#بیاطمینانی_به_خود
انسان تورمزده به نظر خودخواه میرسد، چون پیوسته به فکر خویش است و در اندیشهی دیگری نیست. اما تو برای این که بدهی، باید داشته باشی، و برای این که اندیشهی والایی داشته باشی، باید حقارتزده نباشی! برای این که فرد تورمزده را از احساس حقارتش بدرآوری، نمیتوانی برای او از عظمت های درون سخن گویی. او دیده است که چگونه در آنجایی که هست، #میلیون به صفر گرویده. میپرسد: مگر هنوز در اینجا میتوان عظمتی را جست و بنا کرد؟ او تنها در "ارز خارجی" یک بزرگی واقعی میبیند. فرد تورمزده به خودش #اطمینان ندارد. او به هیچ کس اطمینان ندارد. چشمش ترسیده است.
انسان تورمزده به نظر خودخواه میرسد، چون پیوسته به فکر خویش است و در اندیشهی دیگری نیست. اما تو برای این که بدهی، باید داشته باشی، و برای این که اندیشهی والایی داشته باشی، باید حقارتزده نباشی! برای این که فرد تورمزده را از احساس حقارتش بدرآوری، نمیتوانی برای او از عظمت های درون سخن گویی. او دیده است که چگونه در آنجایی که هست، #میلیون به صفر گرویده. میپرسد: مگر هنوز در اینجا میتوان عظمتی را جست و بنا کرد؟ او تنها در "ارز خارجی" یک بزرگی واقعی میبیند. فرد تورمزده به خودش #اطمینان ندارد. او به هیچ کس اطمینان ندارد. چشمش ترسیده است.