#خودسانسوری_و_خودباختگی
در واقع این دیدگاه کرنش کننده، انتقاد اساسی به منفی بودن خرافات ندارد، زیرا جنبه منفی و خردستیز اعتقاد مذهبی در ذهن مردم به ظاهر پاک میشود و قابل انتقاد نیست.
از این نظرگاه چنانچه انتقادی نیز به خرافات مذهبی مطرح باشد به حامل این خرافات و معیارهای غیر انسانی آن انتقاد نباید کرد. افراد سیاسی و روشنفکر خودسانسور علیرغم شک و تردیدها در نهایت بنفع مذهب اسلام و مبلغان آن کوتاه میآیند. این کوتاه آمدن به قیمت حذف کیفیت روشنفکری و حذف شفافیت تئوریک و فلسفی تمام میشود. اینان در واقع در راه کاهش کیفیت زندگی روشنفکری تلاش میکنند و به تداوم جامعه سرکوفته از دین و خرافه کمک میرسانند. روش آنان راه روشنگری برای گسترش خرد و رهایی روزافزون از موهومات مذهبی نیست. آنها با ایجاد ترس و جنجال، علیه روشنفکر آزاد و #آزاداندیشی و همسو با تبلیغات مساعد برای مبلغان اسلام، نقش ایفا میکنند.
آنان سکوت در برابر کهنه پرستی را "بردباری" میگویند، حال آنکه بردباری و مدارا در زمانی معنا دارد که اندیشه بطور باز و آشکار مطرح گردد و انسانها در عین احترام به شرافت و حقوق انسانی متقابل، به بررسی و نقد افکار بپردازند و کسی کسی را سانسور نکند. این افراد سانسورگرا، نه تنها گرفتار خودسانسوری هستند، بلکه بعلاوه دیگران را به خودسانسوری دعوت کرده و با پرخاش تند نسبت به روشنفکر آزادمنش رفتار میکنند. آنان گاه با شگردهای ظریف و با طرح مخالفت با "جنگ کفر و دین" اقدام به سانسور نموده و لبه تیز انتقاد را نه بسمت فعالین و مبلغان خرافات بلکه بسوی دیگراندیش و ناباور جهت میدهند. این افراد روشنفکر و سیاسی و روزنامه نگار همیشه با طرح "مبارزه مشترک" خواهان پایان بخشیدن به مبارزه فکری و تئوریک و فلسفی هستند و و همسو با روحانیت میگویند مبارزه با خرافات و مذهب غیر منطقی است، کسالت آوراست، چپ روی است، بیفایده است، توهین به مردم است.
در واقع این دیدگاه کرنش کننده، انتقاد اساسی به منفی بودن خرافات ندارد، زیرا جنبه منفی و خردستیز اعتقاد مذهبی در ذهن مردم به ظاهر پاک میشود و قابل انتقاد نیست.
از این نظرگاه چنانچه انتقادی نیز به خرافات مذهبی مطرح باشد به حامل این خرافات و معیارهای غیر انسانی آن انتقاد نباید کرد. افراد سیاسی و روشنفکر خودسانسور علیرغم شک و تردیدها در نهایت بنفع مذهب اسلام و مبلغان آن کوتاه میآیند. این کوتاه آمدن به قیمت حذف کیفیت روشنفکری و حذف شفافیت تئوریک و فلسفی تمام میشود. اینان در واقع در راه کاهش کیفیت زندگی روشنفکری تلاش میکنند و به تداوم جامعه سرکوفته از دین و خرافه کمک میرسانند. روش آنان راه روشنگری برای گسترش خرد و رهایی روزافزون از موهومات مذهبی نیست. آنها با ایجاد ترس و جنجال، علیه روشنفکر آزاد و #آزاداندیشی و همسو با تبلیغات مساعد برای مبلغان اسلام، نقش ایفا میکنند.
آنان سکوت در برابر کهنه پرستی را "بردباری" میگویند، حال آنکه بردباری و مدارا در زمانی معنا دارد که اندیشه بطور باز و آشکار مطرح گردد و انسانها در عین احترام به شرافت و حقوق انسانی متقابل، به بررسی و نقد افکار بپردازند و کسی کسی را سانسور نکند. این افراد سانسورگرا، نه تنها گرفتار خودسانسوری هستند، بلکه بعلاوه دیگران را به خودسانسوری دعوت کرده و با پرخاش تند نسبت به روشنفکر آزادمنش رفتار میکنند. آنان گاه با شگردهای ظریف و با طرح مخالفت با "جنگ کفر و دین" اقدام به سانسور نموده و لبه تیز انتقاد را نه بسمت فعالین و مبلغان خرافات بلکه بسوی دیگراندیش و ناباور جهت میدهند. این افراد روشنفکر و سیاسی و روزنامه نگار همیشه با طرح "مبارزه مشترک" خواهان پایان بخشیدن به مبارزه فکری و تئوریک و فلسفی هستند و و همسو با روحانیت میگویند مبارزه با خرافات و مذهب غیر منطقی است، کسالت آوراست، چپ روی است، بیفایده است، توهین به مردم است.