Amir Taheri امیر طاهری
6.65K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابزار لازم برای ایجاد دولت بَد هم در این جمهوری وجود ندارد.

تنها راه ما این است که این پرونده را با تشکیل یک دولت ملی ایرانی و نه یک دولت ایدئولوژیکی ببندیم.

همکاری ایدئولوژیک جمهوری اسلامی با چین باعث ورود ویروس کرونا به ایران شد.



@AmirTaheri4
ایران و چین: صادرات اسلامی، واردات کرونا

بین چهار تا پنج هزار طلبه علوم دینی چینی در جمهوری‌اسلامی سرگرم تحصیل هستند


«کرونا را سیاسی نکنید!» این، شعار تازه رهبران جمهوری اسلامی است که با توسل به آن، می‌کوشند تا بی‌کفایتی نظام حکومتی خود را در اداره بحران بهداشتی جاری به نحوی توجیه کنند. هیچ مسئله‌ای نیست که سرانجام یک بعد سیاسی نداشته باشد. تعلل جمهوری اسلامی ایران در پذیرفتن بحران و تعریف خطری که کرونا در برداشته است، بی تردید، یک مسئله سیاسی است.
ناتوانی جمهوری اسلامی ایران در بسیج نیروها و منابع لازم برای رویارویی با این خطر نیز یک مسئله  سیاسی است. بحران ناشی از کرونا، بار دیگر نشان داد که در جمهوری اسلامی آنان که  مسئولیت دارند، قدرت ندارند و آنان که قدرت دارند، بدون مسئولیتند.  
اما از این بدیهیات ناشی از ساختار عجیب و غریب جمهوری اسلامی ایران که بگذریم، ورود کرونا به ایران در مقیاس وسیع یک جنبه سیاسی دیگر نیز دارد که ناشی از تصمیم راهبردی رژیم برای تبدیل چین به یک منبع مهم حمایت سیاسی و اقتصادی است.
اما یک ارزیابی کوتاه به خوبی نشان می‌دهد که این تصمیم راهبردی، بیشتر به سود چین بوده است تا ایران.  چین که تا سال گذشته بزرگترین واردکننده نفت از ایران بود، به بهانه تحریم‌های آمریکایی میلیاردها دلار درآمد ایران از این منبع به دست آورده است.

در حال حاضر چین با پذیرفتن قاچاق دلار به ایران، در مقیاس محدودی می‌کوشد تا رهبران جمهوری اسلامی ایران را تا حدی راضی نگه دارد. اما نکته اینجاست که ایران سهم خود را از بازار نفت چین، شاید برای همیشه، از دست داده باشد، درحالی که روسیه، عربستان سعودی و تا حدی ایالات متحده، سهم بزرگ‌تری را از آن خود می‌سازند. 
طرح‌های بزرگی که تیتر اول روزنامه‌های تهران را به خود اختصاص می‌داد، عملی نشده‌اند و شاید هرگز عملی نشوند. پس از سه سال مطالعه و مذاکره، چین همچنان از بازسازی نیروهای هسته‌ای اراک دوری می‌جوید. در زمان حال، از دو نیروگاه هسته‌ای دیگر که قرار بود با سرمایه و تکنولوژی چین در ایران ساخته شود، نیز خبری نیست. کوشش‌های جمهوری اسلامی ایران برای خرید سلاح‌های مدرن از چین نیز همچنان بی‌ثمر مانده است. بهانه پکن این است که قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل فروش اسلحه به ایران را تا پایان سال آینده ممنوع کرده است.
حمایت لفظی از برجام که عملا مرده‌ای متحرک است، برای چین هزینه‌ای ندارد و تنها گروه حجت‌الاسلام حسن روحانی را خشنود می‌سازد. 
چینی‌ها با رخنه در سراسر بازار ایران، بسیاری از صنایع سبک ایران را عملا از بین برده‌اند که از میان آنان می‌توان از نساجی نام برد. سازمان گمرک ایران اعلام می‌کند که ۸۰ درصد از پارچه‌هایی مورد نیاز برای ساختن چادر نماز و روسری در ایران، از چین وارد می‌شود. براساس برآوردهایی که از سوی مقامات و منابع رسمی عرضه می‌شود، کوشش چین برای تسلط بر بازار ایران بیش از یک میلیون شغل را در این کشور از بین برده است. 
درحالی که چین در لباس دوست و حامی ایران، در واقع، عذر را به جای وفا و دستبرد را به جای اهدا قرار داده است، جمهوری اسلامی ایران در زمینه‌های گوناگون، با پذیرفتن خطرات بسیار برای خود، کوشیده است تا خواست‌های پکن را تا آنجا که می‌تواند برآورده کند. 
یکی از این خواست‌ها این بود که جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد شکاف میان مسلمانان چین، وارد میدان شود. براساس برآورد‌های غیررسمی بیش از ۶۰ میلیون چینی پیرو دین اسلام هستند. از این ۶۰ میلیون، نزدیک به ۹۰ درصد پیرو مذاهب سنی به ویژه حنفی‌اند. نزدیک به چهار درصد دیگر پیرو فرقه‌های صوفی و مذاهبی هستند که در ادبیات اسلامی به نام «افراطیون» شناخته می‌شوند. برآورد ما از شیعیان اثنی‌عشری در چین، یعنی مذهب اکثریت ما ایرانیان، بین یک تا یک و نیم درصد است. مسلمانان «هان» نزدیک به ۷۰ درصد از کل آن شمار را به خود اختصاص می‌دهند. دومین گروه قومی بزرگ، اویغورها هستند که در شین‌جان چین به سر می‌برند و همواره کوشیده‌اند هویت قومی و فرهنگی خود را حفظ کنند و در جامعه بزرگ جمهوری خلق، حل نشوند. 

Independentpersian

@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Faratar with Bijan Farhoodi featuring Amir Taheri فراتر با فرهودی همراه با امیر طاهری

ما احتیاج به سیستمی داریم که آدمهای بد درون این سیستم نتونن به کشور صدمه بزنن اما متاسفاته ما در حال حاضر سیستمی داریم که آدمهای خوب هم به این کشور صدمه میزنن!
انقلاب اسلامی یک انقلاب خرابکارانه بود
برای از بین بردن ملت دولت ایران اومده بود و چیزی هم نساخته و نمیتونه هم بسازه.

ایران شایسته داشتن یک حکومت بهتر و یک نظام درست هست.

لینک یوتیوب این‌ برنامه

@AmirTaheri4
👍1
الگوی ناب اسلامی در برخورد با واقعیات

جمهوری اسلامی، چهار دهه پس از پیدایش، راه‌حل مشکلات را کشتار معترضان و اعدام‌های دسته‌جمعی می‌داند

امیر طاهری 

یکی از هدف‌های مکرراً اعلام‌شده جمهوری اسلامی در طول ۴۱ سال گذشته، ساختن الگوی سیاسی- اقتصادی تازه برای بشریت است.
آیت‌الله روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، همواره ادعا می‌کرد که تمدن غربی، که به گفته او ساخته‌وپرداخته صهیونیست‌ها و صلیبیون است، جهان را به ضلالت رهبری کرده و بشریت را قربانی فقر، فساد و جنگ ساخته است. بدین‌سان هدف انقلاب اسلامی، نجات بشریت است از راه عرضه یک الگوی رقیب، یک الگوی متکی بر «اسلام ناب محمدی».
آرزوی ساختن «جامعه ناب محمدی» پس از خمینی نیز در قلب جهان‌بینی جمهوری اسلامی قرار داشته است. حجت‌الاسلام محمد خاتمی، که دو دوره رئیس‌جمهوری اسلامی بود، در سخنرانی‌های متعدد در ایتالیا، سوئیس و ایالات‌متحده، الگوی اسلامی مورد نظر را به‌عنوان گزینه‌ای در برابر الگوی صهیونبیتی-صلیبی غربی عرضه کرد و با انتقاد از «رنسانس» و دوران روشنگری در اروپای غربی، مدعی شد که جدایی دین از سیاست نتیجه‌ای جز جنگ، استعمار و امپریالیسم نداشته است. بدین‌سان، جمهوری اسلامی می‌بایستی وظیفه تاریخی خود را برای به چالش کشیدن الگوی غربی با عزمی جزم‌تر دنبال کند.
آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نیز همواره از نقش انقلاب اسلامی ایران در ترسیم راهی تازه برای تمام بشریت سخن گفته است. یک ابتکار آقای خامنه‌ای تهیه برنامه ۲۰ ساله برای تکمیل ساختار و اساس جامعه «ناب محمدی» بود- برنامه‌ای که تنظیم و نظارت بر اجرای آن به مجمع تشخیص مصلحت نظام محول شد.
البته انقلاب خمینیستی در ایران نخستین انقلابی نیست که با جاه‌طلبی‌های جهانی به میدان می‌آید. انقلاب کبیر فرانسه نیز خواستار «آغازی نوین» برای تاریخ جهان از «سال صفر» بود و تمامی سرگذشت انسان را در همه ادوار پیشین چیزی جز مجموعه‌ای از رنج و درد و جهل و ستم نمی‌دانست.
انقلاب فرانسه، برنامه ۲۰ ساله رسمی نداشت. اما ۲۰ سال بعد از آن انقلاب، فرانسه دوران وحشت بزرگ، جنگ‌های خانمان‌سوز ناپلئون، بازگشت بوربون‌ها و از دست دادن موقعیت جهانی خود را تجربه کرده بود. پیش از انقلاب، فرانسه بزرگ‌ترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان بود. با آن انقلاب، فرانسه آن موقعیت را از دست داد و هرگز نتوانست الگوی آرمانی خود را جهانی سازد.
یکی از طنزهای تاریخ این است که ۲۰ سال پس از انقلاب کبیر، قزاق‌های تزار روس، کاخ الیزه در پاریس را به‌عنوان خوابگاه خود تصرف کرده بودند و پرچم روسیه، عقب‌مانده‌ترین کشور اروپایی در آن زمان، در پایتخت فرانسه در اهتزاز بود.
انقلاب اکتبر روسیه نیز جاه‌طلبی‌های جهانی داشت. لنین از «آفرینش مجدد انسان» سخن گفته بود و استالین مدعی بود که می‌توان برای خلق »انسان طراز نوین شوروی» برنامه‌ریزی کرد. البته نتیجه کار، کشتار ده‌ها میلیون انسان و چندین دهه استبداد، فقر و راه‌گم‌کردگی تاریخی بود. در آخرین سال‌های اتحاد شوروی، جامعه آرمانی لنین و استالین به اتکای دریافت وام از قدرت‌های غربی و محصولات غذایی از ایالات‌متحده و کانادا به زندگی خود ادامه می‌داد.
اشتباه بزرگ تفکر انقلابی سنتی این است که جامعه موردنظر را یک لوح سفید می‌انگارد که «رهبر» یا «رهبران» می‌توانند آنچه را دلخواهشان است بر آن رسم کنند. اگر لنین آثار گوگول، نویسنده اوکراینی‌الاصل را به‌دقت خوانده بود، هر گز تصور نمی‌کرد که امپراتوری تزار آن لوح سفیدی است که خود می‌پنداشت.
پیش از او، اگر رهبران انقلاب فرانسه، رمان «ژاکو کلک‌باز» اثر دیده رو را خوانده بودند، متوجه می‌شدند که فرانسوی معمولی، یعنی اکثریت فرانسویان، چنان درگیر دغدغه‌های اینجا و اکنونی زندگی هستند که وقتی برای ساختن دنیای آرمانی یک مشت روشنفکر پرحرف و پرخور در پاریس ندارند.
در ایران خودمان نیز اگر خمینی و روشنفکرنمایان پیرامون او درکی از واقعیت جامعه ایرانی می‌داشتند، هر گز مفتون چرندیات یک گروه کوچک از آخوندها نمی‌شدند.
یک ضرب‌المثل تهرانی می‌گوید: قاچ زین را بچسب، سواری پیشکش!
در سررسید برنامه آرمانی ۲۰ ساله، جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته است قاچ زین را بچسبد و شاید به همین سبب است که اندک هارت‌وپورت معمولی خود را درباره سواری، و گاه حتی تاخت‌وتاز، تا حدی تخفیف داده است.

Independentpersian

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: کرونا؛ مرگِ «جهانی‌شدن» یا تولد دوباره‌ی آن؟


برگردان فارسی تحلیلی با عنوان زیر:
The Coronavirus: Death of Globalization or a Rebirth?

Is this the end of globalization? This is the question that we were supposed to debate at a colloquium in Paris this week before we were all ordered by the government to “confine” ourselves to our dwellings at least for the next 15 days…



@AmirTaheri4
‏در این حبس خانگی در فرانسه نوروز را به همه دوستان و خانواده شادباش می‌گویم
این حبس ناخواسته فرصتی به وجود آورد برای تفکر، مطالعه دوباره کتاب‌ها و دیدن فیلم‌های قدیمی.
تلفن زدن به دوستان و فامیل و اضافه کردن ادویه!


@AmirTaheri4
‏حسن روحانی رئیس جمهور بینوای ایران در نظرسنجی گالوپ به عنوان بدترین رئیس دولت در بین ۲۰۹ کشور جهان در سال ۲۰۱۸ انتخاب شد. از آنجایی که روحانی اصلا کاره ای نیست، این انصاف نبود! ایشان به عنوان یک بازیگر افتضاح فقط نقش یک رئیس‌جمهور را بازی می‌کند. ترسویی او، به او جرائت استعفا هم نمی‌دهد.

@AmirTaheri4
‏کمپینی که توسط موش‌های جمهوری اسلامی برای برداشتن تحریم‌های علیه رژیم در غرب به راه افتاده، نادرست و متناقض است. رژیم در حال نابودی است چه با تحریم چه بی تحریم.
برای دهه‌ها با تحریم جدی رو به رو نبوده است اما با اینحال همیشه همه چیز را به گند کشیده است.

@AmirTaheri4
‏ سخنرانی کنفرانس من در مسیر صلح در خاورمیانه که قرار است در تاریخ 4 ماه مه در وین برگزار شود، لغو شده و در انتظار پایان بحران کوروناویروس است. این بدان معنی است که من در ماه مه در وین نخواهم بود و جلسات برنامه‌ریزی شده‌ای را با تعدادی از هموطنان و دوستان را از دست می‌دهم.

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا مردم ایران نمی‌توانند از شر این حکام ظالم خو را رها نمایند؟

@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
The Iranianness of Nowruz 2019- Interview with Amir Taheri

@AmirTaheri4
چالش کرونا برای نظم جهانی

توجه جمهوری‌اسلامی بیشتر به ملاحظات مسلکی است تا ملاحظات انسانی-اجتماعی


با آن که گمانه‌زنی درباره عواقب درازمدت ویروس عالمگیر کرونا هنوز زود است، چند مطلب مهم از هم اکنون روشن است. نخست، شیوه رویارویی با این آفت جهانی در طی هفته‌ها و ماه‌های اخیر طبیعت سیاسی نظام‌های مسلط بر کشورهای گوناگون را زیر نور افکن قرار داده است.
در چین، روسیه و کوبا، شیوه حکومتی خودمدار، اگر نخواهیم بگوییم خودکامه، توانسته است با محدود کردن بیشتر آزادی‌های فردی و اجتماعی و با بسیج نظامی منابع اداری، مالی و پزشکی، و البته با پنهان‌کاری و آرایش آماری، ویروس عالمگیر را تا حدی مهار کند. در دموکراسی‌های غربی با دولت‌های ائتلافی متزلزل، مثلا در ایتالیا و اسپانیا ، کرونا بیش از آنچه می‌شد انتظار داشت، گسترش یافته است.
در ایالات متحده، ملاحظات حزبی، به‌ویژه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، مانع از آن شده است که نیروهای لازم برای مهار و سرکوب کرونا در چارچوب یک سیاست فراگیر ملی بسیج شوند.
در جمهوری اسلامی در ایران، ملاحظات مسلکی، مانند همیشه بیش از ملاحظات انسانی- اجتماعی مورد توجه بوده‌اند.
توقیف و اخراج گروه اعزامی« پزشکان بدون مرز» نمونه‌ای از این سیاست است. پزشکانی که با ویزای جمهوری اسلامی ایران و ظاهرا تایید شخصی وزیر امور خارجه به ایران آمده بودند، به جرم غربی بودن اجازه فعالیت نیافتند.
رویارویی با ویروس، پاره‌ای از نقاط ضعف نظام جهانی را نیز آشکار کرد. دولت‌های چک و کنیا، میلیون‌ها ماسک پزشکی را که آلمان فدرال از چین خریده بود یا چین به ایتالیا هدیه داده بود، در مرحله ترانزیت از خاک خود توقیف کردند؛ یا بهتر بگوییم دزدیدند. البته دولت جمهوری چک سپس در آن زمینه توضیحاتی داد و آن اقدام را به کنترل‌ موارد احتمالی قاچاق مرتبط دانست، و گفت که ماسک‌های متعلق به ایتالیا بلافاصله به آن کشور ارسال خواهد شد. اما در هر حال، آن امر نشان از ناهماهنگی‌ها و ضعف‌های موجود بود. 
در مراکش، دولت تمامی تولید یک داروی شرکت فرانسوی سانوفی را یک‌جا، و باید گفت با تهدید، خرید. زیرا بعضی پزشکان ادعا کرده بودند که داروی مورد بحث، که اساسا برای درمان مالاریا به‌کار می‌رود، ممکن است در درمان کرونا نیز موثر باشد.
بحران کرونا همچنین نشان داد که همکاری بین‌المللی در پایین‌ترین سطح ممکن قرار دارد. ایالات متحده که در بحران‌هایی مانند سونامی در اندونزی و ژاپن و مبارزه با گسترش «ایدز» در آفریقای سیاه نقش اساسی را بر عهده داشت، این بار عملا از صحنه غایب بود.

بعضی دولت‌ها، به‌ویژه چین، روسیه و کوبا، کوشیدند تا با استفاده از بحران، به بهبود سیمای سیاسی خود، به‌ویژه در کشورهای غربی بپردازند. کمک‌های فنی و پزشکی آنان، به‌ویژه به ایتالیا، اسپانیا و یونان، می‌تواند با همین نیت صورت گرفته باشد. جالب اینجاست که هر سه کشور، که همواره جزو دوستان تحسین شده جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند، چندان علاقه‌ای برای کمک به ایران نشان ندادند؛ آن‌هم در شرایطی که ایران یکی از پنج کشور اصلی آسیب دیده از کرونا به شمار می‌رود.
در بحران کرونا، شاهد انزواطلبی غالب دولت‌ها بودیم. با تکیه بر اصل «حاکمیت ملی» که زیر بنای نظام جهانی بعد از جنگ ‌دوم را تشکیل می‌دهد، دولت‌ها نه تنها مرزهای خود را بسته‌اند، بلکه از نظر سیاسی، اقتصادی و حتی عاطفی در لاک خود فرو رفته‌اند.

این بحران، ناتوانی بنیادی اصل حاکمیت ملی را برای رویارویی با چالش‌های عالمگیر به خوبی نشان می‌دهد. در سال ۱۹۹۰ میلادی، با سقوط اتحاد شوروی، این امید به وجود آمد که نظم جهانی پس از جنگ دوم در مسیری تازه متحول شود. جرج بوش، رئیس جمهوری وقت ایالات متحده، از «نظم نوین جهانی» سخن گفت؛ شعاری که از قرن هجدهم بر مهر حکومتی آمریکا نقش گرفته است. اما بوش، پیش از آن که بتواند شعار مورد بحث را تعریف کند، در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد و ایالات متحده، با رئیس‌جمهوری جدیدش بیل کلینتون، گرایشی انزواطلبانه برگزید.

Independentpersian

@AmirTaheri4
‏امیدواری تهران برای گرفتن وام ۵ میلیارد دلاری از صندوق بین‌المللی پول یا بانک جهانی از بین می‌رود زیرا که جمهوری‌اسلامی برنامه اقتصادی خاصی برای جزئیات هزینه‌ها ارائه نمی‌دهد.
امتناع از پیوستن به کنوانسییون‌های بین‌المللی پولشویی و اختلاس اعتبار تهران را از بین برده است.

@AmirTaheri4
‏اگر مقامات اسلامی به خاطر ترس از ‎#ویروس_کرونا می‌خواهند زندان‌ها را خالی کنند، باید به خاطر داشته باشند که این امر می‌تواند به گسترش بیشتر ویروس بیانجامد.
به نظر می‌رسد هیچ مکانیزم تصمیم‌گیری مرکزی برای مقابله با این بحران وجود ندارد. هر کدام از ارگان‌های رژیم یک لگدی به هم می‌زنند.

@AmirTaheri4
‏نیروهای امنیتی تایید کرد که بیش از ۸۰ زندانی از زندان سقز (در غرب ایران) که از نظر امنیتی در سطح بالایی بوده است، فرار کرده.اند. ۲۰ زندانی از زندانی در زنجان گریخته‌اند. گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که رژیم خود آنها را فراری داده زیرا نمی‌تواند از عهده‌ی تهدید کرونا برآید.

@AmirTaheri4
‌‎یادی کنیم از آهنگساز لهستانی کریستوف پندرسکی که در سن ۸۹ سالگی درگذشت. وی در ساخت جشنواره موسیقی (شیراز - پرسپولیس) به عنوان کانون اصلی موسیقی مدرن در دهه (۱۹۶۰-۷۰) میلادی همراه با اشتوکهاوزن ، الیویه مسیان ، پیر بولز و Xenaxis کمک کرد. او برای رهایی میهن خود از حکومت شوروی جنگید.

@AmirTaheri4
‏آیت الله سبحانی می‌گوید نیازی نیست مسلمانان خود را از #‎ویروس‌کرونا یا هر دشمنی پنهان کنند زیرا خداوند از آنها محافظت می‌کند.
اما پیامبر که توسط دشمنان تعقیب می‌شد، همراه با ابوبکر پدرزنش در غار پنهان شد و فقط هنگامی بیرون آمد که که جبرئیل فرشته وحی به او گفت اوضاع خوب است!

@AmirTaheri4
از پشه شتابزده تا اصلاح طلب ِ اسیر درنگ
جوامعی که آموختند کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را برگزید، همواره موفق‌تر از دیگران بوده‌اند


یکی از داستان‌های کوتاه ولتر درباره دو پشه است که در یک اتاق در بسته از تیک‌‌تاک ساعت دیواری رنج می‌بردند. یکی از دو پشه در یک لحظه‌ی لبریز از تیک‌تاک جهنمی، تصمیم می‌گیرد ‌‌شیطان دیواری را متوقف سازد.
نتیجه این اقدام انقلابی، البته چیزی جز مرگ نیست. پشه‌ دوم، برخلاف پشه شتابان، اهل درنگ است و با چرخ زدن دور ساعت می‌کوشد تا علت وجودی آن و طرز کارش را درک کند مگر که بتواند راهی برای همزیستی مسالمت‌آمیز بیابد. او درنگ را بر شتاب ترجیح می‌دهد. در طول تاریخ، تحولات جوامع انسانی نیز بین شتاب و درنگ شکل گرفته‌اند.
گاه شده است که یک جامعه و حتی یک فرهنگ، با وسوسه شتاب به سوی آنچه «خودکشی جمعی» می‌نامیدند، رفته است. از سوی دیگر، هر پژوهنده تاریخ می‌داند که زیباترین، پایا‌ترین و پرارزش‌ترین دستاوردهای انسانی همواره محصول درنگ بوده است. اهرام ثلاثه مصر حاصل شتاب نبودند. تحولات نظام حقوقی در جوامع انسانی از حمورابی و کوروش تا قوانین بین‌المللی، نیز با شتاب و یک شبه صورت نگرفت. جوامعی که آموختند کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را برگزید، همواره موفق‌تر از دیگران بوده‌اند.
در داستان دوپشه، شتاب به مرگ می‌انجامد در حالی که درنگ راه را برای برون رفتن از اتاق در بسته و ادامه زندگی در دنیای بزرگ بیرون و دور از تیک‌تاک لعنتی بر آن پشه شکیبا باز می‌کند:
سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
درنگ یا شتاب؟ بسیار خوب. اما آیا نمی‌توان یک عامل سوم را نیز وارد محاسبه کرد؟ به گمان من پاسخ آری است. این عامل سوم را می‌توان «تعقل» نامید به این معنا که بدانیم کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را پذیرفت.
این «تعقل» تضمین‌گر موقع شناسی، مصلحت و تشخیص نیک و بد در هر زمان است. در اساطیر ملی ما، زندگی قوم ایرانی در پرتو فره ایزدی در متنی از آرامش، فراوانی، زیبایی و دوستی ادامه می‌یابد. اما هرگاه این «فره» ناپدید می‌شود، دوران «فوگور» یا نفرین آغاز می‌شود؛ دوران جنگ و ستیز، قطحی، دشمنی و زشتی. 
دوران «فوگور» می‌تواند بسیار طولانی باشد - مثلا ضحاک ماردوش هزار سال بر ایران مسلط بود. با درنگ می‌توان دوران فوگور را تحمل کرد. اما سرانجام، زمانی فرا می‌رسد که تنها شتاب می‌تواند مشکل گشا و نجات بخش باشد.
جمهوری اسلامی، برعکس، با بهره‌گیری از درنگ اصلاح‌طلبان روز به روز بسته‌تر، فاسدتر، بی‌رحم‌تر و انحصارطلب‌تر شده است. چهل سال درنگ به تشکیل مجلسی منجر شده است که پایگاه توده‌ای آن از هر مجلس دیگر در تاریخ مجالس در ایران محدودتر است. ساختارهای دولتی مدرن، مانند هیات دولت، وزارتخانه‌ها، دیپلماسی، قوه‌قضاییه و بوروکراسی کشور، امروز بی‌معناتر از دوران تسلط آیت‌الله روح‌الله خمینی‌اند. جمهوری اسلامی یک پدیده ارتجاعی است که در طول زمان، هر چه ما بیشتر درنگ کنیم، عقب‌تر خواهیم رفت.
بدین سان، آیان نمی‌توان گفت که همه کسانی که خواستار زندگی بهتری برای ایران هستند، می‌بایستی بر شتاب متکی بر تعقل بیاندیشند؟
جریانات ماه‌های اخیر، از کشتار مردم در خیابان‌ها و اسقاط موشکی هواپیمای مسافربری گرفته تا پنهان‌کاری خائنانه در مورد ویروس کرونا، نشان داده‌اند که سیستم کنونی چیزی جز فاجعه و نکبت برای عرضه ندارد. تلاش مذبوحانه رژیم برای جذب وام‌های خارجی، حتی به قیمت از دست دادن آنچه از استقلال کشور باقی ‌مانده است، نشان استیصال سلطه‌گران است که عملا به ایران به عنوان یک ملت-دولت اعلان جنگ داده‌اند.
بعضی هم‌میهنان «اصلاح‌طلب» در طی‌ سال‌ها گفت‌وگوهای مستقیم یا غیرمستقیم، همواره «تغییرطلبان» را به شتابزدگی متهم کرده‌اند و خواسته‌اند که هدف «تغییر رژیم» در چارچوب خواست‌های محدود از نو تعریف شود. اما چنین خواست‌های محدود نیز هرگز از سوی «اصلاح‌طلبان» مطرح نشده است.
بحران کنونی رژیم، این فرصت را به وجود آورده است که گروه‌های «اصلاح‌طلب» به میدان بیایند و آشکارا بگویند که خواستار اصلاح چه چیزی هستند.
اگر ما، خدای ناکرده، پیرو مکتب «اصلاح» می‌بودیم، اصلاح در چند زمینه را به عنوان خواست‌های حداقلی مطرح می‌کردیم. مثلا؛ بازگرداندن صلاحیت به ساختارهای رسمی دولت-ملت از طریق حذف «ولایت‌فقیه»، انحلال مجلس خبرگان، تبدیل مجلس تشخیص مصلحت نظام به یک مجلس سنای انتخابی، ادغام سپاه پاسداران و بسیج در یک ارتش ملی بدون حق دخالت در امور سیاسی، پایان دادن به تامین هزینه‌های سازمان‌های مذهبی از بودجه دولتی، تبدیل «بنیاد»‌ها به شرکت‌های عمومی و ملزم به پرداخت مالی، آزادی فعالیت‌های حزبی و سندیکایی، جلوگیری از سرمایه‌گذاری و دخالت دولت در وسایل ارتباط جمعی و پایان دادن به تبعیض علیه پیروان ادیان و مذاهب گوناگون.

@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شاه رفت ایران به کجا می رود؟ - امیر طاهری روزنامه نگار بین المللی در لندن

@AmirTaheri4