نظام اسلامگرای شیعی حاکم بر ایران، دارای یک ایدئولوژی استیلاگرایانهی افراطی است که از گذرگاه برقراری پیوندی از دین مطلق، جهانبینی مطلق، اخلاق مطلق و حقوق مطلق، برتریطلبی نظام ارزشی خود را به جامعه تحمیل میکند. این ایدئولوژی سرکوبگر، بر جزمیات دینی و #خرافات آخرالزمانی استوار است و از «امت» خود جز #اطاعت محض هیچ انتظاری ندارد. بدیهی است که چنین نظام اندیشهکشی، شهروند #پرسشگر و اندیشهورز را تهدیدی جدی برای خود بهشمار میآورد، زیرا چنین شهروندی «خواب خوش اسلامی» جامعه را پریشان و به کابوس مبدل میکند.
رژیم اسلامگرای حاکم، برای مقابله با چنین شهروندی، بیش و پیش از هر چیز آنچه را که «فضای فکر» جامعه نام دارد، محدود و مسموم میسازد. «فضای فکر» اصطلاحی تصویری برای کلیت و جامعیت امکانات فکری فرد یا گروهی از افراد یا مردم است. محدودسازی و مسمومسازی این «فضای فکر» از طریق حاکم کردن «جبر فکری» صورت میپذیرد. در فضایی که «جبر فکری» حاکم است، آدمیان ناگزیر میشوند به روال فکری معین و فوقالعاده محدودی که ایدئولوژی حاکم تحمیل کرده بسنده کنند. «جبر فکری» یعنی عادت دادن و پیوند زدن اشکال ویژهای از اندیشه به قوانین منطق، به گونهای که تنها آن شیوهی تفکری اعتبار یابد که روند و روال و نتایج اندیشه را در چارچوبی تنگ محبوس میسازد.
رژیم اسلامگرای حاکم، برای مقابله با چنین شهروندی، بیش و پیش از هر چیز آنچه را که «فضای فکر» جامعه نام دارد، محدود و مسموم میسازد. «فضای فکر» اصطلاحی تصویری برای کلیت و جامعیت امکانات فکری فرد یا گروهی از افراد یا مردم است. محدودسازی و مسمومسازی این «فضای فکر» از طریق حاکم کردن «جبر فکری» صورت میپذیرد. در فضایی که «جبر فکری» حاکم است، آدمیان ناگزیر میشوند به روال فکری معین و فوقالعاده محدودی که ایدئولوژی حاکم تحمیل کرده بسنده کنند. «جبر فکری» یعنی عادت دادن و پیوند زدن اشکال ویژهای از اندیشه به قوانین منطق، به گونهای که تنها آن شیوهی تفکری اعتبار یابد که روند و روال و نتایج اندیشه را در چارچوبی تنگ محبوس میسازد.