سکولاریته و سکولاریسم
سکولاریته از واژهی لاتینی سکولوم گرفته شده که بدوا «زمانه» و «قرن» معنی میداده است. این واژه سپس در ادبیات لاتینی کلیسا به معنی «جهان پایانپذیر» در برابر «ابدیت» به کار رفت و بعدها عموما به همهی اشکال «اینجهانی» یا «دنیوی شدن» در برابر «آنجهانی» یا «اخروی شدن» اشاره داشت. خیلی خلاصه میتوان آن را «گیتیگروی» و وضعیت جامعهای دانست که اهمیت دین در آن کاهش یافته و جامعهای #انسان_محور جانشین جامعهای #خدامحور شده است.
سکولاریته یکی از پیامدهای روند #سکولاریزه یا دنیوی شدن همهی گسترههای زندگی است که با عصر جدید در اروپا میآغازد و در نتیجهی اندیشههای روشنگری، حضور دین در جامعه را کمرنگتر میکند، مسائل مربوط به شیوهی زندگی آدمی را به خرد بشری وا میگذارد و در فرجام خود به جدایی دین از حکومت راه میبرد. آن را همچنین میتوان گسست نظم سیاسی از تعینات و اشکال روحانی و دینی دانست. یکی از نخستین دستاوردهای این روند، لغو «دین حکومتی» و کاهش قدرت و نفوذ نهادهای دینی به سود افزایش قدرت و نفوذ حکومت عرفی بود. پس سکولاریته یکی از شاخصهای حکومتی است که در نتیجهی صدها سال جنگهای مذهبی در اروپا، دیگر نمیخواهد خود را با دین تعریف کند. به همین دلیل میتوان از اصطلاح «سکولاریتهی حکومت» یا «حکومت سکولار» هم استفاده کرد.
سکولاریته از واژهی لاتینی سکولوم گرفته شده که بدوا «زمانه» و «قرن» معنی میداده است. این واژه سپس در ادبیات لاتینی کلیسا به معنی «جهان پایانپذیر» در برابر «ابدیت» به کار رفت و بعدها عموما به همهی اشکال «اینجهانی» یا «دنیوی شدن» در برابر «آنجهانی» یا «اخروی شدن» اشاره داشت. خیلی خلاصه میتوان آن را «گیتیگروی» و وضعیت جامعهای دانست که اهمیت دین در آن کاهش یافته و جامعهای #انسان_محور جانشین جامعهای #خدامحور شده است.
سکولاریته یکی از پیامدهای روند #سکولاریزه یا دنیوی شدن همهی گسترههای زندگی است که با عصر جدید در اروپا میآغازد و در نتیجهی اندیشههای روشنگری، حضور دین در جامعه را کمرنگتر میکند، مسائل مربوط به شیوهی زندگی آدمی را به خرد بشری وا میگذارد و در فرجام خود به جدایی دین از حکومت راه میبرد. آن را همچنین میتوان گسست نظم سیاسی از تعینات و اشکال روحانی و دینی دانست. یکی از نخستین دستاوردهای این روند، لغو «دین حکومتی» و کاهش قدرت و نفوذ نهادهای دینی به سود افزایش قدرت و نفوذ حکومت عرفی بود. پس سکولاریته یکی از شاخصهای حکومتی است که در نتیجهی صدها سال جنگهای مذهبی در اروپا، دیگر نمیخواهد خود را با دین تعریف کند. به همین دلیل میتوان از اصطلاح «سکولاریتهی حکومت» یا «حکومت سکولار» هم استفاده کرد.