#احساس_بیارزشی
در دوره ورآمدن، همه میلیونر اند. همه #میلیون را در اختیار دارند، اما این میلیون دیگر هیچ است. به گفتهی کانتی پوچ بودن این "میلیون" به تودهی "میلیونی" احساس پوچی میدهد. «آدم حالش مثل پولش، که مدام بدحالتر میشود، خراب است.» همه احساس «بیارزشی» میکنند. بنابر این، از بها افتادن، فقط گریبانگیر پول نیست. «فرد خود را بیارزش شده احساس میکند، زیرا واحدی که به آن اتکا و اطمینان داشت و احترام بدان را احترام به خود میدانست، دچار سقوط شده.
توده خود را بیارزش شده احساس میکند، زیرا میلیون بیارزش شده است.» این بیارزش شدنِ دوگانه، پیوند مستقیمی با سرشت دوگانه "میلیون" دارد: اینکه میتواند هم تودهی پول را برشمرد و هم تودهی جمعیت را.
در دوره ورآمدن، همه میلیونر اند. همه #میلیون را در اختیار دارند، اما این میلیون دیگر هیچ است. به گفتهی کانتی پوچ بودن این "میلیون" به تودهی "میلیونی" احساس پوچی میدهد. «آدم حالش مثل پولش، که مدام بدحالتر میشود، خراب است.» همه احساس «بیارزشی» میکنند. بنابر این، از بها افتادن، فقط گریبانگیر پول نیست. «فرد خود را بیارزش شده احساس میکند، زیرا واحدی که به آن اتکا و اطمینان داشت و احترام بدان را احترام به خود میدانست، دچار سقوط شده.
توده خود را بیارزش شده احساس میکند، زیرا میلیون بیارزش شده است.» این بیارزش شدنِ دوگانه، پیوند مستقیمی با سرشت دوگانه "میلیون" دارد: اینکه میتواند هم تودهی پول را برشمرد و هم تودهی جمعیت را.