در طول #تاریخ یکی از عواملی که سلطه مذهبی و یا سیطره ایدئولوژی-اعتقادی را آسان ساخته خودسانسوری بوده است. در جامعه ایران و در میان ایرانیان یکی از اشکال اساسی خودسانسوری در برخورد به پدیده مذهب #اسلام است.
این پدیده در جامعه و بویژه در میان #روشنفکران و افراد سیاسی و روزنامه نگاران بشدت عمل میکند. در این نوشتار کوتاه قصد ما رفتار طیفی از افراد خود سانسوراست که نقش اجتماعی خود را با مذهب تعریف نمیکنند و در عرصه اجتماع خود رامدافع و نماینده یک مکتب سیاسی مذهبی معرفی نمینمایند و بیش از هرچیز خود را لائیک تعریف میکنند. اینان چه بسا در تبادل نظرهای درگوشی و دوستانه خود به انتقاد دینی دست بزنند، ولی در عرصه اجتماع و سیاست رفتار دیگری میگزینند.
اینان نوعی دوگانگی رفتاری دارند که این امر خود از یکسو ناشی از شخصیت فاقد خودمختاری و بینشی است که خواهان شفافیت نیست و از سوی دیگر بینشی که مصالح سیاسی کوتاه مدت را ب ردیدگاه روشنفکری و فلسفی و مصالح بلند مدت ارجح و حاکم میداند. دستگاه اعتقادی پوزیتیویستی و سیاستگرایی عملگرای این اشخاص، بینش و جهت گیری اجتماعی آنان را مقید میکند. البته رفتار این افراد از منافع ریز و درشت سیاسی و دوستانه، فقدان #جسارت_فکری و روحی و کشش به سوی قطب نیرومند در تناسب قوای اجتماعی، جدا نیست.
بهعنوان نمونه در برابر استبداد حاکم، با توجه به گستردگی نیروهای سیاسی مذهبی مخالف، روشنفکر خودسانسور پیروی و یا دفاع از این احزاب را به امری مقدس تبدیل کرده و هرگونه انتقاد نسبت به آنها را #تندروی و نامناسب ارزیابی مینماید و شفافیت روشنگرانه و نظری را قربانی عملگرائی کوته بینانه میکند.
این پدیده در جامعه و بویژه در میان #روشنفکران و افراد سیاسی و روزنامه نگاران بشدت عمل میکند. در این نوشتار کوتاه قصد ما رفتار طیفی از افراد خود سانسوراست که نقش اجتماعی خود را با مذهب تعریف نمیکنند و در عرصه اجتماع خود رامدافع و نماینده یک مکتب سیاسی مذهبی معرفی نمینمایند و بیش از هرچیز خود را لائیک تعریف میکنند. اینان چه بسا در تبادل نظرهای درگوشی و دوستانه خود به انتقاد دینی دست بزنند، ولی در عرصه اجتماع و سیاست رفتار دیگری میگزینند.
اینان نوعی دوگانگی رفتاری دارند که این امر خود از یکسو ناشی از شخصیت فاقد خودمختاری و بینشی است که خواهان شفافیت نیست و از سوی دیگر بینشی که مصالح سیاسی کوتاه مدت را ب ردیدگاه روشنفکری و فلسفی و مصالح بلند مدت ارجح و حاکم میداند. دستگاه اعتقادی پوزیتیویستی و سیاستگرایی عملگرای این اشخاص، بینش و جهت گیری اجتماعی آنان را مقید میکند. البته رفتار این افراد از منافع ریز و درشت سیاسی و دوستانه، فقدان #جسارت_فکری و روحی و کشش به سوی قطب نیرومند در تناسب قوای اجتماعی، جدا نیست.
بهعنوان نمونه در برابر استبداد حاکم، با توجه به گستردگی نیروهای سیاسی مذهبی مخالف، روشنفکر خودسانسور پیروی و یا دفاع از این احزاب را به امری مقدس تبدیل کرده و هرگونه انتقاد نسبت به آنها را #تندروی و نامناسب ارزیابی مینماید و شفافیت روشنگرانه و نظری را قربانی عملگرائی کوته بینانه میکند.