یا جلوی کج رفتن های شاهزاده رو میگیریم یا بلغارستان دوم در انتظارمونه!!!
#سقوطـبلغارستان
جهت آشنایی با #سقوطـبلغارستان
آقا جلال زیرپوستی داره هشدار میده که هدف شاهزاده چیست
Karen
https://t.me/AmirTaheri4/9297
@AmirTaheri4
#سقوطـبلغارستان
جهت آشنایی با #سقوطـبلغارستان
آقا جلال زیرپوستی داره هشدار میده که هدف شاهزاده چیست
Karen
#بسیارمهم درسی از تاریخ
شباهت ها را دریابید!
پادشاهی که تاج را کنار گذاشت!!
سیمئون دوم، پسری از خاندان سلطنتی ساکسکوبورگگوتا، در ۱۶ ژوئن ۱۹۳۷ در صوفیا، پایتخت بلغارستان، به دنیا آمد. پدرش، بوریس سوم، پادشاه بلغارستان بود و مادرش، جوانا، از خاندان سلطنتی ایتالیا. زندگی سیمئون از همان کودکی پر از تلاطم شد. در سال ۱۹۴۳، وقتی فقط شش سال داشت، پدرش در شرایطی مشکوک درگذشت!!!شایعات میگفتند نازیها او را مسموم کردند چون بوریس حاضر نشد یهودیان بلغارستان را به اردوگاههای مرگ بفرستد یا سربازانش را برای جنگ با شوروی اعزام کند.
سیمئون کوچک ناگهان پادشاه شد، اما چون کودک بود، کشور را شورای نیابت سلطنت—شامل عمویش پرنس کیریل و نخستوزیر بوگدان فیلوف—اداره میکرد. این دوران مصادف با جنگ جهانی دوم بود، و بلغارستان درگیر آشوبهای سیاسی و نظامی بود. در ۹ سپتامبر ۱۹۴۴، کودتایی با حمایت شوروی سلطنت را سرنگون کرد. دو سال بعد، در ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۶، رفراندومی برگزار شد که ادعا کرد ۹۵.۶ درصد مردم به لغو سلطنت رأی دادهاند. اما این رفراندوم پر از تقلب بود(رفراندوم خمینی).
کمونیستها، با حمایت ارتش شوروی، مخالفان را سرکوب کرده بودند، رسانهها را کنترل میکردند و رأیگیری تحت فشار و ارعاب انجام شد. این رفراندوم قانون اساسی تارنوو—که سلطنت مشروطه را پایه نظام بلغارستان میدانست—را نقض کرد.
سیمئون به همراه مادر و خواهرش به تبعید فرستاده شد و باز کشور مصر!!!
آنها ابتدا به اسکندریه مصر رفتند و زیر سایه پدربزرگش، ویکتور امانوئل سوم (پادشاه سابق ایتالیا)، زندگی کردند. سیمئون در تبعید بزرگ شد، در کالج ویکتوریا درس خواند و در سال ۱۹۵۱ به مادرید رفت و در ۱۸ سالگی، در سال ۱۹۵۵، اعلام کرد که او «تزار قانونی» بلغارستان است!!!و رژیم کمونیستی را قبول ندارد. او بعداً در آکادمی نظامی ولی فورج در آمریکا و دانشگاههای اسپانیا حقوق و مدیریت بازرگانی خواند و از یک شاهزاده خردسال به مردی تحصیلکرده و مصمم تبدیل شد.
وقتی کمونیسم در اروپای شرقی در سال ۱۹۸۹ فروپاشید، سیمئون فرصتی پیدا کرد و در سال ۱۹۹۶، پس از ۵۰ سال!!!!!به بلغارستان بازگشت. میلیونها نفر با فریاد «زنده باد شاه!» به استقبالش آمدند. مردم خسته از سالها سرکوب کمونیستی، او را نماد امید و بازگشت به هویت ملی میدیدند. او معتقد بود رفراندوم ۱۹۴۶ غیرقانونی بود و پادشاهی مشروطه میتوانست از جمهوری بهتر عمل کند.
⚠️اما به یکباره همه چیز فرو ریخت و او به جای تلاش برای بازگرداندن سلطنت، حزبی سیاسی به نام «جنبش ملی سیمئون دوم» راهاندازی کرد و تصمیم گرفت وارد بازی سیاست شود.
در سال ۲۰۰۱، حزب او در انتخابات با ۴۳ درصد آرا و ۱۲۰ کرسی از ۲۴۰ کرسی پارلمان پیروز شد. سیمئون از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ نخستوزیر بلغارستان بود. او دستاوردهایی داشت، مثل پیوستن بلغارستان به ناتو و تقویت جایگاه بینالمللی کشور،اما مشکلات بزرگی هم وجود داشت. حکومت سابق یعنی کمونیستها و نزدیکانشان هنوز در اقتصاد و نهادهای دولتی قدرت داشتند و به بهانه ی همکاری با این گروهها به اتهامات فساد و ناکارآمدی منجر شد و محبوبیت سیمئون را نابود کرد. فقط ۸ سال بعد و تبلیغات و دستان پنهان در انتخابات ۲۰۰۹، حزبش حتی یک کرسی هم نگرفت، و او از سیاست کنارهگیری کرد!!!
سناریوی متفاوت:
اگر سیمئون دوم به جای نخستوزیری، بر احیای پادشاهی مشروطه پافشاری میکرد، بی شک بلغارستان مسیر دیگری را طی میکرد. استقبال پرشور مردم در سال ۱۹۹۶ نشان میداد که آنها به سلطنت بهعنوان نماد هویت و ثبات ملی باور داشتند. پادشاهی مشروطه میتوانست با تکیه بر قانون اساسی تارنوو و حمایت مردمی، نفوذ کمونیستهای سابق را محدود کند و از فساد و ناکارآمدی جلوگیری کند.
اما با انتخاب نخستوزیری، سیمئون فرصت تاریخی را از دست داد، و اثرات رژیم کمونیستی از نفوذ در نهادها تا مشکلات اقتصادی،همچنان بلغارستان را آزار داد و تا امروز اثرات کمونیسم اجازه نداده این کشور کمر راست کند!!
اگر سیمون بر پادشاهی اصرار مینمود:
-کاهش نفوذ کمونیسم بخاطر ساختار متفاوت
-پیشرفت اقتصادی از طریق زدودن فساد
-پیوستن به بازار جهانی و
مهمتر از همه:انسجام اجتماعی و هویت ملی،
چهره ای متفاوت از امروز بلغارستان را به ارمغان میاورد و امروز پادشاهی مشروطه، مشابه مدلهای موفق در سوئد یا دانمارک، به بلغارستان ثبات سیاسی و هویت ملی قویتری بخشیده بود!
#پسرعاقل_نوح
پسر عاقل نو
https://t.me/AmirTaheri4/9297
@AmirTaheri4
❤13👏7