آیا خداباوری محصول فرگشت زیستی ماست؟
زمانی که از باور به خدا صحبت می کنیم پیش از هر چیز باید مقصود خود را از خدا و مفهوم آن روشن سازیم. نگاهی به لیست خدایان در طول تاریخ نشان می دهد که مفهوم خدا بسیار فراتر از خدایان ادیان ابراهیمی است. به بیان دیگر، گانش پسر شیوا با سری همانند فیل در هندوستان، خدایان جزایر پلینزی، خدایان محلی سریلانکایی تامیلی، خدایان آزتکها و خدایان مصر و یونان باستان نیز خدایانی محسوب می شوند که ممکن است حتی نام آن ها را نیز نشنیده باشیم.
هر چند که امروزه خدایی چون زئوس، یکی از قدرتمندترین خدایان یونان باستان به تاریخ پیوسته و حس ایمان دینی و پرستش را در کسی زنده نمی کند اما هرکدام از این خدایان، روزگاری در گوشه ای از پهنه گیتی ، پیروانی داشته اند و برای بسیاری مقدس بوده اند. تنها در دایرةالمعارف خدایان بیش از ۲۵۰۰ خدای موجود در تاریخ بشر معرفی شده است. اما به راستی منشاء باور انسان به دین و خدا چیست؟
این موضوعی است که دانشمندان و فیلسوفان بسیاری را با خود مشغول کرده است و هر یک تلاش کرده اند پاسخی برای این پرسش بیابند که باور به خدا از چه زمانی و بر چه مبنایی در فرهنگ های مختلف بشری شکل گرفته است.
از دید فروید منشا باور دینی را باید در روان رنجوری بشر جستجو کرد و از دید دورکهایم ، دین یک برساخته اجتماعی است. ریچارد داوکینز، زیست شناس تکاملی، دین را از منظر فرگشتی و بر مبنای نظریه داروین مورد بررسی قرار می دهد و در کتاب مشهور خود (توهّم خدا) می گوید: "اگر عصب شناسان یک مرکز مرتبط با باور به خدا در مغز پیدا کنند، دانشمندان داروینیستی همانند من همچنان در پی آنند که دریابند چرا انتخاب طبیعی به گزینش چنین مرکزی انجامیده است؟"
به عبارت دیگر خواهیم پرسید چرا آن دسته از نیاکان ما که به لحاظ ژنتیکی مستعد داشتن چنین مرکزی در مغز خود بوده اند باقی مانده و تولید مثل کرده اند؟
پرسش داوکینز در حقیقت این است که دین چه کارکرد و فایده ای برای انسان داشته که با گذشت حدود ۸۰ هزار سال پیش تا کنون بشر را با خود مشغول کرده است. آیا دین عامل سازگاری انسان با محیط بوده است؟
دین، میراث فرهنگی مفید یا مضر؟
در باب اینکه دین در طول تاریخ حیات انسان فایده یا صرفه تکاملی داشته دیدگاه های مختلفی وجود دارد. برخی دین را به عنوان یک پارازیت فرهنگی می بینند که اگرچه برای میزبان انسانی خود فایده ای ندارد و چه بسا مضر هم باشد اما به مثابه انگل فرهنگی برای تکثیر و بقای خود از میزبان انسانی بهره برده است. برخی دین را عامل انسجام درون گروهی در رقابت با دیگر گروه ها می دانند و به عبارتی قائل به این نکته هستند که دین برای بقای گروه های انسانی، فایده تکاملی داشته است.
برخی بر این باورند که دین ، نه به صورت مستقیم بلکه محصول جانبی و غیرمفید از خصیصه های دیگری است که به سود سازگاری انسان با محیط بوده اند. آنها رفتار شب پره را مثال می آورند که در حرکت به سمت شعله شمع، رفتاری از خود بروز می دهد که باعث مرگ او می شود. این رفتار شب پره از دید دانشمندان ، محصول فرعی از پرواز شب پره به سمت ماه و به قصد جهت یابی بوده است.
انسان مذهبی وقت و انرژی و هزینه و حتی زندگی خود را وقف باورهایی می کند که کمترین سودی به حال او ندارد اما این رفتار از دید ریچارد داوکینز یک محصول جانبی نامطلوب یا یک انحراف از یک خصیصه دیگر است که شاید زمانی مفید بوده است. به بیان دیگر، گرایشی که در شرایط خاصی توسط نیاکان ما انتخاب شده در واقع دین نبوده است و بلکه فایده های دیگری داشته و تنها به شکلی کاملا تصادفی در قالب رفتار دینی ظاهر شده است
♻️ خداباوری از دید داروین
بحث های بسیاری بر سر تفاوت میان بی خدایی و ندانم گرایی در جریان است. خداباوران با یک معیار و شدت مشخص درگیر ایمان به خدا نیستند و بسیاری از بی خدایان نیز در قاب اندیشه خود جایی بین بی خدایی و ندانم گرایی به سر می برند. ریچارد داوکینز در کتاب توهم خدا معیاری را معرفی می کند که به اختصار DN مشهور شده است. بر این اساس عدد ۱ بیانگر اعتقاد عمیق به خدا و خداباوری حداکثری و عدد ۷ نشان دهنده بی خدایی حداکثری است. خود داوکینز درباره اینکه کجای این معیار ایستاده می گوید جایی روی شش اما متمایل به هفت.
او می افزاید من یک ندانم گرا هستم و آگنوستیک بودن من به وجود خدا به اندازه آگنوستیک بودن من به وجود پری در انتهای باغ است. چارلز داروین نیز دست کم آن گونه که از روی آثار و مکاتبات به جا مانده از او می توان دریافت، بی خدا نبوده است و در نوشته ای مربوط به سال ۱۸۷۹ یعنی سه سال پیش از مرگ می نویسد من هرگز در شدیدترین نوسان های فکری ام آتئیست به معنای منکر وجود خدا نبوده ام و فکر میکنم به طور کلی و هر چه پیرتر می شوم، اغلب تعبیر آگنوستیک ، شرح درست تری از وضعیت ذهنی من به دست می دهد...
@atheism_society
زمانی که از باور به خدا صحبت می کنیم پیش از هر چیز باید مقصود خود را از خدا و مفهوم آن روشن سازیم. نگاهی به لیست خدایان در طول تاریخ نشان می دهد که مفهوم خدا بسیار فراتر از خدایان ادیان ابراهیمی است. به بیان دیگر، گانش پسر شیوا با سری همانند فیل در هندوستان، خدایان جزایر پلینزی، خدایان محلی سریلانکایی تامیلی، خدایان آزتکها و خدایان مصر و یونان باستان نیز خدایانی محسوب می شوند که ممکن است حتی نام آن ها را نیز نشنیده باشیم.
هر چند که امروزه خدایی چون زئوس، یکی از قدرتمندترین خدایان یونان باستان به تاریخ پیوسته و حس ایمان دینی و پرستش را در کسی زنده نمی کند اما هرکدام از این خدایان، روزگاری در گوشه ای از پهنه گیتی ، پیروانی داشته اند و برای بسیاری مقدس بوده اند. تنها در دایرةالمعارف خدایان بیش از ۲۵۰۰ خدای موجود در تاریخ بشر معرفی شده است. اما به راستی منشاء باور انسان به دین و خدا چیست؟
این موضوعی است که دانشمندان و فیلسوفان بسیاری را با خود مشغول کرده است و هر یک تلاش کرده اند پاسخی برای این پرسش بیابند که باور به خدا از چه زمانی و بر چه مبنایی در فرهنگ های مختلف بشری شکل گرفته است.
از دید فروید منشا باور دینی را باید در روان رنجوری بشر جستجو کرد و از دید دورکهایم ، دین یک برساخته اجتماعی است. ریچارد داوکینز، زیست شناس تکاملی، دین را از منظر فرگشتی و بر مبنای نظریه داروین مورد بررسی قرار می دهد و در کتاب مشهور خود (توهّم خدا) می گوید: "اگر عصب شناسان یک مرکز مرتبط با باور به خدا در مغز پیدا کنند، دانشمندان داروینیستی همانند من همچنان در پی آنند که دریابند چرا انتخاب طبیعی به گزینش چنین مرکزی انجامیده است؟"
به عبارت دیگر خواهیم پرسید چرا آن دسته از نیاکان ما که به لحاظ ژنتیکی مستعد داشتن چنین مرکزی در مغز خود بوده اند باقی مانده و تولید مثل کرده اند؟
پرسش داوکینز در حقیقت این است که دین چه کارکرد و فایده ای برای انسان داشته که با گذشت حدود ۸۰ هزار سال پیش تا کنون بشر را با خود مشغول کرده است. آیا دین عامل سازگاری انسان با محیط بوده است؟
دین، میراث فرهنگی مفید یا مضر؟
در باب اینکه دین در طول تاریخ حیات انسان فایده یا صرفه تکاملی داشته دیدگاه های مختلفی وجود دارد. برخی دین را به عنوان یک پارازیت فرهنگی می بینند که اگرچه برای میزبان انسانی خود فایده ای ندارد و چه بسا مضر هم باشد اما به مثابه انگل فرهنگی برای تکثیر و بقای خود از میزبان انسانی بهره برده است. برخی دین را عامل انسجام درون گروهی در رقابت با دیگر گروه ها می دانند و به عبارتی قائل به این نکته هستند که دین برای بقای گروه های انسانی، فایده تکاملی داشته است.
برخی بر این باورند که دین ، نه به صورت مستقیم بلکه محصول جانبی و غیرمفید از خصیصه های دیگری است که به سود سازگاری انسان با محیط بوده اند. آنها رفتار شب پره را مثال می آورند که در حرکت به سمت شعله شمع، رفتاری از خود بروز می دهد که باعث مرگ او می شود. این رفتار شب پره از دید دانشمندان ، محصول فرعی از پرواز شب پره به سمت ماه و به قصد جهت یابی بوده است.
انسان مذهبی وقت و انرژی و هزینه و حتی زندگی خود را وقف باورهایی می کند که کمترین سودی به حال او ندارد اما این رفتار از دید ریچارد داوکینز یک محصول جانبی نامطلوب یا یک انحراف از یک خصیصه دیگر است که شاید زمانی مفید بوده است. به بیان دیگر، گرایشی که در شرایط خاصی توسط نیاکان ما انتخاب شده در واقع دین نبوده است و بلکه فایده های دیگری داشته و تنها به شکلی کاملا تصادفی در قالب رفتار دینی ظاهر شده است
♻️ خداباوری از دید داروین
بحث های بسیاری بر سر تفاوت میان بی خدایی و ندانم گرایی در جریان است. خداباوران با یک معیار و شدت مشخص درگیر ایمان به خدا نیستند و بسیاری از بی خدایان نیز در قاب اندیشه خود جایی بین بی خدایی و ندانم گرایی به سر می برند. ریچارد داوکینز در کتاب توهم خدا معیاری را معرفی می کند که به اختصار DN مشهور شده است. بر این اساس عدد ۱ بیانگر اعتقاد عمیق به خدا و خداباوری حداکثری و عدد ۷ نشان دهنده بی خدایی حداکثری است. خود داوکینز درباره اینکه کجای این معیار ایستاده می گوید جایی روی شش اما متمایل به هفت.
او می افزاید من یک ندانم گرا هستم و آگنوستیک بودن من به وجود خدا به اندازه آگنوستیک بودن من به وجود پری در انتهای باغ است. چارلز داروین نیز دست کم آن گونه که از روی آثار و مکاتبات به جا مانده از او می توان دریافت، بی خدا نبوده است و در نوشته ای مربوط به سال ۱۸۷۹ یعنی سه سال پیش از مرگ می نویسد من هرگز در شدیدترین نوسان های فکری ام آتئیست به معنای منکر وجود خدا نبوده ام و فکر میکنم به طور کلی و هر چه پیرتر می شوم، اغلب تعبیر آگنوستیک ، شرح درست تری از وضعیت ذهنی من به دست می دهد...
@atheism_society
ادامه مطلب بالا 👆👇
💠 خداباوری از دید فروید و از منظر فیزیولوژی مغز
باور به خدا از دید زیگموند فروید، عصب شناس و روانکاو مشهور اتریشی یک امر توهّمی است و خدا در نظر او همان مفهوم پدر است که در ذهن انسان تعالی پیدا کرده است. مفهومی که آدمی بر اثر نیازها و ناتوانی های خود در دوران کودکی به آن پناه برده است. از دید فروید باور دینی از جمله رفتارهای روان رنجورانه انسان مانند وسواس به شمار می رود. با ظهور علم مدرن، بررسی مکانیسم عمل مغز و نقش آن در باور به خدا و ماوراء الطبیعه نیز میسر شد. به تدریج منشاء توهمات دینی و درگیری ذهنی با مذهب و خدا و ارتباط آن با اختلالات شدید سامانه لیمبیک مشخص شد و انسان دانست که ادراکات و تجربیات اسرارآمیز دینی و راز و نیاز و حس پرستش و زانو زدن در برابر قدرتی فراطبیعی از کجا ناشی می شود.
مطالعه سال ۲۰۱۶ جانستون حتی امکان ارتباط بین تجربیات عمیق مذهبی از یک سو و بیماری صرع از سوی دیگر را مورد بررسی قرار می دهد. اگر بتوان دینداری را با فعالیت های الکتریکی غیرطبیعی مغز توضیح داد و باور به خدا را با کارکرد لوب گیجگاهی، دیگر جایی برای خدا و افسانه های دینی باقی نمی ماند و دین و خدا چیزی جز میراث تکاملی زیستی و چیزی جز عملکرد طبیعی مغز نیستند. یافته های داروین در زیست شناسی و صورت بندی نظریه تکامل در کنار پیشرفت های علم به خصوص در نوروساینس و علوم اعصاب به نوعی تکمیل قطعات پازل فهم ما از جهان به شمار می روند.
درست همانگونه که کپرنیک در سال ۱۵۴۳ نشان داد زمین مرکز کائنات نیست و هیچ جایگاه ویژه ای نیز در کیهان ندارد، داروین نیز به ما نشان داد که انسان نه تنها اشرف مخلوقات نیست، بلکه حتی با برنج و ماهی و شامپانزه نیز منشا یا نیای مشترک دارد.
ضمن آنکه انتخاب طبیعی، مکانیسم پیشنهادی داروین برای تکامل زیستی، جایی برای باور به خدا و افسانه های عهد عتیق که در سِفر پیدایش و داستان آفرینش آدم و حوا و هابیل و قابیل که در کتاب های دینی آمده باقی نمی گذارد. به تعبیر زیگموند فروید ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺗﻮﻫّﻢ ﺧﻮﺩﺷﯿﻔﺘﮕﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ و ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺍﯾﻦ تکبر انسان که ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﻫﻤﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﻩ است.
نوشته دکتر عرفان کسرایی،پژوهشگر فلسفه علم
@atheism_society
💠 خداباوری از دید فروید و از منظر فیزیولوژی مغز
باور به خدا از دید زیگموند فروید، عصب شناس و روانکاو مشهور اتریشی یک امر توهّمی است و خدا در نظر او همان مفهوم پدر است که در ذهن انسان تعالی پیدا کرده است. مفهومی که آدمی بر اثر نیازها و ناتوانی های خود در دوران کودکی به آن پناه برده است. از دید فروید باور دینی از جمله رفتارهای روان رنجورانه انسان مانند وسواس به شمار می رود. با ظهور علم مدرن، بررسی مکانیسم عمل مغز و نقش آن در باور به خدا و ماوراء الطبیعه نیز میسر شد. به تدریج منشاء توهمات دینی و درگیری ذهنی با مذهب و خدا و ارتباط آن با اختلالات شدید سامانه لیمبیک مشخص شد و انسان دانست که ادراکات و تجربیات اسرارآمیز دینی و راز و نیاز و حس پرستش و زانو زدن در برابر قدرتی فراطبیعی از کجا ناشی می شود.
مطالعه سال ۲۰۱۶ جانستون حتی امکان ارتباط بین تجربیات عمیق مذهبی از یک سو و بیماری صرع از سوی دیگر را مورد بررسی قرار می دهد. اگر بتوان دینداری را با فعالیت های الکتریکی غیرطبیعی مغز توضیح داد و باور به خدا را با کارکرد لوب گیجگاهی، دیگر جایی برای خدا و افسانه های دینی باقی نمی ماند و دین و خدا چیزی جز میراث تکاملی زیستی و چیزی جز عملکرد طبیعی مغز نیستند. یافته های داروین در زیست شناسی و صورت بندی نظریه تکامل در کنار پیشرفت های علم به خصوص در نوروساینس و علوم اعصاب به نوعی تکمیل قطعات پازل فهم ما از جهان به شمار می روند.
درست همانگونه که کپرنیک در سال ۱۵۴۳ نشان داد زمین مرکز کائنات نیست و هیچ جایگاه ویژه ای نیز در کیهان ندارد، داروین نیز به ما نشان داد که انسان نه تنها اشرف مخلوقات نیست، بلکه حتی با برنج و ماهی و شامپانزه نیز منشا یا نیای مشترک دارد.
ضمن آنکه انتخاب طبیعی، مکانیسم پیشنهادی داروین برای تکامل زیستی، جایی برای باور به خدا و افسانه های عهد عتیق که در سِفر پیدایش و داستان آفرینش آدم و حوا و هابیل و قابیل که در کتاب های دینی آمده باقی نمی گذارد. به تعبیر زیگموند فروید ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺗﻮﻫّﻢ ﺧﻮﺩﺷﯿﻔﺘﮕﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ و ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺍﯾﻦ تکبر انسان که ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﻫﻤﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﻩ است.
نوشته دکتر عرفان کسرایی،پژوهشگر فلسفه علم
@atheism_society
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 شهرداری از فرصت کرونا استفاده کرد و بخشی از تاریخ ساسانی و طبیعت روستای ابرندآباد و شهر شاهدیه یزد را با خاک یکسان کرد! درختان قطع شدند و بناها با لودر محو
@atheism_society
@atheism_society
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حضرت لوط در چهار هزار پانصد سال پیش گفته ای کاش من زمان امام زمان بودم بهش پناه میبردم یا ای کاش سیصد و سیزده یار امام زمان را من داشتم
روزی نیست که یه حدیث جدید تولد نشه، صد ها سال دروغ و گسترش خرافات در تار و پود افکار ما گسترش پیدا کرد اما الان زمان اونه که به کمک شبکه های اجتماعی برای همیشه این شیاد ها رو تو تاریخ دفن کنیم، بچه بسیجی مقاومت نکن سعی کن از شعورت استفاده کنی
@atheism_society
روزی نیست که یه حدیث جدید تولد نشه، صد ها سال دروغ و گسترش خرافات در تار و پود افکار ما گسترش پیدا کرد اما الان زمان اونه که به کمک شبکه های اجتماعی برای همیشه این شیاد ها رو تو تاریخ دفن کنیم، بچه بسیجی مقاومت نکن سعی کن از شعورت استفاده کنی
@atheism_society
فرزاد اشرافی، متخصص بیمارهای مغز و اعصاب، گفته است که ۲۵ نفر از بیماران مبتلا به کرونا که در بیمارستان شهدای تجریش بستری بودهاند، سکته مغزی کردهاند.
او در مصاحبهای که از شبکه خبر تلویزیون حکومت ایران پخش شد گفت که چهل تا پنجاه درصد از این افراد، زیر ۵۰ سال داشته است.
انجمن سکته مغزی ایران که یک نهاد صنفی است نیز روز ۱۴ اردیبهشت در بیانیهای با اشاره به افزایش «عوارض و ناتوانیهای ناشی از سکته مغزی» اعلام کرده بود که گزارشهای «نگرانکننده از نقش احتمالی کرونا در افزایش سکته مغزی بخصوص در افراد جوان» وجود دارد.
مقامهای وزارت بهداشت ایران تاکنون آمار دقیقی از وضعیت این گونه بیماران منتشر نکردهاند.
@atheism_society
او در مصاحبهای که از شبکه خبر تلویزیون حکومت ایران پخش شد گفت که چهل تا پنجاه درصد از این افراد، زیر ۵۰ سال داشته است.
انجمن سکته مغزی ایران که یک نهاد صنفی است نیز روز ۱۴ اردیبهشت در بیانیهای با اشاره به افزایش «عوارض و ناتوانیهای ناشی از سکته مغزی» اعلام کرده بود که گزارشهای «نگرانکننده از نقش احتمالی کرونا در افزایش سکته مغزی بخصوص در افراد جوان» وجود دارد.
مقامهای وزارت بهداشت ایران تاکنون آمار دقیقی از وضعیت این گونه بیماران منتشر نکردهاند.
@atheism_society
یک زن مومن و مسلمان باید بپذیرد
که طبق آیه 3سوره نساء
شوهرش حق دارد4زن داشته باشد
وطبق آیه 34سوره نساء شوهرش درصورت نافرمانی حق دارد
اوراکتک بزند!!
یک زن مومن ومسلمان باید بپذیرد
طبق آیه 11سوره نساء
به او ارث نیمه میرسد!!!
بایدبداندکه طبق آیه 223بقره
کشتزار مرد لقب دارد و مرد میتواندهرطورکه بخواهدبااونکاح کند!!!
یک زن مومن ومسلمان بایدبداندکه طبق آیه 34 نساء
ازمردکمتراست و مردبدلیل آنکه خرجش رامیدهدمالک اوست!!
وطبق آیه 24 نساء
میشود درجنگ اورا بعنوان یک کالاغنیمت گرفت وبااونکاح کرد!!!
@atheism_society
که طبق آیه 3سوره نساء
شوهرش حق دارد4زن داشته باشد
وطبق آیه 34سوره نساء شوهرش درصورت نافرمانی حق دارد
اوراکتک بزند!!
یک زن مومن ومسلمان باید بپذیرد
طبق آیه 11سوره نساء
به او ارث نیمه میرسد!!!
بایدبداندکه طبق آیه 223بقره
کشتزار مرد لقب دارد و مرد میتواندهرطورکه بخواهدبااونکاح کند!!!
یک زن مومن ومسلمان بایدبداندکه طبق آیه 34 نساء
ازمردکمتراست و مردبدلیل آنکه خرجش رامیدهدمالک اوست!!
وطبق آیه 24 نساء
میشود درجنگ اورا بعنوان یک کالاغنیمت گرفت وبااونکاح کرد!!!
@atheism_society
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منشا زلزله مشخص شد لطفا اطلاع رسانی کنید.
@atheism_society
@atheism_society
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناتالی امیری،خبرنگار شبکه ARD آلمان در تهران،پس از خروج از ایران (۱۳اردیبهشت۹۹):
وزارت خارجه آلمان هشدار داد که میخواهند تورا گروگان سیاسی بگیرند
ماموران امنیتی به من گفتند میدانی اینجا سر روزنامه نگارها چه می آید؟ممکن است در مسیرشان یک کامیون از مسیر منحرف شود
@atheism_society
وزارت خارجه آلمان هشدار داد که میخواهند تورا گروگان سیاسی بگیرند
ماموران امنیتی به من گفتند میدانی اینجا سر روزنامه نگارها چه می آید؟ممکن است در مسیرشان یک کامیون از مسیر منحرف شود
@atheism_society
💥رسوایی و فضاحت اسلامگرایان در استناد به روایات ضعیف برای توجیه حدیث گسترش اسلام با زور شمشیر
محل بحث٬ روایتی صد در صد صحیح از امام صادق در کتاب {الکافی کلینی ج۵ ٫ ص۷} است که میگوید: وقتی پیامبر مردم را به اسلام دعوت کرد٬ آنان تا ده سال از پذیرفتنش امتناع میکردند٬ تا اینکه الله به پیامبر دستور جنگ داد؛ و این رخداد (پذیرش اسلام با زور شمشیر) در زمان ظهور مهدی موعود نیز تکرار خواهد شد! [ حکم حدیث: «الحديث السابع : صحيح» (منبع: مرآة العقول ٫ ج ۱۸ ٫ ص ۳۲۹) ]
اسلامگرایان در تلاشی مذبوحانه٬ برای توجیه و وارونه جلوه دادن مضمون این روایت جوابیهای را منتشر کرده است که علاوه بر ضعف استدلالی٬ باز هم کما فیالسّابق عمدهی مطالب مندرج در آن بر مبنای روایات ضعیف است!!
به طور خلاصه باید گفت ادمینهای کانالهای اسلامی معتقدند: چون قافیه تنگ آید٬ روایات ضعیف هم به کار آید😉
در ادامه به نقد و بررسی جوابیهی آنان میپردازیم.
⚫️ اسلامگرایان ادعا میکند: منظور روایت این است که از شمشیر صرفاً برای برداشتن موانعی استفاده میشود که به هیچوجه موانع علمی و عقلانی در برابر اسلام و دعوت پیامبر نبودند! بلکه از زور شمشیر فقط در برابر دستهای از مشرکین استفاده میشد که با ارعاب و شکنجهی تازه مسلمانان٬ مانع گسترش دین میشدند!
#پاسخ:
بر خلاف ادعای نویسندهی مسلمان٬ رویکرد اسلام در قبال همهی مشرکین (چه آنها که با مسلمین بجنگند و چه آنها که آزاری به کسی نرسانند) چیزی نیست جز «پذیرش اسلام یا قتل». چنانکه آیت الله خمینی در تحریر الوسیله جلد ۲ صفحه ۵۳۰ در این رابطه میگوید:
از غير سه طايفه زرتشتی و مسیحی و یهودی،(یعنی از مشرکین) چيزى قبول نمىشود مگر اسلام يا قتل.
متاسفانه نویسندهی مسلمان از بدیهیترین دستورات دینی خود اطلاع ندارد و بنا دارد روایت ائمهی معصومش را تفسیر به رأی کند. اما کار به این جا هم ختم نمیشود! اسلامگرایان برای اثبات موضع اشتباه و جاهلانهی خود٬ دست به دامن تعدادی روایت ضعیف میشود که به ترتیب آنها را بررسی میکنیم:
❶ سلسله راویان روایت شماره ۱ مندرج در مقاله نویسندهی مسلمان به شرح زیر است:
[حَدثنَا يحيى قَالَ حَدثنَا بن أَبى مَرْيَم قَالَ أَنبأَنَا بن لَهِيعَة عَن أَبى الْأسود عَن عُرْوَة بن الزبير عَن الْمسور بن مخرمَة عَن أَبِيه]
در سند فوق عبد الله بن لهيعة الحضرمي وجود دارد که شخصی ضعیف الحدیث و مدلس است٬ چنانکه علمای اسلام در مورد وی گفته اند:
۱) قال النسائي: عَبد الله بن لَهِيعَة بن عقبة أبو عَبد الرحمن المصري ضعيف
٢) يَحْيى، قال: عَبد الله بن لَهِيعَة بن عقبة الحضرمي ضعيف
٣) قال الخطيب «فمن ثم كثرت المناكير في روايته لتساهله»
۴) أبو عيسى الترمذي: ضعيف عند أهل الحديث
۵) ابن الجوزي: وَابْن لَهِيعَة ذَاهِبالحَدِيث
۶) أبو القاسم بن بشكوال: اختلط، فمن روى عنه قبل الاختلاط فلا بأس به، وكان قبل الاختلاط كثير الوهم، كثير الخطأ، واحترقت كتبه و أبو بكر البيهقي: لا يحتج به
۷) قال الحافظ البيهقي: أجمع أصحاب الحديث على ضعف ابن لهيعة
لازم به ذکر است که این راوی در طبقه ۵ مدلسین قرار دارد، به عبارتی حتی اگر اسلامگرایان بخواهند سعی کند این راوی را به مرتبه صدوق برساند باز هم به دلیل تدلیس معنعنه وی پذیرفته نمیشود؛ در کتاب طبقات المدلسين ابن حجر، این راوی در شماره ۱۴۰ در مرتبه ۵ (المرتبة الخامسة) مدلسین قرار میگیرد فلذا سند حدیث در نهایت ضعف است.
ادامه دارد
@atheism_society
محل بحث٬ روایتی صد در صد صحیح از امام صادق در کتاب {الکافی کلینی ج۵ ٫ ص۷} است که میگوید: وقتی پیامبر مردم را به اسلام دعوت کرد٬ آنان تا ده سال از پذیرفتنش امتناع میکردند٬ تا اینکه الله به پیامبر دستور جنگ داد؛ و این رخداد (پذیرش اسلام با زور شمشیر) در زمان ظهور مهدی موعود نیز تکرار خواهد شد! [ حکم حدیث: «الحديث السابع : صحيح» (منبع: مرآة العقول ٫ ج ۱۸ ٫ ص ۳۲۹) ]
اسلامگرایان در تلاشی مذبوحانه٬ برای توجیه و وارونه جلوه دادن مضمون این روایت جوابیهای را منتشر کرده است که علاوه بر ضعف استدلالی٬ باز هم کما فیالسّابق عمدهی مطالب مندرج در آن بر مبنای روایات ضعیف است!!
به طور خلاصه باید گفت ادمینهای کانالهای اسلامی معتقدند: چون قافیه تنگ آید٬ روایات ضعیف هم به کار آید😉
در ادامه به نقد و بررسی جوابیهی آنان میپردازیم.
⚫️ اسلامگرایان ادعا میکند: منظور روایت این است که از شمشیر صرفاً برای برداشتن موانعی استفاده میشود که به هیچوجه موانع علمی و عقلانی در برابر اسلام و دعوت پیامبر نبودند! بلکه از زور شمشیر فقط در برابر دستهای از مشرکین استفاده میشد که با ارعاب و شکنجهی تازه مسلمانان٬ مانع گسترش دین میشدند!
#پاسخ:
بر خلاف ادعای نویسندهی مسلمان٬ رویکرد اسلام در قبال همهی مشرکین (چه آنها که با مسلمین بجنگند و چه آنها که آزاری به کسی نرسانند) چیزی نیست جز «پذیرش اسلام یا قتل». چنانکه آیت الله خمینی در تحریر الوسیله جلد ۲ صفحه ۵۳۰ در این رابطه میگوید:
از غير سه طايفه زرتشتی و مسیحی و یهودی،(یعنی از مشرکین) چيزى قبول نمىشود مگر اسلام يا قتل.
متاسفانه نویسندهی مسلمان از بدیهیترین دستورات دینی خود اطلاع ندارد و بنا دارد روایت ائمهی معصومش را تفسیر به رأی کند. اما کار به این جا هم ختم نمیشود! اسلامگرایان برای اثبات موضع اشتباه و جاهلانهی خود٬ دست به دامن تعدادی روایت ضعیف میشود که به ترتیب آنها را بررسی میکنیم:
❶ سلسله راویان روایت شماره ۱ مندرج در مقاله نویسندهی مسلمان به شرح زیر است:
[حَدثنَا يحيى قَالَ حَدثنَا بن أَبى مَرْيَم قَالَ أَنبأَنَا بن لَهِيعَة عَن أَبى الْأسود عَن عُرْوَة بن الزبير عَن الْمسور بن مخرمَة عَن أَبِيه]
در سند فوق عبد الله بن لهيعة الحضرمي وجود دارد که شخصی ضعیف الحدیث و مدلس است٬ چنانکه علمای اسلام در مورد وی گفته اند:
۱) قال النسائي: عَبد الله بن لَهِيعَة بن عقبة أبو عَبد الرحمن المصري ضعيف
٢) يَحْيى، قال: عَبد الله بن لَهِيعَة بن عقبة الحضرمي ضعيف
٣) قال الخطيب «فمن ثم كثرت المناكير في روايته لتساهله»
۴) أبو عيسى الترمذي: ضعيف عند أهل الحديث
۵) ابن الجوزي: وَابْن لَهِيعَة ذَاهِبالحَدِيث
۶) أبو القاسم بن بشكوال: اختلط، فمن روى عنه قبل الاختلاط فلا بأس به، وكان قبل الاختلاط كثير الوهم، كثير الخطأ، واحترقت كتبه و أبو بكر البيهقي: لا يحتج به
۷) قال الحافظ البيهقي: أجمع أصحاب الحديث على ضعف ابن لهيعة
لازم به ذکر است که این راوی در طبقه ۵ مدلسین قرار دارد، به عبارتی حتی اگر اسلامگرایان بخواهند سعی کند این راوی را به مرتبه صدوق برساند باز هم به دلیل تدلیس معنعنه وی پذیرفته نمیشود؛ در کتاب طبقات المدلسين ابن حجر، این راوی در شماره ۱۴۰ در مرتبه ۵ (المرتبة الخامسة) مدلسین قرار میگیرد فلذا سند حدیث در نهایت ضعف است.
ادامه دارد
@atheism_society
💥رسوایی و فضاحت اسلامگرایان در استناد به روایات ضعیف برای توجیه حدیث گسترش اسلام با زور شمشیر
#بخش_دوم
در بخش قبلی اشاره کردیم که برخلاف ادعای نویسندهی مسلمان، بر طبق حکم اسلام ناب محمدی! اساساً مشرکین حق زیستن در جامعهی اسلامی را ندارند و اگر مسلمان نشوند، با شمشیر پاسخ داده میشوند! اما کانال اسلامگرا برای کتمان این حقیقت دست به دامن احادیث ضعیف شدهاست! (جالب است که همین کانال اسلامی پیش از این سلسله مقالاتی در لزوم اعتقاد به وجود احادیث ضعیف و جعلی منتشر کرده بود و مدعی شده بود که باید از حجت قرار دادن چنین احادیثی حذر کرد!). در ادامه به بررسی سندی سایر احادیثی که مورد استناد کانال اسلامگرا قرار گرفتهاست میپردازیم.
❷ سلسله راویان روایت شماره ۲ مندرج در مقاله نویسندهی مسلمان به شرح زیر است:
[عَبْدُ الْوَارِثِ بْنُ عَبْدِ الصَّمَدِ، حَدَّثَنَا أَبِي، حَدَّثَنَا أَبَانٌ الْعَطَّارُ، حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ عُرْوَةَ، عَنْ عُرْوَة]
اما این روایت نیز مرسل و فاقد حجیت است، زیرا «عروة بن زبیر» تابعی است و پیامبر را در زمان مکه درک نکرده (او ۱۵ سال پس از فوت پیامبر متولد شد) که سخنش در مورد آن زمان اعتبار داشته باشد. اما نکتهی جالب توجه این است که همین کانال اسلامگرا در پستهای قبلی خود این راوی را شخصی دروغگو و فاسق معرفی کرده و سخنانش را فاقد وجاهت خوانده بود! (برای مشاهده اینجا کلیک کنید). نتیجه اینکه اساساً کلیشهی «روایت ضعیف و جعلی و...» چیزی نیست جز ملعبهی دکانداران دین برای فریب باورمندان سادهلوح.
#نکته:
ذکر این مسئله لازم است که در متن روایات نیز هیچ تاییدی بر استدلال نویسندهی مسلمان وجود ندارد! چرا که مطابق این روایات٬ مشرکان مکه صرفاً با بیان این که «چرا از دین پدرانتان برگشتید؟» موجب آن شدند که افراد از دین محمد بازگردند! گویا معتقدند همین سخن مشرکان هم مستوجب آن است که آنان با شمشیر اسلام قلع و قمع نمود!
از طرفی این روایات نشان میدهد محمد دستکم در برههای از زمان٬ در آزادی کامل به تبلیغ اسلام نزد عامه مردم پرداخته است! حال آنکه در دین اسلام اساساً پیروان هیچ دینی غیر از اسلام به هیچ عنوان حق تبلیغ دین خود را ندارند و حتی نمیتوانند برای خود عبادتگاه احداث کنند! آیت الله خمینی در این رابطه به صراحت میگوید:
[ كفّار- ذمّى باشند يا نه- حق ندارند در بلاد مسلمين، مذاهب فاسدشان را تبليغ نمايند و كتابهاى ضالّه را در آنها منتشر كنند و مسلمين و فرزندان آنها را به مذاهب باطلشان دعوت نمايند. و تعزير آنها واجب است و بر اولياى دول اسلامى است كه آنها را از اين كار به هر وسيله مناسب، جلوگيرى كنند. و بر مسلمين واجب است كه از كتابها و مجالس آنها احتراز نمايند و فرزندانشان را از آن منع كنند. و اگر از كتابها و اوراق ضالّه آنها چيزى به ايشان برسد محو آنها واجب است ]
#منبع: تحرير الوسيله ٫ جلد۲ ٫ صفحه۵۴۰
[اهل كتاب و كسى كه در حكم آنها است، جايز نيست كه معابدى مانند بيعهها و كنيسهها و صومعهها و آتشكدهها و غير آنها را در بلاد اسلام، احداث نمايند؛ و اگر آنها را احداث نمودند بر والى مسلمين واجب است كه آنها را از بين ببرد.]
#منبع: تحرير الوسيله ٫ جلد۲ ٫ صفحه۵۳۷
#نتیجه آنکه مشرکان مکه در مقایسه با اسلام ناب محمدی به مراتب نرمش و مدارای بیشتری نسبت به پیروی مردم از ادیان دیگر به خرج میدادند!
ادامه دارد
@atheism_society
#بخش_دوم
در بخش قبلی اشاره کردیم که برخلاف ادعای نویسندهی مسلمان، بر طبق حکم اسلام ناب محمدی! اساساً مشرکین حق زیستن در جامعهی اسلامی را ندارند و اگر مسلمان نشوند، با شمشیر پاسخ داده میشوند! اما کانال اسلامگرا برای کتمان این حقیقت دست به دامن احادیث ضعیف شدهاست! (جالب است که همین کانال اسلامی پیش از این سلسله مقالاتی در لزوم اعتقاد به وجود احادیث ضعیف و جعلی منتشر کرده بود و مدعی شده بود که باید از حجت قرار دادن چنین احادیثی حذر کرد!). در ادامه به بررسی سندی سایر احادیثی که مورد استناد کانال اسلامگرا قرار گرفتهاست میپردازیم.
❷ سلسله راویان روایت شماره ۲ مندرج در مقاله نویسندهی مسلمان به شرح زیر است:
[عَبْدُ الْوَارِثِ بْنُ عَبْدِ الصَّمَدِ، حَدَّثَنَا أَبِي، حَدَّثَنَا أَبَانٌ الْعَطَّارُ، حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ عُرْوَةَ، عَنْ عُرْوَة]
اما این روایت نیز مرسل و فاقد حجیت است، زیرا «عروة بن زبیر» تابعی است و پیامبر را در زمان مکه درک نکرده (او ۱۵ سال پس از فوت پیامبر متولد شد) که سخنش در مورد آن زمان اعتبار داشته باشد. اما نکتهی جالب توجه این است که همین کانال اسلامگرا در پستهای قبلی خود این راوی را شخصی دروغگو و فاسق معرفی کرده و سخنانش را فاقد وجاهت خوانده بود! (برای مشاهده اینجا کلیک کنید). نتیجه اینکه اساساً کلیشهی «روایت ضعیف و جعلی و...» چیزی نیست جز ملعبهی دکانداران دین برای فریب باورمندان سادهلوح.
#نکته:
ذکر این مسئله لازم است که در متن روایات نیز هیچ تاییدی بر استدلال نویسندهی مسلمان وجود ندارد! چرا که مطابق این روایات٬ مشرکان مکه صرفاً با بیان این که «چرا از دین پدرانتان برگشتید؟» موجب آن شدند که افراد از دین محمد بازگردند! گویا معتقدند همین سخن مشرکان هم مستوجب آن است که آنان با شمشیر اسلام قلع و قمع نمود!
از طرفی این روایات نشان میدهد محمد دستکم در برههای از زمان٬ در آزادی کامل به تبلیغ اسلام نزد عامه مردم پرداخته است! حال آنکه در دین اسلام اساساً پیروان هیچ دینی غیر از اسلام به هیچ عنوان حق تبلیغ دین خود را ندارند و حتی نمیتوانند برای خود عبادتگاه احداث کنند! آیت الله خمینی در این رابطه به صراحت میگوید:
[ كفّار- ذمّى باشند يا نه- حق ندارند در بلاد مسلمين، مذاهب فاسدشان را تبليغ نمايند و كتابهاى ضالّه را در آنها منتشر كنند و مسلمين و فرزندان آنها را به مذاهب باطلشان دعوت نمايند. و تعزير آنها واجب است و بر اولياى دول اسلامى است كه آنها را از اين كار به هر وسيله مناسب، جلوگيرى كنند. و بر مسلمين واجب است كه از كتابها و مجالس آنها احتراز نمايند و فرزندانشان را از آن منع كنند. و اگر از كتابها و اوراق ضالّه آنها چيزى به ايشان برسد محو آنها واجب است ]
#منبع: تحرير الوسيله ٫ جلد۲ ٫ صفحه۵۴۰
[اهل كتاب و كسى كه در حكم آنها است، جايز نيست كه معابدى مانند بيعهها و كنيسهها و صومعهها و آتشكدهها و غير آنها را در بلاد اسلام، احداث نمايند؛ و اگر آنها را احداث نمودند بر والى مسلمين واجب است كه آنها را از بين ببرد.]
#منبع: تحرير الوسيله ٫ جلد۲ ٫ صفحه۵۳۷
#نتیجه آنکه مشرکان مکه در مقایسه با اسلام ناب محمدی به مراتب نرمش و مدارای بیشتری نسبت به پیروی مردم از ادیان دیگر به خرج میدادند!
ادامه دارد
@atheism_society
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معجزه امام خامنه ای
@atheism_society
@atheism_society
بر اساس این روایت اگه کشورهایی مثل آلمان و نیوزلند و اسکاتلند و انگلیس و ... رو که رهبرای اونا خانم هستن با کشورایی مثل ایران، افغانستان، پاکستان و عربستان مقایسه کنید به میشه به این نتیجه رسید که محمد احمقی بیش نبود.
@atheism_society
@atheism_society
بنابر خبرهای غیررسمی، ناو جماران در شلیکی اشتباه ناوچه کنارک را هدف موشکهای خود قرار داده است و شماری از پرسنل این ناوچه جانباخته یا مفقود شدهاند
@atheism_society
@atheism_society
گزارشهای تایید نشده حاکی از این است که ناو جماران متعلق به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی در شلیکی اشتباه یک ناوچه خودی متعلق به همین ارتش را هدف موشک قرار داده است.
برخی از خبرنگاران خبرگزاریهای نزدیک به حکومت شامگاه یکشنبه ۲۱ اردیبهشت / ۱۰ مه در شبکههای اجتماعی خبر دادند که یک ناو نیروی دریایی ارتش در جریان یک رزمایش یک ناوچه خودش را به اشتباه هدف حمله قرار داده است.
اطلاعات مختلفی در مورد تعداد موشکها و نحوه اصابت منتشر شده اما هیچکدام هنوز به تایید رسمی نرسیده است.
یاسر حزباوی که زمانی دبیر ستاد هرمزگان سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری بوده است در توییتر نوشته است منطقه حمله جاسک بوده است:
«علی الظاهر ناوشکن جماران تو مانور اشتباهی ناوچه کنارک رو تو منطقه جاسک با موشک دریا به دریا زده و غرق کرده! گفته میشه حدود ۴۰ نفر مفقود هستند!»
@atheism_society
برخی از خبرنگاران خبرگزاریهای نزدیک به حکومت شامگاه یکشنبه ۲۱ اردیبهشت / ۱۰ مه در شبکههای اجتماعی خبر دادند که یک ناو نیروی دریایی ارتش در جریان یک رزمایش یک ناوچه خودش را به اشتباه هدف حمله قرار داده است.
اطلاعات مختلفی در مورد تعداد موشکها و نحوه اصابت منتشر شده اما هیچکدام هنوز به تایید رسمی نرسیده است.
یاسر حزباوی که زمانی دبیر ستاد هرمزگان سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری بوده است در توییتر نوشته است منطقه حمله جاسک بوده است:
«علی الظاهر ناوشکن جماران تو مانور اشتباهی ناوچه کنارک رو تو منطقه جاسک با موشک دریا به دریا زده و غرق کرده! گفته میشه حدود ۴۰ نفر مفقود هستند!»
@atheism_society
در فرقه جعلى تشيع فتواهايى ميبينيد كه حتى حيوانات درنده هم از ديدنش تعجب ميكنند
سكس كردن يك كودك با مادر بزرگ خانه البته با كمك
@atheism_society
سكس كردن يك كودك با مادر بزرگ خانه البته با كمك
@atheism_society
نقش نیروهای دریایی سپاه پاسداران در اصابت ناوچه کنارک
سلسله مراتب معاونت نیروهای ضربتی سپاه پاسداران تحت امر فرماندهی کل سپاه
در حالیکه در گزارشهای ابتدایی، ناو جماران متعلق به نیروی دریایی ارتش عامل حمله موشکی به ناوچه کنارک عنوان شده بود، گزارشهای تازهای منتشر شده که حاکی از هدف قرار گرفتن ناوچه کنارک از جانب یک قایق موشکانداز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
ناوچه کنارک حدود ساعت چهار عصر یکشنبه ۲۱ اردیبهشت هدف حداقل یک موشک قرار گرفت و دهها نفر از پرسنل آن کشته و زخمی شدند.
اگرچه گزارشهای اولیه، ناو جماران را عامل این حمله معرفی میکردند اما اکنون گزارشهایی منتشر میشود که ابعاد دیگری از این واقعه را بیان میکنند.
از جمله صفحه خبری «بلندای آسمان» که اخبار نیروهای نظامی ایران را منتشر میکند، گزارش داده که ناو جماران ساعت ۱۱ پیش از ظهر روز یکشنبه محل تمرین دریایی را ترک کرده بود و اصلا در محل حضور نداشته که بخواهد ناوچه کنارک را هدف قرار دهد.
بر اساس این گزارش، این یک قایق موشکانداز تندر متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که ناوچه کنارک را با موشک یا موشکهای خود هدف قرار داد و سپس نیز از منطقه متواری شد.
مقامهای رسمی یا نهادهای نظامی جمهوری اسلامی هنوز درباره این گزارشها اظهارنظر نکردهاند اما با توجه به دروغگویی و پنهانکاری سابقهدار آنها و نیز دروغهای اولیه آنها درباره علت فاجعه اخیر، نباید انتظار بیان حقیقت را از سوی آنها داشت.
@atheism_society
سلسله مراتب معاونت نیروهای ضربتی سپاه پاسداران تحت امر فرماندهی کل سپاه
در حالیکه در گزارشهای ابتدایی، ناو جماران متعلق به نیروی دریایی ارتش عامل حمله موشکی به ناوچه کنارک عنوان شده بود، گزارشهای تازهای منتشر شده که حاکی از هدف قرار گرفتن ناوچه کنارک از جانب یک قایق موشکانداز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
ناوچه کنارک حدود ساعت چهار عصر یکشنبه ۲۱ اردیبهشت هدف حداقل یک موشک قرار گرفت و دهها نفر از پرسنل آن کشته و زخمی شدند.
اگرچه گزارشهای اولیه، ناو جماران را عامل این حمله معرفی میکردند اما اکنون گزارشهایی منتشر میشود که ابعاد دیگری از این واقعه را بیان میکنند.
از جمله صفحه خبری «بلندای آسمان» که اخبار نیروهای نظامی ایران را منتشر میکند، گزارش داده که ناو جماران ساعت ۱۱ پیش از ظهر روز یکشنبه محل تمرین دریایی را ترک کرده بود و اصلا در محل حضور نداشته که بخواهد ناوچه کنارک را هدف قرار دهد.
بر اساس این گزارش، این یک قایق موشکانداز تندر متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که ناوچه کنارک را با موشک یا موشکهای خود هدف قرار داد و سپس نیز از منطقه متواری شد.
مقامهای رسمی یا نهادهای نظامی جمهوری اسلامی هنوز درباره این گزارشها اظهارنظر نکردهاند اما با توجه به دروغگویی و پنهانکاری سابقهدار آنها و نیز دروغهای اولیه آنها درباره علت فاجعه اخیر، نباید انتظار بیان حقیقت را از سوی آنها داشت.
@atheism_society