Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگوی بانو محبوبه حسین پور با دکتر امیر طاهری روزنامه نگار ارشد و تحلیلگر سیاسی خاورمیانه و جهان
ایران، مثل همهٔ کشورهای واقعی، یک فرهنگ سیاسی دارد، قدیمیتر از همه، که از کورش شروع شده، در #انقلاب_مشروطه به صورت سند مکتوب درآمد و اینک هم جاریست. قانوناساسی مشروطه چارچوب و زمینهٔ کارِ سیاسی برای گذار ایران از وضعیت نابسامان فعلیست.
@AmirTaheri4
ایران، مثل همهٔ کشورهای واقعی، یک فرهنگ سیاسی دارد، قدیمیتر از همه، که از کورش شروع شده، در #انقلاب_مشروطه به صورت سند مکتوب درآمد و اینک هم جاریست. قانوناساسی مشروطه چارچوب و زمینهٔ کارِ سیاسی برای گذار ایران از وضعیت نابسامان فعلیست.
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"کوشش روسیه این ست که ایران را در وضع فعلی (حالت نیم مرده) نگه دارد تا بتواند در مذاکرات با آمریکا و کشورهای غربی کارت ایران را هم بازی کند. ولی هیچ چیز به ایران نمیدهد ...
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
⚡پوتین و چالش «سطل پُر از سوراخ»
بحران دوسر سقوط بهای انرژی و کرونا جاهطلبیهای پوتین را زیر سوال خواهد برد
«بازگرداندن روسیه به نظام رهبری در سطح جهانی». از ۲۲ سال پیش تاکنون، این شعار چالشگرانه در صدر هدفهای سیاسی ولادیمیر پوتین قرار داشته است. پوتین در پلههای نخست ترقیاش به سوی ریاست جمهوری نخست در مقام مدیریت کاگب ( سازمان اطلاعاتی) و سپس نخستوزیر، به سرعت دریافت که در دوران «جهانی شدن» داعیه رهبری داشتن بدون قدرت اقتصادی چیزی جز لاف بیهوده زدن نیست.
تردیدی نیست که روسیه، بویژه پس از رهایی از نظام اصلاحناپذیر شوروی، عوامل لازم برای ساختن یک اقتصاد پیشرو و نیرومند را در دسترس دارد. منابع سرشار نفت و گاز، زمینهای حاصلخیز در دو قاره، نیروی کار وسیع با سطح آموزش خوب، و زیربنای علمی و فنی قابل توجه، دادههای طبیعی برای پیشرفت اقتصادی را عرضه میکنند. اما برای پیشرفت اقتصادی پایدار، دادههای طبیعی کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، تدوین و اجرای سیاستهای راهبردی است. کاری که در دوران نخستین پس از شوروی، یعنی ریاست جمهوری بوریس یلتسین هرگز مورد توجه قرار نگرفت. یلتسین و مشاوران اقتصادی او فاقد دید دراز مدت بودند و با گرفتاری در چرخه امروز و فردا هرگز نتوانستند اصلاحات لازم را عرضه کنند. در دوران یلتسین، رونق اقتصادی حاصل از فروش صنایع دولتی، آن هم به ثمن بخس از یک سو و افزایش سریع تولید انرژی از سوی دیگر بود. در آن دوران روسیه گاو شیردهای بود برای مافیا نوپای روسی و شریکان بیرحم غربی آن بویژه در ایالات متحده.
پوتین، بویژه، پس از رسیدن به ریاست جمهوری، موفق شد بعضی مقررات آن بازی را عوض کند. با مهار الیگارکها و بریدن دست شریکان خارجی آنان، گاو شیرده روس در اختیار هیات حاکمه جدید به رهبری پوتین، قرار گرفت. این موفقیت جدید به پوتین امکان داد که فساد ریشهدار در نظام پساشوروی را در جهت دموکراتیزه شدن، قرار دهد. به عبارت دیگر اقتصاد روس همچنان بر اساس رانتخواری مستقر ماند اما رانت مورد بحث، بویژه از راه صادرات گاز و نفت، بین بخشهای وسیعتری از جامعه تقسیم میشد. دو برابر کردن حقوق بازنشستگی، افزایش حداقلی دستمزدها، ایجاد مشاغل تازه با توسعه بوروکراسی دولتی و نیروهای نظامی، و وضع یارانههای سخاوتمندانه برای کالاهای پرمصرف عمومی، فساد را در روسیه «دموکراتیک» کرد و به پوتین امکان داد که در نقش یک منجی نیرومند که پرچم به خاک افتاده را از نو به اهتزاز در میآورد، ظاهر شود. یکی از مهمترین علل شکست میخائیل گورباچف، که به انهدام اتحاد شوروی منجر شد، کاهش بزرگ و ناگهانی درآمدهای کشور از صدور نفت و گاز بود. درآمدهایی که به حزب کمونیست امکان میداد که پایگاه مردمی خود را سیر و مخالفان بالقوه خود را دستکم راضی نگاه دارد.
در سال ۱۹۸۵ میلادی، درآمد اتحاد شوروی از انرژی بین ۲۰ تا ۲۵ درصد کاهش یافت. بعضی تاریخنویسان مدعیاند که علت آن کاهش، افزایش ناگهانی تولید نفت در کشورهای عرب، با تشویق ایالاتمتحده، بود آن هم در زمانی که دولت پرزیدنت رونالد ریگان با افزایش بودجه نظامی آمریکا، شوروی را به یک مسابقه تسلیحاتی جدید با هزینه خانمان سوز، میکشاند.
شوروی شناسان آن روز، اقتصاد کمونیستی را به یک « سطل پر از سوراخ» تشبیه میکردند که اگر آبی که در هر زمان به سطل ریخته میشود بیشتر از آبی است که از سوراخها بیرون میریزد، ثبات سیاسی رژیم حفظ خواهد شد. اما اگر این روند برعکس نشود، هیچ ترفندی نمیتواند جلوی سقوط رژیم را بگیرد.
با آگاهی از این دادهها، پوتین در آغاز ریاست جمهوری خود یک «صندوق ذخیره حکومتی» بوجود آورده که بخشی از درآمدهای نفت و گاز را در سالهای قیمت بالا برای روز مبادا حفظ میکرد. با بهرهگیری از این صندوق بود که پوتین توانست در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۴ سقوط قیمتهای نفت و گاز را متحمل کند و نظام متکی بر « فساد دموکراتیک» را از سرنوشت گورباچف و یلتسین مصون نگاه دارد.
Independentpersian
@AmirTaheri4
بحران دوسر سقوط بهای انرژی و کرونا جاهطلبیهای پوتین را زیر سوال خواهد برد
«بازگرداندن روسیه به نظام رهبری در سطح جهانی». از ۲۲ سال پیش تاکنون، این شعار چالشگرانه در صدر هدفهای سیاسی ولادیمیر پوتین قرار داشته است. پوتین در پلههای نخست ترقیاش به سوی ریاست جمهوری نخست در مقام مدیریت کاگب ( سازمان اطلاعاتی) و سپس نخستوزیر، به سرعت دریافت که در دوران «جهانی شدن» داعیه رهبری داشتن بدون قدرت اقتصادی چیزی جز لاف بیهوده زدن نیست.
تردیدی نیست که روسیه، بویژه پس از رهایی از نظام اصلاحناپذیر شوروی، عوامل لازم برای ساختن یک اقتصاد پیشرو و نیرومند را در دسترس دارد. منابع سرشار نفت و گاز، زمینهای حاصلخیز در دو قاره، نیروی کار وسیع با سطح آموزش خوب، و زیربنای علمی و فنی قابل توجه، دادههای طبیعی برای پیشرفت اقتصادی را عرضه میکنند. اما برای پیشرفت اقتصادی پایدار، دادههای طبیعی کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، تدوین و اجرای سیاستهای راهبردی است. کاری که در دوران نخستین پس از شوروی، یعنی ریاست جمهوری بوریس یلتسین هرگز مورد توجه قرار نگرفت. یلتسین و مشاوران اقتصادی او فاقد دید دراز مدت بودند و با گرفتاری در چرخه امروز و فردا هرگز نتوانستند اصلاحات لازم را عرضه کنند. در دوران یلتسین، رونق اقتصادی حاصل از فروش صنایع دولتی، آن هم به ثمن بخس از یک سو و افزایش سریع تولید انرژی از سوی دیگر بود. در آن دوران روسیه گاو شیردهای بود برای مافیا نوپای روسی و شریکان بیرحم غربی آن بویژه در ایالات متحده.
پوتین، بویژه، پس از رسیدن به ریاست جمهوری، موفق شد بعضی مقررات آن بازی را عوض کند. با مهار الیگارکها و بریدن دست شریکان خارجی آنان، گاو شیرده روس در اختیار هیات حاکمه جدید به رهبری پوتین، قرار گرفت. این موفقیت جدید به پوتین امکان داد که فساد ریشهدار در نظام پساشوروی را در جهت دموکراتیزه شدن، قرار دهد. به عبارت دیگر اقتصاد روس همچنان بر اساس رانتخواری مستقر ماند اما رانت مورد بحث، بویژه از راه صادرات گاز و نفت، بین بخشهای وسیعتری از جامعه تقسیم میشد. دو برابر کردن حقوق بازنشستگی، افزایش حداقلی دستمزدها، ایجاد مشاغل تازه با توسعه بوروکراسی دولتی و نیروهای نظامی، و وضع یارانههای سخاوتمندانه برای کالاهای پرمصرف عمومی، فساد را در روسیه «دموکراتیک» کرد و به پوتین امکان داد که در نقش یک منجی نیرومند که پرچم به خاک افتاده را از نو به اهتزاز در میآورد، ظاهر شود. یکی از مهمترین علل شکست میخائیل گورباچف، که به انهدام اتحاد شوروی منجر شد، کاهش بزرگ و ناگهانی درآمدهای کشور از صدور نفت و گاز بود. درآمدهایی که به حزب کمونیست امکان میداد که پایگاه مردمی خود را سیر و مخالفان بالقوه خود را دستکم راضی نگاه دارد.
در سال ۱۹۸۵ میلادی، درآمد اتحاد شوروی از انرژی بین ۲۰ تا ۲۵ درصد کاهش یافت. بعضی تاریخنویسان مدعیاند که علت آن کاهش، افزایش ناگهانی تولید نفت در کشورهای عرب، با تشویق ایالاتمتحده، بود آن هم در زمانی که دولت پرزیدنت رونالد ریگان با افزایش بودجه نظامی آمریکا، شوروی را به یک مسابقه تسلیحاتی جدید با هزینه خانمان سوز، میکشاند.
شوروی شناسان آن روز، اقتصاد کمونیستی را به یک « سطل پر از سوراخ» تشبیه میکردند که اگر آبی که در هر زمان به سطل ریخته میشود بیشتر از آبی است که از سوراخها بیرون میریزد، ثبات سیاسی رژیم حفظ خواهد شد. اما اگر این روند برعکس نشود، هیچ ترفندی نمیتواند جلوی سقوط رژیم را بگیرد.
با آگاهی از این دادهها، پوتین در آغاز ریاست جمهوری خود یک «صندوق ذخیره حکومتی» بوجود آورده که بخشی از درآمدهای نفت و گاز را در سالهای قیمت بالا برای روز مبادا حفظ میکرد. با بهرهگیری از این صندوق بود که پوتین توانست در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۴ سقوط قیمتهای نفت و گاز را متحمل کند و نظام متکی بر « فساد دموکراتیک» را از سرنوشت گورباچف و یلتسین مصون نگاه دارد.
Independentpersian
@AmirTaheri4
Telegraph
پوتین و چالش «سطل پُر از سوراخ»
پوتین و چالش «سطل پُر از سوراخ» بحران دوسر سقوط بهای انرژی و کرونا جاهطلبیهای پوتین را زیر سوال خواهد برد
امیر طاهری - سریال جدید «تام و جری» برای رهبر خامنهای
https://persian.aawsat.com/node/2301081
آیا برخورد نظامی میان ایالات متحده و ایران حتمی است؟
از ژانویه گذشته، زمانی که امریکاییها ژنرال قاسم سلیمانی را کشتند، دپارتمانهای سیاسی پایتختهای بزرگ به این پرسش پرداختند بدون آنکه به توافقی درنظرها برسند.
در زمان نوشتن این سطور پرسش باردیگر مطرح میشود، درزمانی که نفتکشهای ایرانی با دور زدن حلقه محاصره طراحی شده امریکایی خطرمیکنند و نفت را به ونزوئلا میرسانند.
ملاها به «عواقب وخیم» تهدید کردند، اگر ایالات متحده تلاش کند نفتکشها را متوقف سازد. ازآنجا که جمهوری اسلامی نیروی دریایی لازم را برای همراهی نفتکشها تا رسیدن به بنادر ونزوئلا ندارد، پس «عواقب وخیم» به شکل نبرد دریایی در منطقه کارائیب صورت نمیگیرد. به جای آن، چنانکه روزنامه «کیهان» که بیانگر نظرات رهبر علی خامنهای است، در سرمقاله روز دوشنبه خود یادآورشد، انتقام به شکل مصادره یک یا چند نفتکش امریکایی در تنگه هرمز خواهد بود. گزینه دیگرهدف قرار دادن همه نفتکشها در این گذرگاه آبی برای مدت زمان محدود است، همان کاری که ایران سال 1988 دست به آن زد.
حشمت الله فلاحت پیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی در مجلس شورای اسلامی اذعان کرد، برخورد مسئله گریز ناپذیری است چون درگیری میان تهران و واشنگتن «کم نظیر» است و هیچ جایی برای عقب نشینی از سوی دو طرف یا میانجیگیری از سوی طرف سوم باقی نمیگذارد. اینگونه است وقتی تنش به نقطه مشخصی برسد، تنها راه برای کاستن ازآن منفجرکردن بخش برجک دیگبخاراست.
جامعه شناس ایرانی سعید مؤیدفر دلیلی را از زاویه دیگر مطرح میکند، جایی که ادعا میکند نظام خمینی میداند که روز واپسین نزدیک شده و دست به هرکاری میزند تا آنچه حتمی است را برای مدتی هرچند کوتاه به عقب بیاندازد و «هرکاری» ممکن است شامل برخورد نظامی کوتاه مدت و تند با ایالات متحده باشد که احساسات ملی ایرانیها را برانگیزد، اما پوسته جدیدی از مشروعیت به نظام میبخشد.
تحلیل سایت خبرگزاری «فارس» وابسته به «سپاه پاسداران» جالب است که احتمال وقوع برخورد را با این ادعا که ایالات متحده به دلیل اثرات بحران ویروس «کرونا» بسیار ناتوانتر از آن است که بخواهد وارد جنگ طولانی مدت با جمهوری اسلامی بشود، بعید میداند. این سایت از نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان امریکا نقل میکند که گفته« مردم درسراسر امریکا از گرسنگی رنج میکشند» و در نتیجه آنها علاقهای به کشیده شدن به یک جنگ خارجی ندارند. این سایت همچنین از باربارا سلافین که رسانههای ایرانی او را «فرهیخته پیشرو امریکایی» خواندند، نقل میکند، تهران درعمل سیاست «فشار حداکثری» رئیس جمهوری ترامپ را شکست داده و در نتیجه نیازی به دادن هیچ گونه امتیازی از ترس درگیری نظامی ندارد.
در رسانههای تهران اشارههایی بسیاری درباره « غافلگیری اکتبر» میشود تا ترامپ را از نامزد شدن برای دوره دوم ریاست جمهوری منصرف سازد.
با وجود همه اینها، احتمال دارد برخورد نظامی صورت نگیرد، اما نباید فراموش کنیم ارتش تهران در معرض ارتکاب لغزشهایی همچون سرنگونی هواپیمای مسافری اوکراین با سه موشک و فاجعه «آتشهای خودی» اخیر در خلیج عمان است که همه اینها براثر خطا صورت گرفتند.
سه دلیل برای این مسئله وجود دارد:
دلیل اول اینکه دغدغه بزرگ نظام خمینی، مانند همه نظامهای ایدئولوژیک دیگر، حفظ خوداست.
هیچ دولت عادی زیرپای معاهده «برست لیتوفسک» را امضا نمیکرد که لنین به تروتسکی دستور داد آن را با آلمانها امضا کند که براساس آن تقریبا از همه «ممتلکات» روسیه در اروپا دست برمیدارند. چین کمونیستی در زمان مائو قرص تلخ «عادی سازی روابط» با ببرکاغذی امریکا را بلعید بعد از آنکه سال 1969در جنگ رودخانه اوسوری روسها را شکست داد. هشت ماه پس ازآن پکن گفتوگوهای محرمانه با واشنگتن را به وساطت ایران و پاکستان آغاز کرد. سال 1991، ترس از حمله آینده، رئیس جمهوری سوریه را ناچار ساخت با حمله به عراق به رهبری ایالات همراه بشود.
بسیاری از افراد باورمند شاید داستان نصیحت لنین به گروهاش در آوریل 1918 درباره «هرطور شده 100 روز دیگر مقاومت کنند» را ندانند.
دلیل دومی که ملایان را به دوری گزیدن از درگیری نظامی وامیدارد، اینکه نظام آنها اکنون در ضعیفترین وضعیت طی چهار دهه است. شاید با متوقف ساختن همه طرحهای توسعهای و افزایش قیمت خدمات و کالاهای دولتی و فروش نقرههای خانوادگی به قیمت ناچیز بتوانند از طوفان اقتصادی حاصل از اعمال دوباره تحریمها غلبه کنند. آنچه نمیتوانند با آن مواجهه کنند، از دست دادن مشروعیت و ریزش مستمر پایگاه حامی آنهاست.
دلیل سوم علیرغم جدل اخیر، ملایان با برگ
Amir Taheri
@AmirTaheri4
https://persian.aawsat.com/node/2301081
آیا برخورد نظامی میان ایالات متحده و ایران حتمی است؟
از ژانویه گذشته، زمانی که امریکاییها ژنرال قاسم سلیمانی را کشتند، دپارتمانهای سیاسی پایتختهای بزرگ به این پرسش پرداختند بدون آنکه به توافقی درنظرها برسند.
در زمان نوشتن این سطور پرسش باردیگر مطرح میشود، درزمانی که نفتکشهای ایرانی با دور زدن حلقه محاصره طراحی شده امریکایی خطرمیکنند و نفت را به ونزوئلا میرسانند.
ملاها به «عواقب وخیم» تهدید کردند، اگر ایالات متحده تلاش کند نفتکشها را متوقف سازد. ازآنجا که جمهوری اسلامی نیروی دریایی لازم را برای همراهی نفتکشها تا رسیدن به بنادر ونزوئلا ندارد، پس «عواقب وخیم» به شکل نبرد دریایی در منطقه کارائیب صورت نمیگیرد. به جای آن، چنانکه روزنامه «کیهان» که بیانگر نظرات رهبر علی خامنهای است، در سرمقاله روز دوشنبه خود یادآورشد، انتقام به شکل مصادره یک یا چند نفتکش امریکایی در تنگه هرمز خواهد بود. گزینه دیگرهدف قرار دادن همه نفتکشها در این گذرگاه آبی برای مدت زمان محدود است، همان کاری که ایران سال 1988 دست به آن زد.
حشمت الله فلاحت پیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی در مجلس شورای اسلامی اذعان کرد، برخورد مسئله گریز ناپذیری است چون درگیری میان تهران و واشنگتن «کم نظیر» است و هیچ جایی برای عقب نشینی از سوی دو طرف یا میانجیگیری از سوی طرف سوم باقی نمیگذارد. اینگونه است وقتی تنش به نقطه مشخصی برسد، تنها راه برای کاستن ازآن منفجرکردن بخش برجک دیگبخاراست.
جامعه شناس ایرانی سعید مؤیدفر دلیلی را از زاویه دیگر مطرح میکند، جایی که ادعا میکند نظام خمینی میداند که روز واپسین نزدیک شده و دست به هرکاری میزند تا آنچه حتمی است را برای مدتی هرچند کوتاه به عقب بیاندازد و «هرکاری» ممکن است شامل برخورد نظامی کوتاه مدت و تند با ایالات متحده باشد که احساسات ملی ایرانیها را برانگیزد، اما پوسته جدیدی از مشروعیت به نظام میبخشد.
تحلیل سایت خبرگزاری «فارس» وابسته به «سپاه پاسداران» جالب است که احتمال وقوع برخورد را با این ادعا که ایالات متحده به دلیل اثرات بحران ویروس «کرونا» بسیار ناتوانتر از آن است که بخواهد وارد جنگ طولانی مدت با جمهوری اسلامی بشود، بعید میداند. این سایت از نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان امریکا نقل میکند که گفته« مردم درسراسر امریکا از گرسنگی رنج میکشند» و در نتیجه آنها علاقهای به کشیده شدن به یک جنگ خارجی ندارند. این سایت همچنین از باربارا سلافین که رسانههای ایرانی او را «فرهیخته پیشرو امریکایی» خواندند، نقل میکند، تهران درعمل سیاست «فشار حداکثری» رئیس جمهوری ترامپ را شکست داده و در نتیجه نیازی به دادن هیچ گونه امتیازی از ترس درگیری نظامی ندارد.
در رسانههای تهران اشارههایی بسیاری درباره « غافلگیری اکتبر» میشود تا ترامپ را از نامزد شدن برای دوره دوم ریاست جمهوری منصرف سازد.
با وجود همه اینها، احتمال دارد برخورد نظامی صورت نگیرد، اما نباید فراموش کنیم ارتش تهران در معرض ارتکاب لغزشهایی همچون سرنگونی هواپیمای مسافری اوکراین با سه موشک و فاجعه «آتشهای خودی» اخیر در خلیج عمان است که همه اینها براثر خطا صورت گرفتند.
سه دلیل برای این مسئله وجود دارد:
دلیل اول اینکه دغدغه بزرگ نظام خمینی، مانند همه نظامهای ایدئولوژیک دیگر، حفظ خوداست.
هیچ دولت عادی زیرپای معاهده «برست لیتوفسک» را امضا نمیکرد که لنین به تروتسکی دستور داد آن را با آلمانها امضا کند که براساس آن تقریبا از همه «ممتلکات» روسیه در اروپا دست برمیدارند. چین کمونیستی در زمان مائو قرص تلخ «عادی سازی روابط» با ببرکاغذی امریکا را بلعید بعد از آنکه سال 1969در جنگ رودخانه اوسوری روسها را شکست داد. هشت ماه پس ازآن پکن گفتوگوهای محرمانه با واشنگتن را به وساطت ایران و پاکستان آغاز کرد. سال 1991، ترس از حمله آینده، رئیس جمهوری سوریه را ناچار ساخت با حمله به عراق به رهبری ایالات همراه بشود.
بسیاری از افراد باورمند شاید داستان نصیحت لنین به گروهاش در آوریل 1918 درباره «هرطور شده 100 روز دیگر مقاومت کنند» را ندانند.
دلیل دومی که ملایان را به دوری گزیدن از درگیری نظامی وامیدارد، اینکه نظام آنها اکنون در ضعیفترین وضعیت طی چهار دهه است. شاید با متوقف ساختن همه طرحهای توسعهای و افزایش قیمت خدمات و کالاهای دولتی و فروش نقرههای خانوادگی به قیمت ناچیز بتوانند از طوفان اقتصادی حاصل از اعمال دوباره تحریمها غلبه کنند. آنچه نمیتوانند با آن مواجهه کنند، از دست دادن مشروعیت و ریزش مستمر پایگاه حامی آنهاست.
دلیل سوم علیرغم جدل اخیر، ملایان با برگ
Amir Taheri
@AmirTaheri4
الشرق الاوسط فارسی
سریال جدید «تام و جری» برای رهبر خامنهای
آیا برخورد نظامی میان ایالات متحده و ایران حتمی است؟ از ژانویه گذشته، زمانی که امریکاییها ژنرال قاسم سلیمانی را کشتند، دپارتمانهای سیاسی پایتختهای بزرگ به این پرسش پرداختند بدون آنکه به توافقی درنظرها برسند. در زمان نوشتن این سطور پرسش باردیگر مطر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به وسیله آقای خمینی و رفقای چپگرا و آخوندگرای او علیه مشروطه انقلابی شد و مردم نتیجه حکومت مشروعه را دیدند.
تنها راه چاره، خارج شدن از برزخِ مشروعه و #بازگشت_به_مشروطه است.
@AmirTaheri4
تنها راه چاره، خارج شدن از برزخِ مشروعه و #بازگشت_به_مشروطه است.
@AmirTaheri4
⚡«راهحل نهایی» آیتالله و ویروس کرونا
حذف اسراییل از نقشه کدام مسئله ایران را حل میکند و چه سودی برای مردم دارد؟
آیا ویروس کرونا سبب شد که تازهترین نمایشنامه آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در ایران روی دست نویسندهاش بماند؟ مروری بر گفتهها و نوشتههای آيتالله و دیگر مقامات تهران و مشاطهگران رژیم در این روزها نشان میدهد که آقای خامنهای امیدوار بود در پایان ماه رمضان امسال پیام «آغاز پایان موجودیت اسراییل» را اعلام کند.
البته تم «پایان اسراییل» از چند دهه پیش در گفتمان خمینیگرایان جای مهمی داشته است. خود آقای خامنهای نیز در بیش از ۱۰۰ سخنرانی و خطبه از این تم استفاده کرده است. ایشان حتی پیشبینی کرد که اسراییل در طی ۲۵ سال از صحنه تاریخ و جغرافیا حذف خواهد شد. به نظر میٰرسد که با «شهادت» سردار قاسم سلیمانی، آقای خامنهای با فشارهای داخلی و خارجی برای تیز کردن مواضع و شعارهای ضداسراییلی رژیم خود روبرو شد.
روزنامه کیهان که میگویند نظرات آیتالله را منعکس میکند. در یک سر مقاله طولانی در این هفته، مدعی شد که آزادی مسلمانان جهان بدون آزادی قدس ممکن نخواهد بود. کیهان نوشت: «صهیونیسم از نیل تا فرات به دولتی نیمهجان در تلآویو تبدیل شده است» و بدین سان پایان خود را در افق میبیند. کیهان میافزاید: «امروز، زمزمه پایان اسراییل در منازل و پادگانهای تل آویو نیز بگوش میرسد. پروژه صهیونیسم تمام شده است.»
بازتاب این تصور کیهان را در پیام سردار محمد باقری، رییس ستاد جمهوری اسلامی، بهمناسبت «روز جهانی قدس» میبینیم. باقری میگوید: «زمزمه پایان اسراییل در خیابانها و پادگانهای تلآویو بگوش میرسد. مرحله سرنوشتساز آغاز شده است.» باقری میافزاید که آرزوی «امام خامنهای» برای تاسیس یک دولت فلسطینی «از نهر تا بحر» در آستانه تحقق است.
همین مضمون را در آنچه «آخرین نامه شهید سردار قاسم سلیمانی» که در تهران منتشر شده است، مییابیم. در این نامه، خطاب به فرمانده یکی از گروههای مسلح حماس، میخوانیم که «آزادی فلسطین دفاع از اسلام است» و هر کس در راه آزادی قدس نکوشد، مسلمان نیست. سلیمانی، مانند باقری، میپندارد که «زنگ مرگ صهیونیسم به صدا در آمده» و میافزاید: «آرزویم شهادت در راه فلسطین است.»
شبیه همین تصورات را در گفتههای آيتالله محسن اراکی، دبیر شورای تقریب مذاهب اسلامی، میتوان یافت. او مدعی است که امت اسلام در سراسر جهان منتظر اوامر «امام خامنهای» برای آزاد کردن قدس (اورشلیم) است.
گروهی که خود را «مسلمانان نیجریه برای آزادی قدس» میخواند، نیز خواستار اعلام برنامه آقای خامنهای برای پس گرفتن قدس است. در بیانیه این گروه میخوانیم که وقت آن رسیده است که «رهبر معظم» اعلام کند چگونه میخواهد «قدس» را از چنگال صهیونیستها بیرون آورد. همین خواست را در سخنان موسی قربانف، رییس اهل بیت در روسیه، منعکس میبینیم. قربانف، در پیام خود به خامنهای، میگوید: «مسلمانان جهان در انتظار اعلام نقشه راه برای آزادی قدس از سوی رهبر معظم انقلاب هستند.»
خود آقای خامنهای با انتشار پوستری بهمناسبت «روز جهانی قدس» این نوع انتظارات را تشویق کرده است. شعار پوستر ایشان صریح است: فلسطین آزاد خواهد شد، راه حل نهایی، مقاومت رفراندوم است.»
رجانیوز، یکی از جایگاههای خبری سپاه پاسدارن، مژده میدهد که «اسراییل در ضعیفترین موقعیت قرار دارد» و «آزادی قدس» خون بهای سردار شهید سلیمانی خواهد بود. این گفته سلیمانی که آرزو دارد در راه آزادی قدس و نه در راه دفاع از ایران، شهید شود و نشان میدهد که «آزادی قدس» دست کم از نظر رجانیوز، الویت برتر جمهوری اسلامی است.
Independentpersian
@AmirTaheri4
حذف اسراییل از نقشه کدام مسئله ایران را حل میکند و چه سودی برای مردم دارد؟
آیا ویروس کرونا سبب شد که تازهترین نمایشنامه آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در ایران روی دست نویسندهاش بماند؟ مروری بر گفتهها و نوشتههای آيتالله و دیگر مقامات تهران و مشاطهگران رژیم در این روزها نشان میدهد که آقای خامنهای امیدوار بود در پایان ماه رمضان امسال پیام «آغاز پایان موجودیت اسراییل» را اعلام کند.
البته تم «پایان اسراییل» از چند دهه پیش در گفتمان خمینیگرایان جای مهمی داشته است. خود آقای خامنهای نیز در بیش از ۱۰۰ سخنرانی و خطبه از این تم استفاده کرده است. ایشان حتی پیشبینی کرد که اسراییل در طی ۲۵ سال از صحنه تاریخ و جغرافیا حذف خواهد شد. به نظر میٰرسد که با «شهادت» سردار قاسم سلیمانی، آقای خامنهای با فشارهای داخلی و خارجی برای تیز کردن مواضع و شعارهای ضداسراییلی رژیم خود روبرو شد.
روزنامه کیهان که میگویند نظرات آیتالله را منعکس میکند. در یک سر مقاله طولانی در این هفته، مدعی شد که آزادی مسلمانان جهان بدون آزادی قدس ممکن نخواهد بود. کیهان نوشت: «صهیونیسم از نیل تا فرات به دولتی نیمهجان در تلآویو تبدیل شده است» و بدین سان پایان خود را در افق میبیند. کیهان میافزاید: «امروز، زمزمه پایان اسراییل در منازل و پادگانهای تل آویو نیز بگوش میرسد. پروژه صهیونیسم تمام شده است.»
بازتاب این تصور کیهان را در پیام سردار محمد باقری، رییس ستاد جمهوری اسلامی، بهمناسبت «روز جهانی قدس» میبینیم. باقری میگوید: «زمزمه پایان اسراییل در خیابانها و پادگانهای تلآویو بگوش میرسد. مرحله سرنوشتساز آغاز شده است.» باقری میافزاید که آرزوی «امام خامنهای» برای تاسیس یک دولت فلسطینی «از نهر تا بحر» در آستانه تحقق است.
همین مضمون را در آنچه «آخرین نامه شهید سردار قاسم سلیمانی» که در تهران منتشر شده است، مییابیم. در این نامه، خطاب به فرمانده یکی از گروههای مسلح حماس، میخوانیم که «آزادی فلسطین دفاع از اسلام است» و هر کس در راه آزادی قدس نکوشد، مسلمان نیست. سلیمانی، مانند باقری، میپندارد که «زنگ مرگ صهیونیسم به صدا در آمده» و میافزاید: «آرزویم شهادت در راه فلسطین است.»
شبیه همین تصورات را در گفتههای آيتالله محسن اراکی، دبیر شورای تقریب مذاهب اسلامی، میتوان یافت. او مدعی است که امت اسلام در سراسر جهان منتظر اوامر «امام خامنهای» برای آزاد کردن قدس (اورشلیم) است.
گروهی که خود را «مسلمانان نیجریه برای آزادی قدس» میخواند، نیز خواستار اعلام برنامه آقای خامنهای برای پس گرفتن قدس است. در بیانیه این گروه میخوانیم که وقت آن رسیده است که «رهبر معظم» اعلام کند چگونه میخواهد «قدس» را از چنگال صهیونیستها بیرون آورد. همین خواست را در سخنان موسی قربانف، رییس اهل بیت در روسیه، منعکس میبینیم. قربانف، در پیام خود به خامنهای، میگوید: «مسلمانان جهان در انتظار اعلام نقشه راه برای آزادی قدس از سوی رهبر معظم انقلاب هستند.»
خود آقای خامنهای با انتشار پوستری بهمناسبت «روز جهانی قدس» این نوع انتظارات را تشویق کرده است. شعار پوستر ایشان صریح است: فلسطین آزاد خواهد شد، راه حل نهایی، مقاومت رفراندوم است.»
رجانیوز، یکی از جایگاههای خبری سپاه پاسدارن، مژده میدهد که «اسراییل در ضعیفترین موقعیت قرار دارد» و «آزادی قدس» خون بهای سردار شهید سلیمانی خواهد بود. این گفته سلیمانی که آرزو دارد در راه آزادی قدس و نه در راه دفاع از ایران، شهید شود و نشان میدهد که «آزادی قدس» دست کم از نظر رجانیوز، الویت برتر جمهوری اسلامی است.
Independentpersian
@AmirTaheri4
Telegraph
«راهحل نهایی» آیتالله و ویروس کرونا
«راهحل نهایی» آیتالله و ویروس کرونا حذف اسراییل از نقشه کدام مسئله ایران را حل میکند و چه سودی برای مردم دارد؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تفسیر خبر چهارشنبه ۷ خرداد - جمهوری اسلامی: آیندهای مبهم گفتگو با امیر طاهری
مشاهده در یوتیوب
@AmirTaheri4
مشاهده در یوتیوب
@AmirTaheri4
تعجبی ندارد: محمدباقر قالیباف به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی انتخاب شده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قدرت خود را با یکی از سرداران خود که یکی از سه شاخه اصلی حکومت را بر عهده دارد، گسترش میدهد. آیا قدم بعدی یک سپاهی دیگر به عنوان رئیس جمهورِ جمهوریاسلامی است؟
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
من اخباری از چند شهر در خوزستان، به ویژه اهواز و مسجدسلیمان مبنی بر قطع شدن آب و برق و تلفات سنگین #ویروس_کرونا دریافت کردم.
به نظر میرسد مقامات جمهوری اسلامی در حل مشکلات این استان یا ناتوان هستند یا مایل به انجام این کار نیستند.
@AmirTaheri4
به نظر میرسد مقامات جمهوری اسلامی در حل مشکلات این استان یا ناتوان هستند یا مایل به انجام این کار نیستند.
@AmirTaheri4
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایرانی ها از نظر فرهنگی فکری و هنری از ج.ا و ایدئولوژی خمینی مستقل شده اند. تره برای اینها خرد نمی کنند.
تاریخ ایران پر از جنبش های زیرزمینی است که آتش ایرانیت را زنده نگه می دارد.
فرقه خمینیه موفق نشده ایران زدایی کند.
@AmirTaheri4
#FreeAlirezaGholampour
Venus👑
@TwitterMamnoe
تاریخ ایران پر از جنبش های زیرزمینی است که آتش ایرانیت را زنده نگه می دارد.
فرقه خمینیه موفق نشده ایران زدایی کند.
@AmirTaheri4
#FreeAlirezaGholampour
Venus👑
@TwitterMamnoe
⚡ایران: دوران پسانفت آغاز میشود؟
ایران حتی با بهترین رژیمها ممکن است هرگز نتواند سهم از دسترفته خود را پس بگیرد
آینده ایران به هر شکلی که از ابهام کنونی بیرون آید، یک واقعیت را در برخواهد داشت: پایان تجربه بیش از یک قرن که در آن ایران همواره یکی از پنج کشور بزرگ صادرکننده نفت بوده است. با دگرگونیهای گسترده بازار جهانی انرژی، سهم نفت به طور کلی کاهش مییابد و آنطور که فعالان حفظ محیط زیست امیدوارند، روز به روز کوچکتر و کوچکتر خواهد شد.
برای بعضی پژوهندگان تحول اقتصادی و سیاسی، وجود نفت به عنوان یک منبع درآمد مطمئن و کمهزینه همواره بحثانگیز بوده است. بگفته مالکوم فریزر، یکی از گردانندگان تاریخی شرکت نفت بریتانیا، کشور دلخواه نفتی، کشوری است که نفت بسیار و جمعیت اندک داشته باشد. ایران، که سال ۱۹۰۸ میلادی، صادر کننده نفت شد تا دست کم ۱۹۵۸ میلادی چنین کشوری بود.
پس از آن با افزایش جمعیت، که از سالهای پایانی ۱۹۶۰ سرعت گرفت، ایران اندک اندک از الگوی دلخواه فریزر دور شد. در نخستین نیم سده تاریخ خود بعنوان یک کشور نفتخیز، ایران بیشتر به یک گاو شیرده برای شرکتهای نفتی و از ورای آنان، مصرفکنندگان نفت در کشورهای صنعتی شبیه بود.
شاید بتوان گفت که ایران تنها در سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۸ میلادی موفق شد سهمی بالنسبه عادلانه از صدور نفت خود بدست آورد. درست در همان سالها، ایران توانست به نوسازی زیربنای اقتصادی و نظامی خود بپردازد و از ردیف کشورهای کمکگیرنده، خارج شود و به اردوی کشورهای کمکدهنده بپیوندد.
با این حال، میتوان گفت که درآمد سرشار و در عین حال آسان از نفت، عواقب سیاسی و اجتماعی نامطلوبی داشت که مهمترین آن ایجاد شکاف بین آرمانهای ایران به عنوان یک دولت و نگرشهای ایران به عنوان یک ملت بود- شکافی که مخالفان رژیم شاه، از راست افراطی گرفته تا انواع چپگرایان، از آن بهره گرفتند.
برگردیم به اوضاع امروز. کاهش تقاضا برای نفت هم اکنون به سقوط قیمتها منجر شده است. تازهترین برآوردها نشان میدهد که تولید نفت در مقیاس جهانی در سال جاری بین ۲۵ تا ۳۰ درصد کم تر از سال پیش خواهد بود. از این مهمتر، سرمایهگذاری در اکتشاف، توسعه و حفظ منابع نفتی با یک کاهش ۴۰ درصدی روبرو است. بسیاری از طرحهای بزرگ برای به کار آوردن منابع جدید نفتی متوقف شده است- از جمله در خلیج موزامبیک و در مثلث میان اسرائیل، لبنان و قبرس در مدیترانه. بعضی از صادرکنندگان آفریقایی نفت، از جمله الجزایر، آنگولا و گینهبیسائو در لبه پرتگاه قرار گرفتهاند. نیجریه، پرجمعیتترین کشور آفریقا، در آستانه بحران اقتصادی بیسابقهای قرار دارد. در خلیج مکزیک، ایالت تگزاس و مکزیکو، در بعضی موارد به خریداران سنتی خود پول نقد میدهند که نفت تولید شده را بپذیرند و بدینسان از فشار روی تجهیزات ذخیره نفت بکاهند.
ونزوئلا، که روزی بزرگترین صادر کننده نفت جهان بود، اکنون در تامین نیازهای نفتی خود نیز مشکل دارد. اکتشافاتی که قرار بود شیلی و بولیوی را در ردیف کشورهای تولید کننده نفت قرار دهد متوقف شدهاند. طرحهای بریتانیا برای بهرهبرداری از منابع نفت در آبهای جزایر فالکلند (مالویناس) در کشوی فراموشی قرار گرفتهاند. عربستانسعودی، منابع بزرگ نفتی ربعالخالی را برای روزهای بهتر کنار گذاشته است.
طرح بزرگ عراق برای به کار انداختن حوزه نفتی جزایر مجنون، با سرمایهگذاری کرهجنوبی، اکنون روی میز خاک میخورد. حتی چین، که هم چنان تشنه انرژی است، طرح شاه لولههای جدید برای بهرهبرداری از منابع انرژی حوزه دریای مازندران و آسیای مرکزی را به تعویق انداخته است.
در این میان، کشورهای نفتخیز درگیر یک رقابت بی رحمانه برسر سهمگیری یا حفظ سهم از بازارها هستند. روسیه که منابع نفت و گاز را تنها ورق برنده خود با قدرتهای اروپایی میداند، با یک طرح راهبردی برای عقب زدن رقیبان نفت و گازفروش خود در خاورمیانه به میدان آمده است. ترکیه، در یک ائتلاف شگفتیآور با روسیه میکوشد تا سهمی از نفت لیبی را به دست آورد. عربستانسعودی، امارات متحده عربی و کویت میکوشند تا با سرمایه گذاری در تاسیسات پایین دستی- پالایشگاهها و کارخانههای پتروشیمی- در بعضی کشورهای واردکننده به ویژه چین و کره جنوبی، سهم بازار آسیایی خود را حفظ کند. ایالات متحده که دو سه سال گذشته در مقام بزرگترین تولید کننده نفت قرار گرفته بود، اکنون خود را برای پایین آمدن از نردبام آماده میکند. با کاهش پایای بهای نفت، تولید در ایالات متحده، دیگر به صرفه نیست-دستکم در آینده نزدیک.
کمتر از یک سال پیش، دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده از متحدان اروپایی خود خواست که به جای وارد کردن نفت و گاز از روسیه، سفارشات خود را به آمریکا ببرند.
Independentpersian
@AmirTaheri4
ایران حتی با بهترین رژیمها ممکن است هرگز نتواند سهم از دسترفته خود را پس بگیرد
آینده ایران به هر شکلی که از ابهام کنونی بیرون آید، یک واقعیت را در برخواهد داشت: پایان تجربه بیش از یک قرن که در آن ایران همواره یکی از پنج کشور بزرگ صادرکننده نفت بوده است. با دگرگونیهای گسترده بازار جهانی انرژی، سهم نفت به طور کلی کاهش مییابد و آنطور که فعالان حفظ محیط زیست امیدوارند، روز به روز کوچکتر و کوچکتر خواهد شد.
برای بعضی پژوهندگان تحول اقتصادی و سیاسی، وجود نفت به عنوان یک منبع درآمد مطمئن و کمهزینه همواره بحثانگیز بوده است. بگفته مالکوم فریزر، یکی از گردانندگان تاریخی شرکت نفت بریتانیا، کشور دلخواه نفتی، کشوری است که نفت بسیار و جمعیت اندک داشته باشد. ایران، که سال ۱۹۰۸ میلادی، صادر کننده نفت شد تا دست کم ۱۹۵۸ میلادی چنین کشوری بود.
پس از آن با افزایش جمعیت، که از سالهای پایانی ۱۹۶۰ سرعت گرفت، ایران اندک اندک از الگوی دلخواه فریزر دور شد. در نخستین نیم سده تاریخ خود بعنوان یک کشور نفتخیز، ایران بیشتر به یک گاو شیرده برای شرکتهای نفتی و از ورای آنان، مصرفکنندگان نفت در کشورهای صنعتی شبیه بود.
شاید بتوان گفت که ایران تنها در سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۸ میلادی موفق شد سهمی بالنسبه عادلانه از صدور نفت خود بدست آورد. درست در همان سالها، ایران توانست به نوسازی زیربنای اقتصادی و نظامی خود بپردازد و از ردیف کشورهای کمکگیرنده، خارج شود و به اردوی کشورهای کمکدهنده بپیوندد.
با این حال، میتوان گفت که درآمد سرشار و در عین حال آسان از نفت، عواقب سیاسی و اجتماعی نامطلوبی داشت که مهمترین آن ایجاد شکاف بین آرمانهای ایران به عنوان یک دولت و نگرشهای ایران به عنوان یک ملت بود- شکافی که مخالفان رژیم شاه، از راست افراطی گرفته تا انواع چپگرایان، از آن بهره گرفتند.
برگردیم به اوضاع امروز. کاهش تقاضا برای نفت هم اکنون به سقوط قیمتها منجر شده است. تازهترین برآوردها نشان میدهد که تولید نفت در مقیاس جهانی در سال جاری بین ۲۵ تا ۳۰ درصد کم تر از سال پیش خواهد بود. از این مهمتر، سرمایهگذاری در اکتشاف، توسعه و حفظ منابع نفتی با یک کاهش ۴۰ درصدی روبرو است. بسیاری از طرحهای بزرگ برای به کار آوردن منابع جدید نفتی متوقف شده است- از جمله در خلیج موزامبیک و در مثلث میان اسرائیل، لبنان و قبرس در مدیترانه. بعضی از صادرکنندگان آفریقایی نفت، از جمله الجزایر، آنگولا و گینهبیسائو در لبه پرتگاه قرار گرفتهاند. نیجریه، پرجمعیتترین کشور آفریقا، در آستانه بحران اقتصادی بیسابقهای قرار دارد. در خلیج مکزیک، ایالت تگزاس و مکزیکو، در بعضی موارد به خریداران سنتی خود پول نقد میدهند که نفت تولید شده را بپذیرند و بدینسان از فشار روی تجهیزات ذخیره نفت بکاهند.
ونزوئلا، که روزی بزرگترین صادر کننده نفت جهان بود، اکنون در تامین نیازهای نفتی خود نیز مشکل دارد. اکتشافاتی که قرار بود شیلی و بولیوی را در ردیف کشورهای تولید کننده نفت قرار دهد متوقف شدهاند. طرحهای بریتانیا برای بهرهبرداری از منابع نفت در آبهای جزایر فالکلند (مالویناس) در کشوی فراموشی قرار گرفتهاند. عربستانسعودی، منابع بزرگ نفتی ربعالخالی را برای روزهای بهتر کنار گذاشته است.
طرح بزرگ عراق برای به کار انداختن حوزه نفتی جزایر مجنون، با سرمایهگذاری کرهجنوبی، اکنون روی میز خاک میخورد. حتی چین، که هم چنان تشنه انرژی است، طرح شاه لولههای جدید برای بهرهبرداری از منابع انرژی حوزه دریای مازندران و آسیای مرکزی را به تعویق انداخته است.
در این میان، کشورهای نفتخیز درگیر یک رقابت بی رحمانه برسر سهمگیری یا حفظ سهم از بازارها هستند. روسیه که منابع نفت و گاز را تنها ورق برنده خود با قدرتهای اروپایی میداند، با یک طرح راهبردی برای عقب زدن رقیبان نفت و گازفروش خود در خاورمیانه به میدان آمده است. ترکیه، در یک ائتلاف شگفتیآور با روسیه میکوشد تا سهمی از نفت لیبی را به دست آورد. عربستانسعودی، امارات متحده عربی و کویت میکوشند تا با سرمایه گذاری در تاسیسات پایین دستی- پالایشگاهها و کارخانههای پتروشیمی- در بعضی کشورهای واردکننده به ویژه چین و کره جنوبی، سهم بازار آسیایی خود را حفظ کند. ایالات متحده که دو سه سال گذشته در مقام بزرگترین تولید کننده نفت قرار گرفته بود، اکنون خود را برای پایین آمدن از نردبام آماده میکند. با کاهش پایای بهای نفت، تولید در ایالات متحده، دیگر به صرفه نیست-دستکم در آینده نزدیک.
کمتر از یک سال پیش، دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده از متحدان اروپایی خود خواست که به جای وارد کردن نفت و گاز از روسیه، سفارشات خود را به آمریکا ببرند.
Independentpersian
@AmirTaheri4
Telegraph
ایران: دوران پسانفت آغاز میشود؟
ایران: دوران پسانفت آغاز میشود؟ ایران حتی با بهترین رژیمها ممکن است هرگز نتواند سهم از دسترفته خود را پس بگیرد
همتی, رئیس بانک مرکزی از اقتصاددانان دعوت کرد که ایده های خود را برای کم کردن "تورم مزمن" که جمهوری اسلامی از زمان ظهورش از ۵ دهه پیش گرفتار آن بوده، ارائه دهند.
او گفته است که هدف ما ثابت نگه داشتن تورم سالانه در حد ۲۲ درصد است.
بدون تغییر رژیم این فقط یک رویاست.
@AmirTaheri4
او گفته است که هدف ما ثابت نگه داشتن تورم سالانه در حد ۲۲ درصد است.
بدون تغییر رژیم این فقط یک رویاست.
@AmirTaheri4
شاید یک خبر خوب!
منابعی در واشنگتن به من گفتند دولت ترامپ ممکن از در ازای یک قول کوچک توسط یک جناح طالبان، خروج نیروهای آمریکا از افغانستان را به تاخیر بیاندازد.
عقب نشینی، بدون خلع سلاح طالبان و وادار کردن آنها به تبدیل شدن به یک حزب سیاسی نرمال، اشتباه است.
@AmirTaheri4
منابعی در واشنگتن به من گفتند دولت ترامپ ممکن از در ازای یک قول کوچک توسط یک جناح طالبان، خروج نیروهای آمریکا از افغانستان را به تاخیر بیاندازد.
عقب نشینی، بدون خلع سلاح طالبان و وادار کردن آنها به تبدیل شدن به یک حزب سیاسی نرمال، اشتباه است.
@AmirTaheri4
در پی درخواست حزبالله، دفتر خامنهای به منظور تحکیم وحدت اسلامی، در حال شکل دهی به " انقلاب فرهنگی اسلامی" در لبنان است.
با مسئولیت ولایتی وزیر خارجه اسبق، که هدف آن "پاک کردن" لبنان از نفوذ غرب و بازیابی هویت اسلامی است.
@AmirTaheri4
با مسئولیت ولایتی وزیر خارجه اسبق، که هدف آن "پاک کردن" لبنان از نفوذ غرب و بازیابی هویت اسلامی است.
@AmirTaheri4
رجانیوز متعلق به سپاه پاسداران ادعا کرد مجلس قبلی طرفدار غرب، بی کفایت و فاسد بود.
آیا سپاه ۴ سال زمان نیاز دارد تا به این نتیجه برسد؟
این خبرگزاری همچنین ادعا میکند مجلس جدید که کاملا توسط سپاه کنترل میشود آخرین چیزی بود که انقلاب اسلامی نیاز داشت.
@AmirTaheri4
آیا سپاه ۴ سال زمان نیاز دارد تا به این نتیجه برسد؟
این خبرگزاری همچنین ادعا میکند مجلس جدید که کاملا توسط سپاه کنترل میشود آخرین چیزی بود که انقلاب اسلامی نیاز داشت.
@AmirTaheri4
دکترین سردار سلامی در موردعملیات دریایی، یعنی " دشمن را بزنی و فرار کنی"، مناسب برای گروههای جنایتکار و دزدان دریایی در حاشیه جامعه است.
ارزش یک ملت بزرگ با نیازهای متعدد و پیچیده دفاعی در دریا، زمین و هوا بیشتر از اینهاست.
روزگار ناراحت کنندهای برای ایران است.
@AmirTaheri4
ارزش یک ملت بزرگ با نیازهای متعدد و پیچیده دفاعی در دریا، زمین و هوا بیشتر از اینهاست.
روزگار ناراحت کنندهای برای ایران است.
@AmirTaheri4
سلامی رئیس سپاه، در سخنرانی خود ضمن تجلیل از ورود ۱۱۲ قایق جدید به نیروی دریایی سپاه، بر توانایی جدید قایقها برای فرار سریع بعد از جنگ با "دشمن"، تاکید کرد.
او در حال فکر به یک عملیات "بزن- در رو" است.
اما این روش هیچ اساس و جایگاهی در دکترین دفاع دریایی ندارد.
@AmirTaheri4
او در حال فکر به یک عملیات "بزن- در رو" است.
اما این روش هیچ اساس و جایگاهی در دکترین دفاع دریایی ندارد.
@AmirTaheri4
نیروی دریایی سپاه پاسداران ۱۱۲ قایق جدید جهت عملیات "هجومی" در جنگ دریافت کرد.
نقش آنها این است که مانند ملخ، از همه جهات به "کشتیهای دشمن" حمله کنند طوری که به آنها نزدیک شوند ولی از تیررس "دشمن" خارج باشند.
با سرعت ۹۰ مایل دریایی، آنها میتوانند با سرعت فرار کنند.
@AmirTaheri4
نقش آنها این است که مانند ملخ، از همه جهات به "کشتیهای دشمن" حمله کنند طوری که به آنها نزدیک شوند ولی از تیررس "دشمن" خارج باشند.
با سرعت ۹۰ مایل دریایی، آنها میتوانند با سرعت فرار کنند.
@AmirTaheri4
محمدطاهریان هماهنگ کننده تهران در امور افغانستان به طالبان توصیه کردکه از حزبالله یاد بگیرند و میدان سیاسی را خالی نکنند. حزبالله همچنین کار خود را با تروریسم و تجارت موادمخدر شروع کرد اما بعد وارد سیاست هم شد. وحالا دولت لبنان را کنترل میکند.
قسمت ناگفته توصیه: از تهران اطاعت کنید
@AmirTaheri4
قسمت ناگفته توصیه: از تهران اطاعت کنید
@AmirTaheri4