مبارزه با اعتما به نفس و امید به پیروزی عرضه شود-BEHROUZ MEHRI / AFP
اگر شرط «رشد انسانی» را که از سوی سازمان ملل متحد تعیین شده است در نظر بگیریم، ایران امروز، زیر سلطه جمهوری اسلامی، در پایینترین رده جدول قرار میگیرد.
اکنون بیش از یک دهه است که ایران با کاهش دموگرافیک تدریجی روبهرو است، روندی که اگر ادامه یابد کشور ما را با خطر امحای جمعیتی روبهرو خواهد کرد. این کاهش دموگرافیک ناشی از کاهش ازدواج یا به تعویق انداختن آن و سپس کاهش زاد و ولد در خانوادههاست. هر دو کاهش به گفته جامعهشناسان ناشی از گسترش نومیدی و ترس از آینده در بخشهای وسیعی از جامعه است.
از سوی دیگر رکود اقتصادی دیرپا، اکنون با رشد زیر صفر با احتساب تورم لجام گسیخته، تواناییهای مادی و تشکیلاتی کشور را برای رویارویی با مشکلات به شدت کاهش داده است.
در همان حال، فرار مغزها که به گزارش بانک جهانی در حد رکورد تاریخی قرار دارد، ایران را از بهرهگیری از بهترین مدیران خود هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی محروم میکند. فرار سرمایه نیز در افزودن بر عمق بحران کنونی نقش دارد.
اگر روند کنونی ادامه یابد، میتوان گفت که یک ایرانی که امروز زاده میشود در مقایسه با یک ایرانی که نیم قرن پیش به دنیا میآمد، آیندهای بس تیره و تارتر خواهد داشت.
سال گذشته، چیسه کدی، رئیسجمهوری کنگو (کینشاسا) در یک سخنرانی تکاندهنده مدعی شد که فقط دو کشور در چهل سال اخیر در جهت عکس تاریخ حرکت کردهاند: کنگو و جمهوری اسلامی ایران.
چیسه کدی، که در آغاز ریاست جمهوری خود بود، تاکید کرد که این آسیبشناسی بالینی باید نقطه آغازی باشد برای درمان بیماری مزمن کنگو که آیندهای است از استبداد، فساد، قبیلهگرایی و مداخلات بیگانه. به عبارت دیگر زنگ خطری که به صدا در میآید هدفی جز بیدار کردن مردم ندارد.
این زنگ خطر در مورد ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی نیز به صدا درآمده است.
امروز حتی پرشورترین مدافعان سابق خمینیگرایی میپذیرند که حکومت آرمانی آنان نتیجهای جز استبداد، فساد، هرج و مرج اخلاقی و احساس ناامیدی در مقیاس ملی نداشته است.
اما آنچه می تواند سبب نگرانی باشد بهرهگیری از این آسیبشناسی برای تعمیق نومیدی ملی و ترسیم افقی تیره و تار برای ملت ماست.
در این زمینه بسیاری از مخالفان نظام کنونی با مدافعان سابق خمینیگرایی همصدا هستند.
هر دو گروه گناه وضع اسفناک کنونی را به گردن «مردم» میاندازند. همه ما با پرسش «چرا مردم کاری نمیکنند؟» روبهرو شدهایم. همه ما شنیدهایم که «ایرانیان لایق همین حکومتاند زیرا نمیخواهند با یک قیام عمومی به آزادی برسند.»
افکندن گناه بر گردن قربانی گناه مطلب تازهای نیست. ضربالمثل «خلایق هر چه لایق» را همه شنیدهایم.
ادوارد گیبون، تاریخنویس انگلیسی، ادامه عمر امپراتوری روم را حاصل «صبر و تحمل» مردم روم میدانست. تاریخ نویسان دیگر، گناه ادامه رژیمهای استالینی در شوروی و نازی در آلمان را به گردن مردم آن کشورها میاندازند. ارزیابیهایی از این دست دو نتیجه دارد: نخست از مسئولیت گردانندگان رژیمهای مورد بحث میکاهد و در بعضی موارد حتی آنان را در نقش قربانی رخوت یا بی تفاوتی مردم قرار می دهد. دوم، با عمق دادن به ناامیدی عمومی، اعتماد به نفس قربانیان حکومتهای استبدادی را از میان میبرد و در نتیجه امکان هر حرکت نجاتبخش را کاهش میدهد.
در اینجا مشکل کار بهرهگیری از کلیشه «مردم» است که یک مفهوم انتزاعی و سیال بیش نیست. مردم ایران پنجاه سال پیش جور دیگر و البته اکثریت کسان دیگر بودند و پنجاه سال بعد هم کسان دیگر و جور دیگر خواهند بود.
کنت دوگوبینو، دیپلمات فرانسوی و «ایرانشناس» سده نوزدهم، مدعی بود که «مردم ایران» هرگز از دوران سیاهی که در آن میزیستند خارج نخواهند شد.
ارنست رنان هموطن گوبینو و پژوهشگر فرهنگ آریایی عقیده داشت که ایران یک ملت آریایی اصل است که با پذیرفتن اسلام به سطح پایین تری تنزل کرده است بیآنکه امیدی برای ترقی داشته باشد.
خوب اگر بپذیریم که مردم ما لایق نظام کنونیاند و اوضاع همان است که هست- یا بودور که واردی خودمان- چه نیازی به پژوهش اقتصادی و اجتماعی و مبارزه سیاسی داریم؟ در کف شیر نر خونخوارهای- غیر تسلیم و رضا کو چارهای؟
منادیان نومیدی که گناه اوضاع امروز را به گردن «مردم» میاندازند، دانسته یا ندانسته خود را از «مردم» جدا میکنند. آنان مانند خدایان کوه اولمپ، از بالا به پایین مینگرند و در کائنات انتزاعیات خود به داوری مینشینند.
@AmirTaheri4
👍67❤5😁1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
نتیجه داوری آنان ضربه زدن به اعتماد به نفس همان «مردم» است که از دید آنان میبایستی به پاخیزند و سرنوشت خود را به دست گیرند.
اما واقعیت چیست؟ آیا بایستی از آینده ایران ناامید شد؟ اگر تفاوت میان «حوادث» و «جریانها» را درک کنیم، پاسخ ما یک «نه» قاطع خواهد بود. «حوادث» عبارتند از رویدادهای اینجا و اکنونی که در یک برهه زمانی کوتاه رخ میدهند و به آسانی قابل رویتاند. «حوادث» بر اساس اصل ارسطویی وحدت زمان، مکان و موضوع شکل میگیرند و از چارچوب محدود خود فراتر نمیروند.
«جریانها»از سویی دیگر مانند چشمهسارها یا قناتهای زیرزمینی هستند که در متن زمانی طولانی شکل میگیرند و سرانجام با ظهور در متن هستی به دگرگونیهای گسترده و دراز مدت میانجامند.
نگاهی به تاریخ کشورمان در چهار دهه گذشته یادآور «حوادث» و «جریانها» بسیار خواهد بود. همین «مردم» که به گفته اصحاب یاس، جغدهای دور از آشیان، اهل مبارزه و قیام علیه ظلم نیستند، تنها سه هفته پس از روی کار آمدن آقای خمینی و همراهان او بزرگترین تظاهرات اعتراضی را در تهران در چارچوب دفاع از حقوق زنان برگزار کردند. آنچه خبرنگار نیویورکتایمز که سمپاتیزان «انقلاب اسلامی» هم بود به صورت یک «حادثه نامنتظره» گزارش کرد.
از آن پس همین «مردم» به اصطلاح گریزان از مبارزه، تاریخی را تالیف کردهاند سرشار از نبرد علیه نظام خمینیگرا.
تقریبا هیچ روز یا هفتهای نگذشته است بیآنکه بخشی از مردم ما با تظاهرات، اعتصابات و نبرد فکری و قلمی، این نظام غیرایرانی، اگر نخواهیم بگوییم ضدایرانی را به چالش بکشند.
دهها هزار اعدام سیاسی و میلیونها تبعید سیاسی را نمیتوان نشان حضور یک «مردم» گریزان از مبارزه و پذیرای استبداد به شمار آورد. در ۱۰ سال گذشته، مردم ما با دست خالی در صدها شهر کشور در برابر ماشین سرکوب رژیم ایستادهاند و قربانی دادهاند.
همه این ایستادگیها و قیامها را میتوان در
چارچوب «حوادث» بررسی کرد، اتفاقات موسمی و موضعی که به ظاهر نمیتوانند یک «جریان» تاریخی بیافرینند.
اما یک نگاه دقیقتر نشان خواهد داد که ایران در چهار دهه گذشته، پیدایش، گسترش و عمقگیری یک «جریان» بزرگ تاریخی را نیز شکل داده است.
این «جریان»، برخلاف «حوادث» ذکر شده که به سادگی قابل رویتاند، با یک نگاه دیده نمیشود اما، سرانجام و در مقیاس تاریخی، نقش اساسی را در گذار ایران از برزخ کنونی بازی خواهد کرد.
این «جریان» را میتوان با نامهای گوناگون معرفی کرد: توفان پنهان زیر آرامش دریا؟ جستوجوی آب حیات در ظلمات؟ اما یک عنوان سادهتر شاید گویاتر باشد: بازگشت به خویش؛ یعنی دوباره ایرانی شدن که، در تحلیل نهایی، به معنای طرد هویت جعلی عرضه شده از سوی خمینیگرایان خواهد بود.
این «بازگشت به خویش» به معنای ارتجاع یا «بازگشت به خیش» نیست.
در اینجا سخن از روند تاویلی برای کشف ریشههای خونی، قومی و تاریخی مطرح نمیشود. درواقع، «بازگشت به خیش» هسته مرکزی دکترین خمینی بود که تمامی دنیای امروز را به این بهانه که ساخته و پرداخته خاجپرستان و بنی اسرائیل است، محکوم میکرد و جهان آرمانیاش را با الگوی خلافت کوتاه علی ابن ابیطالب میجست.
جریان «بازگشت به خویش» به معنای احیای گفتمان ملی ایرانی در برابر گفتمان اسلامی جعلی انقلابیون ۱۳۵۷ است. امروز در همه زمینههای فرهنگی، ادبی و اجتماعی، گفتمان ملی روبه رشد است و گفتمان جعلی انقلاب اسلامی در حال عقبنشینی.
حتی آقای خامنهای، رهبر کنونی نظام خمینیگرا، اکنون از «ملت ایران» سخن میگوید، مشاطهگران رژیم در خارج نیز ناگهان مبلغ «منافع ملی» شدهاند.
خوشبختانه، این گفتمان ملی، بر خلاف گفتمان اسلامی- کمونیستی ۱۳۵۷ که در چارچوب محدود بخشی از روحانیت شیعه و گروههای کوچک و بزرگ چپنشینان شکل گرفت، اکنون در سراسر ایران حضور دارد.
نجات ایران از برزخ کنونی، تنها با پیروزی این گفتمان ممکن خواهد بود. نیروهای مخالف نظام کنونی، با هر مرام و مسلک سیاسی، در تامین این پیروزی نقش دارند.
نخستین وظیفه آنان، خودداری از تبلیغ نومیدی و گسترش عدم اعتماد به نفس ملت ماست. ایران، در طول تاریخ خود، از بسیار چالشها سربلند و پیروز به درآمده است و این بار نیز سربلند و پیروز به درخواهد آمد.
اما وظیفه مهمتر مخالفان نظام کنونی، عرضه سیاستها و راهحلهای واقعبینانه برای رویارویی با مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران است.
یک «نه به جمهوری اسلامی» کافی نیست و هرگز پایگاه سیاسی- سیاستی جدی تلقی نخواهد شد؛، همانطور که یک «مرگ بر شاه» نتوانست هیچ یک از مشکلات ایران آن روز را حل کند.
خوشبختانه، امروز، ایران هم در سطح سیاستگذاری و هم در سطح درک سیاسی عمومی، نسبت به بسیار کشورهای به اصطلاح «درحال رشد» در وضع بهتری قرار دارد.
@AmirTaheri4
اما واقعیت چیست؟ آیا بایستی از آینده ایران ناامید شد؟ اگر تفاوت میان «حوادث» و «جریانها» را درک کنیم، پاسخ ما یک «نه» قاطع خواهد بود. «حوادث» عبارتند از رویدادهای اینجا و اکنونی که در یک برهه زمانی کوتاه رخ میدهند و به آسانی قابل رویتاند. «حوادث» بر اساس اصل ارسطویی وحدت زمان، مکان و موضوع شکل میگیرند و از چارچوب محدود خود فراتر نمیروند.
«جریانها»از سویی دیگر مانند چشمهسارها یا قناتهای زیرزمینی هستند که در متن زمانی طولانی شکل میگیرند و سرانجام با ظهور در متن هستی به دگرگونیهای گسترده و دراز مدت میانجامند.
نگاهی به تاریخ کشورمان در چهار دهه گذشته یادآور «حوادث» و «جریانها» بسیار خواهد بود. همین «مردم» که به گفته اصحاب یاس، جغدهای دور از آشیان، اهل مبارزه و قیام علیه ظلم نیستند، تنها سه هفته پس از روی کار آمدن آقای خمینی و همراهان او بزرگترین تظاهرات اعتراضی را در تهران در چارچوب دفاع از حقوق زنان برگزار کردند. آنچه خبرنگار نیویورکتایمز که سمپاتیزان «انقلاب اسلامی» هم بود به صورت یک «حادثه نامنتظره» گزارش کرد.
از آن پس همین «مردم» به اصطلاح گریزان از مبارزه، تاریخی را تالیف کردهاند سرشار از نبرد علیه نظام خمینیگرا.
تقریبا هیچ روز یا هفتهای نگذشته است بیآنکه بخشی از مردم ما با تظاهرات، اعتصابات و نبرد فکری و قلمی، این نظام غیرایرانی، اگر نخواهیم بگوییم ضدایرانی را به چالش بکشند.
دهها هزار اعدام سیاسی و میلیونها تبعید سیاسی را نمیتوان نشان حضور یک «مردم» گریزان از مبارزه و پذیرای استبداد به شمار آورد. در ۱۰ سال گذشته، مردم ما با دست خالی در صدها شهر کشور در برابر ماشین سرکوب رژیم ایستادهاند و قربانی دادهاند.
همه این ایستادگیها و قیامها را میتوان در
چارچوب «حوادث» بررسی کرد، اتفاقات موسمی و موضعی که به ظاهر نمیتوانند یک «جریان» تاریخی بیافرینند.
اما یک نگاه دقیقتر نشان خواهد داد که ایران در چهار دهه گذشته، پیدایش، گسترش و عمقگیری یک «جریان» بزرگ تاریخی را نیز شکل داده است.
این «جریان»، برخلاف «حوادث» ذکر شده که به سادگی قابل رویتاند، با یک نگاه دیده نمیشود اما، سرانجام و در مقیاس تاریخی، نقش اساسی را در گذار ایران از برزخ کنونی بازی خواهد کرد.
این «جریان» را میتوان با نامهای گوناگون معرفی کرد: توفان پنهان زیر آرامش دریا؟ جستوجوی آب حیات در ظلمات؟ اما یک عنوان سادهتر شاید گویاتر باشد: بازگشت به خویش؛ یعنی دوباره ایرانی شدن که، در تحلیل نهایی، به معنای طرد هویت جعلی عرضه شده از سوی خمینیگرایان خواهد بود.
این «بازگشت به خویش» به معنای ارتجاع یا «بازگشت به خیش» نیست.
در اینجا سخن از روند تاویلی برای کشف ریشههای خونی، قومی و تاریخی مطرح نمیشود. درواقع، «بازگشت به خیش» هسته مرکزی دکترین خمینی بود که تمامی دنیای امروز را به این بهانه که ساخته و پرداخته خاجپرستان و بنی اسرائیل است، محکوم میکرد و جهان آرمانیاش را با الگوی خلافت کوتاه علی ابن ابیطالب میجست.
جریان «بازگشت به خویش» به معنای احیای گفتمان ملی ایرانی در برابر گفتمان اسلامی جعلی انقلابیون ۱۳۵۷ است. امروز در همه زمینههای فرهنگی، ادبی و اجتماعی، گفتمان ملی روبه رشد است و گفتمان جعلی انقلاب اسلامی در حال عقبنشینی.
حتی آقای خامنهای، رهبر کنونی نظام خمینیگرا، اکنون از «ملت ایران» سخن میگوید، مشاطهگران رژیم در خارج نیز ناگهان مبلغ «منافع ملی» شدهاند.
خوشبختانه، این گفتمان ملی، بر خلاف گفتمان اسلامی- کمونیستی ۱۳۵۷ که در چارچوب محدود بخشی از روحانیت شیعه و گروههای کوچک و بزرگ چپنشینان شکل گرفت، اکنون در سراسر ایران حضور دارد.
نجات ایران از برزخ کنونی، تنها با پیروزی این گفتمان ممکن خواهد بود. نیروهای مخالف نظام کنونی، با هر مرام و مسلک سیاسی، در تامین این پیروزی نقش دارند.
نخستین وظیفه آنان، خودداری از تبلیغ نومیدی و گسترش عدم اعتماد به نفس ملت ماست. ایران، در طول تاریخ خود، از بسیار چالشها سربلند و پیروز به درآمده است و این بار نیز سربلند و پیروز به درخواهد آمد.
اما وظیفه مهمتر مخالفان نظام کنونی، عرضه سیاستها و راهحلهای واقعبینانه برای رویارویی با مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران است.
یک «نه به جمهوری اسلامی» کافی نیست و هرگز پایگاه سیاسی- سیاستی جدی تلقی نخواهد شد؛، همانطور که یک «مرگ بر شاه» نتوانست هیچ یک از مشکلات ایران آن روز را حل کند.
خوشبختانه، امروز، ایران هم در سطح سیاستگذاری و هم در سطح درک سیاسی عمومی، نسبت به بسیار کشورهای به اصطلاح «درحال رشد» در وضع بهتری قرار دارد.
@AmirTaheri4
👍58❤14😁2
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
وظیفه مخالفان جدی نظام کنونی، عبور از عقدههای شخصی یا گروهی، خودداری از ذکر مصیبت بهعنوان هسته اصلی بحث سیاسی و دوری از وسوسه انتقامجویی است.
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان.
هماکنون، در داخل ایران در سطح مردمی، کوششهای فراوانی برای تعریف و تفهیم و سرانجام، راهگشایی برای مشکلات ما در زمینههای محیطزیست، خشکسالی، رکود اقتصادی، آسیبپذیری میراث فرهنگی، چالشهای اخلاقی- اجتماعی و تهدیدات خارجی و داخلی علیه امنیت ملی ما جریان دارد.
معرفی این کوششها و قرار دادن آنان در مسیری مشترک میتواند و باید رسیدن به هدف نهایی، یعنی تغییر رژیم در ایران، را تسریع کند.
فعالان سیاسی مخالف نظام خمینگرا، بهجای آنکه بپرسند «چرا مردم قیام نمیکنند؟» باید بپرسند: «چرا ما هنوز نتوانستهایم یا نخواستهایم محملی برای این قیام عرضه کنیم؟»
غرض از طرح این پرسش، سرکوفت زدن به فعالان مخالف رژیم نیست. آنان، به نوبه خود، میتوانند و باید دستاوردهای دهههای گذشته را تضمینی برای اعتماد به نفس به شمار آورند. کوشش مجموعه آنان مانع از آن شده است که نظام خمینیگرا به ثبات برسد و در داخل و خارج ایران مقبولیت لارم برای پذیرفتن یک جامعه درازمدت را بهدست آورد.
اما اکنون با مرحله بعدی این نبرد طولانی روبهرو هستیم: مرحله عرضه یک سیمای سیاسی جایگزین که میداند چه میخواهد و میتواند نشان بدهد که آنچه میخواهد، همان خواست اکثریت مردم ایران است.
پیام تلفنی یک هممیهن از یکی از بنادر خلیج فارس هنوز در گوش من است: «ما میدانیم چه نمیخواهیم، اما حالا وقت آن است که بگوییم چه میخواهیم.»
این چه میخواهیم، میبایستی از حد شعار فراتر برود و به شکل سیاستهای حسابشده و واقعبینانه در مرحله جدید مبارزه با اعتما به نفس و امید به پیروزی عرضه شود.
@AmirTaheri4
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان.
هماکنون، در داخل ایران در سطح مردمی، کوششهای فراوانی برای تعریف و تفهیم و سرانجام، راهگشایی برای مشکلات ما در زمینههای محیطزیست، خشکسالی، رکود اقتصادی، آسیبپذیری میراث فرهنگی، چالشهای اخلاقی- اجتماعی و تهدیدات خارجی و داخلی علیه امنیت ملی ما جریان دارد.
معرفی این کوششها و قرار دادن آنان در مسیری مشترک میتواند و باید رسیدن به هدف نهایی، یعنی تغییر رژیم در ایران، را تسریع کند.
فعالان سیاسی مخالف نظام خمینگرا، بهجای آنکه بپرسند «چرا مردم قیام نمیکنند؟» باید بپرسند: «چرا ما هنوز نتوانستهایم یا نخواستهایم محملی برای این قیام عرضه کنیم؟»
غرض از طرح این پرسش، سرکوفت زدن به فعالان مخالف رژیم نیست. آنان، به نوبه خود، میتوانند و باید دستاوردهای دهههای گذشته را تضمینی برای اعتماد به نفس به شمار آورند. کوشش مجموعه آنان مانع از آن شده است که نظام خمینیگرا به ثبات برسد و در داخل و خارج ایران مقبولیت لارم برای پذیرفتن یک جامعه درازمدت را بهدست آورد.
اما اکنون با مرحله بعدی این نبرد طولانی روبهرو هستیم: مرحله عرضه یک سیمای سیاسی جایگزین که میداند چه میخواهد و میتواند نشان بدهد که آنچه میخواهد، همان خواست اکثریت مردم ایران است.
پیام تلفنی یک هممیهن از یکی از بنادر خلیج فارس هنوز در گوش من است: «ما میدانیم چه نمیخواهیم، اما حالا وقت آن است که بگوییم چه میخواهیم.»
این چه میخواهیم، میبایستی از حد شعار فراتر برود و به شکل سیاستهای حسابشده و واقعبینانه در مرحله جدید مبارزه با اعتما به نفس و امید به پیروزی عرضه شود.
@AmirTaheri4
👍125❤19👌3😁1🤬1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: دماوند خشم ایرانیان، وحشی و رام نشده، در حال غلیان است
دماوند خشم ایرانیان، وحشی، رام نشده و در حال غلیان است و این بار، همه یکدل و یک زبان خواهان تغییر رژیم هستند.
ترجمه👇
Iran: The Chained Volcano
ویدئوی کامل: 👇
https://www.youtube.com/watch?v=KaT_VGVnlmA&ab_channel=Unika
#مهسا_امینی
@AmirTaheri4
دماوند خشم ایرانیان، وحشی، رام نشده و در حال غلیان است و این بار، همه یکدل و یک زبان خواهان تغییر رژیم هستند.
ترجمه👇
Iran: The Chained Volcano
ویدئوی کامل: 👇
https://www.youtube.com/watch?v=KaT_VGVnlmA&ab_channel=Unika
#مهسا_امینی
@AmirTaheri4
❤84👏9👍5😁1
امیر طاهری: دماوند خشم ایرانیان، وحشی و رام نشده، در حال غلیان است
Unika
امیر طاهری: دماوند خشم ایرانیان، وحشی و رام نشده، در حال غلیان است
دماوند خشم ایرانیان، وحشی، رام نشده و در حال غلیان است و این بار، همه یکدل و یک زبان خواهان تغییر رژیم هستند.
ترجمه👇
Iran: The Chained Volcano
فایل صوتی
@AmirTaheri4
دماوند خشم ایرانیان، وحشی، رام نشده و در حال غلیان است و این بار، همه یکدل و یک زبان خواهان تغییر رژیم هستند.
ترجمه👇
Iran: The Chained Volcano
فایل صوتی
@AmirTaheri4
❤59👍15😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادی از #احمدرضا_احمدی شاعر نوگرا که در ۸۳ سالگی در تهران چشم از جهان فروبست.
او که اهل کرمان است در اواخر دهه ۳۰ خورشیدی به تهران نقل مکان کرد و ما در یک دبیرستان درس خواندیم و با هم دوست شدیم.
آن روزها، برخلاف الان، میشد شعرهای جسورانه نوشت بدون اینکه به زندان رفت.
Amir Taheri
A thought for Ahmad-Reza Ahmadi, modernist poet who has passed away in Tehran aged 83.
A native of Kerman he moved to Tehran in the late 1950s when we attended the same high school & became friends.
In those days, unlike now, one could write defiant poems without going to prison.
@AmirTaheri4
👍92❤12❤🔥1😁1