Amir Taheri امیر طاهری
6.65K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
شاهنشاه آریامهر عصر روز پنجشنبه بیست و ششم امرداد ماه دوهزار و پانصد و سی و هفت شاهنشاهی در کاخ سعدآباد، نمایندگان وسایل ارتباط جمعی ایران را به حضور پذیرفتند و به پرسشهای آنان پاسخ گفتند.
__
▪️غلامحسین صالحیار (سردبیر روزنامه اطلاعات) با موضوعِ "حوادث اخیر ایران" [شکاف بین روحانیون و دولت، آشوبها و خرابکاریهای صورت گرفته در نقاط مختلف کشور]
▪️امیر طاهری (نماینده روزنامه کیهان) با موضوعِ "مسئله براندازی و نارضایی‌ها، خارج شدن حزب رستاخیز از حالت انحصاری"
▪️قائم مقامی (مدیر رادیو تهران) با موضوعِ "فراریان از کشور"
▪️زندنیا (نماینده روزنامه رستاخیز) با موضوعِ "تجدید نظر در قوانین دستگاه دادگستری"
▪️هوشنگ پورشریعتی (نماینده خبرگزاری پارس) با موضوعِ "شایعات در مورد سلامت شاهنشاه"
.
.
.



@TwitterMamnoe
انتخاب احتمالی جمهوری در مجلس موسسان و تعارض با نظام پادشاهی
دکترامیرطاهری:
من تعارضی نمیبینم اصل قضیه در قانون اساسی مشروطه حاکمیت ملت هست و قدرت متعلق به ملتِ و این قدرت ملت میتونه تفویض بکنه به یک شاه یا یک رییس‌جمهوری در چهارچوب قانون اساسی
منتهی، من شخصا فکر می‌کنم که نظام سلطنتی برای ایران خیلی بهتره برای اینکه نظامی است که ریشه‌های تاریخی داره سابقه فرهنگی داره
من میخوام ایران فرق داشته باشه با کشورهای جدیدالتاسیس !در پنجاه شصت سال گذشته در دنیا سی چهل تا کشور بیشتر نبوده الان۱۹۸ تا‌کشور بوده یعنی این جمهوری‌های‌ موز همه‌جا هستند!
من شخصا معتقدم که لزومی نداره که این ثروت فرهنگی این یادبود و یادگار تاریخی رو که مارو متفاوت میکنه از دیگران بیخودی بندازیم دور
انگلیس‌ها به داشتن ملکه و سلطنتشون افتخار می‌کنند برای اینکه میخوان متفاوت باشند
از این گذشته مشروطیت ایران حاصل یک تفاهم ملی است که بوجود اومده متاسفانه توده ما فرصت پیدا نکرده که‌ درموردش مطالعه کنند ولی تمام اجزایی که ایران تشکیل دادند درش شرکت داشتند
طبقه متوسط بودند روحانیون بودند کارگران ،صنعتگران ،نظامیان روسای عشایر بودند
یعنی حداقل تفاهمی است که همه ملل باید داشته باشن تا بتونن به عنوان یک ملت زندگی کنند
با انواع اقسام دیدهای سیاسی مختلف زبانهای مختلف با سوابق قومی مختلف
دیگه اینها مطرح نیست شما به حداقل تفاهم رسیدید و نقطه شروع همه چیز برای ما ایرانی بودنمون هست
و‌ جز ایرانی بودنمون هم این است که ما دارای نظام شاهنشاهی هستیم یعنی مال خودمون هست همه شاه خودمون‌ هستیم ولی چون همه ۸۵ میلیون ایرانی نمیتونن شاه بشن میریم یه شاهی پیدا میکنیم اگه به تاریخ ایران نگاه کنیم ما ۳۱۶ تا شاه داشتیم
خیلیاشونم هروقت نخواستیم عوض کردیم
این نظر شخص منه منتهی ما با این نظر شخصی میریم تو انتخابات مجلس موسسان شرکت می‌کنیم اگه برنده شدیم به نظرم برنده خواهیم شد اگه برنده شدیم این سیستم باید به این شکل ادامه پیدا بکنه اگر هم برنده نشدیم خب ما در اقلیت هستیم
شبیه اینو ما در اسپانیا بعد از فرانکو دیدیم موقعی که فرانکو سرکار بود دو خوان کارلوس که ولیعهد اسپانیا بشمار میومد حق نداشت هیچ حرف سیاسی بزنه بنابراین طرفداران سلطنت در اسپانیا کاری به ایشون نداشتن حتی تلفنی هم باهاش صحبت نمی‌کردن اینا رفتن دنبال کار خودشون جنبش خودشون بوجود اوردن بعد از فرانکو که طبق قانون قرار بود یک رفراندومی انجام بشه که اسپانیا جمهوری بشه یا سلطنتی ، سلطنت‌طلبا در یک مبارزه دموکراتیک برنده شدن و بزودی بعد از اون یکی دوسال بعد از اون همه اسپانیایی‌ها فهمیدن که چرا سیستم سلطنت براشون بهتره!
برای اینکه اگه یادتون باشه سرهنگ دِخِرو یک کودتایی کرد
و اومد مجلس در مادرید اشغال کرد شبش پادشاه اسپانیا اومد تلویزیون به عنوان پدر ملت گفت همه باید دور هم جمع بشید دوران کودتا و تحمیل این نظر بر اون نظر قدرت با اسلحه گذشته و تمام اسپانیا رو جمع کرد
بنابراین این کینه و نفرت نسبت به سلطنت و شخص پادشاه واقعا زهری بود که با تبلیغات ضد ایرانی در دوران جنگ سرد به ما تلقین شد
قبل از جنگ سرد ما نیروها و ایدیولوژی‌های مختلف داشتیم ولی هیچکدوم‌ ضد سلطنت نبودن یعنی هیچکس نمیخواست سلطنت از ایران از بین ببره، ما حزب اجتماعیون یا سوسیال‌دموکرات‌ها رو در قرن۱۹ داشتیم گرو‌ه‌های کمونیستی ولی هیچکدام خواهان تغییر سلطنت نبودن این اواخر در دوران جنگ سرد این موضوع مطرح شد اول از گروه‌های چپ‌گرای نیمه مایویستی و کوبایی بعد یواش یواش زیر نفوذ عوامل دیگه که نمیخوام وارد جزییاتش بشم و بخش کوچکی از مذهبیون بین خمینی و رفقاش منتشر شد
یک بیماری جدید بود برای ایران و الان نتیجه این بیماری دیدیم رنجش‌کشیدیدم
یه عده هم میگن برای اینکه ایران نجات پیدا کنه بیایم اسلام از بین ببریم در حالی که مسیله ما اسلام نیست مسیله ما استبدادی است‌که‌ برقرار شده به اسم اسلام‌و یک گروه کوچکی از روحانیون دارودسته آقای خامنه‌ای و خمینی و رفقاشون فرقه خمینیه که من اسمش گذاشتم اینها چهار پنج هزار نفر بیشتر نیستند
ما در حدود ۱۳۰هزار‌ روحانی در ایران داریم بزرگترین تعداد زندانیان در ایران‌‌ روحانیون هستندبیشتر از روشنفکران و غیره که مخالفن با رژیم در زمام شاه مخالفانش زنده بودن و سرومر گنده راه میرفتن‌ آقای خمینی کسی نکشت آقای بازرگان یا مرحوم سنجابی در این اواخر بعد از فرار از ایران دیدیمش دایم گریه می‌کرد چرا اینکارا رو کرده رهبران حزب توده رو کی اعدام کرد؟
آقای خمینی اعدامشون کرد نه شاه!
بیایم دوباره دور هم جمع بشیم براساس اون حداقل تفاهمی که‌ مشروطیت بوجود اورد بر اساس اون حداقل تفاهم ایران از این بن‌بست بیاریم بیرون‌ و به یک‌مسیر جدید‌ برسیم.
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: «اویار حسن» به انتخابات دعوت می شود...دوباره

برگردان فارسی تحلیلی با عنوان زیر:
Ouyar Hassan Invited to the Polls… Again

This time round, an estimated 60 million Iranians are eligible to vote. As usual, the authorities could try to manipulate the results in a number of ways such as refusing to register many would-be voters, pre-filling polling boxes and inflating the number of ballots cast in the provinces. Nevertheless, a massive boycott would be hard to camouflage. Such a massive refusal to play extras in a sinister masquerade would show that Ouyar Hassan is no longer prepared to let “those better than us” walk all over him.

@AmirTaheri4
رای بدهیم یا نه؟ سیمای یک پاسخ…

مجلس شورای اسلامی حاصل از انتخابات، چیزی جز شبح یک پارلمان نیست


رای بدهیم یا نه؟ این پرسشی است که این روزها به شکل‌های گوناگون بار دیگر مطرح می‌شود. البته این پرسش از آغاز تاسیس جمهوری اسلامی در ایران مطرح بوده است و بسیاری از ایرانیان در ۴۰ سال گذشته کوشیده‌اند تا پاسخی قانع کننده برای خود، اگر نه برای دیگران، بیابند.
یک پاسخ، در تایید لزوم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی با تکیه بر اهمیت نمادین (سمبولیک) رای دادن عرضه می‌شود. شهروندی که رای می‌دهد، با اقدام خود نشان می‌دهد که خود را شریک سرنوشت جامعه می‌داند و حتی اگر نظرات و خواست‌هایش در تصمیمات حکمرانان موثر نباشد، حداقل آنان را از حال و هوای موجود جامعه آگاه تر می‌سازد.
در شرکت‌های خصوصی نیز اکثریت سهامداران یا رای نمی‌دهند، و یا اگر رای بدهند، می‌دانند که رای‌شان در تعیین مسیر آینده شرکت اثر چندانی نخواهد داشت.
در طی دهه‌ها روزنامه‌نگاری، این رده از رای‌دهندگان را در کشورهای گوناگون با نظام‌های متفاوت دیده‌ایم: در اتحاد شوروی دوران برژنف، در عراق زیر سیطره صدام حسین، در الجزایر زیر حکومت نظامی، و البته در دموکراسی‌های غربی مانند آلمان فدرال، بریتانیا و ایالات متحده. در همه آن جوامع، بین ۳۰ تا ۴۰ درصد از صاحبان حق رای، در هر شرایطی، به پای صندوق‌ها می‌روند تا موقعیت خود را به عنوان شریکان و سهامداران وضع موجود تاکید کنند. در ایران پیش از انقلاب نیز تقریبا همان درصد از صاحبان حق رای از حق خود استفاده می‌کردند، در حالی که می‌دانستند رای آنان در شکل دادن به سیاست‌های راهبردی کشور چندان اثری نخواهد داشت.
یک پاسخ دیگر در تایید لزوم رای دادن، این است که رای‌دهنده می‌تواند بین نامزدهای گوناگون، حتی اگر هیچ یک مورد پسند کامل نباشند، کسی را که به دلخواه نزدیک‌تر است برگزیند، یا دستکم، بد را به جای بدتر انتخاب کند. این پاسخ در دوران تسلط نظام «اسلامی» بر ایران همواره مطرح بوده است و در پاره‌ای از موارد به صورت یک تاکتیک سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. برای بسیاری از رای‌دهندگان در جمهوری اسلامی ایران، انتخابات غالبا فرصتی بوده است برای رای دادن به نامزدهایی که حتی اگر در بطن رژیم  جایی دارند، اندکی از قلب رژیم دورترند: محمد خاتمی به جای ناطق نوری، یا محمود احمدی‌نژاد به جای‌ هاشمی رفسنجانی.
سرانجام، یک پاسخ دیگر را نیز می‌توان ذکر کرد: رای می‌دهیم زیرا می‌ترسیم که اگر غیبت کنیم، با مجازات حکومتی یا دستکم محروم شدن از بعضی امتیازات، روبه‌رو شویم. جمهوری اسلامی ایران و رژیم‌های مشابه، مثلا در زیمباوه زمان رابرت موگابه، از این ترس بهره گرفته‌اند تا بخشی از ۶۰ یا ۷۰ درصدی را که ممکن بود رای ندهند، به پای صندوق‌ها بکشانند.
آیا این پاسخ‌های تاییدی می‌تواند ما را قانع کند که در انتخابات آینده جمهوری اسلامی ایران شرکت کنیم؟
از آنجا که تصمیم‌گیری در این زمینه یک مسئله وجدانی فردی است، هیچ یک از ما نمی‌تواند برای دیگران نسخه بنویسد.
نظر شخصی من این است و همواره هم این بوده است که در اقدام، بازی یا روندی که به آن اعتقاد ندارم، شرکت نکنم. در دوران پیش از انقلاب نیز من تنها یک بار در انتخابات محلی یا فراکشوری شرکت کردم: آخرین انتخابات مجلس شورای ملی پیش از سقوط رژیم.
در دوران پیش از انقلاب، در طی سال‌ها سفر به سراسر ایران و گفت‌وگو با هموطنان از زمینه‌های اجتماعی و سیاسی گوناگون، این نتیجه حاصل شده بود که از ۲۹۰ نماینده مجلس شورای ملی، تنها ۴۰ یا ۴۵ تن ممکن بود در هر شرایطی، به‌ویژه در شرایط انتخابات با استانداردهای دموکراسی غربی، انتخاب شوند. آنان، کسانی بودند که ریشه‌های محلی عمیق داشتند و با تکیه به ارتباطات خانوادگی و قبیله‌ای، می‌توانستند آرای لازم را بدست آورند.
در بعضی موارد دیگر، نمایندگانی را می‌دیدیم که از سوی دولت یا هیات حاکمه، در چارچوب اقدامی نمادین و تحریک‌آمیز به میدان فرستاده شده بودند. مثلا امام جمعه تهران، یک روحانی برجسته شیعه، نماینده مجلس از مهاباد، یک شهر با اکثریت سنی، بود و رهبر حزب پان‌ایرانیست، دوست مرحومم محسن پزشکپور، نمایندگی خرمشهر، حوزه‌ای با اکثریت عرب، را برعهده داشت.
عدم علاقه من به شرکت در انتخابات، دو دلیل داشت. نخست، می‌دانستم که مجلس شورای ملی، در شرایط آن روز ایران، نمی‌توانست خود را یک پارلمان دموکراتیک قلمداد کند. دوم، فکر می‌کردم که سیاست‌های راهبردی محمدرضاشاه در میان‌مدت و درازمدت به سود ایران است، و در نتیجه، نیازی به نمایش پارلمانی نیست.  به عبارت دیگر، بر این باور بودم که بهتر است صبر کنیم تا زیر بنای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی‌مان ساخته و محکم شود، و سپس به سوی ایجاد یک فضای باز سیاسی مدرن حرکت کنیم.

Independentpersian

@AmirTaheri4
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انقلاب اسلامی: وحشت بزرگ

سپردن زمام امور به ناکسان و پست‌فطرتان که تهی از هرگونه آموزش و صفات اخلاقی پسندیده هستند به رواج انواع مفاسد از دروغ و دزدی و ارتشاء و بی‌اعتنایی به فضایل اخلاقی و انسانی و ملی دامن زده است که نتیجه جبری چنین وضعی است که اکنون گرفتار آن هستیم. جنبش براندازانه آبان‌ماه از بسیاری از جریان‌های ایران‌ستیز عبور کرده و این خیزش نه تنها ادامه دارد که به زودی شتاب خواهد گرفت. مرزبندی‌های سیاسی تازه‌ای که از دی‌ماه ۹۶ شفاف‌تر و از آبان‌ماه ۹۸ مشخص‌تر شده است تمام خط‌کشی‌های دروغین پیشین را برملا کرده و اکنون به صف‌آرایی براندازان در مقابل فرومایگان حفظ وضع موجود انجامیده است.... #بهمن_57


@AmirTaheri4
رفراندوم خیالی آیت‌الله در سایه «کرونا»

هواداران نیم‌بند رژیم می‌توانند آن را به مسیری بکشانند که سرانجامی جز سرنگونی نداشته باشد


انتخابات در جمهوری اسلامی ایران. در نخستین نگاه، این عبارت ممکن است بسیار نامعقول یا سورآلیستی به نظر آید. برچسب «اسلامی» در این عبارت نشان می‌دهد که اگر هم انتخاباتی در کار باشد، طبیعت مسلکی نظام از آغاز و یک بار برای همیشه تعیین شده است و بدین‌سان، هیچ انتخاب واقعی دیگری نمی‌تواند در کار باشد. بر اساس این برآورد، می‌توان انتخابات در جمهوری اسلامی ایران را در حد یک نمایش پوچ، و حتی توهین‌آمیز به مردم، تلقی کرد.

با این حال، حتی این نمایش پوچ و احیانا توهین‌آمیز می‌تواند به درک ما از حال و هوای کنونی ایران، هم در داخل نظام حاکم و هم فراتر از آن، کمک کند. البته اگر واژه خاصی برای توصیف این نمایش، که هم انتخابات هست و هم نیست، می‌داشتیم، کار تجزیه و تحلیل آسان‌تر می‌شد. در بعضی زبان‌ها، مثلا انگلیسی یا آلمانی، چنین واژه‌هایی وجود دارد و بدین سان فورا می‌توان فهمید که آیا با «انتخابات» روبه‌رو هستیم یا به شبه‌انتخابات. بعضی نویسندگان ایرانی، با لحنی طنز‌آلود، از واژه «انتصخابات»، ترکیب انتخابات و انتصاب، استفاده می‌کنند. این واژه طنزآلود، معرف طبیعت نمایشی است که در آن، نامزدها هم پیش از انتخابات و هم پس از آن، بایستی از سوی «مقامات»، و در تحلیل نهایی، از دفتر «رهبر» مورد تایید قرار گیرند. خود مجلس شورای اسلامی ایران نیز از مشروعیت پارلمان‌هایی که به‌راستی انتخابی‌اند، برخوردار نیست. هیچ یک از سیاست‌های راهبردی کشور در این مجلس مورد بحث و بررسی و سرانجامی قانونمند، قرار نمی‌گیرد. بدین سان، مجلس شورای اسلامی ایران را بایستی در حد یک مُهر لاستیکی برای تایید تصمیمات «رهبر» دانست.

انتخابات مجلس در جمهوری اسلامی ایران، حتی در مقایسه با انتخابات در اتحاد جماهیر شوروی سابق یا رژیم بعثی عراق، سربلند بیرون نمی‌آید. در اتحاد جماهیر شوروی، رای‌دهنده در آغاز می‌دانست که همه نامزدها عضو حزب کمونیست هستند و مجلسی که از آنان تشکیل می‌شود، وظیفه‌ای جز تایید تصمیمات دفتر سیاسی حزب ( پولیت بورو) ندارد. با این حال، دو مجلس که به اتفاق پارلمان اتحاد شوروی را تشکیل می‌دادند، از  دو نظر اهمیت داشتند: نخست، عرضه نظرات و خواست‌های اقوام و ملل گوناگونی که «اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی» را تشکیل می‌دادند، و دوم، ایفا کردنِ نقشِ  سرندی برای یافتن با استعدادترین اعضای حزب کمونیست و قرار دادن آنان بر پلکان ترقی.

در عراق دوران بعث، انتخابات وسیله‌ای بود برای تایید ائتلافی که به ظاهر، حزب بعث را با ناسیونالیست‌های ناصری، احزاب کردی و گروههای چپگرا موتلف می‌کرد. از سوی دیگر، انتخابات دوران حکومت حزب بعث به رهبری نظام حاکم بر عراق امکان می‌داد که قبایل عرب را دستکم به ظاهر، در برخی از تصمیم‌گیری‌ها شرکت دهد.

انتخابات در جمهوری اسلامی ایران ویژگی‌های خود را دارد. نخستینِ این ویژگی‌ها، نشان دادن توازن قوا در داخل هیات حاکمه است. در ۴۰ سال گذشته شاهد تغییر این توازن بین دو نیروی اصلی نگاه دارنده رژیم، یعنی سازمان‌های امنیتی و نظامی از یک سو و شبکه‌های روحانی از سوی دیگر، بوده‌ایم. در بعضی مجالس، حضور نظامیان و امنیتی‌ها پر‌رنگ‌تر از عمامه به‌سران بود، و در بعضی دیگر، عمامه به‌سران نقش اول را داشتند.

در انتخابات امروز، مسئله برتری عمامه بر کلاه نظامی چندان مطرح نیست. مسئله‌ای که مطرح است، این است که آیا رژیم ناچارست که خود را جمع و جور کند و هویت واقعی‌اش را به عنوان یک «امامت» یا یک نظام ولایی بپذیرد، یا همچنان می‌تواند روی دو تابلو، ولایت از یک سو و جمهوریت از سوی دیگر، به بازی ادامه دهد.

پیش‌بینی نتیجه این بحث کار آسانی نیست. از یک سو، اطلاعاتی که به ما می‌رسد نشان می‌دهد که گرایش برتر در داخل هیات حاکمه به سوی «ولایت» است. اکثریت کسانی که نامزدی‌شان تایید شده است، خواستار تاکید بر هویت واقعی رژیم هستند و این دوگانگی، یا دودوزه بازی، می‌تواند رژیم را با تکیه به اقلیت هواداران واقعی خود مستحکم‌تر سازد. در اصطلاح نظامی، این روش را «سنگربندی» می‌نامند: رژیم می‌بایست از هواداران نیم‌بند خود دور شود و نقاط قوت خود را تحکیم کند. هواداران نیم‌بند هر رژیم می‌توانند آن را به مسیری بکشانند که سرانجامی جز سرنگونی نداشته باشد.


بنابراین، نخستین پرسش این است: چه کسانی ترکیب مجلس شورای اسلامی جدید را تعیین خواهند کرد؟ در همان حال، انتخابات میان دوره‌ای مجلس خبرگان نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، زیرا احتمال تغییر در سطح «رهبر» با توجه به سن آیت‌الله علی خامنه‌ای، روز به روز بیشتر می‌شود.

IndependentPersian

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این هیتلر بود که در مقابل رضاشاه تسلیم شد؛ نه برعکس!

@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: رژیمِ ایران؛ درپوششِ دموکراسی جفرسونی اما با وحشی‌گری آتیلایی

برگردان فارسی تحلیلی با عنوان زیر:
Iran: the Masks of Jefferson and Attila

Next Majlis will have fewer “half-pregnant” members, those who want to appear like Jeffersonian democrats but acting more savagely than Attila. I am not sure that such predictions would become reality. But I sure hope they will. A Majlis reflecting the reality of a corrupt, incompetent and brutal regime in full is less harmful than one designed to hide the nature of the Islamic Republic and promote forlorn hopes of moderation and reform.
#یونیکا
#امیر_طاهری
#سیرک_انتخابات
#Amir_Taheri
@unikador

@AmirTaheri4
دکتر امیر‌طاهری :

‌جمهوری اسلامی مثل یک کشتی است بدون ناخدا در یک دریای طوفانی!

پیام‌ من به هموطنان ایرانی و هموطن جوونی که بخشی از سخنانش رو پخش کردید این است که مسئله شخصی نیست مثلا تقصیر آقای نمکی وزیر بهداری یا بهداشت نیست که بعد از چند هفته موفق نشدن یک موضع مشخصی برای اداره و کنترل این ویروس چینی کرونا تهیه بکنن! گرفتاری گرفتاری سیستم هست آقای نمکی‌خیلی بهتر از یا بدتر از مرحوم دکتر شاهقلی نیست که در زمان شاه ‌وزیر بهداری بود! سال ۱۳۴۹ موقعی که یک وبای گسترده‌ای از شبه قاره هند به ایران اومد و شاهقلی با تشکیل یک کمیته اداره کل بحران موفق شد جلوی گسترش وبا رو بگیره در ایران و جان هزاران نفر حفظ بکنه ولی اینکار تونست بکنه نه بخاطر اینکه‌‌ نابغه بود و یا تحصیلات بهتری یا تجربیات بیشتری از آقای نمکی داشت! تفاوت اینجا بود که در اون موقع یه سیستمی وجود داشت ایران دارای دولتی بود یعنی دولتی بود که مثل یک دولت کار میکرد میدونستید اطلاعات به کجا میره تصمیات چجوری گرفته میشه این تصمیات گرفته شده چگونه اجرا میشه و در چه مسیری!
در‌ جمهوری اسلامی در آغاز هم همین بوده
آقای بازرگان اولین نخست‌وزیر آقای خمینی هی مجبور بود هلیکوپتر سوار شه بره قم از آقا بپرسه‌ چیکار بکنیم! بعد خود آقا هم نمیدونست چون یک روحانی بسیار محدودی بود مسلط نبود بر کل مسائل اقتصادی اجتماعی سیاست خارجی و نظامی در نتیجه جمهوری‌اسلامی در هیچ موردی به خاطر ضعف سیستماتیکش ضعفی که در سیتمش وجود داره یک چیز من‌در‌آوردی هستش نتونست درست تصمیم بگیره!
هشت سال جنگ با عراق یعنی دوبرابر مدت جنگ جهانی اول یا جنگ جهانی دوم طول کشید!‌ آخرش هم‌ هیچی یعنی هنوز شط‌العرب باز نشده هنوز مرزهای ایران و عراق دوباره علامت گذاری نشده هنوز ویرانی‌های این جنگ بازسازی نشده! برای اینکه هیچکس در این سیستم نمیتونه تصمیمی بگیره به‌ نفع مردم باشه و در مسیر مصالح ایران باشه
در مورد مسئله هسته‌ای‌ میبینیم که هیچکس حاضر نیست بگه که برجام من دنبالش بودم! آقای روحانی و رفقاش میگن که این یک تصمیم راهبردی کل رهبری بوده، بعد آقای خامنه‌ای رهبر میگه‌ نخیر من یک شرایطی گذاشتم اینها اجرا نشده! بعد میگن مجلش شورای اسلامی اینکار کرده مجلس‌ میگه من نبودم! برای اینکه یک قطعنامه‌ای گذاشتم با نه تا ماده اضافی که کسی بهش توجه نکرده!
این جریان دریای مازندران یا کنوانسیون خزر هیچکس مسئولیتش قبول نمیکنه! یعنی معلوم نیست کی رفته اینو امضا کرده! آقای روحانی میگه‌ من امضا کردم ولی تصمیمات از قبل گرفته شده بود و این متن از قبل حاضر شده بود!
کی به چینی‌ها امتیاز ماهیگیری نامحدود در خلیج‌فارس داده!؟ باز هیچکس حاضر نیست بپذیره!
کی بنزین گرون کرده! آقای خامنه‌ای میگه من که وارد نیستم به اینکارها! آقای روحانی هم‌‌میگه من تو روزنامه‌ها خوندم این اتفاق افتاده!

الان هم که میرسیم به کرونا این ویروسی که از چین اومده که یکی از واردات بیشمار ما هست از چین! چون ما از‌ چین خیلی چیزها رو وارد میکنیم حتی حجاب تا چادر و نعلین و عبا برای روحانیون و غیرو!
شما ببینید چندین نظر تا الان داده شده
آخوندهای مختلف یه چیزایی میگن
ژنرال‌ها یه چیزایی‌میگن
دکترهای‌ مختلف یه چیزایی‌ دیگه‌ میگن
یعنی هنوز یک مرکز خاصی برای تصمیم‌گیری برای اداره این بحران تشکیل نشده و تشکیل هم نخواهد شد!
ملت ایران یک‌ ملت‌ یتیمی هست. ملتی که دولت نداره به‌خصوص یک دولت منتخب از خودش، یتیم به شمار میاد.

@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تفسیر خبرچهارشنبه ۷ اسفند- ایران:
گفتگو با دکتر امیر طاهری
کرونا و بحران تصمیم گیری

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری در مورد اهمیت ملی‌گرایی:

"دولتی که نماینده ملت ایران باشد؛ بایستی متکی به ملی‌گرایی باشد...
ما می‌خواهیم به دنیایی بپیوندیم که فهمیده جهانی‌سازی، کمونیسم و اسلام‌گرایی جواب نمی‌دهد."

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در طول تاریخ ایران هر موقع ملی‌گرایی دست بالا را داشته (مانند زمان رضاشاه و محمدرضا شاه)، ایران به سرعت پیشرفت کرده

ولی هر موقع اسلامیت بر سیاست ایران مسلط بوده به فاجعه انجامیده

باید پرونده اسلام سیاسی را ببندیم و برگردیم دنبال هویت‌مان به عنوان یک ملت

@AmirTaheri4
«پیکان، اسطوره‌ای که سرطان شد»

«پیکان» گل سرسبد دهۀ طلاییِ اقتصاد ایران (1343ـ1353) بود. شرکت «ایران ناسیونال» را برادران خیامی پایه‌گذاری کرده بودند، سیداحمد و سیدمحمود. پدر آن‌ها، حاج سیدعلی‌اکبر خیامی، در مشهد کامیون‌دار بود، اما وقتی روسیه در جنگ جهانی اول مشهد را اشغال کرد، کامیون‌های او را مصادره کرد و با خود برد. خیامیِ پدر در محل نگهداری کامیون‌های ربوده‌شدۀ خود تعمیرگاه کامیون راه انداخت و پسرانش هم به او کمک می‌کردند. برادران خیامی در سال 1328 به تهران آمدند و فعالیت‌های صنعتی خود را در پایتخت آغاز کردند. آن‌ها در سال 1341 شرکت «ایران ناسیونال» را پایه‌گذاری کردند که ابتدا نوعی اتوبوس آلمانی را مونتاژ می‌کرد. در سال 1345 مذاکرات با شرکت روتسِ انگلستان برای خرید امتیاز تولید «هیلمنِ هانتر» به نتیجه رسید و این خودرو از سال 1346 با نام «پیکان» در ایران تولید شد. از سال 1352 ایدۀ ساخت قطعات در داخل ایران مطرح شد و به این منظور چند شرکت قطعه‎ساز بزرگ در ایران تأسیس شد. سهام شرکت ایران ناسیونال در 1353 در بورس تهران عرضه شد و 45 درصد آن به عموم واگذار شد.

برادران خیامی علاوه بر ایران ناسیونال، بانک صنعت و معدن و فروشگاه‌های کورش را هم تأسیس کردند. پس از انقلاب دارایی‌های آن‌ها مصادره و دولتی شد. محمود خیامی که از سال 57 در انگلستان به سر می‌برد در آن‌جا نیز به شخصیتی برجسته تبدیل شد. او در سال 2000 بنیاد خیامی را تأسیس کرد که در امور خیریه فعالیت دارد و از جمله فعالیت‌های آن احداث 110 مدرسه به نام امام علی در روستاهای خراسان است. خیامی در سال 2007 کمکی یک میلیون پوندی به حزب کارگر انگلستان کرد.

مستند «پیکان»

کامران شیردل، مستندساز خوشفکر و خلاق ایرانی، در دومین سال تولید پیکان، در سال 1348، مستند جالبی را در مورد تولید این خودرو ساخت. این مستند تمام مراحل تولید پیکان را از مرحلۀ پرس بدنۀ آن تا آخرین مرحلۀ نصب قطعات نشان می‌دهد. این مستند شیردل نیز مانند بسیاری از مستندهای دیگر او ارزش‌هایی ماندگار دارد. در واقع این مستند مرحلۀ خاصی را در تاریخ اقتصادیِ ایران به تصویر کشیده است. مستندِ «پیکان» نشان می‌دهد ایران وارد فاز صنعتی‌سازی شده است. از این منظر لازم است فیلم را مورد نقدی هنری قرار داد تا مفاهیم آن آشکار شود.

فیلم بدون کلام است و به جای کلام صدای ماشین‌ها به صورت اغراق‌شده یا کاملاً طبیعی پخش می‌شود و این تلاشی است برای نشان دادن این‌که انسان به عنصر صامتی در خط تولید صنعتی بدل شده است و نقشی برابر یا حتا کم‌تر از ماشین‌ها دارد. نظام تقسیم‌کار به دقیق‌ترین، زمخت‌ترین و عیان‌ترین شکل در خط تولید خود را نشان می‌دهد.

اهمیت این مستند از جمله در این است که نخستین خط تولیدِ کاملاً صنعتی را که در ایران راه‌اندازی شده است نشان می‌دهد، گرچه هنوز بسیاری از کارها به صورت دستی صورت می‌گیرد و عنصر «زنده» در آن نقش اساسی دارد. دعوت می‌کنم در فایل پیوست این پست این مستند جالب را ببینید.

نکتۀ آخر این‌که در بیست‌وپنجم اردیبهشت ۱۳۸۴ پس از ۳۸ سال و با تولید 2.295.000 دستگاه، تولید پیکان متوقف شد و آخرین پیکان تولیدی به موزه فرستاد شد. تولد صنعت خودروسازی در ایران یکی از نقاط روشن و امیدوارکننده در صنعت ایران بود، زیرا از مسیری غیردولتی و در نهایت تنها با حمایت دولت شکل گرفته بود. این همان الگویی است که غرب تجربه کرده بود وایران نیز در دوران پیش از شورش اسلامگراها در حال تجربه آن بود. صنعت و توسعه باید به دست و با ارادۀ بخش خصوصی پدید آید و پیش رود، دولت یا حکومت هیچ‌گاه نتوانسته است توسعه‌ای پایدار پدید آورد، مگر در صنایعی محدود و نقطه‌ای. دولتی شدن صنعت خودروسازی بیراهه‌ای بود که نتیجه‌اش درجا زدن صنایع، هژمونیِ خودروسازانِ شبه‌دولتی بر اقتصاد و دوشیدن مصرف‌کنندگان بود.

یاد و نام #محمود_خیامی بنیانگذار کارخانه #ایران_ناسیونال و پدر صنعت خودرو ایران تا ابد گرامی
@TwitterMamnoe
🔶عدالت بین‌المللی را باید جدی گرفت

حربه سانسور از منبع، یعنی مخفی نگاه‌داشتن رویدادها، دیگر کارایی گذشته را ندارد



جمهوری اسلامی ایران، از آغاز پیدایش در این کشور کوشیده است تا هم خود و هم مردم ایران را در حبابی تنگ و تاریک، از تحولات جهان بیرون بی‌خبر نگاه دارد.

در نخستین سال‌های تاسیس این رژیم، تحمیل بی‌خبری بر جامعه ایرانی دشوار نبود. دستگاه حکومتی با کسب انحصار در زمینه اطلاع‌رسانی، به ویژه با مالکیت و کنترل رسانه‌ها، به خوبی می‌توانست تصمیم بگیرد که مردم از کدام رویداد باخبر شوند.

از این گذشته، سیاست اطلاع‌رسانی رژیم از یک عامل دیگر نیز بهره‌مند بود: سمپاتی بسیاری از روزنامه‌نگاران نسبت به «انقلاب اسلامی» یا دستکم تصور رمانتیکی که از آن داشتند. همه ما همکاران و هم‌پیشگانی را می‌شناسیم که حتی تا سال ۱۳۸۸ امیدوار بودند که رژیم فقاهتی دوران نوبالغی خود را پشت سر بگذارد و اندک اندک از حالت محملی برای ایدئولوژی خمینی‌گرایی خارج شود و به صورت یک دولت در مفهوم عادی آن ظاهر شود.

امروز، اما، دوعامل ذکر شده دیگر کارایی ندارد. در جهان تکنولوژی‌های مدرن خبرگیری و اطلاع‌رسانی، هیچ دولتی دیگر نمی‌تواند در جست‌وجوی انحصار مطلق باشد. در پنج سال گذشته، تراژدی سوریه، بحران سیاسی ترکیه، تحولات عراق، جنگ در یمن، و زیر و بم‌های اتفاقات ایران، روز به روز، و گاه حتی لحظه به لحظه، پوشش خبری گرفته‌اند. البته در غالب موارد، این پوشش جنبه محلی، موضعی و می‌توان گفت مینیاتوری داشته است و به صورت گزارش‌های تلفنی و با بهره‌گیری از فیس‌بوک‌، توییتر، اینستاگرام و دیگر شبکه‌های ارتباط‌ جمعی، عرضه شده است.

با این حال، این خرده‌ریزهای خبری و گزارشی، با قرار گرفتن در کنار یکدیگر، تصویری را از اوضاع محل مورد بحث ارائه می‌دهند که هیچ خبرنگار سنتی نمی‌توانست به تنهایی ارائه دهد.

همکارانی که تجربه خبرنگاری میدانی دارند، به خوبی می‌دانند که یک خبرنگار تنها در بهترین شرایط، بخشی کوچک از یک رویداد را می‌بیند و برای عرضه تصویری جامع‌تر، ناچار است که از گفته‌های دیگران بهره گیرد.

بدین سان، مشکل دیروز خبرنگاران، یعنی محدودیت فیزیکی- جغرافیایی، اکنون جای خود را به مشکل دیگری داده است: نامحدودی اطلاعات که به صورت جویبارهای کوچک در مقیاس وسیع فیزیکی- جغرافیایی عرضه می‌شوند و سرانجام، به یک سیل بزرگ و کنترل‌ناپذیر می‌انجامند.

امروز، کوشش جمهوری اسلامی ایران و رژیم‌های مشابه، مثلا کره شمالی، برای کنترل اطلاعات، چیزی جز آب در‌هاون کوبیدن نیست.

عامل دوم، یعنی سمپاتی روزنامه‌نگاران نسبت به «انقلاب اسلامی» یا دستکم تصویر رمانتیک آن، نیز متزلزل شده است. در جریانات اعتراضات اخیر، که بر اساس تخمین‌های نیمه رسمی بیش از ۱۵۰۰ قربانی گرفت، حتی یک مقاله در توجیه یا تایید سرکوب در رسانه‌های کنترل شده جمهوری اسلامی ندیدیم. البته یک علت، این بود که رژیم حتی به خبرنگاران خود اجازه نداد که برای پوشش خبری اعتراضات وارد میدان شوند. در همه رسانه‌ها، به‌ویژه رادیو و تلویزیون دولتی، پوشش خبری اعتراضات خلاصه می‌شد در گزارش‌های تهیه شده در سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. به خوبی می‌شد دید که اکثریت روزنامه‌نگاران در داخل کشور، از دید رژیم آنقدر قابل ‌اطمینان نبودند که برای انجام وظیفه روزنامه‌نگاری خود وارد میدان شوند.

جالب اینجاست که تنها روزنامه‌نگاران ایرانی که به مشاطه‌گری رژیم پرداختند و کوشیدند تا کشتارهای اخیر را به نحوی توجیه کنند، همان یک دوجینِ بحث برانگیز بودند که در تبعید، به‌ویژه در ایالات متحده، به ترسیم تصویری دروغین از ایران امروز می‌پردازند. افزون بر آن دوجین بحث برانگیز ، چند «دانش‌پژوه» یا «کارشناس» آمریکایی و اروپایی نیز به خاطر گرایش‌های ضد آمریکایی یا دستکم نفرت از دونالد ترامپ، در ارائه آن تصویر دروغین شرکت دارند.

در هر حال، واقعیت آن است که حربه سانسور از منبع، یعنی مخفی نگاه داشتن رویدادها، دیگر کارایی گذشته را ندارد.

IndependentPersian

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: رفراندومِ خاموش و آغازِ یک پایان

برگردان فارسی تحلیل با عنوان زیر:
Iran Elections: The Least Bad Outcome

For the Iranian opposition, the unmasking of the regime is a great boon; knowing who exactly one is fighting against is the first step towards shaping a credible strategy for change.

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مناظره شنیدنی مهمانان برنامه هفتگی اتاق خبر؛ امیر طاهری، روزنامه نگار ارشد و صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
@AmirTaheri4
@sadeghZibakalam

اتاق خبر منوتو

@AmirTaheri4
سرزمین ما در آستانه ورود به یک قرن دیگه هست و ما با این همه بحران روبرو هستیم؛ در هفته‌ها، ماه‌ها و سال آینده
واقعا باید انتظار چیو داشته باشیم!؟

دکتر امیر طاهری:
در کوتاه مدت انتظار روزهای خوب نمی‌تونیم داشته باشیم، ولی میدونید میگن هرچی منو نمی‌تونه بکشه قوی‌تر می‌کنه!
ملت‌ها از تجریبات‌ مشترک تشکیل میشن و ما این‌ تجریبات مشترک در ۴۱ سال گذشته داشتیم من‌ فکر می‌کنم ایرونی‌ها را به هم نزدیکتر کرده، الان من امیدوارم‌ اشخاصی مثل آقای زیبا‌کلام و دیگران متوجه بشن‌ سعی کنن به‌جای اینکه‌ بگن‌ سیستم خوبه ولی افراد بد هستن یا فلان کس اینکار بد انجام داد، بفهمن که این سیستم بدِ! مسئله شخصی اصلا مطرح‌نیست! سیستمی است که همه ما قربانیش‌ هستیم! حتی‌ اون‌هایی‌ که سرکار هستند! حتی اونایی که‌ به قول آقای شریعتمداری در روزنامه‌کیهان پول‌های ایران میدزدن میزارن تو بانک‌های خارجی!
میدونید این‌ سیستمی هست که فقط بازنده تولید میکنه!
بنابراین‌ عقل‌هامون سر هم‌ بکنیم به‌هم نزدیکتر بشیم، مبادله فکر بکنیم و راه‌حلی پیدا بکینم‌ برای انحلال جمهوری‌اسلامی و تشکیل یک دولت ملی ایرانی که منعکس کننده ایران اون‌طور که الان هست باشه!
شما الان نگاه کنید به کسانی که تصمیمات اصلی در جمهوری‌اسلامی میگیرن اینها اصلا شبیه‌ مردم ایران نیستن!
آقای جنتی شبیه مردم ایرانِ؟
آقای صادق لاریجانی‌ شبیه مردم ایرانِ؟
آقای خامنه‌ای شبیه مردم ایرانِ؟
آقای رئیس تیمسار سلامی!؟
اینها هیچ‌کدوم شبیه مردم ایران نیستند!
اصلا مثل مردم ایران حرف نمی‌زنند!
و مثل مردم ایران فکر نمی‌کنند!
یعنی چنان اسیر و گرفتار ایدئولوژی خودشون هستن یعنی‌ مسلک‌زدگی‌شون به حدی است که از حالت عادی خارج شدن!
خودشون هم‌ قربانی این‌ سیستم هستند

من دعوتی‌ که از دکتر زیباکلام میکنم این است که به‌ جای سرکوفت زدن به خاتمی یا موسوی و هرشخص دیگری که اسم برد به شاگردان‌شون‌ بگن که وضع ایران عادی نیست، وضع ایران خوب نیست، ایران مثل یک دولت معمولی عمل نمی‌کنه؛ در ایران مسائل سیاسی مورد بحث قرار نمی‌گیرن،‌ مردم شرکت ندارن در تصمیم‌گیری! همونطور که خودشون فرمودن این‌‌صندوق رای که یک موقعی آرمانی بود یا سرابی بود برای بخشی از ایرانیان! واقعا دیگه مطرح نیست یعنی یک بازی توهین‌آمیزی هست که به‌ مردم ایران بگن‌ بیاین رای بدید و بعد رای‌تون هیچگونه اثری نداشته باشه!
ایران در یک موقعیت‌ حساسی قرار داره و این موقعیت حساس در عین‌ حال که خطرناک هست‌ میتونه یک فرصتی هم‌ باشه!
که ما رو مجبور بکنه که تصمیمات مهم بگیریم.

@AmirTaheri4
الگوی ناب اسلامی در برخورد با واقعیات

جمهوری اسلامی، چهار دهه پس از پیدایش، راه‌حل مشکلات را کشتار معترضان و اعدام‌های دسته‌جمعی می‌داند

امیر طاهری 

یکی از هدف‌های مکرراً اعلام‌شده جمهوری اسلامی در طول ۴۱ سال گذشته، ساختن الگوی سیاسی- اقتصادی تازه برای بشریت است.
آیت‌الله روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، همواره ادعا می‌کرد که تمدن غربی، که به گفته او ساخته‌وپرداخته صهیونیست‌ها و صلیبیون است، جهان را به ضلالت رهبری کرده و بشریت را قربانی فقر، فساد و جنگ ساخته است. بدین‌سان هدف انقلاب اسلامی، نجات بشریت است از راه عرضه یک الگوی رقیب، یک الگوی متکی بر «اسلام ناب محمدی».
آرزوی ساختن «جامعه ناب محمدی» پس از خمینی نیز در قلب جهان‌بینی جمهوری اسلامی قرار داشته است. حجت‌الاسلام محمد خاتمی، که دو دوره رئیس‌جمهوری اسلامی بود، در سخنرانی‌های متعدد در ایتالیا، سوئیس و ایالات‌متحده، الگوی اسلامی مورد نظر را به‌عنوان گزینه‌ای در برابر الگوی صهیونبیتی-صلیبی غربی عرضه کرد و با انتقاد از «رنسانس» و دوران روشنگری در اروپای غربی، مدعی شد که جدایی دین از سیاست نتیجه‌ای جز جنگ، استعمار و امپریالیسم نداشته است. بدین‌سان، جمهوری اسلامی می‌بایستی وظیفه تاریخی خود را برای به چالش کشیدن الگوی غربی با عزمی جزم‌تر دنبال کند.
آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نیز همواره از نقش انقلاب اسلامی ایران در ترسیم راهی تازه برای تمام بشریت سخن گفته است. یک ابتکار آقای خامنه‌ای تهیه برنامه ۲۰ ساله برای تکمیل ساختار و اساس جامعه «ناب محمدی» بود- برنامه‌ای که تنظیم و نظارت بر اجرای آن به مجمع تشخیص مصلحت نظام محول شد.
البته انقلاب خمینیستی در ایران نخستین انقلابی نیست که با جاه‌طلبی‌های جهانی به میدان می‌آید. انقلاب کبیر فرانسه نیز خواستار «آغازی نوین» برای تاریخ جهان از «سال صفر» بود و تمامی سرگذشت انسان را در همه ادوار پیشین چیزی جز مجموعه‌ای از رنج و درد و جهل و ستم نمی‌دانست.
انقلاب فرانسه، برنامه ۲۰ ساله رسمی نداشت. اما ۲۰ سال بعد از آن انقلاب، فرانسه دوران وحشت بزرگ، جنگ‌های خانمان‌سوز ناپلئون، بازگشت بوربون‌ها و از دست دادن موقعیت جهانی خود را تجربه کرده بود. پیش از انقلاب، فرانسه بزرگ‌ترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان بود. با آن انقلاب، فرانسه آن موقعیت را از دست داد و هرگز نتوانست الگوی آرمانی خود را جهانی سازد.
یکی از طنزهای تاریخ این است که ۲۰ سال پس از انقلاب کبیر، قزاق‌های تزار روس، کاخ الیزه در پاریس را به‌عنوان خوابگاه خود تصرف کرده بودند و پرچم روسیه، عقب‌مانده‌ترین کشور اروپایی در آن زمان، در پایتخت فرانسه در اهتزاز بود.
انقلاب اکتبر روسیه نیز جاه‌طلبی‌های جهانی داشت. لنین از «آفرینش مجدد انسان» سخن گفته بود و استالین مدعی بود که می‌توان برای خلق »انسان طراز نوین شوروی» برنامه‌ریزی کرد. البته نتیجه کار، کشتار ده‌ها میلیون انسان و چندین دهه استبداد، فقر و راه‌گم‌کردگی تاریخی بود. در آخرین سال‌های اتحاد شوروی، جامعه آرمانی لنین و استالین به اتکای دریافت وام از قدرت‌های غربی و محصولات غذایی از ایالات‌متحده و کانادا به زندگی خود ادامه می‌داد.
اشتباه بزرگ تفکر انقلابی سنتی این است که جامعه موردنظر را یک لوح سفید می‌انگارد که «رهبر» یا «رهبران» می‌توانند آنچه را دلخواهشان است بر آن رسم کنند. اگر لنین آثار گوگول، نویسنده اوکراینی‌الاصل را به‌دقت خوانده بود، هر گز تصور نمی‌کرد که امپراتوری تزار آن لوح سفیدی است که خود می‌پنداشت.
پیش از او، اگر رهبران انقلاب فرانسه، رمان «ژاکو کلک‌باز» اثر دیده رو را خوانده بودند، متوجه می‌شدند که فرانسوی معمولی، یعنی اکثریت فرانسویان، چنان درگیر دغدغه‌های اینجا و اکنونی زندگی هستند که وقتی برای ساختن دنیای آرمانی یک مشت روشنفکر پرحرف و پرخور در پاریس ندارند.
در ایران خودمان نیز اگر خمینی و روشنفکرنمایان پیرامون او درکی از واقعیت جامعه ایرانی می‌داشتند، هر گز مفتون چرندیات یک گروه کوچک از آخوندها نمی‌شدند.
یک ضرب‌المثل تهرانی می‌گوید: قاچ زین را بچسب، سواری پیشکش!
در سررسید برنامه آرمانی ۲۰ ساله، جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته است قاچ زین را بچسبد و شاید به همین سبب است که اندک هارت‌وپورت معمولی خود را درباره سواری، و گاه حتی تاخت‌وتاز، تا حدی تخفیف داده است.

Independentpersian

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: برخوردِ قطارِ رژیمِ آیت‌ا... با جسمی سخت


برگردان فارسی تحلیلی با عنوان زیر:
Iran: The Train Hits Something Hard

One of the arguments advanced by Democrat critics of Donald Trump’s “maximum pressure” policy towards Iran is that, far from persuading Tehran to change its behavior, it has helped marginalize the so-called “moderate faction” and propelled the “radicals” into an even more aggressive posture.

@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایران با کرونا بسوی نوروز--تفسیر خبر چهارشنبه ۲۱ اسفند گفتگو با دکتر امیر طاهری

@AmirTaheri4